انسانها در طول زندگی خود با کسان زیادی سروکار دارند که بر آنان تاثیر مثبت یا منفی میگذارند و متقابلا از آنان اثر نیز میپذیرند. در این میان، آنان که شخصیتی برونگرا و منشی انسانی دارند، بیشتر طرف توجه افراد قرار میگیرند و دایره ارتباطات و گستره تاثیرپذیری و اثرگذاری آنان نیز بیشتر و بیشتر خواهد بود. جلال آلاحمد در زمره این افراد شمرده میشود.
این مقاله برخی دیدگاه های تاریخی در مورد دوره شکوفایی و رشد اقتصادی در تبریز در قرن نوزدهم را مورد بررسی قرر داده و تأثیرات مثبت آن را بر شرایط فرهنگی در تبریز مطالعه می کند. به علاوه، نویسنده به افول تدریجی تبریز در شرایط اقتصادی و منطقه ای قرن بیستم می پردازد. نویسنده بر آن است که برای احیای توسعه و بازسازی این شهر مهم، باید شاهراهی از تبریز به منطقه دریای خزر به عنوان یکی از مناطق کلیدی ایران کشیده شود.