فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۸۱ تا ۲۰٬۳۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
اولین پنداره های عالمان مسیحی از ویژگی های فردی پیامبر اسلام (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور دین اسلام و گسترش سریع آن در جهان، با واکنش مسیحیان روبه رو شد زیرا آنان اسلام را دینی رقیب می دانستند. نخستین موضع گیری ها، از سوی روحانیون کلیسا صورت گرفت. روحانیون و مبلّغان مسیحی در متون خود، زندگی نامه مختصری از حضرت محمد(ص) ارائه دادند. آن حضرت در این آثار، شخصیتی وابسته، تأثیرپذیر، محیل، خودشیفته، ضداجتماعی و شهوت طلب ترسیم شده است؛ انگاره هایی که مستقیماً در شکل گیری تصورات غرب از پیامبر اکرم(ص) تأثیر داشته است. در زمان کنونی نیز، با وجود همه پیشرفتی که در مطالعات اسلام شناختی صورت گرفته، ذهنیت توده مردم و حتی بسیاری از عالمان مغرب زمین، از رسوبات این پنداره های منفی متأثر است. در مقاله حاضر بی آنکه در پی بررسی علت ظهور این گونه تصاویر در ذهنیت عالمان غربی باشیم، کوشش شده تا نسبتِ میان متغیرهایی چون محل نشو و نما، وابستگی سیاسی و رشته تخصصی عالمان مسیحی، با پنداره های آنان از پیامبر(ص) طی قرن هشتم تا چهاردهم میلادی ، مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش، در پی پاسخ گویی بدین سؤال است که چه رابطه معناداری میان متغیرهای فوق و پنداره عالمان مسیحی از ویژگی های فردی پیامبر(ص) وجود دارد؟ نتایج نشان داد که عالمان مسیحی، با وجود تفاوت دوره زمانی، زادگاه و حرفه نویسندگان، پنداره واحدی از ویژگی های فردی پیامبر اسلام داشته اند.
باالاحصار کابل و رویدادهای تاریخی
حوزههای تخصصی:
گنجینه های موریتانی
حجت الاسلام جمی - انقلاب و پس از انقلاب
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۶ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی - جلد دوم -13
حوزههای تخصصی:
در محضر استاد امینیان
حوزههای تخصصی:
تأثیرات نوسازی دولت پهلوی بر خاستگاه اجتماعی نمایندگان مجلس شورای ملی در ده ه ی چهل شمسی
حوزههای تخصصی:
نوسازی، مهم ترین رویکرد اقتصادی و اجتماعی دولت پهلوی در دهه های چهل و پنجاه شمسی بود. سیاست های ایالات متحدة آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، به عنوان یک ابرقدرت در تقابل با کمونیسم، از عوامل عمدة توجه به نوسازی در سطح جهان بود. در دهه های سی و چهل، ساخت یک طبقة متوسط ایرانی، که با اهداف اساسی آمریکا همسو باشد، در اولویت برنامه های اقتصادی و اجتماعی شاه و آمریکا قرار گرفت. شاه و دربار، با اقدامات و زمینه سازی های خود به تدریج خاستگاه خانوادگی و طبقاتی نخبگان سیاسی کشور را تغییر دادند. این مقاله، درصدد است با تحلیل خاستگاه اجتماعی نمایندگان، با استفاده از روش کتابخانه ای و تحلیل آماری، تأثیرات سیاست نوسازی اقتصادی و اجتماعی دولت پهلوی را بر ترکیب نمایندگان دوره های نوزدهم، بیستم، و بیست و یکم بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دولت پهلوی، به تدریج زمینه را برای ورود طبقة متوسط و نخبگان جدید به عرصه های مدیریتی فراهم کرد. تغییر نخبگان در حوزة مجلس از مجلس نوزدهم شروع و در مجلس بیستم ادامه یافت و در مجلس بیست ویکم مرحلة تکاملی خود را طی کرد.
علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۱۹
119-148
حوزههای تخصصی:
تأسیس حکومت صفویه و برخی اقدامات آن مانند اعلام تشیع اثناعشری به عنوان آیین رسمی ایران و رویارویی با حکام سنی مذهب همسایه، شماری از فقها و علمای شیعه امامیه را بر آن داشت که به تفکر و بحث درباره مشروعیتِ سیاسیِ این حکومت و جوازِ همکاری یا عدم همراهی با آن بپردازند. در دوران صفویه، پاره ای همکاری و همگرایی متقابل بین نهاد سیاست با نهاد مذهب شکل گرفت و بعضی مجتهدان به مناصب و مشاغلی چون تولیت امور شرعی و منصب صدر یعنی بالاترین مقام دینی و قضایی منصوب شدند. با نگاه به این قبیل موضوعات و نیز روند شکل گیری و تثبیت سلسله صفوی و جریان های مؤثر در آن، درباره چرایی «توجه سلاطین صفوی به علمای شیعه و تلاش برای جلب همراهی و همکاری علما»، «دلایل استقبال برخی علمای شیعه از دعوت سلاطین صفوی برای همکاری» و «دستاوردهای همکاری و همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی» پرسش هایی مطرح می شود. این پژوهش، بر آن است که به روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی تحلیلی متکی بر منابع دست اول و تحقیقات معتبر، چگونگی رابطه علمای شیعه با حکام صفوی، دلایل همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی و دستاوردهای مترتب بر آن را بررسی کند. به نظر می رسد، عواملی چون صرافت سیاسی شاهان صفوی برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومت، اقتضائات ناشی از گسترش قلمرو حکومت و ضرورت توجه به علایق گروه های متنفذ، به ویژه علما، نیاز متقابل دو نهاد سیاست و مذهب به یکدیگر با توجه به اقتضائات زمانه و شرایط سیاسی منطقه، در فراز و فرود همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است.
گذشته و حال
حوزههای تخصصی:
عشق روزافزون شیعیان به چمران
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۷ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
من و خان های بزرگ
حوزههای تخصصی:
نگاهی به رویداد های پاییز 1366 در ایران
منبع:
یاد ۱۳۶۶ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
شهید بهشتی در گفت و شنود شاهد یاران با حجت الاسلام والمسلمین هادی مروی
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۵ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
تحلیل تبعید اشتراکی ها و کمونیست ها در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره رضاشاه مبلغان اندیشه های اشتراکی و بعد کمونیستی دستگیر و تبعید می شدند. سیاست حکومت در تبعید این افراد با رویکرد آن در تبعید سایر مخالفان متفاوت بود. اینکه انتخاب این سیاست بر چه اساسی بوده و بر اساس چه مؤلفه هایی اتخاذ گردیده است هدف اصلی این پژوهش است. فرضیه این پژوهش نشان می دهد که درهم تنیدگی فعالیت های تبلیغی و جاسوسی اشتراکیون و کمونیست ها در دوره پهلوی اول بر نوع برخورد حکومت با آنان تأثیر داشته است که این تأثیر را می توان در انتخاب تبعیدگاه، تأمین شغل و معیشت آنها و مدت تبعیدشان مشاهده کرد.این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با کمک اسناد و مدارک آرشیوی و منابع اصلی تنظیم شده است. در هر جایی که امکان کمی شدن وجود داشته از اعداد و ارقام برای تحلیل بهره برده شده است.یافته های این پژوهش نشان می دهند که درهم تنیدگی فعالیت های تبلیغی و جاسوسی شوروی در دوره رضاشاه، واکنش حکومت را در انتخاب تبعیدگاه برای تبعیدیان اشتراکی و کمونیستی برانگیخت و تبعیدگاه هایی با اقلیم نامناسب برای آنان در نظر گرفته می شد. فعالان کمونیست از مناطق عمدتاً سردسیر به شهرهای مذهبی، گرم و خشک و کم جمعیت داخلی تبعید می شدند. همچنین به علت اختلاط فعالیت های تبلیغی و جاسوسی این تبعیدیان و با وجود اینکه آنان از نیروهای متخصصی بودند که می شد از وجودشان در نوسازی دوره رضاشاهی استفاده کرد، اما به دلیل انتخاب رویکرد امنیتی، در برخورد با آنان سختگیری صورت می گرفت و از ظرفیتشان استفاده نمی شد. حکومت رضاشاه تبعیدیان کمونیستی را برخلاف سایر تبعیدیان مدت بیشتری در تبعید نگه می داشت؛ تبعیدیان معترض به اصلاحات سه گانه معمولاً از چند ماه تا یک سال در تبعید به سر می بردند اما پایان مدت تبعید تبعیدیان فعالیت های اشتراکی مشخص نبود و اجازه آزادی به آنان داده نمی شد. مجازات تبعید در آن دوره، کیفری محل محور بود؛ برخلاف حبس که زمان محور بود و فرد مدت مشخصی را در زندان سپری می کرد. اما در باب تبعید در آن دوره و در خصوص تبعیدیان اشتراکی و کمونیستی، زمان اصلاً مدنظر نبود، بلکه مکان تبعید اهمیت داشت و زمانی برای پایان تبعید تعیین نشده بود و بدین خاطر است که زمان پایان تبعید تبعیدیان و آزادی آنان شهریور 1320 ش/اوت 1941 م است.