در منابع مختلف شیعه معادل اصطلاحات و مفاهیم متعددی بکار رفته است که هریک نیازمند توضیح و تشریح تخصصی است. صرف نظر از این تنوع می توان این مفاهیم را در چند گروه اصلی دسته بندی کرد: شیعه محب، شیعه جلد و رافضی( اعم از مقیت، خبیث و غالی) این اصطلاحات، از سده های میانه به بعد، دچار تغییر مفهومی شدند؛ بطوری که، اصطلاح شیعه، به طور مطلق، به کسانی گفته شد که در گذشته، رافضی غالی نامیده می شدند. در سده های نخستین مطابق عرف معمول شیعه غالی به کسانی اطلاق می شد که به عثمان، زبیر، طلحه، معاویه و مخالفان علی(ع) انتقاد داشتند و به آنها دشنام می دادند. اما در دوره های بعد، غالی، به کسی گفته می شد که ضمن کافر دانستن مخالفان علی(ع) از شیخین هم بیزاری می جستند. هم چنین، شیعه در قرون نخستین اسلامی، کسی بود که تنها به تقدم علی(ع) بر عثمان اکتفا می کرد؛ ولی در سده هشتم- قطع نظر از این که رافضی یا غالی خوانده شود- صحابه- حتی شیخین- را تکفیر می کرد و دشنام می داد. بدین ترتیب بررس تغییرات اصطلاحی و مفهوی شیعه از سده های نخستین به بعد و تشریح معنای متعدد آن با رویکرد تبیینی در منابع اهل سنت و تمییز تشیع عراقی از اصطلاح تشیع کوفی دستامد این پژوهش است.
شناخت تحلیلی مجموعه تاریخ نگاری روایی امامیه در گرو توجه به ضوابط، معیارها و قواعد تاریخ شناسی است. این مقاله می کوشد، کتاب عیون الاخبار عن الرضا علیه السلام اثر شیخ صدوق(د. 381ق) را که از مهم ترین آثار در زمینه تاریخ و زندگانی امام رضا(ع) است از این منظر واکاوی کند و با تحلیل گزاره های تاریخی این کتاب، راهی برای دست یافتن به بینش و روش تاریخ نگاری شیخ صدوق بجوید. یافته های این مقاله نشان می دهد که شخصیت حدیثی و کلامی شیخ صدوق، تأثیر مهمی در روش تاریخ نگاری وی داشته است.
از اوایل قرن بیستم، با تکیه بر پیوستگی جغرافیا و تاریخ، دانش جغرافیای تاریخی در حوزه مطالعات تاریخی مورد توجه قرار گرفت و مکاتب نظری متنوعی بنا به نوع نگرش به آن به وجود آمد. یکی از حوزه های مطالعاتی نسبتاً جدید در جغرافیای تاریخی، چشم انداز جغرافیایی است که تغییرات محیط طبیعی را در یک دوره مشخص تاریخی، با رویکرد تأثیر انسان و تاریخ بر جغرافیا، بررسی می کند. ضرورت پژوهش حاضر از آن روست که معمولاً جغرافیای تاریخی در ایران به بررسی تاریخی مکان های جغرافیایی محدود شده است و در آن، بررسی نقاط عطف تاریخی مناطق و عوامل تأثیرگذار بر تحول سکونتگاه های انسانی و نیز تقسیم بندی جغرافیایی دقیق یک منطقه بر اساس تغییرات بنیادین حاصل از فعالیت انسانی مغفول مانده است. نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن تبیین چشم انداز جغرافیایی، روش شناسی و کاربست آن را در مطالعات تاریخی با نشان دادن چگونگی نفوذ و دخالت انسان در محیط طبیعی و چشم انداز جغرافیایی و مقایسه آن با دخالت هایی دوره های قبلی تبیین کند.
لوطی گری به عنوان میراث زوال یافته عیاری و جوانمردی، در دوره قاجاریه اهمیت و جایگاه بالایی یافت و لوطیان در حیات اجتماعی و سیاسی این دوره نقش مهم و اساسی ایفا کردند. این گروه در آشوب های دوره مشروطه سهم چشمگیری داشتند. به علاوه در عرصه اجتماعی و به ویژه در ارتباط با ناآرامی ها و سرقت های شهری، عاملی تعیین کننده و مؤثر بودند. وضع نابسامان سیاسی و اجتماعی دوره قاجاریه و ناصری، مناسبات لوطیان با کانون های قدرت، نفوذ و قدرت آنها در محلات، انسجام گروهی و نیز ویژگی های شخصیتی لوطیان از جمله جسارت و بی باکی، فعالیت های سارقانه آنان را تشدید می کرد. در مقاله حاضر ضمن بررسی زمینه ها و بسترهای مؤثر بر افزایش و تشدید فعالیت های ناامن کننده لوطیان در دوره ناصری، تأثیر این اقدامات و فعالیت ها در ایجاد ناآرامی های شهری و نیز انواع و چگونگی این اقدامات، بررسی شده است.
عمده دانش ما در مورد دوران پارینه سنگی در فلات ایران از کوهستان زاگرس به دست آمده است؛ اما در سال های اخیر، مطالعات پارینه سنگی در نقاط مختلف ایران ازجمله جنوب کوهستان البرز و مرکز فلات ایران نیز انجام شده که داده های ارزشمند فراوانی از دوران پارینه سنگی به دست داده اند. نوشتار حاضر به معرفی پناهگاه صخره ای سُرهه در دامنه های جنوبی کوهستان البرز در دهستان برغان شهرستان ساوجبلاغ می پردازد. مجموعه ی سُرهه شامل هشت غار و پناهگاه صخره ای است که از نخستین پناهگاه از ضلع غربی در جنوب رودخانه سِنج، دست افزارهای سنگی که بر اثر کاوش غیرمجاز در سطح پناهگاه پراکنده شده بود، به دست آمد. با مطالعه دقیق فناوری و گونه شناسی دست افزارهای سنگی مشخص گردید که فناوری لوالوا به وفور در ساخت آن ها به کار رفته است و در نتیجه، مجموعه را به دوره پارینه سنگی مربوط می سازد. فناوری دست افزارها بیشتر مبتنی بر ساخت تیغه ها و تراشه های کشیده و بلند است که بسیاری از آن ها از روش لوالوا به دست آمده اند. سنگ خام به کاررفته در ساخت این دست افزارها عمدتاً از توف سبزرنگ محلی است که در اطراف پناهگاه صخره ای سرهه و همین طور بر دامنه مقابل این پناهگاه به وفور دیده می شود. با مقایسه داده های به دست آمده از سرهه با محوطه های کوهستان زاگرس و مرکز فلات ایران، مشخص گردید که دست افزارهای سرهه منحصربه فرد بوده و شباهت اندکی با محوطه های مرکز فلات ایران و تفاوت های آشکاری با محوطه های زاگرس از خود به نمایش می گذارند. هدف اصلی پژوهش حاضر معرفی محوطه پارینه سنگی سرهه و داده های به دست آمده از آن است؛ زیرا تاکنون محوطه ای مربوط به دوران پارینه سنگی در این منطقه شناسایی نشده است. با مطالعه جغرافیای منطقه، ویژگی های زیستی محوطه و تحلیل گونه شناسی و فناوری دست افزار های پراکنده بر سطح آن، این پژوهش به داده هایی از دوره پارینه سنگی دست یافته و در نتیجه مقدمه ای بر بازسازی استقرار و رفتارهای انسانی در دوره پارینه سنگی در این منطقه را فراهم می سازد.
پرسش های اصلی که در این نوشتار در پی پاسخگویی به آنها هستیم به شرح زیر عبارتند از: 1. رهبری شیعه و شیعیان در قبال نتیجه شورای پیشنهادی عمر و انتخاب عثمان چه موضعی در پیش گرفتند؟ 2. در خلافت عثمان کدامین صحابه و تابعین شیعی و برخاسته از کدام مناطق و شهرها به مبارزه با دستگاه خلافت و طرح دیدگاههای خود در ابعاد مختلف مبادرت ورزیدند؟ 3. در اندیشه و باورهای شیعیان این دوره امام علی(ع) از کدامین ویژگی های شاخص برخوردار بود؟ 4. مواضع امام علی(ع) در دوره مورد بحث در برابر خلیفه و کارگزارنش چگونه بود؟ یافته ها به اختصار دلالت بر آن دارد که: روند شورای پیشنهادی عمر و نتیجه آن مورد توافق جریان شیعه نبوده، گرچه آنان بنابه مصلحت بر انتخاب مزبور صحّه گذاشتند. بیشترین صحابه و تابعین شیعی برخاسته از مدینه النبی، کوفه و نیز مصر بودند؛ آنان در شهرهای مزبور به مبارزه و عرضه دیدگاههای خود مبادرت ورزیدند. از مجموعه سخنان شیعیان در محدوده خلافت عثمان و در جریان بیعت با امام علی(ع) پس از قتل عثمان می توان دریافت که آن حضرت به دلایل و ویژگی های متعدد و متقن به عنوان رهبری آرمانی همواره مطرح بوده است. امام علی(ع) در دوره خلافت عثمان پیوسته به عنوان ملجأ، واسطه و علاقمند به اصلاحات و گره گشای مشکلات گلایه ها و شکایت های مردم را به خلیفه منتقل می کرد؛ لیکن کارگزاران اموی به این اقدامها به دیده حسد و بدگمانی می نگریستند؛ و در جریان قیام سال سی و پنج هجری نیز پیشنهادهای آن حضرت در حل بحران از سوی کارگردانان خلافت نادیده انگاشته شد.
بعثت رسول اکرم(ص) به ارائه گفتمان توحیدی انجامید که در اساس و بنیان با گفتمان بت پرستی رایج و هژمونی شده در جامعه عرب قبل از اسلام متفاوت بود. عدم سنخیت و همگرایی گفتمان های مذکور در جامعه مکّی، زمینه های تقابل گفتمانی آنان را در ابعاد گفتاری و عملی بالا برد. مقاله پیش رو قصد دارد تقابل گفتمانی سران قریش با پیامبر(ص) را در شیوه های گفتاری مورد تحلیل قرار داده و به این پرسش ها پاسخ دهد که تقابل گفتمان توحیدی و بت پرستی در شیوه های گفتاری سران قریش با پیامبر(ص) چگونه بود؟ و چه تأثیری بر اشاعه و هژمونی گفتمان توحیدی گذاشت؟ تبیین پرسش های مذکور با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان «ارنستو لکلوئو و شنتال موفه» که گفتمان را فراتر از ابعاد زبانشناسی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح کرده اند، امکان پذیر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان توحیدی برای اشاعه و تثبیت معنا و گفتمان شرک برای بقاء و تداوم، به تقابل پرداختند که در نتیجه آن گفتمان توحیدی با بهره گیری از فضای رقابت گفتمانی و شکستن ساختار گفتمان شرک به بستر سازی مناسب جهت هژمونیک کردن گفتمان خود مبادرت ورزید.