با توجه به اولویت امنیت برای هر نظام سیاسی، می توان رخداد و پیروزی انقلاب را به معنای ناتوانی رژیم ساقط شده (پیشین) از تمهید و تامین امنیت ملی آن دانست. ازاین رو، برسی سازوکارهای امنیتی و ساختار آنها می تواند الگویی آسیب شناختی از مسیرهای دستیابی به امنیت ملی ارائه نماید. پرداختن به این موضوع، امری مهم می باشد که کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. در نوشتار پیش رو، به صورت اجمالی سازوکارهای فوق الذکر در رژیم پهلوی دوم بررسی شده است که فی نفسه گام اولیه در شناخت و تبیین الگوی امنیت ملی و لذا تحلیل امنیتی سقوط آن رژیم به شمار می آید.
امروزه ورود رسمی تاریخ شفاهی (oral history) به عرصه تاریخ نگاری در بسیاری از مراکز علمی و تحقیقاتی و دانشگاهی جهان، چشم اندازی جدید در مقابل مورخان و محققان گشوده است. با طرح تاریخ شفاهی، فرصتی به دست آمد تا به موضوعات، وقایع ، حوادث و پدیده های تاریخی و زوایای پنهان و پیدای آنها از منظری نو نگریسته شود. تاریخ شفاهی ، تکنیک، روش و شیوه ای است که با استفاده از ابزاری چون ضبط صوت و دوربین فیلم برداری (صوت و تصویر) خاطرات، مشاهدات و مسموعات عامل (هدایت کننده، مجری و نقش آفرین) و یا شاهد و حاضر یک صحنه، رویداد و واقعه تاریخی را در قالب کلام و سخن (گفت) ثبت و ضبط می نماید.عمر تاریخ شفاهی به شکل امروز آن در جهان، به سال 1948. م برمی گردد. در این سال پروفسور آلن نونیز (Allan Nevenis) در جریان مطالعه پاره ای اسناد تاریخی در دانشگاه کلمبیای امریکا به فکر استفاده از ضبط صوت برای ضبط و گردآوری خاطرات افتاد و به اصطلاح تاریخ شفاهی با این اقدام رایج شد. پس از آن، مراکز و مو سسات مطالعاتی تاریخ شفاهی در چندین دانشگاه، از جمله در دانشگاههای امریکا، کانادا و اروپا رشد و نمو یافت و فعالیتهای محدودی نیز در این راستا در امریکای لاتین و تعداد محدودی از کشورهای آسیایی و آفریقایی آغاز شد. تاکنون برای هویت بخشی و هدایت جریان تاریخ شفاهی، انجمنها و مراکز بسیاری تشکیل شده که از آن جمله «جامعه تاریخ شفاهی کانادا» و «جامعه بین المللی تاریخ دانان شفاهی» در دهه 1970 می باشد. به منظور بررسی تاریخ شفاهی ایران نیز تاکنون در خارج از کشور چندین پروژه، مرکز و مو سسه تحقیقاتی ایجاد شده اند که از جمله به موارد زیر می توان اشاره کرد: پروژه تاریخ شفاهی زنان ایران در بنیاد مطالعات ایران با همکاری بخش تحقیقات تاریخ شفاهی کلمبیا در سال 1982، پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد (ماساچوست امریکا) به سال 1981، پروژه تاریخ شفاهی چپ در ایران با اتکا به موسسه بین المللی تاریخ اجتماعی (آمستردام، هلند)، پروژه تاریخ شفاهی چپ (برلن، آلمان)، طرح تاریخ شفاهی اقتصاد ایران در دانشگاه لندن و . . .پس از پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا در زمان جنگ تحمیلی ضبط صوت برای ثبت خاطرات رزمندگان به کار آمد و دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این امر پیشگام بود.
وقتی در سال 1341 روزنامههای تهران خبر از تصویب لایحه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی دادند، روحانیون طراز اول کشور از جمله به دلیل حق رأیی که در این لایحه به زنان داده شده بود، آن را تحت نفوذ اندیشههای غیراسلامی و ضداسلامی دانستند. کمتر از بیست سال بعد و در اولین رأیگیری ای که در حکومت جمهوری اسلامی ایران برقرار شد، حق رأی زنان نه فقط دیگر غیراسلامی دانسته نشد که جزو حقوق مسلمی بود که زنان میبایست در حکومتی اسلامی از آن برخوردار باشند. مطالعه این تغییر که هدف نوشته حاضر است، از جمله راهگشای درکِ یکی از کارکردهای انقلاب اسلامی است. در این کارکرد، انقلاب واسطه دسترسی تودههای مردم به خواستهای دستنیافتهای است که حکومت پیشین وعدهاش را داده بود. در این کارکرد، انقلاب نه همچون طریقی برای بازگشت به روابط اجتماعی و سیاسی سنتی، بلکه همچون میانجی دستیابی به جامعهای مدرن رخ مینماید.
داعش نام گروهی بنیادگرا است؛ که در عراق و سوریه حضور فعال داشت و خود را کشوری مستقل می دانست. این گروه به رهبری ابوبکر البغدادی از جنگجویان سلفیِ جداشده از شبکه ی القاعده بود که با دولت های عراق و سوریه و گروه های مخالف وارد جنگ شد. این گروه به عنوان یک گروه دارای تفکر سلفی معرفی شده است. ما در این پژوهش بدنبال پاسخ به این پرسش هستیم که ریشه تفکر سلفی در کجاست، و دلیل نام گذاری این گروه به عنوان یک گروه یا جریان سلفی چیست؟ در بررسی ریشه های تفکر سلفی باید گفت، واقعیت این است که ریشه های تاریخی این جریان به گرایش های خرد گریزانه و افراطی موجود در تاریخ اسلام بازمی گردد. مهم ترین این گرایش ها در تاریخ تمدن اسلام، فقهای اهل حدیث، متکلمان اشعری و خوارج هستند. و خواستگاه فکری داعش نیز پیرو القاعده وهابیت است، که خود ریشه در جنبش های سلفی مذهب حنبلی و پیروان اهل حدیث دارد.
شناخت طبقات اجتماعی و بررسی عملکرد گروه ها و افراد در سلسله مراتب اجتماعی، ازجمله مباحث مهم در مطالعات تاریخی است. آگاهی از روند پیدایش نظام اجتماعی، باعث درک عمیق و همه جانبه ای از اوضاع اجتماعی و تحولات تاریخی می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پیِ پاسخ به سؤالات ذیل است: خاستگاه طبقات اجتماعی در نزد اقوام هند و ایرانی چگونه بوده و سبب چه تغییراتی در نظام طبقاتی شده است؟ چه عللی در شکل گیری طبقات اجتماعیِ ایران باستان نقش داشته و اثرات آن بر جامعه عصر ساسانی چه بوده است؟ نتایج به دست آمده، بیانگر این است که عواملی چون: سنّت خویشکاری، اصالت خون و نژاد و نیز تأثیر جغرافیا بر مناسبات اجتماعی تأثیر پایداری داشته است. در دوران ساسانی به دلیل افزایش اصناف شهری، آمیختگی دین و سیاست و تأکید مبلغان بر سنت های دینی، شکاف طبقاتی موجود میان مردم و دستگاه حاکمه، امری طبیعی تلقی شد؛ و چون جنبه دینی و وظیفه آسمانی به خود گرفت، نظام استبدادی را استمرار بخشید.
در عصر قاجاریه در ساختار و نهادهای جامعه ایران تحولات جدیدی شکل گرفت. شکلگیری تحولات فکری در میان گروهی از زنان جامعه ایرانی و برخی دگرگونیها در موقعیت و نقش سنتی آنان در جامعه، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ و فرهنگ در جامعه ایران است. تحولات فکری و دگرگونیهای به وجود آمده در موقعیت و نقش زنان ایرانی عصر قاجار از علل و عوامل متعدد و متفاوتی ریشه میگرفت. مقاله زیر به بررسی تحولات فکری و اجتماعی زنان در دوره مشروطه می پردازد .
رضا شاه، مدعی بود که وقتی مردم لباس متحدالشکل بپوشند و کلاه پهلوی بر سر گذارند و نسبت به اعتقادات دینی سست شوند، متمدن خواهند شد. براین اساس، به ستیز با نمادهای سنتی و دینی، نظیر لباس و پوشاک سنتی پرداخت.
رضاشاه، فکر متمدن شدن ایران را از آغاز سلطنت خود در سر می پروراند و متحدالشکل کردن لباس در سال 1307 ، و نوع پوشش اعضای خانواده شاه، مؤید این واقعیت بود. اما سفر ترکیه این تلقی را تقویت کرد و رضاشاه بعد از مسافرت ترکیه از رفع حجاب زنان و آزادی آنها صحبت کرد. در 17 دی 1314 کشف حجاب به صورت علنی اعلام شد. انتشار این خبر موجب تشدید واکنش های اجتماعی شد. از جمله این واکنش ها حادثه مسجد گوهرشاد بود.
در این مقاله، تلاش بر این است که به این سؤال پاسخ داده شودکه علل و زمینه و پیامد های کشف حجاب در ایران چیست؟ پاسخ به این سؤال را براساس این فرضیه ارائه میشود که به دلیل مقاومت زنان و روحانیون در برابر رژیم، کشف حجاب درایران به نتیجه نرسید. بنابراین، در پژوهش حاضر، تلاش بر ریشه یابی مقوله کشف حجاب است. ابتدا، به ریشه های کشف حجاب در ایران پرداخته می شود و در ادامه به نتایج و پیامدهای آن اشاره خواهد شد.
نوشتارحاضر به مسئله ریختن خون اعضای خاندان شاهی که می توانستند به گونه ای ، تهدیدی برای قدرت سلطان و یا جانشین او به شمار آیند، پرداخته است.مسئله قتل و خونریزی های سیاسی در نظام های موروثی به تبع بحران جانشینی که مبتلا به آن بودند همواره وجود داشته است.امپراتوری عثمانی نیز از این قاعده مستثنی نبود و در طول دوره استقرار با بحران مذکور دست و پنجه نرم می کرد.در این مقاله در کنار تبیین موضوع به صورت مقایسه ای بین امپراتوری عثمانی و دیگر حاکمیت های دوره میانه سعی شده است، به طور ویژه «قانون برادرکشی»سلطان محمد فاتح مورد تامل و ارزیابی قرارگیرد.
در ایران روزگار قاجار گرایش به خرافات و بهره گیری از طلسمات و تعویذ ها گسترده و عمومی بود. با این حال بیش تر، و یا اساساً، عملی زنانه تعریف می شد. این نگرش ریشه ها و پایه ها و در ادامه آثار و پیامدهایی داشت و مقالة حاضر در صدد است پایه ها و پیامدها را بررسی و درباره چرایی و چگونگی به وجود آمدن این تعاریف پرسش کند. می توان ادعا کرد اساس مرتبط کردن زنان با پدیده خرافاتْ چیرگی فکر و فرهنگی مردسالار بود که زن را ذاتاَ ناقص و ضعیف تلقی می کرد. پیامد این تفکر نیز «زن هراسی» بود که به محرومیت زنان از بدیهی ترین حقوق اجتماعی و مدنی شان، همچون محرومیت از حق رأی در قانون انتخابات مجلس مشروطه، انجامید. از اواسط دوران قاجار پاره ای از نواندیشان و نوگرایان ایرانی به ارتباط معنادار میان عقب ماندگی عمومی جامعه و عقب ماندگی زن ایرانی پی بردند و تلاش کردند با نشان دادن ریشه های اجتماعی و تاریخی مشکلات جامعه، از جمله مسائل و مشکلات زنان، رویکرد و نگاه ذات باورانه سنتی را به چالش بکشند و راه را بر اندیشة اصلاح و ترقی بگشایند.
شیوه های گوناگون استعمارگران برای حضور و نفوذ در بافت اجتماعی کشورهای تحت سلطه، خود موضوعی جالب و در خور توجه است و یکی از بهترین راههای مطالعه آن، بررسی عملکرد کنسولها و کنسولگریهای آنها در مناطق تحت نفوذ است. حتی در سخت ترین شرایط جنگی هم کارگزاران استعمار به دنبال اهداف و منافع درازمدت خود در کشورهای تحت سلطه و اشغال بودند و به همین خاطر از راهکارهای بلندمدت فرهنگی غافل نمی شدند. در این مقاله با شیوه عملکرد کنسولگریهای خارجی در منطقه خراسان در زمان اشغال ایران توسط متفقین آشنا خواهید شد.
سیر رو به افزایش تاثیرپذیری، بی تدبیری و گرفتاری به روزمره گی در دوره قاجاریه موجب گردید سیاست خارجی نیز حالتی واکنشی بیابد. لذا تصمیمات، بدون لحاظ آینده نگری به هدف فرار و دفع موانع پیش رو اتخاذ می شدند. به دلیل فقدان استراتژی و راهبرد، برنامه های متعدد بدون در نظر گرفتن واقعیت های آن زمان و شرایط توفیق آن برنامه ها، به صورت آزمون و خطا اجرا می شدند. طرح قدرت سوم در روابط خارجی ایران یکی از این برنامه هاست که در این مقاله بررسی شده است.