تحلیل انتقادی معنای عشق از دیدگاه ملاصدرا (با تأکید بر انواع، مراتب و ملازمات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
371 - 398
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف تبیین و تحلیل نظریه عشق از دیدگاه ملاصدرا و همچنین نقد و ارزیابی مبانی و نتایج آن شکل گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه ملاصدرا با تکیه بر مبانی فلسفی خود، همچون اصالت وجود، تشکیک در وجود و مساوقت وجود با حیات و علم، به تبیین فراگیری عشق در تمام مراتب هستی می پردازد و این نظریه با چه چالش ها و اشکالاتی مواجه است؟ این پرسش با روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد نقادانه بررسی شده است. بر اساس اندیشه ملاصدرا، عشق حقیقتی ملازم با وجود است و چون وجود مساوق با حیات، شعور و اراده است، هر موجودی به اندازه مرتبه وجودی خود بهره ای از عشق دارد. وی با نقد دیدگاه ابن سینا، حیات و علم را شرط ضروری تحقق عشق دانسته و عشق را در تمام مراتب هستی از عقل و نفس تا طبیعت جاری می داند. در تحلیل صدرایی، عشق حقیقی تنها عشق به واجب الوجود است و عشق سایر موجودات بالعرض و به اعتبار تجلیات اوست. وی با اتکا بر اصول اصالت وجود، تشکیک وجود و رابطه علت و معلول، چندین برهان برای اثبات سریان عشق در همه موجودات ارائه می کند و نظام علت و معلولی را به سان سلسله ای از عاشقان و معشوقان تفسیر می نماید. با وجود انسجام کلی نظریه، برخی نقدها از جمله نسبت عشق و حیات، امکان عشق در اعراض، و نسبت عشق حقیقی و مجازی، نشان می دهد که نظریه ملاصدرا در پاره ای مواضع نیازمند بازخوانی و تبیین دقیق تر است. واژگان کلیدی: ملاصدرا، عشق، شوق، وجود، مراتب، ملازمات