یکی از مسائل مهم تاریخ ایران، جایگاه خاندان دیوانی و محلی و چگونگی تعامل و روابط آنان با مردم و دولت مرکزی است. خاندان نایب الصدر شیرازی، از خاندان محلی و طریقت مدار شهر شیراز، در دوره ی قاجار به شمار می روند که در تحولات سیاسی و فرهنگی این دوره نقش بسزایی ایفا نموده اند. علل رسوخ این خاندان در اهالی شیراز و تأثیرات فرهنگی و سیاسی آنان مسأله غامض و قابل درنگی است که چندان به آن پرداخته نشده است. نظر به اهمیت بحث، این جستار با کاربست روش توصیفی- تحلیلی، بر آن است جایگاه فرهنگی و سیاسی خاندان نایب الصدر شیرازی در دوره ی قاجار را، مورد تبیین و بررسی قرار دهد. یافته های تحقیق نشان می دهند: مدارا، خوشنامی، مردمی بودن و اقدامات عام المنفعه ی این خاندان، شهرت مردم شیراز به درویش دوستی، در کنار جلب هیئت حاکمه ی قاجار و تصدی منصب نایب الصدری شیراز از جمله عوامل رسوخ و نفوذ آنان در اهالی شیراز بوده است. این خاندان با درآمیختن طریقت و سیاست توانستند از حمایت سیاسی و مادی حکومت در راستای اقدامات فرهنگی و سیاسی و در عین حال اشاعه ی طریقت خویش بهره مند شوند. به طوری که با شکل گیری انقلاب مشروطه شاخه ی مونس علیشاهی آن به عنوان اولین منادیان مشروطه طلبی در فارس، با اقداماتی نظیر: تشکیل انجمن اسلامی، مشارکت در تأسیس حزب دموکرات فارس، انتشار روزنامه ی احیا، مقاومت در برابر دست اندازی های انگلیسی ها در جنوب، نقش مهمی در ترویج اصول و مبانی مشروطه خواهی و تنویر افکار مردمی در این برهه ی زمانی ایفا نمودند.
نیروهای نظامی بریتانیا پس از صد و پنجاه سال سلطه بر خلیج فارس، در سال های پایانی دهه 1960 منطقه را ترک کردند. بر اساس دکترین نیکسون که در تاریخ 25 جولای 1969 در یک کنفرانس مطبوعاتی در گوام مطرح شد، دو دولت ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت ممتاز در منطقه، این فرصت را یافتند که خلاءِ موجود را پر کنند. به این ترتیب منافع ملی و منطقه ای دو کشور همسایه، بیش از پیش به هم گره خورد. انعکاس مناسبات احتیاط آمیز دو کشور در مطبوعات آن ها، که به نوبه خود فاقد شخصیت مستقل بودند، به وضوح قابل تشخیص است. در این پژوهش به چهار رویداد «انعکاس مرگ ملک فیصل، سفر ملک خالد به ایران، مشاجره بر سر تغییر نام خلیج فارس و تأسیس خبرگزاری خلیج،» در سطح مطبوعات دو کشور پرداخته می شود. مسأله اصلی در این تحقیق، نحوه عملکرد لایه زیرین و ناپیدایی است که در موقعیت های مختلف، چگونگی انعکاس اخبار و تحلیل حوادث را به مطبوعات دیکته می کرده است. یافته های این تحقیق، با استفاده از روش تاریخی و به کمک اسناد آرشیوی آشکار می سازد که در عربستان سعودی وزارت اطلاعات آن کشور و در ایران، علاوه بر دربار، وزارت امور خارجه مطبوعات را در توزیع و چگونگی انعکاس اخبار هدایت می کرده اند.