بررسی شرایط اجتماعی ایران در دوره رضاشاه و رویکردهای اجتماعی مؤثر دولت در این عصر موضوع مقاله حاضر را تشکیل می دهد که با تاکید بر حوزه اقدامات انجام شده در بخش های نوین خدمات اجتماعی، همچون مؤسسات خیریه رفاهی- بهداشتی، به علل و عوامل مؤثر در ایجاد و تکوین این مؤسسات خواهد پرداخت. در این پژوهش با استفاده از منابع دوره رضاشاه، همچنین بهره گیری از اسناد مربوط ، کاربست سیاست ها و اقدامات اجتماعی توسط دولت، به منظور تبیین و توسعه این گونه فعالیت های عام المنفعه، نیز تاثیر پذیری از اصلاحات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه، مانند ترکیه که در همان زمان تحولات وسیع و عمیقی را با زعامت آتاتورک تجربه می کرد، بهره برداری و الگوپذیری از آنچه تحت عنوان استفاده از دستاوردها و مظاهر مدرنیته ناشی از پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی جوامع غربی در سایرکشورها قابل استفاده و الگوبرداری بود، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. ضمن اینکه سیاست های حاکمیت درکوتاه نمودن دست روحانیت در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، و از آن جمله در حیطه مهم اوقاف، نیز مطرح می گردد. سیاست ها و برنامه های دقیقی که با انگیزه بی رنگ نمودن نقش روحانیت و به موازات آن استقرار این تفکر در جامعه که باید دولت و حاکمیت را به عنوان نهاد مسئول و متولی خدمات و اقدامات اجتماعی مورد نظر این وجیزه تلقی نمود.
منشآت ومکاتیب، از جمله منابع مهم و موثق هر دوره تاریخی محسوب می شوند و در لابه لای فرمان ها و نامه های مندرج در آنها می توان به نکات مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، اقشار و طبقات، مناصب و مشاغل و به طور کلی، ساختار اداری یک حکومت یا دوره مشخص تاریخی پی برد. مجموعه منشآت نصرالله بن عبدالمؤمن منشی سمرقندی نیز یکی از منشآت دوره تیموری است که بین سال های 814 تا 845 هجری قمری تألیف و تدوین شده است.
هدف: هدف مقاله ذکر اهمیت مجموعه منشآت نصرالله بن عبدالمؤمن منشی سمرقندی در شناخت اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی دوره تیموری است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای می باشد.
یافته ها و نتایج: منشآت منشی سمرقندی به عنوان یکی از منشآت دوره تیموری، اطلاعات مفیدی در زمینه اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و دینی این دوره ارائه داده و همچنین درباره تشکیلات دیوانی، نهاد قضایی و مذهبی آن دوره، در اختیار پژوهشگران و محققان تاریخ قرار می دهد.
سید اجل شمس الدین عمر بخاری، از بخارا برخاست؛ اما از آنجا که بخارا و بهطور کلی منطقه ماوراءالنهر از روزگار فروپاشی سامانیان در دست سلسله ترکنژاد قراخانیان قرار گرفت و این وضعیت کمابیش تا حمله مغول به ایران ادامه داشت، آگاهیهای کمی از آن دیار در منابع فارسی زبان باقی ماند. چنانکه ایرانیان تنها از طریق نوشته های رشیدالدین فضلالله که تقریباً با سید اجل معاصر بود، با وی آشنا شدند و ظاهراً در ایران کسی چیزی بیش از آن درباره این وزیر ایرانی تبار مغولان چین نمی دانست. بهطور طبیعی، هرچه از روزگار زندگانی سید اجل گذشت به علت استقلال ایران و جدایی ایلخانان ایران از خاقانان مغولی چین و جغتاییان حاکم بر فرا رود این اطلاعات کمتر نیز شد. به طوری که وقتی یکی از نوادگان سید اجل در ایران قرن 10ق/16م به ذکر نسب خود تا به سید اجل بخاری پرداخت، کمتر کسی متوجه شد که منظور از این نیای بزرگ کیست؛ یا اگر هم شد در منابع بعدی بازتابی نیافت. در روزگاران جدید و معاصر نیز به علت جدایی مطالعات ایرانشناسی از پژوهشهای مربوط به چین و عدم آشنایی این دو ملت کهنسال از زبان یکدیگر، این فرصت بهدست نیامد و ظاهراً کسی متوجه وجود نوادگانی از سید اجل در ایران نگردید. مقاله حاضر بر آن است تا به معرفی نوادگان وی در ایران بپردازد.
شهر تبریز در ایالت عراق عجم از آبادترین و پر جمعیت ترین شهرهای آذربایجان بوده است. اهمیت تجاری و صنعتی شهر تبریز در تمام دوران های تاریخ ایران در خور توجه بوده است که اوج این رونق اقتصادی در زمان استقرار ایلخانان در ایران و برگزیده شدن تبریز به عنوان پایتخت توسط اباقا خان تحقق یافت.
این شهر دارای کارخانه های متعدد جهت پرداختن به صنایع مختلف بوده و اکثر ساکنان آن بازرگان و کارخانه دار بودند. موقعیت ترانزیتی تبریز به قدری بود که بازرگانان از نقاط مختلف مانند بغداد و موصل و هرمز و هندوستان برای خرید و فروش به آنجا رفته و بهترین سنگ های قیمتی و مرواریدهای اعلا در بازارهای آن به فروش می رسید.
اوج شکوه اقتصادی تبریز در تمام زمینه های تجاری از جمله جواهرات به دوران حکمرانی غازان خان بازمی گردد. رونق تجارت جواهرات در بازارهای داخلی به خارجی به حدی بود که بازاری تحت عنوان بازار جوهریان، در کنار سایر حرف، وجود داشت، که در آن انواع جواهرات به وفور به فروش می رسید. در این زمان به دلیل نزدیکی ایلخانان با کشورهای آسیای مرکزی، شهرتبریز به عنوان دروازهٔ بین شرق و غرب بوده و تجارت جواهرات با این کشورها و کشورهای اروپایی به اوج خود رسیده است. در بازارهای غازانی تبریز سنگ های قیمتی و مرواریدهایی که از سیلان و بحرین به دست می آمد، صیغل و سوراخ می شد و سپس برای فروش به کشورهای آسیایی و اروپایی از جمله قسطنطنیه عرضه می گشت. رونق تجاری تبریز به حدی بود که غازان خان دستور داد قیمت طلا و نقره را در تمام قلمرو ایلخانان مطابق قیمت طلا و نقره تبریز قرار دهند.
ناصر الدین محمد همایون، امپراتور هند، به دلیل ناکامی های سیاسی درسال 951 ه .ق به دربار شاه تهم اسب یکم(930-984هق) پناهنده شد. اما مسئله اصلی این است که رفتار مذهبی و سیاسی شاه تهماسب با وی در ایران چگونه بوده است؛ زیرا چگونگی این رفتار بیشتر از دیدگاه یک جریان تاریخ نگاری هندی که متعصب به نظر می رسد، بازتاب یافته و دچار نوعی یکسو نگری شده است. این جریان که تا حدی تاریخ نگاری ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داده، بر این باور است که رفتار شاه تهماسب با همایون در دربار ایران- به دلیل تضادهای مذهبی و سیاسی دودمانی- ناشایسته و حتی خشونت آمیز بوده است. از این رو، این نوشته می کوشد با واکاوی دقیق تر منابع معتبر ایرانی و هندی، به بررسی و ارزیابی چگونگی رفتار شاه تهماسب با همایون و راستی ها و ناراستی های جریان تاریخ نگاری یاد شده را روشن سازد. این پژوهش نشان می دهد که رفتار مذهبی- سیاسی شاه تهماسب به عنوان یک فرمانروای شیعی از یک سو، و از سوی دیگر به دلیل موقعیت سیاسی همایون به عنوان امپراتور هند و متحد ایران، نه تنها نمی توانست تحقیرآمیز باشد، بلکه بسیار صمیمانه بوده و سبب تحکیم بیشتر روابط دو کشور درسال های بعد شده است.
صدور حکم عزل معاویه از استانداری شام، یکی از عمده ترین اقدامات امام علی در عرصه اصلاحات سیاسی بود که پیامدهای ناخواسته ای را به همراه آورد. معاویه که شام را اقطاع و تیول خود می دانست، نه تنها به رأی امام تمکین نکرد،که از بیعت با آن حضرت نیز خودداری ورزید. تمرد او در برابر خلیفه مسلمین، روابط میان شام و عراق را تیره کرد. در چنین شرایطی، معاویه با اتخاذ کدام راهبرد توانست در برابر امام مقاومت کند و ورق را به سود خود برگرداند ؟
یافته های این پژوهش – که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است – نشان می دهد که او به توصیه مشاوران خود، عمرو بن عاص را که یکی از داهیان عرب بود به خدمت گرفت تا از کاردانی و موقع شناسی او به سود خود بهره برداری کند. پیمان راهبردی که میان آنها در بیت المقدس منعقد شد،حاکی از یک معامله سیاسی بود که طی آن عمرو بن عاص با دریافت وعده استانداری مصر، متعهد شد تا معاویه را در رسیدن به اهداف مورد نظر، در رویارویی با امام علی، یاری رساند. عملیاتی شدن این پیمان، نشان داد که برای نخستین بار در تاریخ اسلام،خدعه و نیرنگ به مثابه ابزاری برای رسیدن به قدرت و حکومت مورد بهره برداری قرار گرفت و بعدها توالی فاسدی را به همراه آورد و خلافت اسلامی را تا مرتبه سلطنت فرو کاست و منش و روش اکاسره و قیاصره را در قالبی نوین بازتولید کرد.
عصر صفوی از اعصاری است که حدود دو قرن زمینه سازی تاریخی صورت گرفت تا حاکمِیت خاندان صفوی اردبیل مسجل گردد، و پس از تثبیت، بیش از دوقرن هم توانست براریکه سلطنت ومذهب تکیه زند . با این وصف، از آن جا که دوران ثبات وسقوط هر سلسله تحت تاثیر مقتضیات سیاسی ، اجتماعی واقتصادی خاص خود واقع می شود، این سلسله نیز از این قاعده مستثنی نبود . ابتذال وفساد رایج این دوره، از هنگامی آغاز شد که شاه عباس یکم دست شاه زادگان را از امور کشوری کوتاه کرد وآنان را به هم نشینی با اهل حرم سرا سوق داد ؛ رسمی که مورد قبول سلاطین بعدی قرار گرفت وشاهان آخری این سلسله از جمله بی کفایت ترین آنان بودند. طبیعی است افراد وابسته به چنین درباری در اندیشه عیش و کامرانی خود بودند وپیوسته با ایجاد نفاق وچاپلوسی ، در راستای منافع خود سیر می کردند . همچنین، در این دوره مجازات های سختی که برای امرا ، سرداران وبزرگان اعمال می شد؛ خود می رساند که دهقانان و رعایای آن زمان چه حال وروزی داشته اند ؛ شاهانی که حتی از کم ترین عطوفت نسبت به فرزندان خود خالی بوده وآنان را به بهانه کوچک ترین لغزشی به دیار عدم می فرستاده اند ویا در دژها با شرایط سخت نگاه می داشتند . مقاله حاضر به بررسی خوشباشی ها وخشونت های دربار در آن عصر می پردازد .
مدرنیته که انسان را به منزله یگانه تصمیم گیرنده و منشأ ارزشگذاریها به شمار میآورد، میبایست که این انسان را در تجربه تاریخی، فرهنگیاش نیز در نظر آورد تا بتواند به عنوان یک اندیشه استوار بماند. به این معنا میتوان گفت که به تعداد تجربیات تاریخی، فرهنگی، مدرنیته های گوناگون وجود دارد. در عین حال این درنظرگرفتن باید با آگاهی همراه باشد و به روشنی مشخص باشد تا در جهت خلاف دستاوردهای انسان مدرن مطرح نگردد.