فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۴۱ تا ۲٬۶۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۱ مورد.
حاشیهنوشتی بر شکست اصلاحطلبی مصدق در پس کودتای 28 مرداد
حوزههای تخصصی:
پروانگی در تشکیلات حکومتی سلجوقیان روم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«پروانگی» منصبی برجسته در تشکیلات سلجوقیان روم (حک: 707 473 ق) بود که تنها در این دولت، جایگاه والایی یافت و برای مدتی توانست فراتر از اقتدار همه مناصب دستگاه حکومتی ظاهر شود. شرایط حاکم بر دیوان سالاری سلجوقیان روم سبب شده بود تا پیچیدگی ها و درآمیختگی های بسیاری از حیث وظایف و اختیارات پروانگی با سایر مناصب پدید آید؛ به همین سبب پژوهش معتنابه درباره وظایف و اختیارات پروانگی کمتر صورت پذیرفته است. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع، مآخذ و پژوهش های تاریخی سامان داده شده و در گام نخست، پروانه و پروانگی را از نظر لغوی بررسی کرده، آنگاه با گزارشی مختصر درباره اصطلاح پروانه در دیوان سالاری سایر دولت های مسلمان، وارد بحث اصلی شده و درنهایت، پروانگان، وظایف، اختیارات و عملکرد آنان واکاوی کرده و به جایگاه پروانگی در میان سایر مناصب عهد سلجوقیان روم پرداخته است.
حضور حماسی مردم استان خوزستان در انقلاب اسلامی 1357
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی روند مشارکت مردم استان خوزستان در انقلاب اسلامی است. موقعیت جغرافیایی خاص استان، اهمیت اقتصادی، وجود گروه های قومی متنوع، فعالیت احزاب و گروه های مختلف و ساختار اجتماعی مبتنی بر جامعه بومی مذهبی در استان خوزستان باعث شد تا مردم این استان حضور فعال و چشمگیر در مبارزات و تظاهرات انقلاب اسلامی 1357 داشته باشند. به علت اوج گرفتن مبارزات مردمی در نیمه دوم سال 1357، در اینجا نیز این حضور سیاسی مردم استان از همین دوره زمانی و با تکیه اصلی بر اخبار روزنامه های کشور(اطلاعات و کیهان سال 1357) مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی منابع و نیز دقت در کیفیت مبارزات انقلابی مردم استان، نشان می دهد که مردم شهرهای مختلف استان مانند اهواز و آبادان و دزفول و بهبان و.... سهم فراوانی در پیشبرد اهداف انقلاب به ویژه به لحاظ سیاسی داشته اند.
تخیّل پیش بینی و معرفت تاریخی: کالینگوود و ایده تاریخ
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تحلیل نظریه آر.جی. کالینگوود درباره تاریخ برای نشان دادن ابهام هایی اساسی در آن است. ابهام هایی که به باور نگارنده، دال بر وجود تعارضی ناگزیر میان دو اصل بنیادین معرفت شناسی کالینگوود است؛ یعنی قول به تاریخیت ذهن و حیات آدمی و باور به امکان بازآفرینی دقیق گذشته از طریق عنصر پیشینی تخیل تاریخی. با وجود این، با علم به تفسیری بودن نتایج خویش، راه را برای تأملات بیشتر باز خواهیم دانست.
دیکتاتوری ایدهآل
حوزههای تخصصی:
عملیات رضوان
حوزههای تخصصی:
نگریستن به خود
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی در عریضه های زنان عصر مشروطه (دوره دوم و سوم مجلس شورای ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد است تا نشان دهد که می توان شکوائیه های زنان دوره مشروطه، مبتنی بر اسناد به جامانده از دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی را با ارجاع به ارکان چهارگانه حقوق شهروندی، یعنی برابری، آزادی، امنیت و مالکیت، تحلیل کرد. در جهت اثبات چنین ادعایی و یا روشن ساختن چنین تحلیلی، مقاله در دو بخش سامان داده شده است، در بخش نخست بحثی عرضه تاریخی ـ نظری در باره چیستی و تاریخ شهروند و حقوق شهروندی شده است و از آن دو نتیجه اصلی برکشیده شد: نخست این که اهم حقوق شهر وندی مبتنی بر بند دوم اعلامیه 1793 حقوق انسان و شهروند در چهار حق اصلی، یعنی حق برابری، حق آزادی، حق امنیت و حق مالکیت قابل تلخیص هستند؛ دوم اینکه حقوق فردی و حقوق شهروندی هم به لحاظ ذاتی و هم همانگونه که از عنوان «اعلامیه حقوق انسان و شهروند» بر می آید، حقوقی درهم تنیده هستند. تا حدی که می توان گفت هر حقی در این حوزه ها هم فردی و خصوصی است و هم در عین حال حقی شهروندی. مبتنی بر چنین نتایجی، به ویژه نکته دوم است که قسمت دوم مقاله سامان یافته است: در این قسمت برجنبه هایی از شکوائیه های زنان تأکید شده است که در آنها پی گیری حقوق خصوصی صراحتاً یا تلویحا در متن بزرگتری یعنی در متن حقوق شهروندی نهاده شده است. آنچه از بخش دوم این مقاله حاصل شده است این است که خطاب هایی مانند«امنای ملت،» «نمایندگان محترم و حافظین حقوق ملت» و به کار گیری اصطلاحاتی نظیر «حقوق ملت،» «خدمت به عالم انسانیت،» «تجویز قانون،» «عموم ملت،» تابعیت ایرانی،» «تساوی تمام افراد در حقوق،» «ضرورت سلب آزادی از حکام ستمگر،» تاکید بر حق مالکیت و امنیت و اصطلاحاتی مشابه که در متن عریضه ها به کار گرفته شده است، که همگی نشانه آشنایی زنان با مفاهیم حقوق شهروندی بوده است.
تجربه سوسیال- لیبرالیسم در آلمان
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ تیر شماره ۶
حوزههای تخصصی:
تحزب در ایران : گذشته ، حال ، آینده : گفت و گو با احمد جهان بزرگی و سیدمصطفی تقوی
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۶۶
حوزههای تخصصی:
هیچ اصراری بر این نیست که جامعه خود را واجد سوابق یا لواحقی از نهادها و نمادهای ظاهراً دموکراتیک غربی معرفی کنیم. حتی برای خود غربی ها نیز مقوله هایی مانند تحزب و نظام حزبی برای نمایش پیشرفت و توسعه سیاسی چندان در خور مباهات نیستند. بنابراین اگر بخواهیم در مقوله مشارکت سیاسی و تحزب بر نکته های روشن و پشتوانه های تاریخی مورد اعتمادی تاکید کنیم، باید راهمان را از ایده ها و نظریه پردازی های غربی جدا، و به ریشه ها و اصالت های خود رجوع نماییم. در این صورت است که درمی یابیم نباید به چند دوره کوتاه و مشوش حزب گرایی در تاریخ معاصر خود دلخوش کنیم و از آنها به عنوان سوابق روشن تحزب در کشورمان سخن بگوییم.اصل نظام حزبی در خود غرب نیز منسوخ شده است چه رسد به کپیه های ناقص و کم رنگ آن در تاریخ گذشته ما، درحالی که نمونه های کامل تری از مشارکت عمومی و تحزب در تاریخ باستانی و اسلامی ما وجود دارد که در اصالت و کارکرد اجتماعی، بسی برتر از مدل های غربی آن است. اما به هرحال نمونه غربی تحزب در تاریخ معاصر ما حضور در خور اعتنایی داشته و سهمی مهم در تاریخ سیاسی و اجتماعی ما را به خود اختصاص داده است و ازهمین رو تحلیل ماهیت، سیر تاریخی، خصوصیات جامعه شناختی و آسیب شناسی آنها ضرورت علمی و عملی تام و تمام دارد. براساس همین ضرورت است که گفت وگوی زمانه را با دو تن از استادان صاحب نظر در این زمینه، آقایان احمد جهان بزرگی و سیدمصطفی تقوی، درخصوص اصول، مبانی، تاریخچه و آسیب شناسی تحزب در ایران به انجام رسانده و متن آن را تقدیم حضورتان نموده ایم.
نقش برجسته صخره ای اشکفت گل گل: یادگاری از هنر حجاری آشور جدید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و مصر در عهد باستان
حوزههای تخصصی:
روانشناسی سیاسی شخصیت محمدرضاشاه پهلوی: تصورات از قدرت و جنبش انقلابی مردم ایران
حوزههای تخصصی:
شخصیت سیاسی محمدرضا شاه پهلوی که 37 سال بر ایران حکومت کرد، در مقاله حاضر، با رویکرد روانشناختی برای دستیابی به تصورات او از شخصیت فردی و برنامه های نوگرایانه در هدایت جامعه به سمت آنچه راهیابی به سوی دروازه های تمدن بزرگ می نامید، با شخصیت واقعی و واکنش جامعه در برابر آن می باشد. براساس نظریه کارن هورنای، شخصیت سیاسی شاه از دوران کودکی تا دوره های مختلف حکومت که از مهرطلبی و مردم گرایی تا مردم گریزی و سلطه طلبی را در برداشته است. خصوصیات این دوره ها و تبیین تصورات او از واقعیات و بازخوردهای آن بر جامعه نیز مورد بررسی قرار می گیرد. شخصیت فردی شاه ایران از نوعی دوگانگی برخوردار بود. رسالت الهی قائل بودن برای خود در پیشبرد جامعه به سمت ترقی و نفی مخالفین به عنوان بازدارندگان سعادت و بهره گیری از اسطوره های ملی و سنن مذهبی در کاریزماتیک کردن شخصیت خود و رهبر شایسته در زوایای شخصیت او قابل بررسی و نقد است.
تراژدی اشتغال
منبع:
زمانه ۱۳۸۲ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
سکه های اشکانیان(پارتیان) از پادشاهی ارشک اول تا مهرداد دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفرجی همدلانه در آثار شاعران مشروطه
منبع:
شهروند ۱۳۸۷ تیر شماره ۵۲
حوزههای تخصصی:
داربگرد از گذشته تا پایان عصر ساسانیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شهرستان داراب که در زمان های گذشته «دارابگرد» یا «دارابجرد» نامیده شده است، از کهن ترین شهرهای ایران و جهان محسوب می گردد. سابقه تمدن در ناحیه دارابگرد بر مبنای اکتشافات باستان شناسی، به هزاره های ششم و پنجم قبل از میلاد، مقارن با عصر سفال نخودی و همزمان با تمدن های سیالک دوکاشان و تپـه شهداد کرمان می رسـد. بنای شهـر قدیم دارابگـرد بر مبنای تاریخ اساطیری ایران به داراب شاه هشتمین پادشاه سلسله کیانی ایران که در ادبیات پهلوی و اسلامی از او به نام داریوش بزرگ یاد شده، نسبت داده اند. این شهر در عصر هخامنشی بزرگترین ناحیه آبادان شرق پارس بوده است. در دوران اشکانی دارای حکومت نیمه مستقل بوده که امرای آن از شاهان پارس اطاعت می کردند. دارابگرد در اوایل سده سوم میلادی به عنوان مقر و اولین پایتخت سرسلسله ساسانیان اهمیت ویژه ای کسب نمود. پس از آن در تمام دوران ساسانیان این شهر مورد توجه این خاندان بوده و حکومت آن پیوسته در اختیار شاهزادگان و درباریان ساسانی قرار داشته است. ضرابخانه بزرگ شهر دارابگرد تا چند قرن پس از سقوط ساسانیان فعالیت داشته است. شهر دارابگرد در سال23 ﻫ.ق بر اثر تهاجم سپاهیان اسلام به کنترل سرداران عرب درآمد.
ستیز و سازش أهل البُیُوتات و بزرگان با پادشاه در دورة ساسانیان (از خیزش ساسانیان تا پادشاهی قباد یکم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.