فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
249 - 274
حوزههای تخصصی:
تهاجم عثمانی به غرب ایران و اشغال چندساله این خطه در جنگ جهانی اول، پیامدهای معینی داشت که ابعاد مختلف آن هنوز نیازمند واکاوی است. جلوه ای از این پیامدها، به ویژه از منظر حیات اجتماعی، در اسناد بازتاب یافته است که بررسی تحلیلی و زمینه مند آن می تواند به ترسیم نمای جزئی نگرتری از موضوع کمک کند. به این منظور در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با تکیه بر محتوای اسناد منتشرنشده، از زبان برخی نخبگان محلی که خود در متن این رخدادها حضور داشته اند، تصویری از وضعیت اجتماعی غرب ایران در جنگ جهانی اول ارائه شود. پرسش محوری پژوهش ناظر بر ابعاد اجتماعی و اقتصادی اشغال غرب ایران توسط عثمانی و تأثیر آن بر وضعیت عمومی کشور در این روزگار پرحادثه است. همزمان تلاش شده است رابطه دوسویه مرکز و حاشیه و نوسان آن در شرایط ضعف دولت مرکزی بررسی شود. حاصل پژوهش نشان می دهد که تهاجم نظامی عثمانی و اشغال چندساله ولایات غرب ایران، در تضعیف و مختل شدن نظام اداری و شکل گیری بحران سیاسی مؤثر بود. پیامدهای عینی این بحران در قالب تشدید ناامنی، غارت و استثمار مردم، نبود یا کمبود و گرانی غله و آذوقه، اخلال در کار اداراتی چون پست و مالیه و تحمیل هزینه های پیش بینی نشده به دولت بروز یافت. این وضعیت سهم معینی در تشدید بحران مالی کشور و به تبع آن، تضعیف بیشتر دولت مرکزی داشت
تبیین و تحلیل جایگاه زنان نژاده دربار بر نگاره کندها و سکه های بهرام دوم ساسانی(293 -276م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
107 - 126
حوزههای تخصصی:
بهرام دوم، به عنوان پنجمین پادشاه ساسانی در سال 276میلادی بر اورنگ شاهی تکیه زد. زمانی که بهرام دوم به قدرت رسید، وی نیز همچون نیای خویش، اردشیر بابکان، برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی و تحکیم پایه های حکومت خویش، مبادرت به نقر صحنه های یادمانی، پیروزی و دیهیم ستانی کرد و صحنه هایی از دیهیم ستانی و پیروزی بر دشمن را بر روی نگاره کندها از خویش به یادگار گذاشت. در میان آثار هنری و باستان شناختی بر جای مانده از بهرام دوم، نگاره کندها و مسکوکات وی از تنوع قابل توجهی نسبت به آثار اسلافش برخوردارند و تحولی در آن ها دیده می شود. همچنین، در میان شاهان ساسانی، زنان بیشترین حضور را در نگاره کندهای بهرام دوم دارند و در مسکوکات وی نیز در قالب شهبانو، حضور پررنگی را تجربه می کنند. پژوهش حاضر با تکیه بر شواهد مکتوب و به شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است تا جایگاه زن در نگاره کندها و مسکوکات بهرام دوم را مورد واکاوی قرار دهد. بر پایه شواهد مکتوب و باستان شناختی، حضورگسترده زنان در مسکوکات و نگاره کند های دوره بهرام دوم نسبت به اسلافش را می توان به جایگاه ویژه برخی از زنان درباری و قدرت گیری آنان در حکومت بهرام دوم نسبت داد.
An Insight into Achaemenid Golden Bowl(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶
77 - 83
حوزههای تخصصی:
The current study tries to discuss a Golden Bowl with four-headed lion which is kept at the Mostazafan Foundation’s Cultural Institution of Museum. In addition to minor cracks and fractures at several places on the body, the cylindrical rim of the bowl has also been slightly altered and deviated from its original form, making it difficult to distinguish the lower part of it and the base. As can be seen, its bottom design is adorned with five circles, with one being a water lily with twelve petals. In this article, the author studies this bowl and based on iconography, argues that this was related to the Achaemenid period.
کارکرد و کژکارکردهای خواجگان در دربار قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی در تبیین و ایضاح کارکرد و کژکارکردهای خواجگان در دربار قاجاریه دارد. نویسنده موضوع حاضر را بر بنیاد نظریه کارکردگرایی و کژکارکردی تجزیه و تحلیل نموده است و بر این اساس پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه چه کارکردها و کژکارکردهایی از خواجگان در دربار قاجار متصور است؟ نوشتار بر بنیاد نظریه کارکردگرایی این فرضیه را پیش کشیده است که مهمترین کارویژه خواجگان برقراری نظم در حرمسرا بوده است. برخی کارکردهای دیگر خواجگان تنظیم روابط جنسی شاهان قاجار و مشایعت زنان حرم در «بیرونی» را شامل می شده است. اما در مورد کژکارکردها ما با روابط عاطفی خواجگان و بعضا ازدواج و حتی روابط نامشروع با مردان دیگر روبرو هستیم. نتایج این نوشتار موید آن است که تا اواخر دوره ناصری خواجگان اغلب نقش خود را به خوبی ایفا کرده و نظم در حرمسرا برپا بود. ولی از اواخر عهد ناصری تا پایان سلطنت قاجاریه به دنبال کژکارکردی های سیستم سیاسی و به تبع آن کژکارکردی های خواجگان در برقراری نظم اندرونی، اختلال به وجود می آید. ما شاهد نافرمانی هایی از سوی زنان حرم هستیم که این نشانگانی از دوران جدیدی در تاریخ ایران می داد و با برقراری نظم جدید مشروطگی، نظم کهن اندرونی با خلل مواجه شده و همزمان با فروپاشی سلسله قاجار نظم اندرونی و ارزش و اعتبار خواجگان برای همیشه از تاریخ ایران زدوده شد.
تجربه زیسته کارگری در عراق (1979- 1940م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین پدیده کارگری ایرانیان در عراق برپایه تجربه زیسته است. مسئله اصلی دستیابی به واقعیت کارگری (باربری) عشایر ایرانی در عراق بر اساس تجربه زیسته آنهاست. تحقیق حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که پدیده کارگری اشتراکی بر چه قاعده و اسلوبی استوار بود؟ عمده داده های تحقیق با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بخشی نیز، از آرشیو ملی اسناد گردآوری و به روش پدیدارشناسی تفسیری ون منن (Van Manen) تجزیه و تحلیل شده اند. این اولین تحقیق تاریخ کارگری ایرانیان در عراق است که بر پایه تجربه زیسته کارگران انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در طول دوران پهلوی حدود 10000 نفر از کارگران ایرانی –جمعیت غالب از عشایر کُرد ایلام- به صورت مستمر در عراق (بصره و بغداد) مشغول کارگری و باربری (حمالی) بودند. مهم ترین عوامل مهاجرت کارگران، فقر، بیکاری و جنگ جهانی دوم بود. کارگری به صورت اشتراکی و بر اساس سازمانی به نام «جَوکه» بود. هر جوکه از یک نفر سرجوکه، دو نفر بارزن، دو نفر بارچین، تعداد 8 الی 16 نفر حمال و 3 الی 5 نفر عضو علی البدل (تعویضی) تشکیل می شد. همچنین، ورود کارگران به جنبش های سیاسی- اجتماعی از پیامدهای پدیده کارگری در عراق بود. در روایت اسنادی، حکومت پهلوی -به خاطر کارگری ایرانیان در عراق- مورد انتقاد قرار گرفته است. در روایت تجربه زیسته کارگری و باربری بر اساس مقتضیات آن زمان تداعی کننده غیرت و قدرت جسمانی بود.
بازتاب دین مداری پادشاهان صفوی در تحولات نهاد حسبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره صفوی برخی از وجوه ساختاری و عملکردی مناصب حکومتی دچار دگرگونی هایی شد و در جریان آن برخی از نهادها به منظور اجرای قوانین شرع توسعه و تکامل یافت و برخی به سبب کثرت وظایف، توسط پادشاهان صفوی تفکیک و به نهادهای مختلف واگذار گردید. ازجمله نهاد حسبه که از مؤسسات وابسته به دستگاه قضایی و بر پایه احکام دینی و عرفی جامعه، در دوران اسلامی با فراز و نشیب هایی ادامه یافته بود، در این دوره با تغییراتی که در ساختار حکومتی و مذهبی رخ داد، دستخوش تحولات بسیاری گردید و بسیاری از وظایف آن به دیگر نهادها و مؤسسات جدیدالتأسیس واگذار شد. در این مقاله تلاش شده است براساس منابع تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، تحولات یکی از مهم ترین نهادهای حکومتی، هم زمان با روی کار آمدن حکومت شیعی مذهب صفوی و تأثیر دین مداری پادشاهان این سلسله در وظایف و کارکردهای این نهاد مورد بررسی قرار گیرد. مهم ترین یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده انجام برخی وظایف نهاد حسبه توسط شاهان صفوی و واگذاری کارکردهای گسترده آن (برخلاف دوره های گذشته) بین دیگر نهادهاست. نتیجه این تحولات در پایان این دوره، محدود شدن اختیارات این نهاد همراه با تغییرات اساسی در کارکردهای آن بوده است.
آل ساج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۴
167 - 190
حوزههای تخصصی:
آل ساج در تاریخ به بنی ساج، ساجیان و ساجیه شهرت دارند. ابوساج و فرزندانش محمد و یوسف، با توسل به تفوق نظامی و اقتدار سیاسیِ سپاه ساجیه، در سرکوب شورش های ضد خلافت، مقرّب خلافت شدند. تبیین و تحلیل شکل گیری آل ساج در آذربایجان و غرب ایران به عنوان یک حلقه مفقوده از مطالعات تاریخ ایران در قرون سوم و چهارم هجری، بیان مسأله پژوهش کنونی می باشد. یافته های تحقیق حاضر نشانگر آنست که خاندان ساجیان، بقای خود را، در اتکای به اقتدار نظامی خویش و آرامش بخشی آذربایجان می دیدند. سپاه ساجیه به عنوان نیروی آموزش دیده نظامی، توانست بیش از نیم قرن و حتی پس از اضمحلال حاکمیت آل ساج بر آذربایجان، موجودیت خویش را در مرکز خلافت تداوم بخشند. هدف پژوهش کنونی، بررسی مستند روند مناسبات مبهمِ تاریخی میان عباسیان و آل ساج، و روشن نمودن مواضع سیاسی و چهره سرداران ساجیه در تحولات غرب ایران است. ساجیان در طی این مدتِ حساس از تاریخ ایران و اسلام، مجادلات درازمدتی نیز با خلافت در عرصه سیاسی و نظامی در وقایع عدیده داشتند. قدرت یابی آل ساج در آذربایجان پس از انقراض سلسله وابستگانِ ساجیه در اسروشنه، توسط امیر اسماعیل سامانی و قطع امید از بازگشت به ماوراءالنهر، و شکست از طولونیان در شام و عراق صورت گرفت. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانه ای با رویکردی نقادانه براساس آخرین یافته های پژوهشی است.
جایگاه مدارس نظام در تحول آموزش نظامی دوره قاجار و پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مدارس نظام» از انواع مدارس نظامی بود که از اواسط دوره قاجار با هدف توسعه آموزش های نظامی ایجاد شدند و در دوره پهلوی اول با عنوان مدارس کل نظام توسعه پیدا کردند. این مدارس در کنار سایر آموزشگاه های نظامی در راستای اصلاحات دولت مردان برای تحول ساختاری- محتوایی در آموزش نظامی و تشکیل یک ارتش مدرن ایجاد شد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی این پرسش است که مدارس نظام چه نقشی در توسعه و تحول آموزش نظامی دوره قاجاریه و پهلوی اول داشته است. بدین منظور با روش تحلیل تاریخی به زمینه ها و ضرورت های شکل گیری مدارس نظام پرداخته شده و سپس با بررسی ساختار و عملکرد این مدارس در دوره قاجار و پهلوی اول، نقش آنها در روند مدرن سازی و تحول آموزش نظامی ایران تحلیل شده است؛ و به این نتیجه رسیده که مدارس نظام دوره قاجاریه در اصل در رقابت با مدرسه دارالفنون و غالباً با اهداف سیاسی و شخصی تأسیس شده است. با اینکه این مدارس به سبب محدود بودن و عدم تنوع و ساختار بسته آموزشی، منشأ تحول خاصی در آموزش نظامی دوره قاجار نشدند، در دوره پهلوی به دلیل تشکیلات منسجم خود و کیفیت آموزشی مورد قبول و تربیت دانش آموزان، در روند نوسازی آموزش نظامی و غیرنظامی سهم قابل ملاحظه ای ایفا کردند.
صدای صلح در شعر جنگ: تطبیق متن محور گزیده اشعار قیصر امین پور و ویلفرد اوون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
73 - 85
حوزههای تخصصی:
"شعر جنگ"قرن بیستم میلادی در بسیاری موارد صدای صلح را در بطن خویش دارد. اشعار قیصر امین پور (1386-1338)و ویلفرد اوون(1918-1898)شاعران جنگ شناخته شده این قرن برای مطالعه تطبیقی انتخاب شدند.مسئله این پژوهش توصیفی-تحلیلی بررسی وجودیاعدم وجود صدای صلح طلبی در اشعار جنگ در چارچوب ادبیات تطبیقی(مکتب آمریکایی)است.نخست نود و پنج سروده با مضمون جنگ از دو شاعربررسی، سپس سیزده شعر از هرکدام از آنها برگزیده شد.انتخاب نهایی متمرکز بر مرتبط ترین اشعار با موضوع "صدای صلح" گردید. چهارشعرتطبیق شده پژوهش نشان میدهند شاعران مذکور هردو در اشعار جنگی مورد بحث ندای صلح طلبی سر داده اند اما تفاوت در نوع بیان آنها مشهود است. به عبارت دیگر تحلیل اشعار ذکر شده نشان میدهد گویندگان در شعر امین پور به صراحت و بی واسطه صدای صلح طلبی خویش را درگوش مخاطبین طنین انداز می کنند.درحالیکه سخن گویان شعر اوون با به تصویر کشیدن وحشت جنگ وطرح آلام ناشی از آن صدای صلح طلب خودرا به شکل غیرمستقیم به ضمیر ناخودآگاه مخاطب انتقال می دهند. یافته های این جستار میتواند در بررسی ادبیات جنگ با تمرکز بر رویکرد تطبیقی بخشهای ناگفته یا نهفته ای را آشکار سازد که در آثار منظوم یا منثور جنگ مستور مانده و نیاز به رونمایی دارند.
امام خمینی و رویکردهای سه گانه به مسائل پیرامون مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
27 - 54
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های بشر از آغاز تاکنون اندیشیدن پیرامون مرگ است. اهمیت این موضوع به حدی است که بیشتر اندیشمندان در هر زمان و مکانی بدان پرداخته و در مورد آن نظریاتی ارائه داده اند. ازآنجاکه نوع نگاه به مرگ برخاسته و متأثر از جهان بینی هر فرد است، لذا می توان در باب مرگ و مسائل پیرامون آن سه رویکرد را از یکدیگر تفکیک نمود: رویکرد فلسفی, اخلاقی و عرفانی. در نگاه امام خمینی این سه رویکرد درهم تنیده شده، این مقاله تلاش نموده با توصیف و تحلیل آثار ایشان نگرش اختصاصی هر رویکرد را به دست آورده و موردبررسی و تحلیل قرار دهد. در رویکرد فلسفی، نگاه ایشان دنباله رو نگاه صدرایی به مسئله مرگ است؛ بنابراین مرگ در امتداد حرکت جوهری نفس و نتیجه کمال آن تفسیر می گردد و بر این اساس، نگاه سینوی به مرگ در باب تبیین مرگ و علل آن موردانتقاد قرار می گیرد. رویکرد اخلاقی ایشان به مرگ نتایج و پیامدهایی ازجمله عدم وحشت از مرگ، آمادگی برای آن و نگرش مقدمی و غیر غایت انگارانه به دنیا دارد. مرگ اختیاری و فنای عارفانه از مهم ترین مباحث مرتبط با مرگ است که در رویکرد عرفانی امام مورد توجه قرارگرفته است. در این رویکرد، ایشان مرگ را «خرق حجاب» دانسته که بسته به مراتب افراد معانی متفاوتی می یابد. ماحصل اینکه گرچه نگاه کلی امام خمینی به پدیده مرگ در راستای نگاه صدرایی قرار دارد؛ ولی استقلال نظر و ذو ابعاد بودن شخصیت امام موجب می گردد که از منظری فراتر نیز به حقیقت مرگ نگریسته و موشکافانه به تحلیل مسائل پیرامون آن بپردازد.
تجزیه و تحلیل کورگان ها و گورهای کلان سنگی مکشوف از محوطه های باستانی قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران در عصر مفرغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
73 - 95
حوزههای تخصصی:
کورگان ها یا گورهای کلان سنگی، ازجمله گورهایی هستند که در عصر مفرغ و آهن در محدوده جغرافیایی وسیعی، یعنی شرق اروپا، آسیای میانه، آناتولی و شمال غرب ایران گسترش پیدا می کند. وسعت کورگان ها و اشیائی که از این گورها به دست آمده، نشان دهنده میزان جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است. تدفین حیوانات نیز سنتی است که در این دوره در مناطقی چون: قفقاز، شرق آناتولی و شمال غرب ایران، افزایش چشمگیری پیدا می کند. هدف از این پژوهش، توضیح و تبیین کورگان ها، گورهای کلان سنگی و سنت قربانی حیوانات برای طبقات اجتماعی خاص در عصر مفرغ است؛ ازجمله پرسش های این پژوهش این است که، آیا در عصر مفرغ روابط تجاری بین منطقه قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران وجود داشته است؟ و چرا گورهای کلان سنگی این دوره، در اندازه و تعداد اشیائی که از داخل گورها به دست آمده ، با یک دیگر متفاوت هستند؟ فرضیه پژوهشی حاضر در پاسخ به این پرسش است که با توجه به کشف سرپیکان های ساخته شده از ابسیدین و سفال های نوع ارومیه که از محوطه های عصر مفرغ شمال غرب ایران به دست آمده، می توان گفت در عصر مفرغ بین منطقه قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران، روابط نزدیکی برقرار بوده است؛ هم چنین بزرگ بودن اندازه کورگان ها و اشیائی که از داخل این گورها به دست آمده، نشان دهنده جایگاه اجتماعی شخص متوفی بوده است؛ بدین معنی که افراد عادی دارای گورهای سنگ چین ساده و گورهای صندوقی بودند و قبور آن ها فاقد هدایای تدفینی بوده است، ولی افراد سطح بالای جامعه دارای گورهای بسیار وسیع بوده و در کنار صاحب گور، تعداد زیادی هدایای تدفینی به دست آمده است. در این پژوهش با استفاده از مشاهدات عینی و مطالعات کتابخانه ای، به بررسی کورگان های مکشوف از منطقه قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران در عصر مفرغ، پرداخته شده است. نتایج نشان می دهند که کورگان های مکشوف از قفقاز جنوبی قدیمی تر از کورگان های به دست آمده از شمال غرب ایران هستند و در عصر مفرغ متأخر ارتباط فرهنگی و تجاری بین این دو منطقه وجود داشته است. بیشترین گورهای کلان سنگی عصر مفرغ متأخر فلات ایران، مربوط به منطقه اصلاندوز و پارس آباد در اردبیل و منطقه اهر و خداآفرین در آذربایجان شرقی است، که اکثر آن ها دارای شکلی مدور هستند و از درون بیشتر این گورها اجساد حیواناتی چون گاو، اسب و سگ به همراه هدایای تدفینی به دست آمده است.
دگرگونی های گفتمان سیاسی صفوی؛ حرکت بین خطوط تصوف، سلطنت و فقاهت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
273 - 298
حوزههای تخصصی:
تصور غالب درباره گفتمان صفویان به سیطره تشیع و فقه شیعی در جایگاه نیروی سیاسی برتر مربوط می شود؛ اما صفویان ریشه و مَنِشی صوفیانه داشتند که پس از سلطنت با فقاهت شیعی پیوند خورده است.بنابراین، شاهان صفوی از سه شأن مرشدی صوفی، شاه ایرانی و فرمانرای شیعه برخوردار بوده اند. در این چارچوب، مسئله پژوهش حاضر بر نحوه تعامل این سه و ماهیت این سه نیرو و شأن سیاسی حاکمان صفوی متمرکز است و برای بررسی آن، این پرسش مطرح شده است که دگرگونی های تاریخی در جایگاه سیاسی و اجتماعی صفویه چه تأثیری بر روی نیروهای سیاسی عمده و حاکمیت سیاسی آموزه های آنان داشته است؟ عمده ترین یافته پژوهش برای پاسخ بدین پرسش نشان داده است که ماهیت سیاسی صفویه و آموزه های آن از آغاز حیات فرقه تا پایان حکومتش چندرگه بود که از وجهی کاملاً صوفی گرایانه به سلطنت تغییر کرد که به معنای حذف کامل آموزه ها و برخی شئون صوفیانه نبود و توانایی سیاسی نیروی علما و آموزه های فقاهت شیعی را با سلطنت همراه کرد که احیای سلطنت ایرانی و تداوم آن را در پی داشت و نه سلطه سیاسی یک نیروی سیاسی جدید با حاکمیت فقاهت. بنابراین، به نظر می رسد که تصور غالب مبنی بر تسلط سیاسی فقاهت موضوعیت ندارد.
مناسبات طریقت های نقشبندیه و قادریه در کردستان پس از مولانا خالد شهرزوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰ (پیاپی ۱۵۰)
89 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش های صورت گرفته درباره تصوف در کردستان، عمدتاً تاریخ طریقت های صوفیانه را به صورت جداگانه و به دور از فضای ارتباطی آنها بررسی کرده اند؛ درحالی که به دلیل تأثیرگذاری مراودات این طریقت ها در تاریخ اجتماعی کردستان، مطالعه پیوندهای گوناگون مشایخ و پیروان آنها نیز امری ضروری است. در پژوهش پیش رو به این پرسش پاسخ داده شده است که پس از دوره مولانا خالد شهرزوری (1193-1242ق) طریقت های نقشبندیه و قادریه در مناطق کردنشین چه مناسباتی داشته اند؟ نتایج پژوهش -که به صورت مطالعات کتابخانه ای انجام شده است- نشان می دهد که پس از تنش ها و تقابلات اولیه، مناسبات این دو طریقت به سمت همکاری و همراهی پیش رفت؛ به گونه ای که پس از مدتی، مشایخ نقشبندی با ملاحظه حضور و نفوذ قادری ها در جامعه کردستان و به منظور مدیریت اوضاع پیروانشان، در برخی آداب طریقت تغییراتی ایجاد و بعضاً آنها را به روش قادریه نزدیک تر کردند. علاوه بر آن، در میان مشایخ دو طریقت مناسباتی چند، مانند مراودات طریقتی، پیوندهای دوستی و ارتباطات خاندانی شکل گرفت. آنان همچنین در آیین های طریقتی یکدیگر شرکت می کردند و در برخی زمینه های علمی و فرهنگی نیز با یکدیگر در پیوند بودند. تعامل آنان تا جایی پیش رفت که مشایخ نقشبندی، متأثر از میراث پیشینی خود و با در نظر داشتن اوضاع جامعه کردی، رهبری برخی از مریدان قادری را نیز برعهده گرفتند و به این ترتیب، فصل جدیدی از طریقت ورزی در کردستان را آغاز کردند.
بررسی و تحلیل گونه شناسی سفال های محوطۀ قُرُق دشت همدان-بهار از قرن پنجم تا هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۳
۲۴۱-۲۰۹
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های اصلی در شناخت فرهنگ های گذشته، مطالعه و تحلیل آثار سفالی محوطه های باستانی است؛ از این رو بررسی دقیق این دسته از آثار نقش مهمی در روشن شدن وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مراکز استقراری داشته است. عبور مسیرهای ارتباطی، هم چون شاهراه خراسان و راه فرعی شاهی از همدان درطول تاریخ -به خصوص در دوران اسلامی- باعث پیدایش فرهنگ های متعدد سفالگری در این بخش از کشور شده است. با توجه به تأثیرپذیری فرهنگ های سفالگری همدان و به تبع آن محوطه قُرُق (با حجم وسیعی از آثار سفالی) از مناطق بزرگ سفالگری دوران اسلامی، در این پژوهش سعی شده است به پرسش هایی هم چون: تأثیر کدام مناطق به لحاظ سبک ساخت و تزئین در سفال های محوطه قُرُق دیده می شود؟ مهم ترین گونه های سفالگری این محوطه از قرن پنجم تا هشتم هجری قمری کدام اند؟ و کدام گونه سفالی از ویژگی های بومی برخوردار است؟ پاسخ داده شود. هدف اصلی این نگارش، شناسایی انواع گونه های شاخص سفالی محوطه مورد مطالعه است که این فرآیند ازطریق مطالعه داده های باستان شناختی حاصل از بررسی های نوین صورت گرفته است. در انجام پژوهش حاضر، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و تطبیق میدانی یافته های این حوزه با سایر مناطق صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهند در هنر سفالگری این محوطه به لحاظ شیوه ساخت و پرداخت، جلوه هایی از هنر مراکز فرهنگی همجواری هم چون: ذلف آباد، آوه، سلطانیه، کنگاور، تخت سلیمان و بروجرد مشاهده می شود؛ هم چنین بیش از 10 گونه سفالی شاخص قرن پنجم تا هشتم هجری قمری از آن شناسایی شده که شامل انواع سفال های بدون لعاب و لعاب دار است که هریک به زیرمجموعه های ساده و منقوش و چندرنگ زیر و رولعابی تقسیم می شوند. در این بین، نمونه هایی هم چون ظروف با تزئین چندرنگ بر روی گلابه سفید احتمالاً از ویژگی های محلی برخوردارند.
فرآیند و چرایی تغییر در شکل ظاهری و عناصر سازه ای گنبدهای شلجمی شکل از آغاز دورۀ تیموری تا پایان دورۀ صفوی در آسیای مرکزی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۳
۲۶۴-۲۴۳
حوزههای تخصصی:
ساخت انواع گنبدها در دوران اسلامی، به ویژه در دوره های تیموری و صفوی به نهایتِ کمال رسید. گنبدهای شلجمی شکل، از نمونه های قابل تأمل در فرهنگ معماری آسیای مرکزی و ایران است که در اوایل قرن 9ه .ق./ 15م. و هم زمان با دوره تیموری رواج یافت. در این شکل جدید، در محل پیوستن پوسته بیرونی گنبد به ساقه، بیرون زدگی مختصری ایجاد شده که سبب تغییر در شکل ظاهری و جزئیات سازه ای شده است. پرسش مطرح این است که، دلایل ایجاد این تغییرات در نمای ظاهری و نیز عناصر سازه ای دخیل بین دو پوسته، پس از شکل گیری اولیه این گنبدها در آسیای مرکزی و سپس سیر تکامل آن ها در ایران چگونه است؟ پژوهش حاضر با هدف دست یابی به جنبه های پنهان در سیر تحول گنبدهای شلجمی شکل و با تکیه بر مستندات تاریخی و باستان شناسی و پاسخ به چرایی و علل تحولات ایجاد شده در آن ها طی 4 قرن در حوزه ایران فرهنگی به نگارش درآمده است. افزون بر این، بازنمایی اندیشه ها و باورهای حامیان و معماران پدیدآورنده این گنبدها با مطالعه تحولات انجام گرفته در این آثار موردتوجه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و مطالعه گنبدهای منتخب نیز مبتنی بر فعالیت های میدانی، تحقیق در منابع و اسناد کتابخانه ای است. فرآیند تغییر شکل ظاهری گنبدها، شامل حذف خیاره بیرونی، تعدیل در ارتفاع ساقه و ایجاد انحنای بیشتر در محل پیوستن پوسته بیرونی به گریو است. این پژوهش، در پیوند با تغییرات سازه ای ایجاد شده برای بهبود مقاومت و استحکام گنبدها، از ساخت باریکه طاق ها برروی پوسته درونی و انتقال وزن دیوارهای خشخاشی به قسمت های زیرین و پایه های گنبدخانه، تغییر در تعداد و تناسبات خشخاشی ها برای جلوگیری از خرابی گنبد، به ویژه در بخش آوگون به هنگام زلزله و نیز شکل و ترتیب قرارگیری کلاف های چوبی برای افزایش انعطاف پذیری آن در برابر تکان های لرزشی، سخن گفته است.
Women in Sogdian Para-documents(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۳ - Serial Number ۷, December ۲۰۲۳
1 - 10
حوزههای تخصصی:
A glorious past is what our women in East have experienced which is the path that leads to their power and dignity. As worthy cultural documents, old written texts reflect the political, economical and social stance of women in the Sogdian community. This is an attempt to indicate the Sogdian women's place in Sogdiana through the existing documents(texts,,manuscripts, paintings and archeological remains). We are concerned with the following questions regarding the Sogdian society: how was the women’s participation along the Silk Road, how the remained documents emphasize the importance of their presence and the important question about their identity, when and how they became powerful. Khatun-e Bukhara indicates the high potential of the women’s existence in Sogdian era. In order to illuminate women’s participation, strong motivation to draw the attention and authority, a link to this particular historic situation and a new grasp of women’s lifestyle at that era is essential. This article is an attempt to introduce the women’s role in Sogdian land through language, Culture and different social groups.
بازتاب تحول گفتمان آموزش در آینه نمایش نامه نویسی تجددگرا (۱۲۸۵- ۱۳۲۰ ش.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و اصلاح نظام آموزشی دغدغه محوری طیفی از اندیشوران متجدد دوره متقدم پهلوی بود که به مثابه یک گفتمان تجددگرا در سپهر فرهنگی این روزگار جلوه یافت. نمایش نامه یکی از ابزارهای بیان این دغدغه ها بود که به مثابه یک گونه نوشتاری جدید قابلیت بیان مفاهیم نو را در قالبی محاوره ای و داستان وار داشت. در پژوهش حاضر ضمن واکاوی محتوای نمایش نامه های مشروطه و دوره متقدم پهلوی کوشش شده است تا ذهنیت بخشی از نخبگان تجددگرا در پیوند با امر آموزش و نسبت آن با توسعه فرهنگی کشور بررسی شود. بررسی تحلیلی محتوای این نمایش نامه ها از یک تحول در گفتمان آموزش حکایت دارد؛ تحولی که می توان آن را جلوه ای از تجددگرایی تفسیر کرد. نقد نگرش سنتی و عرضه مضامین تازه، مفهوم پردازی نوآیین از «وطن»، پافشاری بر ضرورت آموزش همگانی ازجمله برای بزرگ سالان و تأکید بر تربیت جسم دوشادوش آموزش بازتابی از این تحول گفتمانی است. همچنین تغییر رویکرد نمایش نامه نویسی دوره پهلوی در مقایسه با دوره مشروطه تابعی از شرایط سیاسی زمانه بود که با سیاست های دولت پهلوی در زمینه نوسازی همنوایی داشت. افزون بر این، تمرکز ویژه بر مفهوم آینده بهتر برای «وطن» در این نمایش نامه ها را می توان بازتابی از گفتمان ناسیونالیسم دوره پهلوی دانست که ناظر بر اهمیت آموزش به مثابه دهلیزی برای گذار به یک کشور توسعه یافته و پیشرفته در تلقی تجددگرایان این عصر بود.
واکاوی مظاهر دین داری عوامانه (بررسی موردی: کاربرد استخاره در دوره ناصرالدین شاه قاجار تا محمدعلی شاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۶
113 - 135
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع دین داری، دین داری ای است که تحت تأثیر باورهای بعضاً غیر مستند و عوام گرایانه قرار گرفته و به اصطلاح عامیانه نامیده می شود. دین داری عامیانه مانند دیگر انواع و اقسام دین داری مظاهر و تجلیاتی اجتماعی و فرهنگی داشت که یکی از آن ها، توسل به استخاره و تصمیم گیری های خرد و کلان بر اثر آن بود. در عصر قاجار، ایران خواه ناخواه وارد دنیای مدرن شد و تحت تأثیر مناسبات و روابط و مسائل خاص جاری در آن شد. هیئت حاکمه، دولت مردان و حتی مردمان عادی که خود را در شرایط و زمانه تازه ای می دیدند، برای آرامش خود یا وابستگانشان و یا پایین آوردن ضریب یا احتمال خطا در تصمیم گیری، ناگزیر به استخاره که به معنای انعکاس اراده خداوندش می پنداشتند، پناه می بردند و آن را مبنای تصمیمات خود قرار می دادند. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی و استفاده از اسناد و مدارک و منابع مربوط به حوزه دین داری، سیاست و فضای غالب عمومی، رواج و کارکردهای استخاره، به ویژه در بستر سیاست را در عصر قاجار، در بازه زمانی سلطنت ناصرالدین شاه (حک: 1264-1313ق) تا محمدعلی شاه (حک: 1324-1327ق) مورد بررسی قرار داده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد علل و دلایلی چون ماهیت فردی و استبدادی حکومت، عدم اعتماد عمومی، پایین بودن میزان آگاهی طبقات گوناگون، نیازهای روحی و فردی، ترس از مواجهه با نتایج تصمیمات غلط، توجیه خود و دیگران، رسیدن به آرامش و پرهیز از تردید و البته فرار از مسئولیت تصمیمات بزرگ و انتساب آن به خداوند، موجب رواج استخاره در دوره زمانی موردبحث بوده است.
واکاوی نحوه مواجهه قبیله کلب با اسلام براساس تعلقات ژئوپلیتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
152 - 180
حوزههای تخصصی:
بررسی حیات سیاسی اجتماعی قبایل عرب و واکنش آنها در مواجهه با اسلام، برای شناخت تاریخ صدر اسلام ضروری است. از جمله قبایل قدرتمند شمال جزیره العرب، بنی کلب بن وبره بود که با تکیه بر علایق ژئوپلیتیکی، تا آخرین سالهای حیات پیامبر(ص) در قبال پذیرش اسلام مقاومت کرد. در واقع انتساب به یمن، جغرافیای گسترده، زعامت و رهبری قضاعیان و رویکرد اعتقادی عامل همبستگی کلبیان بود که برای حفظ آن تلاش می کردند. بنابراین پژوهش پیش رو می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی به چگونگی برخورد این قبیله با اسلام و مطالعه ی عوامل ژئوپلیتیکی موثر در آن پاسخ دهد که به تبع آن راهبرد پیامبر(ص) نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج تحقیق گویای آن است که مردم قبیله ی کلب با وابستگی به جغرافیای سیاسی خود تا سرحدّ توان به رویارویی با مسلمانان پرداختند و تنها پس از اقدامات پیامبر(ص) در اصلاح علایق آنها بود که به اسلام گرویدند.
تأثیر «پزشکی شدن» جامعه بر مذهب در دوران پس از مشروطۀ ایران (1284 -1320ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۱)
6 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف: با شروع دوره مدرن در جهان و سرایت خزنده آن به میان جامعه ایرانی درطول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بسیاری از ساختارهای جامعه ایرانی -که درطول تاریخ با مشارکت نهاد سنت و مذهب شکل گرفته بود- موردتهدید مفاهیم و برداشت های جدید قرار گرفت و این تهدید در موارد زیادی به مقابله سنت و مدرنیته منجر شد.یکی از عرصه های به شدت تأثیرپذیر جامعه پیشامدرن ایرانی، نهاد بهداشت و درمان بود که براساس ترکیبی از طب مزاجی، طب عامیانه و با رنگ و بوی مذهبی، درطول تاریخ شکل گرفته بود. پس از ورود اولین نشانه های مدرنیته به ایران، این نهاد مسلط اجتماعی (نهاد بهداشت و درمان سنتی)، به شدت درمعرض هجمه تأثیرات بینش علمی تازه قرار گرفت و بسیاری از باورهای آن زیر سؤال رفت.روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با تکیه بر یکی از مفاهیم جامعه شناسی پزشکی تحت عنوان «پزشکی شدن» این مقابله و مواجهه را تحلیل کند و میزان تأثیرگذاری این روند بر نفوذ مذهبی درمیان جامعه ایرانی را بررسی کند.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برای چند دهه، فضای فرهنگی جامعه متأثر از صف آرایی و تقابل بین مفاهیم مذهبی و مفاهیم بهداشتی بود و در مسیر پزشکی شدن، نهاد مذهب بسیاری از عرصه های نفوذ اجتماعی را به نهاد پزشکی واگذار کرد.