there is a significant relationship between economic growth and the degree of urban concentration, as measured by primacy or the share of the largest city in an urban system. In accordance to urban economic theories, there is an inverse-U shape relationship between urban concentration –urban primacy- and economic growth. That is, as economy grows, urban concentration increases, approaches an optimal level and then declines. If distortion from the optimal level is happened, it can lead economic growth to reduce. Some countries have significantly excessive primacy and some have too little. Additionally, trade is one of the key factors that can affect urban concentration. In this study, urban primacy of some selected Asia- Pacific countries is computed and its effect on economic growth is tested using Solow-Swan growth model. It also looks at the determinants of primacy and policy instruments that might be effective in reducing excessive primacy. Results show that primacy has significant effect on economic growth. Moreover, as trade influences primacy, it can be thus considered as an effective policy instrument in controlling urban over-concentration
عکس العمل واحدهای اقتصادی در قبال تغییرات منظم و پایدار یک متغیر، با هزینه ی کمتر و اطمینان بیشتر صورت می گیرد. اما زمانی که این تغییرات به صورت ناپایدار و نامنظم شکل می گیرند، شرایط نامطمئنی را ایجاد می کنند که تحت این شرایط تصمیمات اقتصادی با مخاطره و هزینه ی بیشتری همراه خواهند گردید. از این رو شناسایی روند حرکتی متغیرهای اقتصادی چه به منظور کنترل آنها و چه به منظور تعدیل تأثیر آنها بر سایر متغیرهای اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. تورم و تأثیر آن بر عملکرد اقتصادی از جمله این موضوعات به شمار می رود. مطالعات تجربی انجام گرفته در دهه های اخیر با تفکیک جزء دائمی و منظم تورم از جزء موقتی و ناپایدار آن به نتایج قابل توجهی دست یافته اند که بر اساس آن توانسته اند راهنمایی های لازم برای سیایستگذاران اقتصادی جهت کنترل تورم و همچنین پیش بینی و تعدیل آثار آن بر عملکرد اقتصادی ارائه نماید. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش فیلترینگ کالمن و به کارگیری داده های سالیانه بین سال های 1384-1340 به تفکیک جزء دائمی و جزء موقت تورم اقدام گردید. سپس در چارچوب مدل ARDL تأثیر هریک از اجزای تورم بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در دو مقطع کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که جزء موقتی تورم تنها در کوتاه مدت تقاضا برای سرمایه گذاری را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. اما افزایش جزء دائمی تورم تنها در بلند مدت سرمایه گذاری بخش خصوصی را کاهش می دهد. بر این اساس سیاست های پولی و مالی که با هدف گذاری تعدیل تورم طراحی می گردند باید به گونه ای اعمال شوند که به همراه کنترل تورم، تأثیر جانبی منفی بر عملکرد اقتصادی از جمله تقاضا برای سرمایه گذاری به جای نگذارند.