اقشار و اقوام گوناگونی در تشکیل جماعات دیاسپورایی مسلمانان در مالابار مؤثر بودند که از دو گروه بومی و مهاجر و یک گروه دورگه تشکیل می شد، اما شامل اقشار متنوعی بود که از حاکمان محلی هند، «بازرگانان غریب و شهری (بومی)» تا دلال های دورگه هندو ـ مسلمان (ماپیله) را دربرمی گرفتند. صوفیان ایرانی نیز در این جوامع حضور داشتند. به نظر می رسد که در این نوع جوامع دیاسپورایی، نوع رابطه میان این اقشار و سازوکارِ این ارتباط تحت تأثیر کسانی شکل می گرفت که قدرت خود را از نفوذ و منزلت اجتماعی به دست می آوردند. از این رو، مقاله حاضر بر آن است که با روش تحقیق تاریخی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، با مدّ نظر قراردادن الگوی نظری دیاسپورا، جایگاه و نقش صوفیان یادشده را در دیاسپورای مسلمانان در سواحل مالابار بررسی کند. یافته های تحقیق در جهت تأیید فرضیه بوده و حاکی از آن است که صوفیان به عنوان تأمین کننده فضای تعامل و همکاری و تفاهم میان جماعات مهاجر و بومی در درون جوامع دیاسپورای مسلمانان عمل می کردند.
فاصله گرفتن از تاریخ و پرسش از آن یا به عبارتی، معرفت سوژه به سوژه را می توان، ویژگی برجسته مورخان عصر جدید دانست و سرچشمه این تحول را آگاهی از فردیت و التفات به شأن تاریخیت انسان قلمداد کرد. انتقال شمه ای از این تحول فکری به ایران، برای نخستین بار در دوره ناصری ذیل نهضت ترجمه صورت گرفت و باعث آشنایی با آثار فلسفی و علمی دانشمندان و فلاسفه اروپایی شد. تحول تفکر و اندیشه و تحول ذهنی و عقلی در میان نخبگان ایرانی و آگاهی از فردیت، زمینه جریان انتقادی نسبت به باورها و اعتقادات سنتی کهن از جمله انتقاد در حوزه انسان گرایی و تاریخ و تاریخ نگاری را به وجود آورد. در این نوشتار، تحول و جایگاه «من فردی»در تاریخ نگاری نوین ایران با شیوه تحلیل متن و با تکیه بر خاطرات عصر قاجار مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش درباره این مسئله با ارجاع به 42 اثر خاطره نگاری در دوره قبل و بعد از مشروطه، نشان از تأثیر مستقیم «منِ فردی» در شکل گیری تاریخ نگاری نوین ایران در پوششِ خاطره نگاری دارد؛ همچنین می توان تحول فردیت رابا تبلورآن در خودآگاهی جمعی و التفات به شأن تاریخیت انسان با وقوع انقلاب مشروطه و نیاز به ثبت آن،در این آثار ردیابی کرد.
ملی شدن صنعت نفت در ایران و به دنبال آن کودتای 28 مرداد و بررسی رفتار سیاسی کشورهای درگیر در این مسأله از زوایای بسیاری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اما پژوهشی مبتنی بر اسناد و مطبوعات آمریکا، به عنوان بازیگر اصلی این برهه از تاریخ ایران، به شکلی مستدل انجام نگرفته است. پژوهش حاضر به روش تحلیل تاریخی و با تکیه بر اسناد وزارت خارجة آمریکا و روزنامة نیویورک تایمز، در پی آن است تا ضمن ارائه تصویری شفاف از موضع سیاستمداران آمریکا، خوانش و برداشت آنان از دورة ملی شدن نفت و علل ناکامی دکتر مصدق از منظر این اسناد را مورد واکاوی قرار دهد. در واقع مسألة اصلی در پژوهش حاضر این است که نگرش دولتمردان و جامعة آمریکا به ملی شدن صنعت نفت و روی کار آمدن دکتر مصدق بر اساس اسناد موجود، بر چه اصولی استوار بوده و ناکامی دکتر مصدق ریشه در کدام روند تاریخی و رفتاری نهفته بوده است.
همدان از دیرباز میزبان اقوام و پیروان ادیان مختلف بوده است، که یهودیان یکی از آنان به شمار می روند. موقعیت جغرافیایی و اقتصادی همدان و قرار گرفتن آن بر سر راه بازرگانی بین النهرین، سبب گردید که یهودیان در دوره ی قاجار این شهر را مرکز فعالیت های اقتصادی خود در غرب ایران قرار دهند. تراکم جمعیت و آزادی نسبی یهودیان در همدان در دوره ی قاجار باعث گردید که آنان در فعالیت های اقتصادی، مانند بازرگانی با بین النهرین، پزشکی و عتیقه فروشی، به پیشرفت های قابل توجهی دست یابند؛ گرچه این فعالیت ها پیوسته تحت تأثیر چگونگی روابطشان با اکثریت مسلمان و وقایع بین المللی، مانند جنگ جهانی اول، قرار داشت.
نگارندگان ، با رویکردی تاریخی و با تکیه بر منابع کلاسیک، سفرنامه ها و اسناد، کوشیده اند ضمن بررسی اجمالی اوضاع اجتماعی یهودیان در همدان، به طور خاص، به فعالیت های اقتصادی آنان در دوره ی قاجار و تأثیر آن بر جایگاه اجتماعی شان بپردازند. این پژوهش بر اساس تحلیل داده های تاریخی انجام شده است.