مطالعه روابط ایران با کشورهای همسایه در مدار دیپلماسی قابل تحقیق نیست.به ویژه در رفتار متقابل ایرانیان با عثمانی ها در خاک یکدیگر مسائل دیگری اهمیت می یافت که در پاره ای موارد سکان دیپلماسی دو کشور را به سمت و سوی دیگری هدایت می کرد.حجم آمد و شد اتباع دو کشور به خاک یکدیگر و علایق ایرانیان به زیارت و کار در آن سامان نمایشی از عمق روابط دو کشور در سطوح مردم معمولی دارد.مطالعه چگونگی رفتار این مردم در خاک دو کشور در اسناد موجود نشان از داد و ستد عمیق در همه جوانب زندگی روزمره است.آنجا که این داد و ستدها منجر به کشمکش های حقوقی می شد، جهت حل و فصل امور خود، ناگزیر از مراجعه به مقامات رسمی بودند.در این مسئله ی استملاک که جزو مبانی پایه ای حقوق شهروندی بود، پیوسته دارای کش وقوس های زیادی می شد.این مقاله بر اساس منابع آرشیوی حول محور ذیل، سعی در ابهام زدای در این زمینه را دارد: - جغرافیای تملک اتباع بیگانه؛ - چگونگی تملک و ثبت؛ - انواع و تعدد مالکیت؛ - مشکلات استملاک.
حکومت آلتین اردو از مهمترین هم پیمانان دولت ممالیک بود؛ هر دو با مغولان در ایران خصومت بسیار داشتند واین وجه مشترک در تحکیم روابط سیاسی و تجاری آنان تأثیر قابل ملاحظه ای داشت.پس از مرگ مُنگوقا آن، به دلیل اختلافات خان های مغول بر سر جانشینی جنگ داخلی ایجاد و سلسله نزاع هایی میان آنان و به گونه ای ویژه میان دو حکومت رقیب و هم مرز آلتین اردو به فرماندهی برکه خان و مغولان به رهبری هلاکو آغاز گردید.درگیری هلاکو با برکه بر سر قدرت و اقدام او به قتل و غارت شهرهای اسلامی خاصه بغداد و نابودی خلافت عباسی و نیز جانبداری از مسیحیان و بوداییان در تقابل با مسلمانان، خشم خان مسلمان آلتین اردو را به دنبال داشت و وجود دشمن مشترک هلاکو به نزدیکی و هم پیمانی دو حکومت اسلامی ممالیک و آلتین اردو انجامید.این مناسبات حسنه ی سیاسی روابط تجاری گسترده ای را نیز به دنبال داشت؛ حکومت ممالیک به دلیل درگیری در دو جبهه مغولان و فرنگان ناگزیر بود به تقویت نیروی نظامی خود بپردازد.از این رو بیبرس به تجارت برده از دشت قبچاق و بازارهای وابسته به آن در آسیای صغیر و سواحل دریای سیاه روی آورد.در مقابل، برکه نیز با هم پیمانی با بیبرس از مزایای ایجاد رابطه با حکومتهای هم پیمانِ نظیر بیزانس، سیسیل، آراگون و قشتاله بهره مند گردید.
غارتگری های سرداران معاویه در قلمرو حکومتی حضرت علی (ع) با تهاجم ضحاک بن قیس آغاز شد و با کشتارهای بسر بن ارطاه پایان یافت. شواهد و قرائن و تحلیل مباحث نامه 36 نهج البلاغه حاکی از آن است که این نامه نمی تواند مربوط به ماجرای غارت بسر بن ارطاه در یمن در سال 40 هجری باشد. با تجزیه و تحلیل سخنان امیر مؤمنان (ع) در این نامه و مراجعه به منابع متقدم می توان دریافت که این نامه در جواب نامه عقیل و درباره غارتگری ضحاک بن قیس فهری به قلمرو حکومتی امام در سال 38 هجری نوشته شده است.
نهضت جنگل یا قیام میرزاکوچکخان جنگلی و یارانش در گیلان ازجمله مهمترین و تأثیرگذارترین جنبشهای مردمی در روزگار معاصر ایران است. این نهضت که در اردیبهشت 1294 هجری شمسی با رهبری میرزا در گیلان آغاز و در 11آذر 1300 هجری شمسی با درگذشت او پایان پذیرفت به رغم مساعی ارزنده شماری از کاوشگران تاریخ همچنان برای بسیاری از افراد علاقهمند به میهن و حتی بسیاری از دانشجویان رشته تاریخ ناشناخته مانده است.
18 آوریل هر سال مطابق با 29 فروردین ماه از سوی شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی (ایکوموس) به عنوان روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی نامگذاری شده و به تصویب سازمان علمی، تربیتی، فرهنگی ملل متحد (یونسکو) رسیده است.(1)
تاکنون مدارک مستقیم اندکی از لشگرکشی ها و درگیری های آشوریان با ساکنان منطقه زاگرس در خود منطقه به دست آمده است. این در حالی است که بایگانی های آشوری و نقوش برجسته کاخ های دوره آشورنو در شمال بین النهرین اطلاعات ارزشمندی را در خصوص لشگرکشی ها، درگیری ها و پیروزی های آشوریان در اختیار قرار می دهند. به طور کلی، مدارک این چنینی در خاکِ خودِ ماد و عیلام نسبتاً ناچیز و پراکنده اند. از این رو، مدارک و کشفیات جدید می توانند اطلاعات سودمندی را به دانش ما در این باره بیفزایند. طی بازدیدهای اخیر دو کوهنورد در سال ۱۳۸۷ در جنوب شرقی ایلام نقش برجسته ای صخره ای کشف گردید که شخصی را با لباس، کلاه و گارد کاملاً آشوری نشان می دهد. هر چند به علت فقدان کتیبه بحث در مورد سازنده این نقش دشوار به نظر می رسد، اما بر اساس مشابهت های نزدیک با نقش برجسته اشکفت گل گل به نظر می رسد که این شخص همان کسی است که در اشکفت گل گل نقش شده و احتمالاً یکی از سه پادشاه نیرومند متاخر دوره آشور نو یعنی سناخریب، آشوربانی پال و یا اَسرحَدون را نشان می دهد.
با آبگیری سد مخزنی تالوار که بر روی رود تالوار ساخته شده است؛ دریاچه ای به طول ۳۰ کیلومتر ایجاد خواهد شد و در پی آن تعداد قابل توجهی از محوطه های باستانی به زیر آب خواهند رفت. از این رو ضرورت انجام بررسی و کاوش های باستان شناختی در حوضه آبگیر این سد احساس گردید. پس از انجام بررسی و شناسایی محوطه های باستانی، کاوش در محوطه های کلیدی در دستور کار قرار گرفت. محوطه شماره ۱۱ سد تالوار با هدف ابتدایی نجات بخشی و بدست آوردن اطلاعات باستان شناختی کاوش شد. این محوطه طی یک فصل مورد کاوش لایه نگارانه و افقی قرار گرفت و در پی این کاوش ها آثاری از دوره های مس سنگی و تاریخی (دوره اشکانی) بدست آمد و از این رهگذر امکان انجام مطالعات تطبیقی و درک برهم کنش های فرهنگی در منطقه به وجود آمد. با توجه به انجام مقایسه های صورت گرفته، بیشترین برهم کنش های فرهنگی دوره مس سنگی این محوطه با منطقه زنجان و تاکستان بوده است. البته برهم کنش های فرا منطقه ای با محوطه های فرهنگ دالما در زاگرس مرکزی و شمال غرب نیز دیده می شود. سفال های این محوطه در دوره اشکانی نیز ویژگی های منطقه غرب ایران را ظاهر می سازند.
پیلاقلعه محوطه ای اس تقراری از دوره آهن در منطقه رودبار گیلان است که در ۵۰۰ متری گورس تان معروف مارلیک قرار دارد. نزدیک به پنجاه سال پیش دکتر نگهبان در این محل کاوش گسترده ای انجام داد. بر اساس اطلاعات محدود منتشر شده، این محل ادارای آثاری از عصر آهن، دوره تاریخی و دوره اسلامی است، ولی یافته های آن تاکنون منتشر نشده است. بخشی از این یافته ها، مجموعه سفالی حاصل از کاوش ترانشه «M» است که در موزه ملی ایران نگهداری می شود. در این مقاله سفال عصر آهن بدست آمده از این ترانشه معرفی و مطالعه خواهد شد. سفال های این محوطه در زمره سفال عصر آهن I منطقه رودبار بوده و دارای گونه های شاخص مشابهی با محوطه های مهمی چون مارلیک، قلعه کوتی، لمه زمین و لاسولکان است.