این پژوهـش به زندگی زبیـر بنعوّام، از روایان حدیث و همـسران، فرزنـدان، نوادگـان و موالـی او میپردازد. برخی از وابستگان وی راوی مستقیم حدیثند و نام شماری از آنان در سلسله سند احادیث دیده میشود. زبیر بنعوام به دلیل حضورش در نخستین رویدادهای تاریخ اسلام، هم از پیامبر روایت کرده و هم خود در شکلگیری رخدادهای مهم تأثیر گذارده است. همسران، فرزندان و موالی او نیز به روایت آن وقایع و احادیث پرداختهاند. اگرچه آلزبیر و موالی آنان با گذشت زمان و همزمان با شکلگیری و بخشبندی دانشهای اسلامی به علوم گوناگون گراییدند، اما علم حدیث را بنیاد یا یکی از پایههای علوم اسلامی میدانستند. بنابراین، آلزبیر از دید زمانی از دوره زبیر بنعوام (صدر تاریخ اسلام) تا ناصرالدین احمد بنجمالالدین محمد زبیری (م801 ه) و از دید مکانی در پهنه گستردهای از آندلس، جایگاه محمد بنعبدالواحد بنمحمد زبیری (م357 ه) تا کالیوور هند، جایگاه عزالدین زبیری (قرن هشتم) میزیستند. تأثیرگذاری این خاندان در رویدادهای سیاسی، نظامی و علمی تاریخ اسلام با توجه به چنین گسترهای انکارناشدنی و جایگاه علمی و فرهنگی آنان در حدیث و تاریخنگاری در خور بررسی است. از اینرو، این جستار راویان حدیث و طبقات آلزبیر را برمیشمارد و اعتبارشان را از دید دانشمندان رجال و حدیث اندازه میگیرد و گزارشی آماری در اینباره در قالب نمودار عرضه میکند.
پس از درگذشت آخوند خراسانی، بیشتر شیعیان جهان از آقا سیدمحمدکاظم طباطبایی تقلید کردند و مقلدان و عالمان شیعی، مرجعیت عام ایشان را پذیرفتند. کتاب ارزشمندشان، عروة الوثقی، دستگیره استواری است که مراجع بزرگ شیعه در دوران اخیر، مرجعیت خود را با نوشتن و انتشار حاشیه بر آن اعلام میکنند. صاحب عروه، از رویدادهای سیاسی ایران عصر مشروطه آگاه و دیدگاه و رویکردش درباره آنها، به آرا و نظرهای شیخ فضلالله نوری بسیار نزدیک بود. این مقاله با گزارشی کوتاه از زندگینامه علمی و سیاسی آقا سید احمد، فرزند صاحب عروه، به گزارش گزیدهای از نامههای وی درباره این رخدادها و کوششهای شیخ فضلالله میپردازد. وی این نامهها را از تهران به نجف میفرستاد و پدرش را از ماجراهای سیاسی تهران آگاه میساخت.