زید بن علی و پسرش یحیی در سال های پایانی حکومت اموی قیام کردند. زید با هدف دعوت مردم به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) آماده خروج شد. گروه هایی با او بیعت کردند، اما در جریان قیام به بهانه های مختلف زید تنها ماند و بسیاری از کسانی که به وی وعده یاری داده بودند، در عمل کمکی به وی ننمودند. در جریان قیام یحیی در خراسان نیز نیروهای طرفدار خاندان عباسی در محل حضور داشتند که پس از کشته شدن وی مدعی خونخواهی او شدند. با وجود آن که عباسیان مدتها پیش از قیام زید دست به کار دعوت شده بودند، اما به هنگام قیام های مذکور- که هر دو در محل هایی رخ داد که نیروهای عباسیان حضور داشتند- از یاری آنها خودداری کردند. آنان با برگزیدن مشی «حرکت در حاشیه» خود را از خطرات متوجه قیام های فوق برکنار داشتند، اما با ادعای خونخواهی زید و یحیی در دوران دعوت و سال های نخستین حکومت خود را با آن مرتبط نشان دادند. بیرون بردن هواداران عباسی از کوفه در قیام زید، دادن دستور عدم همکاری به هواداران خود در هر دو قیام و تنها گذاشتن زید و یحیی از نشانه های عدم همکاری آنان با قیام های مذکور بود.
بازخوانی مراحل آماده سازی نیروها و طرح عملیات برای فتح خرمشهر - که برخی از آنها برای اولین بار مطرح می شود- دارای نکاتی است که سختی این فتح بزرگ را بیش از پیش نشان می دهد.
سوم خرداد روزی است که همه ایرانی ها آن را با یک جمله تاریخی می شناسند :« خرمشهر ، شهر خون آزاد شد » . همشهری جوان در شماره 261 روایتی خواندنی و دسته اول از پشت صحنه عملیات بیت المقدس منتشر کرده . رضا ابوالحسنی به سراغ سردار فتح اله جعفری رفته و او مراحل مختلف پیش از عملیات را تشریح کرده است.
تاریخ هر ملّتی در چارچوب شرایط فرهنگی مشخصی شکل می گیرد و ساختارهای سیاسی، اجتماعی و یا حقوقی ای که سنن، آداب، رسوم، مراسم، مناسک و مجموعه ی ارزش های آن ملّت را بازتاب می دهند، در این قالب فرهنگی تعریف می شود و به نحوی تداوم و تحول می یابد. نوشتار حاضر تلاش می کند نشان دهد از آن جا که فرهنگ مسلّط ایران به طور خاصّ از دوره ی قاجار به بعد، متأثر از نظام اندیشه ی شرعی است، این اندیشه به طور مشخص در شکل گیری بخش مهمّی از نظام حقوقی دوره ی قاجار و حتّی رضاشاه منشأ اثر بوده است.
پژوهنده برای پاسخ به پرسش از تأثیر احکام شریعت بر نظام حقوقی ایران عصر قاجار و نسبت بین احکام شرعی و عرفی در این دوره، با استفاده از شیوه ی تحلیل محتوای منابع و مآخذ این دوره و روش «منطق گفتار» ، دوره ی مزبور را از درون منابع مکتوب بررسی می کند؛ به عبارتی، تلاش می کند با ارجاع و استناد به اندیشه ی حاکم بر این دوره، موضوعی تاریخی را کالبدشکافی نماید. بررسی فوق نشان می دهدکه شرع و احکام منبعث از آن در دوره ی مورد مطالعه، درکلیه ی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مردم حضور داشته است و بارزترین عرصه ی حضور آن را می توان در نظام حقوقی این عصر ارزیابی کرد، تا آن جا که هرگونه تحوّل در ساختار حقوقی جامعه ی ایران عصر قاجار، نمی توانست بدون عنایت به سنت های حاکم بر این دوره صورت گیرد؛ این قاعده البتّه بر سایر ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مردم در دوره ی مذکور هم تعمیم پذیر است.
علامه امینی در طول حیات پربار و بابرکت خویش با کسان بسیاری سروکار داشت. او از پدر و مادری زاهد و متدین زاده شده بود. مراجع بزرگواری همچون آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی، آل کاشفالغطاء و غروی اصفهانی (کمپانی) سمت استادی بر او داشتند. شاگردان فراوانی را تربیت کرده بود که از آن جمله میتوان از شهید نواب صفوی یاد نمود. در کتابخانه امیرالمؤمنین با افراد زیادی دوست و همکار شده بود که مرحوم حجتالاسلام سیدکاظم حکیمزاده از آن جملهاند و ارادتمندان خالص و بیغل و غشی نیز به او یاری میرساندند که حاج کریم دستمالچی و حبیب چایچیان (حسان) در شمار آنان قرار دارند.
اسناد و مکتوبات پیوسته در ردیف منابع اصیل و مستند در پژوهش های تاریخی به شمار می روند و اطلاعات قابل توجهی در عرصة تاریخ و فرهنگ در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. در پژوهش هایی که به عصر صفویه اختصاص یافته است، تاریخ نگاری مبتنی بر مکتوبات از پشتوانه های مهم اطلاعات این دوره به شمار می روند؛ اسناد و منشاتی که از حاکمان محلی این مناطق باقی مانده است در شمار گنجینه های مهم تاریخی و فکری این دوره است. در بین این مجموعه ها؛ نامه های خان احمد خان گیلانی به عنوان مدارکی اصیل و مستند از حوادث گیلانِ عصر صفویه محسوب شده و حاوی اطلاعات سودمندی درباره ی تاریخ صفویه و گیلان، بویژه در نیمه ی دوم قرن دهم ﻫ.ق به شمار می رود. خان احمد خان گیلانی از حاکمان حکومت محلی آل کیا در گیلان مقارن با پادشاهی شاه عباس اول صفوی بود.
در پژوهش حاضر این پرسش مطرح است، با توجه به شواهد و قراین موجود، اندیشة مذهبی حاکم بر ایران دوران صفویه چه تأثیری در رویکرد مذهبی خان احمد خان گیلانی و مذهب رایج در گیلان داشت؟ با توجه به شواهد موجود که در پژوهش حاضر اساس قرار گرفته است، می توان گفت رویکرد مذهبی خان احمد خان نیز در راستای سیاست مذهبی صفویه بوده و حاکم مورد نظر در زدودن آثار زیدی گری و جایگزین ساختن شیعة امامی در گیلان تلاش زیادی نمود. روش پژوهش در تحقیق حاضر توصیفی، تحلیلی و با تکیه بر اسناد خان احمد گیلانی در منشات وی صورت می پذیرد. نگارنده قصد دارد تا با رویکردی تحلیلی دگرگونی های مذهبی حاکمان و مردم گیلان را در این دوره مورد پژوهش قرار دهد.
این مقاله در صدد است تا نشان دهد که می توان شکوائیه های زنان دوره مشروطه، مبتنی بر اسناد به جامانده از دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی را با ارجاع به ارکان چهارگانه حقوق شهروندی، یعنی برابری، آزادی، امنیت و مالکیت، تحلیل کرد. در جهت اثبات چنین ادعایی و یا روشن ساختن چنین تحلیلی، مقاله در دو بخش سامان داده شده است، در بخش نخست بحثی عرضه تاریخی ـ نظری در باره چیستی و تاریخ شهروند و حقوق شهروندی شده است و از آن دو نتیجه اصلی برکشیده شد: نخست این که اهم حقوق شهر وندی مبتنی بر بند دوم اعلامیه 1793 حقوق انسان و شهروند در چهار حق اصلی، یعنی حق برابری، حق آزادی، حق امنیت و حق مالکیت قابل تلخیص هستند؛ دوم اینکه حقوق فردی و حقوق شهروندی هم به لحاظ ذاتی و هم همانگونه که از عنوان «اعلامیه حقوق انسان و شهروند» بر می آید، حقوقی درهم تنیده هستند. تا حدی که می توان گفت هر حقی در این حوزه ها هم فردی و خصوصی است و هم در عین حال حقی شهروندی. مبتنی بر چنین نتایجی، به ویژه نکته دوم است که قسمت دوم مقاله سامان یافته است: در این قسمت برجنبه هایی از شکوائیه های زنان تأکید شده است که در آنها پی گیری حقوق خصوصی صراحتاً یا تلویحا در متن بزرگتری یعنی در متن حقوق شهروندی نهاده شده است. آنچه از بخش دوم این مقاله حاصل شده است این است که خطاب هایی مانند«امنای ملت،» «نمایندگان محترم و حافظین حقوق ملت» و به کار گیری اصطلاحاتی نظیر «حقوق ملت،» «خدمت به عالم انسانیت،» «تجویز قانون،» «عموم ملت،» تابعیت ایرانی،» «تساوی تمام افراد در حقوق،» «ضرورت سلب آزادی از حکام ستمگر،» تاکید بر حق مالکیت و امنیت و اصطلاحاتی مشابه که در متن عریضه ها به کار گرفته شده است، که همگی نشانه آشنایی زنان با مفاهیم حقوق شهروندی بوده است.
هدف مقاله حاضر بررسی روند مشارکت مردم استان خوزستان در انقلاب اسلامی است. موقعیت جغرافیایی خاص استان، اهمیت اقتصادی، وجود گروه های قومی متنوع، فعالیت احزاب و گروه های مختلف و ساختار اجتماعی مبتنی بر جامعه بومی مذهبی در استان خوزستان باعث شد تا مردم این استان حضور فعال و چشمگیر در مبارزات و تظاهرات انقلاب اسلامی 1357 داشته باشند. به علت اوج گرفتن مبارزات مردمی در نیمه دوم سال 1357، در اینجا نیز این حضور سیاسی مردم استان از همین دوره زمانی و با تکیه اصلی بر اخبار روزنامه های کشور(اطلاعات و کیهان سال 1357) مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی منابع و نیز دقت در کیفیت مبارزات انقلابی مردم استان، نشان می دهد که مردم شهرهای مختلف استان مانند اهواز و آبادان و دزفول و بهبان و.... سهم فراوانی در پیشبرد اهداف انقلاب به ویژه به لحاظ سیاسی داشته اند.
پژوهش حاضر می کوشد تا پاسخی برای چگونگی تأمین نیروی انسانی شاغل در شرکت نفت انگلیس و ایران در آبادان و مسجدسلیمان بیابد. عوامل گوناگونی که سبب جذب عشایر به سکونت در شهرهای نفتی شدند و انگیزه هایی که موجب مهاجرت مردم از شهرها و روستاهای ایالات دیگر به مناطق نفتی شد، پرسش های جزئی تری هستند که به آنها خواهیم پرداخت. توسعه صنعت نفت به جابه جایی جمعیت، افزایش جمعیت، تغییر مشاغل و شکل گیری قشر کارگر صنعتی در مناطق نفت خیز جنوب ایران انجامید.
این پژوهش با شیوه توصیفی ـ تحلیلی بر اساس نظم و توالی منطقی تاریخی انجام یافته است. تأکید پژوهش حاضر بر اسناد و مدارک موجود در آرشیوهای ایران و انگلستان بوده است. روش و نظریه مورد استفاده در تحقیق حاضر به نوعی نگارش «تاریخ از پایین»(History from Below) و پرداختن به تاریخ نگاری فرودستان (سوبالترن) در صنعت نفت است.1 به تعبیری می توان گفت تاریخ از پایین خوانش دیگری از تاریخ اجتماعی است. در این رویکرد، عاملیت تاریخی به فرادستان و نهادهای اجتماعی و سیاسی منحصر نمی شود و بیشتر در پی یافتن نقش جمهور مردم در تحولات جامعه است.
یافته ها حاکی از آن است که فعالیت شرکت نفت انگلیس و ایران در جنوب ایران موجب ایجاد تأسیسات و پالایشگاه هایی شد. استخدام عشایر و روستاییان به عنوان کارگر در مجموعه وسیع صنعت نفت و بهره مندی از امنیت نسبی، امکانات مالی ثابت و خدمات بهداشتی سبب مهاجرت افراد از نقاط مختلف به منطقه نفت خیز خوزستان شده و بدین ترتیب گام بزرگی در جهت قوام یافتن طبقه کارگر در ایران برداشته شد.
بستکیه محله ای است در شرق شهر دبی که در حدود سال 1308 ق/1890 م، پس از مهاجرت تجار ایرانی به آنجا تاسیس شده است. این محله در امتداد آبراهه (خوردبی) به طول تقریبی 300 متر و با عرض 100 متر واقع شده است. محله بستکیه به خاطر بادگیرها، درهای چوبی کنده کاری شده، گچ بری های زیبا و چشم نواز از معروفترین اماکن جلب گردشگران و محل دیدار مهمانان رسمی در دبی بوده است. این مکان هم اکنون به یکی از محل های گردشگری و توریستی شهر دبی تبدیل شده است. محله بستکیه به دست استادان معمار بستکی و به منظور زندگی و سکونت تجار بستکی و نواحی اطراف آن در شهر ساخته شده است. به طوری که هم اکنون به عنوان قسمتی از تاریخ و فرهنگ دبی و کشور امارات خودنمایی می کند. این اثر تاریخی درسال 1379 ش /2000 م. درسازمان یونسکو به ثبت رسیده است. این پژوهش برآن است تا با نگاهی علمی و با استناد به منابع معتبر فارسی و عربی، دلایل مهاجرت تجار بستکی و نواحی اطراف آن به البستکیه را بیان کند و تاثیرات آن ها را در شکل گیری و رونق تجاری بستکیه مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر به روش علمی تاریخی و با استفاده از تکنیک های کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. در این پژوهش فرض بر این است که مهاجرت تجار ایرانی (بستکی) به بستکیه به خاطر توان اقتصادی آنان و افزایش انباشت سرمایه و بهره وری بیشتر اقتصادی صورت گرفته است.
با تشکیل دولت صفویه (907- 1135ه.ق.) در گستره ی جغرافیایی ایران، که به پایان یافتن پراکنده حکومتی و برقراری وحدت سیاسی در این کشور منجر شد، از آن پس جامعه ی ایرانی تحت تأثیر گرایشات سیاسی و مذهبی این سلسله قرار گرفت. صفویان، سنّت های حکومتی و فرهنگی قدیم ایران را تداوم دادند اما با ترویج مبانی اعتقادی شیعه ی دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی، هویت متمایزی به مملکت و مردم آن بخشیدند که بخشی از این تمایزات تا امروز نیز باقی مانده است. این ویژگی بر روی نقوش و محتوای مسکوکات این دوره نیز تأثیر گذاشت و سکه های ضرب شده ی این سلسله دارای ماهیت و سبکی خاص گردید. در حکومت های پیش از صفویه در ایران نیز تغییرات شکلی و مفهومی بر روی سکه ها متأثر از سیاست و دیانت آن ها و بازتابی از نگرش های سیاسی و مذهبی سلاطین و حکمرانان بوده است. از این رو، در مقایسه با سکه های دوره ی ایلخانی که تحت تأثیر وضعیت مذهبی موجود، دارای شعائر و نقوش مربوط به سایر مذاهب غیر اسلامی است، در عصر صفویه قدرت مذهبی پادشاهان و حمایت آنان از مذهب رسمی، مانع قدرت نمایی سایر مذاهب در کشور و از جمله عدم نقر شعائر و نقوش غیر شیعی بر روی سکه ها گردید. در این پژوهش، به روش ترکیبی میدانی و کتابخانه ای، به شیوه ی تاریخی- تحلیلی روند نقوش و شعائر مذهبی نقر شده بر روی سکه های صفوی و نیز نگرش سلاطین این سلسله از نقر این نقوش و شعائر بر سکه های رایج، مورد بررسی قرار گرفته و با سکه های دوره ایلخانی و تیموری مقایسه شده است. یافتة پژوهش حاکی از آن است که صفویان از سکه به مثابه ی ابزاری در نشر شعائر شیعی بهره گرفته و برخی از نقوش سکه های این دوره با پیش از خود متفاوت است.