توزیع هدفهای ملی در سطح مناطق، نیازمند توجه به ماهیت هدفها به صورتهدفهای متعادل و متناسب است. در این مقاله، با توجه به چهارچوب نظری ارائه شده دروهابی (1377)، کوشیدهایم تا الگوهای ریاضی توزیع هدفهای ملی را با توجه به ماهیتنهادی الگوها، ارائه کنیم. در این راه، ابتدا مبانی نظری تفاوتهای منطقهای را به عنوان ملاکاختلاف میان هدفهای متعادل و متناسب، بر شمردهایم و آثار تفاوتهای منطقهای روینتایج نظری و تجربی الگوهای توزیع هدفها را بیان کردهایم. بحث الگوهای سازگاری ملی -منطقهای را به دلیل ضرورت توجه به شرط سازگاری در توزیع هدفهای متناسب، ارائهنمودهایم و در آن، دیدگاه نهادی و ریاضی در طراحی الگوهای سازگاری ملی - منطقهای رامطرح کردهایم. در پایان، روشهای توزیع هدفهای متعادل و متناسب را ارائه نمودهایم. روششاخصها و تاکسونومی عددی (محمدی، 1376) در توزیع هدفهای متعادل و هم چنینروش شاخصها، روش واردنبرگ (1975) و روش جمعیسازی از دیدگاه تایل (1965) درتوزیع هدفهای متناسب، از جمله روشهای مورد بررسی در این مقاله میباشد. براساس نتایجنظری و تجربی در توزیعهدفهای متناسب، چنین نتیجه گرفتهایم که روش جمعیسازی تایل،سازگارترین روش در توزیع این هدفها میباشد. این امر را در قالب الگوی ساختاری تایل وخواص نظری آن (از دیدگاه نهادی و استنتاج ریاضی) نشان دادهایم.
در دهه اخیر با مطرح شدن اقتصاد دانش بنیان در سازمان ها، سرمایه فکری، اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش سرمایه فکری در گرایش به رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بانک شهر است. روش پژوهش، از نوع توصیفی - همبستگی است و جامعه آماری، کلیه کارکنان بانک شهر شهرستان تهران هستند که تعداد آنها 2204 نفر می باشد. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، 327 نفر به عنوان نمونه پژوهش به صورت تصادفی ساده، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه استاندارد سرمایه فکری بنتیس و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پودساکوف، استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از «r» ضریب همبستگی پیرسون و (R) ضریب رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دادند بین سرمایه فکری و ابعاد آن (سرمایه انسانی، سرمایه مشتری/ رابطه ای، سرمایه ساختاری) با گرایش به رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بانک شهر، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام، حاکی از آن بود که از میان ابعاد سرمایه فکری: متغیرهای پیش بین سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای، پیش بینی کننده گرایش به رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بانک شهر هستند.
اقتصاد دانش محور یکی از الگوهای نوین توسعه اقتصادی است که با توجه به گسترش
فناوری ارتباطات و تأثیری که بر روند تکامل اقتصادی و توسعه کشورها از ابعاد مختلف
دارد، اهمیت آن روز به روز بیشتر می شود. در این مقاله از روش تحلیل پوششی داد ههای
برای سنجش کارایی تغییر سیستم اقتصادی کشور چین از اقتصاد سنتی به )CDEA( متقاطع
اقتصاد دانش محور استفاده شده است. برای این منظور، ابتدا شاخ صهای مؤثر در این زمینه
در قالب داده ها و ستاده های یک سیستم اقتصاد دان شمحور معرفی می شوند. سپس اطلاعات
مربوط به این شاخ صها در یک دوره 30 ساله که مربوط به دوران اقتصاد سنتی و تغییر به
سمت اقتصاد دانش محور است برحسب مدل تحلیل پوششی داده ها مورد استفاده قرار گرفته
و کارایی اقتصادی بر حسب هر سال محاسبه م یشود و با مقایسه اقتصاد سنتی با اقتصاد
دانش محور، میزان اثرگذاری تغییر نظام اقتصادی این کشور به اقتصاد دانش محور مشخص
م یشود.
در طول عمر 35 ساله انقلاب اسلامی، همواره تحریم های اقتصادی یکی از راهبردهای ایالات متحده در مقابله با سیاست ها و رویکردهای جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت ضدهژمونیک آن بوده است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد که در بستر تحریم های اقتصادی چه فرصت ها و راهبردهایی پیش روی جمهوری اسلامی ایران برای تأمین منافع ملی و اهداف انقلاب اسلامی وجود دارد؟ روش پژوهش این مقاله توصیفی و تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی شامل کتاب ها، مقالات تخصصی و اینترنت انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، جمهوری اسلامی ایران از این قابلیت برخوردار است که با عملیاتی کردن راهبردهای اقتصاد مقاومتی نظیر؛ طراحی و تدوین دیپلماسی انرژی فعال و کارآمد در سیاست خارجی، کاهش وابستگی به نفت، استفاده از مزیت های ترانزیتی و انتقال انرژی از خاک ایران، بهره گیری از ظرفیت های ناشی از کاهش ارزش پول ملی در شرایط تحریم، اتخاذ سیاست منطقه گرایی فعال و گسترش روابط با دیگر کشورهای جهان، نه تنها اثرات تحریم ها را خنثی کند، بلکه از شرایط تحریم به عنوان فرصتی در راستای ارتقای امنیت و تأمین منافع ملی خود استفاده کند.
مصر یکی از کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه، به عنوان یکی از بازارهای هدف صادرات غیرنفتی در راستای دست یابی به اهداف برنامه پنجم توسعه و چشم انداز 20 ساله قلمداد می شود. در این مقاله به شناخت پتانسیل صادراتی ایران با مصر و ارائه دورنمای توسعه آن از طریق مدل پتانسیل صادراتی دو جانبه در سطح گروه کالایی بر اساس کدهای شش رقمی طبقه بندی نظام هماهنگ در طی سالهای1382 الی 1389پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ایران از ظرفیت مبادلاتی خوبی با کشور مصر برخوردار بوده ولی به واسطه روابط سیاسی پر فراز و نشیب میان دو کشور نتوانسته از ظرفیت بالقوه صادراتی خود در عمل استفاده نماید. برقراری روابط دوجانبه، منطقه ای می تواند به تقویت تعامل اقتصادی با کشور مصر و افزایش تجارت با آن کشور کمک نماید