هنگام بررسی و مطالعه تاریخ معاصر ایران این حقیقت به روشنی قابل مشاهده است که بیشتر جریانات و گروههای سیاسی که تاکنون در کشور ظهورکرده اند، هریک در بستر و فضای تاریخی خاصی شکل گرفته و سپس رشد نموده یا به افول گراییده اند. جهت تحلیل صحیح این گروهها، نمی توان صرفا با استناد به وضعیت اولیه یا پایانی آنها قضاوت کرد. گرچه ملاک در ارزیابی افراد و گروهها وضعیت حال آنها می باشد، اما در یک بررسی تاریخی، یک تحلیلگر مسائل تاریخی نمی تواند بخش خاصی از تاریخ یک جریان و سازمان سیاسی را گزینش و بر اساس آن داوری کند.با این فرض به سراغ بخشی از تاریخ معاصر و به ویژه تاریخ انقلاب اسلامی می رویم که همانا بررسی موضوع نهضت آزادی ایران می باشد. این گروه اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی عملا به پایان عمر خود رسید و به دستور رهبر کبیر انقلاب، در اواخر دهه اول عمر انقلاب اسلامی غیرقانونی اعلام شد و اینک یکی از سوژه های مطالعاتی در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی به شمار می رود.گروه نهضت آزادی درواقع عنوان و قالب جدیدی بود که پس از کودتای بیست وهشتم مرداد از جبهه ملی منشعب و رسما در سال 1340 با دبیرکلی مهندس بازرگان اعلام موجودیت کرد در حالی که پیروی از راه دکتر مصدق را شعار اصلی خود قرار داده بود.
جستار حاضر می کوشد راه ها ی مواصلاتیِ شیراز به اصفهان را از سده های نخستین اسلامی تا تشکیل حکومت صفوی بررسی کند. این نوشتار در پی پاسخ گویی به این پرسش است که راه های شیراز به اصفهان، در این بازه زمانی، از چه مسیر هایی عبور می کرده و کارکرد و کارآمدی این جاده ها متاثراز چه عواملی بوده است؟ ارزیابی ما از موضوع، در یک بستر جغرافیای تاریخی، نشان می دهد که از سده های نخستین اسلامی، این دو شهر به واسطه سه جاده با یکدیگر پیوند می یافتند: راه غربی یعنی جاده سمیرم؛ راه شرقی یعنی جاده استخر؛ راه میانه یعنی جاده مایین و رون. با وجود رونق و برتری جاده شرقی در سده های میانه، خط سیر این سه راه بیانگر نوعی تداوم تا تشکیل حکومت صفوی است. عوامل بسیاری در میزان کارآیی و آمد و شد در این راه ها موثر بوده است که می توان آن ها را در دو سطح کلان و محلی بررسی کرد: در سطح کلان تمرکزگرایی سیاسی، وجود امنیت، سیاست های اقتصادی، تغییر پایتخت ها و... و در سطح محلی اقدامات اصلاحی و عمرانی حکومت های محلی، تلاش گروه های قومی و مذهبی برای کسب امتیاز سیاسی و.... .