عالمان راستین، سنگربانان عرصه علم و عمل اند. موقعیت علمی و مقام معنوی برخی از آنان به قدری زیاد است که در زمینه های گوناگون پیش قراول و الگو برای همگان می باشند. یکی از بزرگانی که با وحدت گرایی به مبارزه بی امان با استعمارگران قرن بیستم پرداخت و با حکم جهادش، سبب بسیج عمومی مسلمانان شد تا در برابر ظالمان و دشمنان اسلام و مسلمین قد علم کنند، آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه-الوثقی) می باشد. آن چه در این مقاله آمده، شمّه ای از زندگی آن مرد بزرگ می باشد که از بخش های زیر تشکیل شده است: ولادت و خانواده سید، تحصیلات مقدماتی، کرسی تدریس و مقام علمی، آثار و تألیفات، سید و مسائل سیاسی ـ اجتماعی عصرش، سید و مشروطه وارداتی، فراست و کیاست در مقابله با دسیسه های استعمار، اعلام جهاد علیه انگلیس و سایر استعمارگران، وحدت گرایی در دفاع از ایران و دولت عثمانی، و اقدامات وحدت-گرایانه سید از طریق نامه ها، تلگراف ها و غیره.
معمولاً در منابع و متون تاریخی و پژوهش های جدید، از دوران آل بویه، به عنوان دوره ی شکوفایی علم و دانش و توسعه ی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران یاد می شود. مقاله ی حاضر، بخشی از این حوزه ی تاریخی، یعنی وضعیت کتاب و کتابخانه در آن دوره را مورد توجه قرار داده و به توصیف و توضیح تفصیلی آن پرداخته است. محقق همچنین سعی دارد به این سوالات اصلی، پاسخ دهد: نخست، آنکه دولت مردان آل بویه؛ اعم از امراء و وزراء (دربار و دیوان) چه نقش و یا چه سهمی در شکوفایی علمی به طور عام و تأسیس کتابخانه ها و تألیف یا تدوین کُتب به طور خاص داشته اند؟ این سوال در مورد دانشمندان، علما و افراد علم دوست و خیّرِ مستقل از حکومت نیز مطرح است. سوال دیگر، آن که کتابخانه های دوره ی آل بویه و کتب موجود در آن ها، چه نقشی در بسترسازی، توسعه و ارتقای علم و دانش و نیز فرهنگ و تمدن آن عصر ایفاء نموده اند؟
به نظر می رسد علاقه، همّت و حمایت قاطع و راسخ برخی رجال سیاسی، علمی، ادبی و دینی دوران آل بویه در تأسیس و ایجاد کتابخانه ها یا تألیف و تدوین کتب مختلف و نیز ایجاد زمینه ی بهره مندی خواص بلکه عموم مردم از آن ها به شکل سهل و روان، نقش بسیار مؤثری در بسط و ارتقای علم و دانش داشته است.
در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، نقش سه عنصر مهم بر توسعه و رشد علم و فرهنگ اسلامی در دوره ی آل بویه مورد توجه و تأکید قرار گرفته است، این سه عنصر عبارتند از: فراهم آوردن امکانات علمی و رفاهی برای اهل علم و دانش در کتابخانه ها و دارالعلم ها توسط امیران و وزیران آل بویه و نیز عالمان و دانشمندان و افراد متمول و خیّر در این دوره، حضور گسترده و فعال دانشمندانِ مذاهب، ادیان، اقوام و ملت های مختلف در مکان های مذکور، و در نهایت، دسترسی سهل و آسان عموم علاقه مندان هر علمی به کُتب و منابع مورد نیاز در این کتابخانه های دولتی و شخصی و مراجعه ی روزانه ی آن ها جهت تهیه و تدوین آثار علمی.
موضوع این پژوهش، جنبشِ زنانِ ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای 28 مرداد است. این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که «چرا فعالیت های زنان چپ گرا در جنبشِ زنانِ ایران، در این برهه ی زمانی شکست خورد؟» برای ریشه یابیِ این رخداد، از نظریه ی کارکردگراییِ پارسونز استفاده شده است. مدعای این پژوهش چنین است که: سازمان های چپ گرای فعال در جنبشِ زنانِ ایران، به دلیل مطابقت نداشتن با فرهنگ اجتماعی ایران، دنبال نکردن اهداف اولیه (کسب حقوق زنان) و پایدار نبودن شکست خوردند. نتیجه ی بررسی ها نشان می دهد که گروه های زنانِ چپِ فعال در جنبش زنان ایران، در دوره ی پهلوی دوم، به علت وابستگی به احزاب چپ، به ویژه حزب توده صدمات بسیاری دیدند و مشکلاتی که ستون های حزب توده را به لرزه درآورد، سازمان های زنانِ وابسته به این حزب را هم گرفتار کرد و به شکست فعالیت های آنها در جریان جنبشِ زنانِ ایران منجر شد.
بعد از به کارگیری ماشین بخار و انقلاب صنعتی، تحولی سریع و رو به پیش در اقتصاد جهانی به وقوع پیوست، صنایع دستی جای خود را به صنایع ماشینی داد، تولیدات صنعتی اروپا جای صنایع دستی کشورهای سنتی آسیا و آفریقا را گرفت و اسباب وابستگی کشورهای اخیر را به اقتصاد جهانی با محوریت اروپا فراهم نمود. کشف نفت و توسعه ی صنایع وابسته به آن، که برای نخستین بار از آمریکا آغاز گردید، و در قرار داشتن انحصار روش های بهره برداری از این صنایع در دست اروپا و آمریکا، روند توسعه ی هر چه بیش تر صنعتی آمریکا و اروپا و در نتیجه تسلط آن ها بر کشورهای توسعه نیافته را تسریع نمود. کشف نفت، تغییرات مهمی نیز در روند تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای نفت خیز ایجاد و بافت سنتی این جوامع را دگرگون کرد.
به نظر می رسد پیشرفت و توسعه ی صنعت نفت باکو در سده های 19و20 میلادی، ابعاد مختلف حیات اجتماعی و اقتصادی این شهر را متأثر نموده باشد؛ روند دگرگونی ای که سریع و به شکل یک تغییر بوده است.
در این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، و تبیین داده های آماری، نشان داده شده که اکتشاف و شکل گیری صنایع نفتی، تأثیر بارزی بر تغییرات اقتصادی و اجتماعی شهر باکو، نظیر ظهور طبقات جدید، دگرگونی های قومی و جمعیتی، و تحرکات اجتماعی طبقه ی کارگری داشته است. سرعت موجود در پیشرفت صنایع نفتی، روند تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باکو را نیز شتاب بخشید و این تغییرات، باکو را به یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین شهرهای جهان شرق در اوایل سده ی 20 میلادی مبدل ساخت.