ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۶۲۵ مورد.
۱۲۱.

اختلاف متناقضان در جهت و محذور آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۵۶۱
منطقدانان مسلمان دو قضیه ی موجهه را در صورتی متناقض می دانند که در کم، کیف و جهت، اختلاف و در سایر اجزاءِ تشکیل دهنده ی قضیه، وحدت داشته باشند. از نظر این متفکران اگر دو قضیه ی متناقض دارای جهت واحد باشند، محذور امتناع (اجتماع یا ارتفاع) نقیضین پیش خواهد آمد. راه احتراز از این محذور از نظر این منطقدانان، اختلاف جهت قضایا در متناقضان است. در نوشتار حاضر نشان داده خواهد شد که وحدت متناقضان در جهت، هیچ محذوری ندارد و برخلاف آنچه منطقیان مزبور پنداشته اند، اتفاقا این اختلاف در جهت است که محذور ارتفاع نقضین (کذب متناقضان) را پیش خواهد آورد. از نظر این نوشتار، ریشه ی اشتباه منطقدانان قدیم، خلط ضرورت نفی با نفیِ ضرورت (و نیز دوام نفی با نفی دوام)بوده است. و باید وحدت در جهت را از وحدت های معتبر در تناقض دانست و نه از مواردِ اختلاف در متناقضان. بنابراین قضایای موجهه ی متناقض نیز همانند قضایای مطلقه فقط در کم و کیف با هم اختلاف دارند و نیازی به اختلاف در جهت نیست.
۱۲۲.

تحلیل انتقادی نامگذاری قضایای موجهه بسیطه در منطق سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۴۸۷
سهولت تعلیم، یکی از اصول آموزشی در علوم است. رعایت این اصل در مقام کشف، تعریف، توضیح، استدلال و تبیین نتایج، به تسریع یادگیری کمک می کند. منطق که داعیه دار سنجش و تصحیح فکر و اندیشه است، بیش از دیگر علوم به رعایت این اصل سزاوار است، اما به نظر می رسد، منطق سنتی در تسمیه موجهات کمتر به این قاعده پای بند مانده است. استفاده از لوازم بعید و الفاظ و اصطلاحات غریب برای نامگذاری موجهات در مراحل ابتدایی آموزش، رغبت و اشتیاق دانش آموز منطق را به ادامه بحث در موجهات کاهش داده و از این جهت به انزوای موجهات در حوزه های درسی منطق سنتی خواهد انجامید. بنابر این، مساله تحقیق این است که چه انتقادی بر شیوه منطق سنتی در نامگذاری موجهات وجود دارد و آیا می توان با تغییر مناسب در این نامگذاری به تسهیل آموزش موجهات کمک کرد؟ در این مقاله به روش تحلیلی به نقد و بررسی وضعیت موجود در نامگذاری موجهات بسیط پرداخته و نشان داده ایم که با توجه به تناسب معنایی موجود در قضایای موجهه می توان از اسامی همگون و مناسب در نامگذاری موجهات بسیط استفاده نموده و از این رهگذر غرابت موجود در نامگذاری موجهات را کاهش داد.
۱۲۳.

جستاری در روش تحلیل منطقی با تکیه بر نظریه وصف های راسل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۷ تعداد دانلود : ۵۵۲
هدف راسل تأسیس زبانی ایدئال برای حل کژتابی های فلسفی و دشواری های زبان طبیعی است. این زبان منطقاً کامل، ساختار اندیشه ما و ساختار معرفت ما را آشکار می سازد. پروژه تأسیس زبان ایدئال چیزی جز حرکت درجهت تحلیل منطقی نیست. راسل، با تکیه بر تحلیل منطقی، با رسم تمایز میان نام و وصف به سه پرسش اساسی در باب این همانی، اصل طرد شق ثالث یا گزاره های سالبه جزئیه و گزاره هایی که موضوع آنها عدم است، یا به عبارتی به هیچ چیز اشاره نمی کند، پاسخ می دهد. در مقاله نیز حاضر برآنیم تا ضمن شرح دیدگاه راسل در باب تحلیل منطقی و تعریف آن، به نظریه وصف های او، در مقام موخره و وجه مصداقی تحلیل منطقی، نظر کنیم. در بحث از «تحلیل منطقی» کوشیده ام نشان دهم، معنای «تحلیل منطقی کردن» چیست. برای بیان مقصود راسل در این باب، به توضیح پروژه راسل یعنی تأسیس زبان ایدئال نیز، پرداخته ایم. در قسمت دوم مقاله، نظریه وصف های راسل را به مثابه وجه مصداقی تحلیل منطقی ، با تکیه بر دو مقاله «درباره اشاره» و «درباره وصف ها» توضیح داده ام.
۱۲۴.

باز خوانی تعریف عکس مستوی در قضایای مطلقه با تاکید بر اشکالات محقق طوسی بر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۵۲۶
فارابی اولین منطق دان مسلمانی است که در آثارش به تعریف عکس مستوی پرداخته است. ابن سینا با وامداری از او و با افزودن قیدی «بقاء کذب»، عکس مستوی را چنین تعریف کرده:«جابجایی موضوع و محمول به همراه بقاء کیف، صدق و کذب». منطقییون پس از ابن سینا و در راسشان محقق طوسی بر این تعریف چندین اشکال گرفته اند و سعی در ارائه تعریفی دقیق و سازوار با نظام منطقی داشته اند. در این پژوهش ضمن سنجش و ارزیابی این نقض و ابرام ها، به بررسی سیر تاریخی تعریف عکس مستوی توسط منطق دانان مسلمان پرداخته شده است. به همین منظور تطورات تعریف عکس مستوی مورد مطالعه قرار گرفته و با ذکر اشکالاتِ تعاریفِ منطق دانانی چون «فارابی»، «اخوان الصفا»، «فخر رازی»، «ابن سهلان ساوی» و... به این نتیجه رهنمون شده ایم که تعریف «خونجی» و هم عصرانش(«محقق طوسی»، «ارموی» و...) تعریفی مناسب و بی اشکال و به اصطلاح جامع افراد و مانع اغیار است.
۱۲۵.

چیستی و کاربست های قضیه خارجیه در منطق و معرفت شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
تقسیم قضایا به حقیقیه و خارجیه از نوآوری های منطق دانان مسلمان است. این تقسیم در برهه ای از تاریخ منطق با انکار برخی از منطق دانان بزرگ روبه رو شد. خاستگاه این انکار، تفسیری از قضایای خارجیه بود که محقق طوسی ارائه داد. وی نفی قضایای خارجیه را به ابن سینا نیز نسبت داد. در نوشتار پیش رو، با بررسی تعاریف قضیه خارجیه و بازگشت به نخستین زمینه های بیان این تقسیم، به ویژه در آثار فارابی، نشان خواهیم داد که می توان تفسیر و تعریف دیگری از قضایای خارجیه ارائه کرد که افزون بر سازگاری با اصول و مبانی علم منطق، و بهره مند بودن از آثار منطقی و معرفت شناختی بیشتر، با مبانی ابن سینا نیز هماهنگ باشد. براساس تعریف و تفسیر برگزیده از قضایای خارجیه، این نوع قضیه با انواعی از قضایا در مباحث معرفت شناسی اسلامی مانند بدیهیات ثانویه (وجدانیات و محسوسات) و در فلسفه غرب با اموری مانند نسبت امور واقع در فلسفه هیوم، حقایق واقع (خارج) در لایبنیتس و قضایای ترکیبی پسین در کانت، قابل مقایسه است. براساس تفسیر برگزیده، قضایای خارجیه دارای احکام ویژه ای از حیث منشأ صدق و مقدار اعتبار در معرفت شناسی است که در این نوشته به آن ها نیز خواهیم پرداخت.  
۱۲۶.

پارادوکس امتناع تناقض: گزارش و گشایش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۴۹۵
پارادوکسِ امتناع تناقض که بنیادی ترین اصل معرفت را به چالش می کشد با پذیرش این که «اجتماع نقیضان ممتنع است» نتیجه می گیرد که «اجتماع نقیضان ممتنع نیست». صدرالدین شیرازی کوشیده است که این پارادوکس را با جدایی نهادن میان حمل اوّلی و شایع فروگشاید. او پیش فرض می گیرد که «اجتماع نقیضان» موضوع گزاره های یادشده و «ممتنع» محمول آن ها است. این جستار با نفی این پیش فرض، راه حل دیگری را پیش می نهد که برپایه ی آن «اجتماع» بر ادات عطف، «نقیضان» بر سازه های عاطف، و «ممتنع» بر ضرورت سلب که ترکیب جهت و کیفیت است، دلالت دارد. پارادوکسِ امتناع تناقض که بنیادی ترین اصل معرفت را به چالش می کشد با پذیرش این که «اجتماع نقیضان ممتنع است» نتیجه می گیرد که «اجتماع نقیضان ممتنع نیست». صدرالدین شیرازی کوشیده است که این پارادوکس را با جدایی نهادن میان حمل اوّلی و شایع فروگشاید. او پیش فرض می گیرد که «اجتماع نقیضان» موضوع گزاره های یادشده و «ممتنع» محمول آن ها است. این جستار با نفی این پیش فرض، راه حل دیگری را پیش می نهد که برپایه ی آن «اجتماع» بر ادات عطف، «نقیضان» بر سازه های عاطف، و «ممتنع» بر ضرورت سلب که ترکیب جهت و کیفیت است، دلالت دارد.
۱۲۷.

بررسی تحلیلی اعتبار منطقی و حجّیت برهان انباشتی در اثبات باورهای دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
باورهای دینی باید مستند به معرفتی باشند که از حیث منطقی با روشی معتبر به دست آمده و از حیث درجه معرفت نیز به حد یقین برسند. اعتبار منطقی و حجّیت معرفت حاصل از برهان انباشتی که به کارگیری آن در مباحث عقیدتی در این دوران در حال گسترش است، تاکنون با دقت بررسی نشده و کسانی که از این برهان بهره می برند، اعتبار و حجّیت آن را پیش فرض گرفته اند. همچنین تاکنون ضابطه ای برای تقریر یک برهان انباشتی معتبر و منتج ارائه نشده است. ما در این پژوهش به روشی تحلیلی و بر مبنای منطق سنتی، نخست تقریری از این برهان به صورت یک قیاس منتج منطقی ارائه خواهیم داد و با تعیین شروطی سه گانه، مقدمات آن قیاس را اثبات کرده و نشان می دهیم که این برهان می تواند حداقل معرفت لازم برای افاده حجّیت در باورهای دینی - یعنی اطمینان و یقین روان شناختی- را نتیجه دهد.
۱۲۸.

تأملی در ابعاد متافیزیکی تقسیم «حمل» به تقریر علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۴۷۱
علامه طباطبایی، حمل را به یک اتحاد وجودی میان موضوع و محمول تعریف می کند. سپس در تقسیم حمل، حمل را به حمل اولی ذاتی، حمل شایع صناعی و حمل حقیقت و رقیقت تقسیم کرده است. در حمل اولی یک «ذات بر خودش» حمل میگردد، در حمل شایع یک «عرض بر معروض» حمل میگردد و در حمل حقیقت و رقیقت یک «معلول بر علت خود» حمل می شود. با تاملی در مبحث ویژگی ها در متافیزیک تحلیلی و ارتباط آن با مبانی فلسفی علامه طباطبایی، یک تعارض جدی(P3)میان متافیزیکِ حمل شایع و متافزیکِ حمل حقیقت و رقیقت مستقر می گردد. با ارائه راهحلی( S1) مبتنی بر عمل کردن حمل شایع در بستر نومینالیزم، تعارض (P3) حل می شود، لکن تعارض دیگری (P4) پدید می آید. در نهایت برای حل تعارض دوم (P4)، با استفاده از راه حل دیگری (S3) باید تعریف حمل تغییر کند. با ضمیمه شدن این دو راه حل به تعریف علامه طباطبایی از حمل، می توان از فروپاشی تقسیم ایشان از حمل جلوگیری کرد. در این مقاله برای حفظ ساختار تقسیم علامه طباطبایی از حمل، تعریف آن را تغییر داده ام. تعریف ایشان از حمل عبارت است از «اتحاد وجودی میان موضوع و محمول به طوری که موضوعْ یک «وجود فی نفسه» و محمولْ یک «وجود فی نفسه لغیره» است». طبق تعریف ایشان اقسام حمل در دو بستر متافیزیکی متفاوت و ناسازگار عمل می-کنند. در نتیجه برای حفظ ساختار تقسیم ایشان باید قید «فی نفسه» از وجود محمول در تعریف حمل حذف گردد، تا تمام اقسام حمل در بستر متافیزیکی واحدی (نومینالیزم) عمل کنند.
۱۲۹.

دو تقریر رقیب در ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشه دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۳ تعداد دانلود : ۳۴۳
این پژوهش به بررسی ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشه دکارت می پردازد. برخی مدعیات دکارتی مبنی بر یقینی تر بودن شهود و قابلیت فروکاهش استنتاج به آن، از جمله سرچشمه های این بحث است که دست کم دو تقریر رقیب هنجاری-اصل موضوعی و روان شناسی گروانه بحث شده در این پژوهش را در میان شارحان برانگیخته است. آرمان تقریر نخست، کاستن از نقش حافظه و گاه تخیل در زنجیره های طولانی استنتاج به واسطه خطاپذیری آنها در دید دکارت است. حصول این آرمان هم وابسته به ممارست و تمرین برای جای دادن زنجیره های استنتاجی هر چه طولانی تر در یک شهود واحد دکارتی است. این تقریر هم استقلال نتیجه منطقی را می پذیرد، هم استنتاج را قابل تعریف بر اساس معرِّف هایی همچون قواعد تبدیل و اصول پایه منطقی می داند هم این که منافاتی با درخت اصل موضوعی معرفت دکارتی ندارد. اما تقریر دوم اساساً درون مایه استنتاج را همان فراچنگ آوردن شهودی به عنوان فعل ساده ذهنی می داند که چیزی جز یک شهود پیچیده با متعلّقات متعدد نیست. لذا این تقریر، استنتاج را فاقد درون مایه منطقی و غیرقابل تعریف بر اساس معرِّف هایی همچون اصول و قواعد منطقی می داند و به جای آن فراچنگ آوردنِ حقیقت مستنتج آشکار شده در پرتو نوعی شفافیت ِروان شناختیِ تجربه شده توسط سوژه معرفت را می نشاند. نشان داده ام که هر دو تقریر با تکیه بر بخشی از متون دکارت می کوشند قابل جمع با عینیتِ شناختی به نظر برسند و قرائتی فطری و انتخاب ناپذیر از منطق دکارتی ارائه کنند؛ اما تقریر دوم هم با فقره های اساسی تر اندیشه دکارت و هم با استقلال منطق منافات دارد؛ لذا نمی تواند به نحو قابل قبولی از عهده این دو مدعا برآید.
۱۳۰.

بازسازی منطق هگل در منطق جدید: فراسازگاری یا تریویالیسم؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۹ تعداد دانلود : ۸۲۸
در این مقاله، له این امر استدلال خواهد شد که هگل متعهد به تریویالیسم است. در دهه های گذشته با توجه به رونق گرفتن بازخوانی فیلسوفان کلاسیک در محکمه ی منطق جدید، بازسازی هگل نیز از این جریان مستثنی نبوده است. گراهام پریست منطق دان و فیلسوف مطرح معاصر خوانشی فراسازگار از منطق هگل ارائه می دهد و سعی دارد نشان دهد فراسازگار دانستن نظام اندیشه ای هگل می تواند هم غنای اندیشه ی او را نشان دهد و هم می تواند منجر به دفاع موجهی از اندیشه های او در جامعه ی امروزه ی منطق شود. این خوانش پریست از هگل مخالفانی دارد که معتقدند خوانش فراسازگار از نظام منطقی هگل می تواند تردید آمیز باشد. در این مقاله من علاوه بر توضیح خوانش پریست و مطرح کردن نقدی به خوانش او از جانب مخالفانش، در انتها استدلال خواهم کرد که هگل را می توان یک تریویالیست دانست و نه فیلسوفی با درک فراسازگار از منطق . نیز به عنوان نکته ی نهایی مقاله استدلالی در دفاع از تریویالیزم را مطرح خواهیم کرد.
۱۳۱.

منطق گفتمان عقلایی در ساحت متون: دلالت لفظی؛ طبقه بندی، معضلات و پیامد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
دلالت لفظی تقسیمات گوناگونی دارد. براساس دیدگاه برگزیده، این دسته بندی ها را می توان در نظامی جامع گنجاند یا به تقسیمی جامع برگرداند. اکنون این پرسش دشوار دربرابر ماست: رابطه لوازم با دلالت چیست؟ اصولاً آیا رابطه ای میان آن ها تحقق دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، این رابطه یا پیوند چگونه ظهور می یابد؟ آیا می توان دلالت التزامی را به لزوم در اصطلاح لوازم تفسیر کرد؟ برای دستیابی به پاسخی درخور، باید نگاهی به چیستی لوازم و گونه های آن بیفکنیم و این مسئله را در دانش اصول و منطق بکاویم. در این پژوهش، افزون بر دستیابی به مهم ترین قواعد عقلایی ویژه ای که بر ساحت دلالت حکم فرمایند، دو دستاورد علمی دیگر نیز داشت: نخست آنکه، باید در ساحت دلالت، میان مفردات و جملات فرق گذاشت و از تسری دادن حکم تقسیمی به تقسیم دیگر پرهیز کرد؛ دوم آنکه، نباید لزوم را به لزوم بیّن که در مبحث لوازم مطرح است، تفسیر کرد.  
۱۳۲.

تبیین براهین حضرت ابراهیم علیه السلام در احتجاجات توحیدی بر مبنای قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۲
حضرت ابراهیم علیه السلام به عنوان دومین پیامبر اولوالعزم در میان قوم بت پرست و اجرام پرست خود، به تبیین اصل مهم توحید پرداختند. ایشان در احتجاجات خود از برهان، جدل و موعظه بهره گرفته اند. آنچه در احتجاجات ایشان درخور توجه است، پرهیز از سخنان بی منطق و استفاده از شیوه های منطقی است که تنها در پرتو دانش، بینش و یقین، دعوت به توحید مى کند، نه براساس پندارها، خرافات، بافته هاى میان تهى و وعده هاى غیرعملى. ازاین رو، به کارگیری برهان در سیره احتجاجی حضرت مورد توجه بوده است. این پژوهش با روش کتابخانه ای و با مرور آیات قرآن کریم به این پرسش پاسخ داده است که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام براهین منطقی را در احتجاجات توحیدی به کار بسته است؟ بنابر مطالعات انجام شده، می توان به احتجاجاتی که در آن از قیاس استثنایی و اقترانی در اثبات توحید بهره گرفته شده است، اشاره کرد.  
۱۳۳.

مطلقه عامه در تطور تاریخ(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
در دانش ها هر اصطلاحی هویتی برای خود دارد که در فرایند تاریخ شکل می گیرد. از این رهگذر، اصطلاح علمی نیز بسان یک موجود، تولد، رشد و گاهی مرگ را تجربه می کند. مطلقه عامه به عنوان یکی از اصطلاحات منطق موجهات، تطور و تغییر مفهومی را در طول تاریخ منطق از سر گذرانده است. مسلمانان ازجمله وارثان جدی ارسطو که منطق موجهات را گسترش داده اند، مطلقه عامه را در قلمرو اندیشه خود پرورده و آثار آن را بررسی کرده اند. این پژوهش، تطور تاریخی مطلقه عامه را در این قلمرو، بررسی و گزارش می کند. روش پژوهش توصیفی است و نتیجه آن است که میان منطق دانان مسلمان، هم در مفهوم شناسی و هم در طبقه بندی مطلقه عامه اختلاف وجود دارد.
۱۳۴.

چند روشن گری در مورد منطق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۴۲۳
در ابتدا برخی موضوع های بحث برانگیز در حوزه منطق ریاضی را بررسی می کنیم. این ها موضوع هایی هستند که معمولاً غیرمتخصصان را به دردسر و گاهی اشتباه می اندازند. موضوع های عمده ای که در این راستا به آن ها خواهیم پرداخت عبارتند از: تعریف صدق تارسکی، قضیه تعریف ناپذیری صدق تارسکی، قضیه تمامیت گودل و قضیه های ناتمامیت گودل، منطق مرتبه اول و مرتبه دوم. در ادامه، به معرفی برخی منطق های غیرکلاسیک و جایگاه آن ها در منطق فلسفی و همچنین منطق در علوم کامپیوتر می پردازیم. افزون بر آن، برخی موضوع های فلسفی مرتبط به منطق را به بحث می گذاریم. از زمره این موضوع ها، پرسش از چیستی منطق، تفاوت منطق و دستگاه منطقی و چالش یگانه گرایی در مقابل کثرت گرایی در انتخاب منطق است. با تفکیک منطق از دستگاه منطقی، از این دیدگاه دفاع خواهیم کرد که منطق ریاضی به عنوان بخشی از ریاضیات، تنها می بایست متعهد به رعایت استانداردهای خود ریاضیات باشد. در این راستا، هر یک از دستگاه های منطق غیرکلاسیک که این استانداردها را رعایت کند، مشروعیت خواهد داشت.
۱۳۵.

بازنمایی کمانی قیاس روی نمودار ون: روش جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۶۹
چکیده: در این مقاله که به طور عام درزمینه ی منطق ارسطویی و به طور خاص قیاس مطلق نوشته شده است هدف ارائه روشی جدید برای بازنمایی گزاره های حملی با لحاظ کردن حدود نامحصل روی نمودار توسعه یافته ون است. این روش قادر به نمایش و استنتاج کلیه نتایج ممکن یا عقیم از دو مقدمه یک قیاس در همه شکل ها با هر ترکیبی از حدود محصل و نامحصل است. همچنین قادر به استنتاج همه معادل های هر گزاره حملی است. این روش در عین برخورداری از قدرت بیانی بالا، آسان و تصمیم پذیر است. روش های نموداری مرسوم یا قادر به بازنمایی قیاس با حدود نامحصل نیستند یا در صورت توانایی کار با حدود نامحصل از نمایش بصری مطلوب که از اهداف اصلی بازنمایی های نموداری است برخوردار نسیتند. در این روش از ارزش گذاری سه ارزشی خطوط و سطوح روی نمودار ون استفاده می شود و بازنمایی هر گزاره از طریق ترسیم یک کمان دو قسمتی انجام می شود.
۱۳۶.

قیاس ضمیر، کلید طلایی تشخیص مغالطات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۹ تعداد دانلود : ۴۷۴
تعریف و طبقه بندی انواع مغالطه نزد فیلسوفان و منطق دانان متفاوت است. در این مقاله پس از گزارش مختصری در این زمینه، تعریف و طبقه بندی جدیدی برای انواع مغالطه ارائه گردیده و بر آن اساس جایگاه استدلال عرفی یا قیاس ضمیر برجسته شده است. قیاس ضمیر استدلالی است که از یک مقدمه به عنوان دلیل، نتیجه ای اخذ می شود. همان طور که منطقدانان گفته اند، در قیاس ضمیر کبرا حذف شده که در بسیاری از حالات این امر برای پنهان کردن خطای کبرا صورت می گیرد. از آنجا که نکته ی مذکور در مغالطات فراوانی مصداق می یابد، براین مبنا کلید طلایی تشخیص مغالطات طراحی شده که عبارت است از بازسازی استدلال اولیه و اضافه کردن کبرا در قالب یک گزاره ی شرطی و تعمیم آن گزاره ی شرطی و تردید در صدق آن. در ادامه برای نشان دادن میزان موفقیت این کلید طلایی، بیست مثال از کتب آموزش مغالطه انتخاب و به عنوان نمونه بررسی شده است. در پایان فهرستی بالغ بر پنجاه مغالطه ی قابل شناسایی از این طریق آمده و این نکته ی مهم بیان شده که تشخیص مغالطات از طریق کلید طلایی، مزایای متعددی نسبت به روش معمول در معرفی تک تک مغالطات دارد.
۱۳۷.

بررسی شرایط اعتبار سنجی قیاس اقترانی «منفصله-منفصله» نزد ابن سینا و منطق دانان مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۴۰۳
ابن سینا با ابتکار قیاسات اقترانی شرطی، نقطه عطفی در منطق اسلامی پدید آورد. انتاج قیاس شرطی متصله مورد تایید همگان است اما در قیاس منفصله با مشکلات و اختلاف آراء مواجه می شویم. وی در آثار کثیر خود شرایط متعدّد و متفاوتی درتعیین اعتبار قیاسات اقترانی منفصله–منفصله ارائه کرد و قیاس حقیقیه–حقیقیه را نا معتبر دانست. خواجه نصیرالدین طوسی به تبعیت از ابن سینا نه تنها قیاس حقیقیه–حقیقیه بلکه قیاس اقترانی متشکل از دو مانعه الجمع را نامعتبر دانست، در حالی که منطق دانان معاصر او مانند افضل الدین خونجی و سراج الدین ارموی ضمن پذیرش برخی شرایط عمومی این نوع قیاس، قیاس اقترانی شرطی دو حقیقیه و دو مانعه الجمع را با شرایطی منتج دانستند. به نظر می رسد راه حل مشترکی که گره گشای اختلاف نظر میان ابن سینا و منطق دانان بعد از او در این مسئله است بازگرداندن مقدمات قیاس به متصله و سپس تبعیت از قوانین دو متصله در نتیجه و در نهایت تبدیل نتیجه متصله به منفصله است.
۱۳۸.

مسأله تعهد وجودی و معمای گیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۴۷۷
پرسش اصلی در مسائل تعهد وجودی این است که کاربرد زبان و آنچه می گوییم تا چه حد ما را نسبت به وجود اشیا و به ویژه اشیایی که درباره ی آنها سخن می گوییم متعهد می سازد. معمای گیچ که یک مسأله ی مشهور در متون ارجاعی است به مسأله ی تعهد وجودی برای راوی (گوینده سوم شخص) در متونی که بیش از دو گوینده دارند مربوط می شود. راه حلی که از آن دفاع می کنیم این است که اگر گوینده ی اول و گوینده ی دوم درباره شیءای سخن بگویند که (در ابتدا) وجود نداشته است اما آن دو درباره ی آن به گونه ای سخن می گویند که گویی وجود دارد، می توان گفت که آنان شیء مورد نظر را به عنوان یک شیء مجرد افسانه ای خلق کرده اند. اکنون اگر راوی یا گوینده ی سوم قصد بازگو کردن سخن آن دو را داشته باشد، می تواند خود را به وجود آن شیء مجرد متعهد سازد (چراکه آن شیء خلق شده است و وجود دارد) بی آنکه صفاتی را که آن دو گوینده به شیء مذکور نسبت داده باشند، قبول کند.
۱۳۹.

تبیین علل عدم موفقیت خوانش انتقادی دامت از فلسفه ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۵۰۳
دامت در فلسفه خود متاثر از دو فیلسوف تحلیلی بزرگ است؛ او در روش از فرگه تبعیت می کند و قصد دارد منطق و نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار دهد، و در نظریه پردازی درباره معنا متاثر از ویتگنشتاین است و معنای واژگان را معادل با کاربرد آنها می داند. بر خلاف همه تاثیری که ویتگنشتاین بر دامت دارد، سایه شکاکیت قوی که در آراء ویتگنشتاین دوم وجود دارد و کریپکی به بهترین شکل به آن پرداخته است برای دامت خوش آیند نیست، زیرا گمان می کند در صورت درست بودن شکاکیت و قراردادگرایی افراطی ویتگنشتاین، محاورات و ارتباطات انسانی همیشه در لبه پرتگاه و در آستانه سقوط قرار دارد. او برای گریز از این امر، ایده دانش ضمنی برای دانش زبانی را به عنوان بنیادی محکم در نظریه خود قرار می دهد. در این مقاله نشان داده ایم که ایده دانش ضمنی سبب فاصله گرفتن نظریه معناداری دامت از آموزه های ویتگنشتاین و شکست پروژه او می شود. اگر نتوان نشان داد که زبان چگونه کار می کند، هرگز نمی-توان نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار داد.
۱۴۰.

سازگاری فرمول بندی 2 Rرشر نسبت به احکام قضایای موجهه بسیطه کاتبی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
لطف الله نبوی دو تحقیق عمده رشر درباره موجهات زمانی ابن سینا را بررسی و نتیجه ی برآمده از آن را در مقاله «نیکولاس رشر و فرمول بندی نظریه موجهات زمانی ابن سینا» منعکس کرده است. وی در آنجا ضمن ارائه فرمول بندی اول و دوم رشر، کارایی R2 را در تحلیل قضایای موجهه مرکبه کلی به دو قضیه بسیطه به اثبات رساند، اما مستقلاً به تحلیل احکام موجهات، اعم از بسیطه و مرکبه نپرداخته است. ازاین رو، نگارنده برای سنجش درستی ادعای نام برده، تمام احکام قضایای موجهه بسیطه منطق کاتبی را در دستگاه استنتاجی KT به صورت جداگانه با شیوه ی توصیفی- تحلیلی، مورد بررسی قرار داده است. نتیجه برآمده نشان داد فرمول بندی R2، افزون بر کارایی پیش گفته، نسبت به احکام قضایای موجهه بسیطه منطق کاتبی از سازگاری لازم نیز برخوردار است. همچنین در این مسیر پی بردیم که اثبات برخی استدلال های مباشر کاتبی در دستگاه موجهات KT ، بدون لحاظ پیش فرض اتصاف (∃x)(∃t)RtAx امکان پذیر نیست. اما این هرگز به معنای ناسازگاری فرمول بندی رشر با نظریه کاتبی نبوده، بلکه برآمده از پیش فرض های لازم منطق قدیم در قضایای موجبه کلی است. نتیجه دیگر اینکه، گرچه استلزام مادی اساس استنتاج های منطقی در منطق قدیم نبوده است، اما پیشینیان ما آن را همواره به عنوان پیش فرض در نظر داشته اند.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان