فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
55 - 80
حوزههای تخصصی:
وجوب حفظ جان و حرمت خودکشی – چه به صورت فعل یا ترک فعل از ضروریات دین است و آیات و روایات متعدی بر آن دلالت دارند؛ درعین حال، در شمول حکم یادشده نسبت به برخی مصادیق اختلاف نظر است؛ ازجمله، در مواردی که اولیای دم حاضرند در قبال گرفتن وجه از قصاص صرف نظر نمایند، وجوب پذیرش این پیشنهاد از سوی محکوم به قصاص موردتردید است؛ البته مشروط به آنکه پرداخت وجه برای محکوم به قصاص مقدور باشد. امام خمینی وجوب این مسئله بر محکوم به قصاص را نپذیرفته اند. در این نوشتار، ادله موافقان و مخالفان با رویکرد به مبانی نظر امام خمینی موردنقد و بررسی قرار می گیرد؛ این ادله طیف فراوانی از آیات، روایات، ادله عقلیه، استناد به توالی فاسد و... در خود دارد. حاصل آنکه ادله باورمندان به عدم وجوب، پذیرفتنی تر می نماید؛ اما با توجه به برخی قواعد و اصول، احتیاط در مسئله یاد شده نیکوست و از این طرق می توان میان نظرات موافق و مخالف، راه میانه ای برگزید.
تاریخ اجتماعی در تاریخ نگاری عصر قاجار مطالعه موردی: تاریخ نگاری ناظم الاسلام کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناظم الاسلام کرمانی نقش عمده ای در تاریخ نگاری عصر مشروطه داشته و جزو اندیشمندان نوگرا و مشروطه خواه است. شغل روزنامه نگاری مورخ عامل مهمی است تا وی از نزدیک در روند حوادث منجر به پیروزی مشروطیت قرار گیرد و در کتاب خویش به گزارش رویدادهای سیاسی و اجتماعی از زمان ناصرالدین شاه تا سیزده ی رجب سال 1327ه .ق بپردازد. مقاله حاضر با روش تاریخی سعی در بازتاب بینش اجتماعی ناظم الاسلام کرمانی در تاریخ نگاری وی دارد.برای تحقق این هدف، پرسشی چنین مطرح است: بینش اجتماعی مورخ چه تاثیری در روش تاریخی وی در بازتاب رویداد مشروطیت خواهی و تحولات بعد از آن داشته است؟ نمودهای بینش اجتماعی در تاریخنگاری ناظم الاسلام کدام است؟ نتایج این پژوهش حاکی از آن است که موضوع، محور بودن توده در بینش تاریخی مورخ ودر نتیجه توجه وی به نهاد اجتماع و مردم،تاریخ نگاری او راازتاریخ نگاری های پیش از خود تاحدودی متمایز ساخته است.در حقیقت مورخ تلاش نموده است تا با بازتاب حیات اجتماعی جامعه در حوزه های مختلف زیستی، تاریخ نگاری خود را به تاریخ نگاری اجتماعی نزدیک تر سازد.واژه های کلیدی: تاریخ نگاری،تاریخ اجتماعی،مشروطیت، ناظم الاسلام کرمانی.
اخلاق اجتماعی در جامعۀ بی ثبات از نگاه عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
25 - 52
حوزههای تخصصی:
اخلاق از اساسی ترین الزامات زندگی اجتماعی است و رعایت آن همواره از دغدغه های بزرگان جوامع بوده است. اینکه تا چه اندازه می توان انتظار داشت افراد یک جامعه، کنشگران اصول اخلاقی آن باشند به بافت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه بستگی دارد؛ زیرا اخلاقیات در بستر تاریخی سرزمینی شکل گرفته و سترگ شده اند و از تمام این دگرگونی ها در درون خود تأثیر پذیرفته اند. چه بسا یک امر اخلاقی در ادوار بعدی اخلاقی شمرده نشود یا آنچه در جامعه ای اخلاقی شمرده می شود، در جامعه ای دیگر غیراخلاقی انگاشته شود. بنابراین، نمی توان از کنشگران اخلاق در جامعه انتظار داشت در هر شرایطی تن به انجام اصول اخلاقی دهند یا هر کنشی را اخلاقی شمارند. در این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی کوشیده شده به این سؤال پاسخ داده شود از دیدگاه عبید زاکانی در جامعه فاقد ثبات سیاسی و اقتصادی، اخلاقیات تا چه اندازه دستخوش تغییر و دگرگونی شده اند و چه گروه های اجتماعی بیشترین نقش را در این دگرگونی ها داشته اند؟ فرضیه این مقاله آن است که اخلاق از آشفته بودن اوضاع سیاسی و اقتصادی چندان متأثر می شود که می تواند اصالت مفاهیم خود را از دست بدهد و در گرداب رویدادها چندان فرو افتد که از خویش بیگانه شده و حتی آنچه پیش تر غیراخلاقی بوده، اخلاقی انگاشته شود. در چنین جامعه ای، لذت طلبی، کوته نگری، فرد محوری و منفعت طلبی بدون توجه به اخلاق جمعی رشد می کند. عبید شاعرِ دل نگرانِ الزاماتِ اخلاقی و فراتر از آن متفکری اجتماعی است که نسبت به محیط پیرامون خود بی تفاوت نبود. او نقش و جایگاه برجسته ای به بزرگان و نخبگان طبقات مختلف جامعه در واژگونی مفاهیم اخلاقی می دهد که با پشت پا زدن بر سنن اخلاقی پیشین، اخلاقی نو می آفرینند و منافع قدرت و ثروت خود را تأمین می کنند و توده مردم را نیز متأثر از خویش می سازند و جامعه ای را شکل می دهند که بیگانه با تاریخ و فرهنگ خود شده است.
مُهر استوانه ای تپه گوهرگوش نورآباد لرستان مُهری به سبک آشور نو؟ در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهرها اگرچه بیشتر با رویکرد تاریخِ هنری موردمطالعه قرار می گیرند، اما می توانند منبع مهمی برای مطالعه وضعیت اجتماعی-اقتصادی جوامع باستانی باشند. مُهر موردمطالعه در پژهش حاضر توسط یک راهنمای محلی به هنگام بازدید نگارندگان از تپه گوهرگوش واقع در روستای فتاح آباد از توابع شهرستان دلفان استان لرستان از داخل خاک های حفاری غیرمجاز در بخش جنوبی تپه یافت شده است. پیش تر از محوطه های مختلفی در میان رودان نیمه غربی و حتی مناطق مرکزی ایران مهرهایی قابل مقایسه با نقش مُهر گوهرگوش از نظر سبک شناسی معرفی و مورد مطالعه قرار گرفته اند. در پژوهش پیش رو تلاش می شود با مطالعه و مقایسه سبک شناسی و شمایل نگاری مهر تپه گوهرگوش که از این پس با این عنوان آمده است، با نمونه های مشابه به پرسش هایی در ارتباط با سبک شناسی و تاریخ گذاری آَن پاسخ داده شود. اصلی ترین پرسش های این پژوهش این است که مُهر تپه گوهرگوش به چه دوره زمانی تعلق دارد؟ سبک آن بومی است یا متأثر از مناطق دیگر است؟ بافت و بستر تاریخی-سیاسی هم زمان با دوره زمانی احتمالی آن چه نقشی در نفوذ این مهر با این سبک در پیشکوه داشته است؟ در پاسخ با این پرسش ها فرضیه های مختلفی را می توان مطرح کرد؛ از جمله: به احتمال خاستگاه و سبک مهر مورد مطالعه آشوری است، و فرض دوم این که، خاستگاه آن بومی ولی متأثر از سبک آشوری است؛ هم چنین به احتمال تاریخ آن نیمه اول هزاره اول پیش ازمیلاد است. فرض بعدی در پاسخ به پرسش دوم است که به احتمال ظهور حکومت الیپی در سده های اولیه هزاره اول پیش ازمیلاد (به احتمال در پیشکوه)، نقش مهمی در نفوذ و گسترش سبک های هنری و سنت های سفالی منطقه ای و فرامنطقه ای در این حوزه داشته است. در ادامه این پژوهش، تمام این پرسش ها و فرضیات مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. با مطالعه مهر گوهرگوش از جنبه های مختلف، به احتمال این مهر به سبک آشورنو و بین سده های نهم تا هفتم پیش ازمیلاد است. کشف آن در تپه گوهرگوش می تواند سرنخی از روابط زاگرس مرکزی با آشور در این بازه زمانی باشد.
جایگاه قاپی قولوها در ساختار انتظامی عثمانی تا ایجاد ضبطیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قاپی قولوها یا غلامان دربار عثمانی، مهم ترین نقش آفرینان ساختار حکومتی عثمانی بودند که اگرچه جایگاه و وظایف نظامی آنان نمود بیشتری یافته است، در بخش های دیگر نیز نفوذ چشمگیری یافتند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که با توجه به روحیه ی تمامیت خواهانه ی قاپی قولوها (به ویژه در پایتخت عثمانیان)، تا برآمدن نیروی ضبطیه یا پلیس عثمانی و کناررفتن قاپی قولوها، این گروه نسبت به وظایف انتظامی و امنیتی، چه رویه ای را اتخاذ کردند؟ بر اساس این پرسش، تلاش خواهد شد تا با توجه به توصیفی – تحلیلی بودن نوع پژوهش حاضر، با تکیه بر مطالعه ی کتابخانه ای، به بررسی جایگاه قاپی قولوها در تشکیلات انتظامی عثمانی تا برآمدن نهاد ضبطیه به عنوان مساله ی پژوهش پرداخته شود. با بررسی داده ها، مشخص شده است که سه گروه جبه جیان، توپچیان، بوستانچیان بیش از هر چیز در حوزه ی انتظامی مراکز استقرار نیروهای خود در استانبول فعال بودند و از این حیث، نسبت به ینی چریان با محدودیت هایی، فعالیت می کردند. ینی چریان، بر خلاف سه دسته ی پیشین، توانستند با قدرت، بر غالب بخش های امنیتی و انتظامی پایتخت و حتی ایالات چیره شوند که این چیرگی، تا زمان برچیده شدن ینی چریان و متعاقب آن، برآمدن پلیس عثمانی یا ضبطیه تداوم داشت.
عرب گرایی در آثار تاریخی ابن حبیب بغدادی (د.245ﻫ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۳
109 - 128
حوزههای تخصصی:
ابن حبیب مورخ نیمهٔ نخست قرن سوم هجری گاه با گردآوری آثار دیگران در مجموعه ای واحد و گاه با تألیف تک نگاشت هایی نوآورانه آثاری در تاریخ عرب عصر جاهلی و سده های نخستین هجری پدید آورده است. تألیفات ابن حبیب به سبب احتوا بر انبوهی از مواد و مطالب در تاریخ فرهنگی و اجتماعی عرب، که غالبا نیز در منابع دیگر یافت نمی شود، درخور توجه اند و بررسی داده های وی برای شناخت مطابق با واقع از فضای فکری و فرهنگی عصر نخست عباسیان، ضرورت دارد. تحلیل آثار ابن حبیب به سبب ایجاز داده ها، به ویژه عرضه صرف نام شماری از افراد در موضوعات متنوع بسیار دشوار است؛ بدین روی این پژوهش برآن است که بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و روش تاریخی با روی کرد توصیفی تحلیلی، با مقایسهٔ داده های ابن حبیب با تألیفات و تک نگاشت های مشایخ و مورخان هم عصرش دریابد که چرا ابن حبیب که خود در زمرهٔ موالی است در صدد برآمده تا آثاری با محوریت عرب در جاهلیت و اسلام تدوین نماید؟ یافته هاحاکی از آن است که ابن حبیب در پاسخ به مسائل مورد مناقشه در احکام عرفی و فقهی زمانه اش به تألیف چنین آثاری همت گماشته است؛ افزون بر این او از مطاعن شعوبیه و نیز نظرات مسیحیان در تشکیک عقاید مسلمانان غافل نبوده و در دفاع از منزلت عرب و مقابله با شبهات مسیحیان پیرامون اسلام، شواهدی از تاریخ و فرهنگ عرب در جاهلیت و صدر اسلام عرضه کرده است.
بررسی علل موجبات خاموشی های برق شهرتهران در سالهای پایانی حکومت پهلوی (چالش ها و راهکارها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
91 - 115
حوزههای تخصصی:
قطعی برق در ایران موضوع تازه ای نیست. در سال های پایانی حکومت پهلوی نیز خاموشی های گسترده گریبان گیر مردم شده بود. رشد بی رویه جمعیت تهران در دهه 1350 و عدم توسعه لازم در بخش تولید به تناسب جمعیت از یک طرف و بیشتر شدن نرخ رشد تقاضای برق از نرخ رشد عرضه آن و عدم سرمایه گذاری لازم برای توسعه ظرفیت های تولید و انتقال و توزیع برق از طرف دیگر موجب خاموشی و کمبود برق شد. مسئولین دولتی برای رفع این مشکل و جلوگیری از تکرار آن دست به اقداماتی زدند، از جمله خاموش کردن چراغ خیابان ها، پارک ها و ادارات دولتی در ساعات اولیه شب و خاموشی موقت خانه ها و محلات در سراسر کشور به ویژه تهران. اجرای طرح خاموشی و تاریکی (دفاع غیرعامل هوایی) در تهران، خاموشی چراغ های بعضی از معابر شهر تهران و تنظیم برنامه ای برای کاهش بار مصرفی از سیستم به هم پیوسته در مواقع اضطراری از دیگر راهکارهای اداره برق برای تأمین برق شهر تهران به شمار می رفت. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی و با استناد به اسناد آرشیوی و منابع تاریخی درصدد بررسی علل و پیامدهای قطعی برق شهر تهران در دهه آخر حکومت محمدرضا شاه پهلوی است. یافته های پژوهش نشان می دهد به رغم اقدامات مسئولین، مشکل خاموشی در بخش خانگی ادامه داشت، تا جایی که دولت برای عبور از اوج مصرف برق در تابستان و رفع مشکل کمبود برق مجبور شد کارخانه ها و واحدهای تولیدی را تعطیل کند.
جایگاه و کارکرد خاندان زیاداوغلی قاجار در تحولات قفقاز در دوره شاه طهماسب اول صفوی (با تأکید بر نقش شاهوردی سلطان زیاداوغلی قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاندان زیاداوغلی قاجار از خاندان های مهم و بانفوذ منطقه ی قفقاز بودند که از فرآیند دگرگونی ساختار سیاسی و اداری حکومت صفوی پدید آمدند. این خاندان تیره ای از ایل قاجار بودند که با حمایت پادشاهان صفوی در نواحی قراباغ قدرت گرفتند و از حامیان مهم استقرار حاکمیت سیاسی صفویه در منطقه ی قفقاز به شمار می رفتند. عدم تصویر روشن از نقش آفرینی این خاندان در منطقه ی قفقاز در عرصه ی سیاسی و نظامی در دوره ی حکمرانی شاه طهماسب اول از مسائل تاریخی است که احتیاج به واکاوی دارد. این پژوهش درصدد پاسخ به این سوال است که این خاندان با محوریت شاهوردی سلطان زیاد اوغلی چه نقشی در تحولات سیاسی قفقاز در دوره ی شاه طهماسب اول داشتند؟ هدف اصلی این پژوهش تبیین عملکرد شاهوردی سلطان زیاد اوغلی جدّ این خاندان در دوره ی شاه طهماسب اول در حوادث سیاسی قفقاز است. یافته ها نشان می دهد که خاندان زیاد اوغلی حراست از سرحدهای دولت صفوی در مقابل عثمانی ها را بر عهده داشتند. همچنین رسیدگی به امور داخلی گرجستان و سرکوب شورش های ضد حکومت صفوی در گرجستان از دیگر وظایف این خاندان بود. به عبارت دیگر، مهمترین نقش این خاندان، تثبیت و استمرار حاکمیت سیاسی حکومت صفوی در منطقه ی قفقاز بود. روش مورد استفاده در این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی است.
تفسیر انتقادی یک انگاره: کوروش دوم و خشایارشای یکم در مکالمۀ افلاطونی «آلکیبیادس بزرگ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله موسوم به «آلکیبیادس بزرگ» ازجمله متونی محسوب می شود که به رغم آنکه پژوهشگران تردیدهایی جدی در انتساب آن به شخص افلاطون ابراز داشته اند، از جایگاهی ویژه در میان آثاری برخوردار است که ذیل مکتب فلسفی و ادبی افلاطونی قرار می گیرند. این رساله شامل مکالمه ای میان سقراط و معاشر جوان او آلکیبیادس است و ضمن گفت وگو، در چند مورد از شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مربوط به آن سخن می رود. در پژوهش حاضر منحصراً به یکی از این موارد، یعنی اشاره سقراط در سطور نخست رساله به کوروش دوم و خشایارشای یکم به عنوان تنها افراد میرا و فناپذیر شایسته احترام در نظر آلکیبیادس جوان و جاه طلب توجه شده است. درحقیقت پژوهش حاضر بر آن است از طریق مطالعه انتقادی و تطبیقی محتوای «آلکیبیادس بزرگ»، انگاره ها و تصورات ویژه ای را بررسی کند که وجود آن در فضای ذهنی نویسنده رساله، موجب ذکر نام کوروش و خشایارشا به عنوان تنها افراد ارجمند در نگاه شخصیتی همچون آلکیبیادس شده است و به یاری چنین خوانشی، یک انگاره پنهان در اندیشه یونانیان سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد در باب این دو فرمانروای هخامنشی را بازخوانی کند.
نام «محمد» پیش از پیامبر(ص)؛ بازبینی انتقادی شواهد و رهیافتی تازه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی نام محمد و پیشینه پیشااسلامی آن همواره چالشی برای پژوهشگران بوده و در این باره پرسش هایی مطرح است؛ از جمله آنکه آیا نام محمد برگرفته از نام یا واژه ای غیرعربی بوده؟ و آیا پیش از برآمدن اسلام، محمد نامی معمولی به شمار می آمده یا دلالت های ویژه اعتقادی و حتی پیامبرانه داشته است؟ مطالعات زبان شناختی، بینامتنی و یافته های باستان شناسی در این زمینه گزینه های گوناگونی پیش می نهند. در سنت اسلامی دست کم از سده دوم نام محمد با واژه «پاراکلیت» (فارقلیط) در انجیل یوحنا پیوند خورده است. البته درباره اصالت این اخبار تردیدهایی وجود داشته، اما انتقال واژه پاراکلیت از زبان یونانی یا با میانجی گری زبان های آرامی به محیط شبه جزیره، همچنان گزینه ای محتمل است. در کتیبه ای حمیری از سده ششم میلادی نیز به واژه ای هم ریشه با نام محمد برمی خوریم که در نوشته های اسلامی به ویژه داستان ابرهه هم ردپایی از آن یافت می شود. منابع اسلامی نیز می گویند عربان گمان می کردند در آینده پیامبری به نام محمد خواهد آمد و از چند نفر به نام محمد نام می برند که در گزارش های مربوط به آنها نوعی دلالت های دینی و پیامبرانه نهفته است. چالش مهم در ارتباط با این شواهد، اصالت سنجی و تاریخ گذاری آنها و سپس واکاوی ارتباط درونی میان آنهاست. در مقاله حاضر مجموعه این شواهد بررسی شده و به ویژه مهم ترین شواهد اسلامی ارزیابی انتقادی شده است. با شواهدی که بررسی شده ، می توان گفت در شبه جزیره پیش از اسلام نام های برگرفته از ریشه «حَمَدَ» دارای دلالت های دینی بوده اند. با این حال، درباره ارتباط ریشه حَمَدَ با فارقلیط فعلاً باید به گمانه زنی بسنده کرد.
عنصر ایرانی در بیزانس دوره سلطنت هراکلیوس
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
107 - 126
حوزههای تخصصی:
عرفان عارف شهید، استاد ممتاز دانشگاه جورج تاون تا زمان مرگش به سال 2016 میلادی بود. در سال 1946 برای تحصیل به کالج سنت جانز آکسفورد رفت و به تحصیل آثار کلاسیک و تاریخ یونانی رومی زیر نظر مورخ مشهور، شروین وایت پرداخت. او سپس دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت نمود. تحقیقات شهید عمدتا بر حوزه-های زیر متمرکز بود: جهان یونانی-رومی، به ویژه امپراتوری بیزانس و تلاقی این حوزه با جهان عربی و اسلام در اواخر دوره باستان و قرون وسطی و مطالعات اسلامی به ویژه قرآن و ادبیات عرب. در سال 1970 سمپوزیومی با عنوان «بیزانس و ایران دوره ساسانی» در دامبرتون اُکس برگزار شد و بزرگانی چون ریچارد فرای، آندریاس آلفولدی، پیگولوسکایا، بیوار و عرفان شهید به سخنرانی پرداختند. مقاله پیش رو متن سخنرانی پایانی این همایش از عرفان شهید است که نویسنده به بررسی دقیق عناصر ایرانی و تاثیرات آن ها بر ساختار تاریخ بیزانس می پردازد. در این راستا انتخاب رسمی لقب باسیلئوس توسط هراکلیوس و روند آن مورد واکاوی قرار گرفته و از نقش ساسانیان به عنوان محرک های خارجی یاد شده است.
مقایسه اخلاق حرفه ای در متون حسبه (با تأ کید بر کتاب های شیزری، ابن بسام و ابن اخوه)
حوزههای تخصصی:
مقایسه بن مایه های عرفانی زیباشناسی نقوش تزیینی چین و ایران
حوزههای تخصصی:
بر اساس مبنای بسیاری از بزرگان فلسفه هنر،زیباشناسی(Aesthetics)بر اساس بافتار تاریخی(Historical context)تغییر می کند.مراوده فرهنگ ها و برخورد یا گفتمان تمدّنی عامل این پارادایم ها و تغییرات محتوایی و شکلی است.قطعاً فرهنگ هنری چین که شاکله آن نوعی معنویت و عرفان دوآلیسم(یین یانگ)را دارا می باشد،به علل گوناگون تاریخی مثل وجود جاده ابریشم،حمله مغول و تأثیر آن در انتقال هنر شرق آسیا به غرب آن و رواداری مغولان به علّت پای بند نبودن به ایدئولوژی خاصّ که باعث رابطه دیالکتیک بین ملل و فرهنگ ها می شد،در طول تاریخ بر بسیاری از تمدّن های دیگر اثر گذاشته است.هر چند که میان فهم معنوی چینی و اسلامی تفاوت هایی جدی در مسئله مابعدالطبیعه و زندگی پس از مرگ وجود دارد اما در تعالی معنوی شباهت های زیادی میان دو فرهنگ وجود دارد که بر زیبایی شناسی دو فرهنگ تاثیرات نسبتا مشابهی داشته است.جلوه های این تأثیرات را می توان در نقوش تزئینی در هنرهای مختلف بررسی کرد.این مقاله با ادبیات تاریخی نوع تأثیرگذای هنر چینی بر هنر ایران پسامغول را بررسی می کند امّا برمبنای نگاهی پدیدار شناسانه معتقد است علّت نهفته در این تأثیرگذاری،فهم و قبول معنای زیباشناسی نهفته در هنر چینی از سوی ایرانیان مسلمان است.علّت این مفاهمه و پذیرش به نوعی زیرساخت مشترک عرفانی و معنوی(Mystical)بازمی گردد.این فرضیه بر اساس منابع اسنادی مورد پژوهش و اثبات قرار گرفته است.
جایگاه و نقش نمادین قلمدان در بستر تاریخ اجتماعی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشیاء و آثار هنری هر دوره می توانند راوی تاریخ و سبک زندگی مردمان آن دوره باشند. ازجمله این اشیاء قلمدان است که کارکرد و جایگاه مهمی در متن زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دوران قاجار داشت. ازاین رو مسئله این پژوهش واکاوی نقش قلمدان در متن زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در عصر قاجار است، اینکه چگونه می توان از طریق بررسی جایگاه و کاربرد قلمدان های لاکی در میان اقشار مختلف جامعه ایران، بخشی از تاریخ و سبک زندگی مردمان آن دوران را روایت کرد. آنچه با کنکاش در گزارش ها و شواهد تاریخی به آن پرداخته می شود. طی دوران قاجار به شکل قابل توجهی سبک زندگی ایرانیان باسواد و صاحب منصب با قلمدان پیوند می خورد. از بعد اجتماعی قلمدان بیش از هر چیز نمایانگر طبقه اجتماعی میرزاها بود. از سوی دیگر قلمدان به شکلی نمادین در سپهر سیاسی قاجار نشانی از شأن و اعتبار و مقام بود؛ جز هدایای سلطنتی نفیس و در بالاترین سطح نشانه صدارت بود؛ اما هرچه به پایان دوران قاجار نزدیک می شویم با تغییر الگوهای فرهنگی و اجتماعی به خصوص تغییرات سبک زندگی، به تدریج این شیء ارزش ها و دلالت های نمادین خودش را از دست داد و به مانند بسیاری اشیای فرهنگی به تاریخ پیوست.
زمینه های اجتماعی و اقتصادی و سیر شکل گیری شرکت های قالی بافی در شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اواسط دوره قاجار، شرکت های چندملیتی تولید و تجارت صنعت فرش ایران را در دست گرفتند؛ در پی جنگ جهانی اول فعالیت این شرکت ها متوقف شد. ازاین رو در اوایل دوره پهلوی، شرایط برای خلع ید از شرکت های چندملیتی فراهم شد. در پی آن، با حمایت دولت، تولیدکنندگان ایرانی در شهرهای گوناگون کارخانه های قالی بافی تأسیس کردند. ازجمله در قزوین چند شرکت قالی بافی آغاز به کار کردند که معروف ترین آن ها «کارخانه قالی بافی شرکت اعتماد قزوین» و «سلامت» است. هدف این پژوهش شناسایی زمینه های اقتصادی و اجتماعی و سیر شکل گیری شرکت های قالی بافی در شهر قزوین در مقطع زمانی ذکر شده است. نگارندگان کوشیده اند به این پرسش ها پاسخ دهند که شکل گیری شرکت های قالی بافی در شهر قزوین برآمده از چه زمینه های اجتماعی و اقتصادی بوده است؟ فرایند و شیوه های تولید قالی در شرکت های مذکور چگونه بوده است؟ پژوهش با رویکرد تاریخ اجتماعی و به شیوه تحلیل کیفی با اتکا به داده های شفاهی و اسناد دست اول، با ابزار فیش برداری و مصاحبه به انجام رسیده و تقریباً به همه نمونه ها و اشخاص در دسترس مراجعه شده است. نتایج نشان می دهد بافت قالی های باکیفیت در قزوین در فاصله سال های 1297 تا 1330ش، به سبب نزدیکی به پایتخت و مراکز مهم قالی بافی، تجمع سرمایه داران و پشتیبانی دولت، رونق فراوان گرفت؛ اما رکود اقتصادی در ایالات متحده سپس جنگ جهانی دوم تقاضا را در بازار آمریکا و اروپا کاهش داد؛ پس تولید فرش نیز محدود شد. پس از ورود ارتش شوروی به قزوین، فعالیت شرکت اعتماد تقریباً متوقف شد. روس ها که از پشتیبانی مالی سرمایه داران قزوین از جنبش های سیاسی اجتماعی بیم داشتند در 1321ش، سرپرستان شرکت قالی بافی اعتماد را به باکو تبعید کردند. پس از این، گرچه برخی تولیدکنندگان فرش قزوین تا 1330ش کوشش هایی کردند، اما به سرانجامی نرسید. گفتنی است قالی شهری قزوین در این دوره، در جریان دگرگونی های اجتماعی و سیاسی، از نظر فنون بافت و کیفیت هنری (طرح، نقش و رنگ)، از قالی بافی مناطق هم جوارش مانند کاشان و ساروق تأثیر پذیرفته است.
وضعیت ملک و املاک در دوره رضا شاه(1320 – 1304 خورشیدی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که سیاست استعمار دولت انگلیسدر خاورمیانه حفظ منافع کمپانی هند شرقی بود و ایران بالطبع دروازه هندوستان شناخته می شد، این دولت را برآن داشت تا حکومت قاجاریه را که در ضعف به سر می بُرد تغییر داده و حکومت مرکزی قدرت مندی ایجاد نماید که شخص رضا شاه محصول آن بود. از جمله اقدامات رضا شاه در طول سلطنت، تصرف املاک مرغوب خوانین و مردم بوده که در نوشته حاضر با پژوهش توصیفی و تحلیلی به شناسایی انگیزه های رضا شاه در تصرف املاک به وسیله قدرت حاکمه، بکارگیری سیاست های متفاوت برای تصاحب این املاک در کل ایران و بخصوص در شمال و سواحل خزر می پردازد. حال پرسش اساسی آن است که تصرف املاک از سوی رضا شاه چه اثراتی در انحطاط یا توسعه طبقات اجتماعی ایران آن روزگار چه تاثیری داشته و از حیث نظری و روش شناختی با استفاده از اسناد تاریخی که منجر به شکاف طبقاتی عمیق(بین فقرا و ثروتمندان) در سطح کشور شده و همچنین ظلم و ستم و اعمال خشونت نسبت به مردم عادی برای به کارگیری در تولید و برداشت محصولات املاک که منجر به بدبینی و ضدیت بر علیه حکومت پهلوی شد،چه نتایجی داشته است. در نتیجه با این دیدگاه، رضا شاه به نوعی گسترش فئودالیسم و ثروت اندوزی را در بخش محدودی از طبقات مسلط و مرفه و شکاف عمیق در طبقات جامعه به وجود آورد.
نقش نخبگان و ادیبان ایرانی در نهضت علمی ادبی عصر اکبرشاه گورکانی(1556-1605)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اکبر شاه به عنوان بزرگترین پادشاه گورکانی هند، در تکمیل سیاست آزاد اندیشی و تسامح دینی خود در جامعه چند مذهبی و چند قومی هند، جهت آشنایی با ادیان و دانش ملل هندی دستور داد آثار برجسته هندو ، مسیحی ، بودایی و دیگر ادیان در زمینه های دینی ، تاریخی و ادبی به زبان فارسی برگردانده شود، به این ترتیب در روزگار وی نهضت ترجمه ای به راه افتاد که ایرانیان مقیم هند سهم بی بدیلی در آن داشتند، به طوری که نخبگان و مترجمان و ادبای ایرانی را می توان پیشگامان اصلی این نهضت ترجمه دانست. هدف این مقاله مطالعه نقش نخبگان ایرانی در نهضت علمی ادبی عصر اکبرشاه است و به تبع آن سوال اصلی پژوهش این است که نخبگان ایرانی در چه عرصه و رشته هایی در نهضت علمی ادبی عصر اکبرشاه نقش آفرین بودند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که ایرانیان ساکن هند نه تنها از پیشرانان علم و ادب در دوره اکبر و فرمانروایان بعدی گورکانی بودند، بلکه به رشد ، گسترش و تعمیق زبان فارسی در هند بسیار یاری رساندند. روش پژوهش در این مقاله روش توصیفی تحلیلی است و گردآوری اطلاعات در آن به شیوه کتابخانه ای است.
تاثیر تنزل نظام تیمارلی در ساختار امپراتوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۲
53 - 69
حوزههای تخصصی:
در حالیکه در امپراتوری عثمانی نظامیان از اهمیت قابل توجهی برخوردار بودند و غالب سپاهیان را سواره نظام تشکیل می داد، این حکومت با مشکل کمبود فلزات و نقدینگی جهت تامین هزینه سپاه مواجه بود. بمنظور رفع این مشکل اراضی ای بعنوان تیمار به سپاهیان سواره-نظام واگذار گردید. تیمارلی ها که جزء تشکیلات نیروهای ایالتی به شمار می رفتند و نقش مهمی درتثبیت قدرت عثمانی ایفا کردند از اواخر قرن شانزدهم میلادی ضعیف گردیدند و از تعدادشان کاسته شد. برخی از مورخین تنزل و کاهش نظام تیمارلی را از عوامل مهم انحطاط عثمانی می دانند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از ابزار مطالعه کتابخانه ای، در پی تبیین این مساله است که کاهش جایگاه نهاد تیمارلی چه تاثیری در ساختار حکومتی امپراتوری عثمانی داشت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تنزل تیمارلی آسیب دیدگی شدید تشکیلات نظامی و دفاعی عثمانی ها را در پی داشت و بسترساز آشوب-های سپاهیان و در نهایت ضعف امپراتوری گردید. به این معنا که عثمانی ها نه تنها تیمارلی ها-ی سواره نظام را بعنوان پایه اساسی ساختار نظامی خود از دست دادند بلکه با تنزل تیمارلی زمینه شورش و اعتراض سپاهیان قاپی قولو اعم از سپاهی سواره نظام و ینی چری پیاده نظام را نیز مهیا کردند.
Study on Technology and Investigation of Damage on Iron-Bronze Bimetallic Sword Excavated from Tol-E Talesh Region(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The artifact studied in this paper is a bimetallic sword made of bronze handle and an iron blade, which was excavated from the Tol ancient cemetery, located in Talash city, Gilan province, in 2001 by Mohammad Reza Khaltabari. This research aims to study the technology and pathology of the mentioned object by conducting comparative and archeological studies using the library method, conducting technological studies using the laboratory methods of radiography, metallography, and microstructural observations using a scanning electron microscope (SEM-EDS). The phase analysis of corrosion products was done by X-ray diffraction (XRD), as well as knowing the manufacturing method and identifying the types of damage and corrosion. The result shows that this work belongs to the Iron Age. Also, the tests performed on the two parts of the handle and the blade showed that the material of the iron blade is iron-carbon alloy. The amount of carbon in different parts of the body of blade is not the same and the handle is made of bronze alloy with casting and hammering techniques. It also has a galvanic corrosion effect.
مطالعه تطبیقی روند پیچیدگی های اجتماعی-اقتصادی فلات مرکزی و جنوب غرب ایران در نیمه دوم هزاره پنجم پیش ازمیلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف پژوهش حاضر، مقایسه روند پیچیده شدن جوامع پیش ازتاریخ در فلات مرکزی و جنوب غربی ایران در نیمه دوم هزاره پنجم پیش ازمیلاد و ارزیابی شاخصه های پیچیدگی و هم چنین، تحلیل چرایی و چگونگی وقوع آن ها است. منطقه های یادشده، دو نقطه محوری برای آغاز تحولات اجتماعی و اقتصادی در این دوره بودند که در هزاره چهارم پیش ازمیلاد نقش مهمی در مبادلات تجاری و برهم کنش های فرهنگی بین شرق و غرب فلات ایران ایفا کردند. متغیرهای فناوری و صنعتی، اصلی ترین شاخص های پیچیدگی در فلات مرکزی بودند؛ مؤلفه های کشاورزی و دام داری در مرتبه فرعی قرار داشتند. روند پیچیده شدن جوامع جنوب غربی ایران، در اصل بر بنیاد کشاورزی، دامپروری و منابع آبی تکیه داشت و متغیر های فناوری، صنعتی و واردات مواد اولیه نیز حائز اهمیت بودند. چگونگی پدیدارشدن فن مدیریت و تولید سفال ها در محوطه های شاخص کاوش شده در گستره ای از فلات مرکزی تا بخشی از دشت های شرقی زاگرس مرکزی و جنوبی و نیز جنوب غرب ایران را به منظور شناخت سطح پیچیدگی ها، ارزیابی و مطالعه تطبیقی گردید. داده های موجود، ازجمله شباهت سفال نخودی منقوش لایه های V-II قره تپه قمرود با محوطه های مناطق فارس (مرحله اول باکون A) و جنوب غرب ایران (شوشان متأخر I 4700-4400 پ.م.) موجب تقویت نظریه وجود ارتباطات فرهنگی بین فلات مرکزی و جنوب غرب ایران شده است. تحلیل ساختاری برهم کنش ها بین دو منطقه با رویکرد بوم شناسی فرهنگی و برمبنای پنج الگوواره شامل: همسان سازی، تخصصی کردن، همزمان سازی و خودسازماندهی، تراکم مؤلفه های اقتصاد جغرافیایی و تمرکز قدرت نشان داده است که برخی جوامع از نیمه دوم هزاره پنجم پیش ازمیلاد براساس این اصول پنج گانه، موجب تقویت هم دیگر شده، جوامع پیچیده را به وجود آوردند. بر پایه الگوواره های یادشده، نتایجی در چارچوب شاخصه های اقتصادی-جامعه شناختی نظیر ایجاد سامانه های تولید و توزیع، خانواده های کارآمد، هرم های قدرت و ابرنخبگان، ازبین رفتن هم رایی عمومی و نخبگان درحال گسترش حاصل گردیده است. مدارک و داده های پژوهش ازطریق مطالعات کتابخانه ای، گردآوری شده که با استفاده از برخی روش های توضیح تغییرات فرهنگی و نظریه های پیچیدگی اجتماعی-اقتصادی مورد تحلیل قرار گرفته اند.