زبان تصویر به عنوان یکی از مؤثرترین وسایل ارتباطی قادر به نشر دانش و فرهنگ بوده است، تمبر نیز به عنوان وسیله ایی که تصویر را منتقل می کند. نمود وسیعی از انتقال دانش و فرهنگ های متفاوت به شمار می رود. هدف این مقاله مطالعه نقوش اسلیمی و ختایی در طراحی تمبرهای سیاسی دوره پهلوی دوم می باشد. برای دستیابی به این امر، ابتدا تمبرهایی با مضمون سیاسی شامل نقوش اسلیمی و ختایی، مورد مطالعه قرار گرفت. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است و در پی یافتن وجود نقوش اسلیمی و ختایی و کاربرد این نقوش در تمبرهای این دوره هستیم. در بررسی به این مورد دست یافتیم که نقوش اسلیمی و ختایی علاوه بر بار نمادین، بخشی از عناصر تزیینی محسوب می شود تا افراد با فرهنگ و هویت ایرانی آشنا شوند و با کمک گرفتن کیفیت زیباشناختی، استعداد و قابلیت عناصر نقوش اسلیمی و ختایی به طراحی تمبر بپردازند.
بینش و روش در تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی و ابوعلی مسکویه ی رازی دارای شباهت ها و تمایزات قابل تاملی ست. این گزاره، فرضیه ی بنیادی این پژوهش است. بر همین اساس فهم این همسانی ها و تفاوت ها هم در چگونگی و روش دست یابی به حقیقت در مطالعات تاریخی نزد این دو مورخ می تواند قابل پرسش باشد و هم در بینش تاریخی آنها. زمینه های پژوهشی غیر یکسان، اتخاذ روش های مبتنی بر استدلال های عقلی در تفسیر رویدادهای تاریخی و غیره تنها بخشی از این بسترهای مقایسه می تواند باشد. این در شرایطی ست که به نظر می رسد گفتمان، زمینه های پژوهشی و تجربیات زیسته ی این دو شخصیت بر نگرش های تاریخی آنها تاثیرات عمیقی بر جای نهاده باشد. رویکرد تاریخ نگارانه ی ابوعلی مسکویه با گرایشی معطوف به فهم مناسبات قدرت، رنگ سیاسی و عملی تری به خود می گیرد و از جانب دیگر فرهنگ در تمامی شاخه های آن وجه غالب در مطالعات تاریخی ابوریحان را به خود اختصاص می دهد. این پژوهش با روشی قیاسی- توصیفی- تحلیلی در صدد تبیین این دوگونه بینش در مطالعات تاریخی ست.