هدف از انجام این پژوهش، هنجاریابی مقیاس احساس تنهایی ucla در دانشجویان مستقر در شهر تهران است. برای این منظور 420 دانشجوی دختر و پسر که با روش تصادفی چند مرحله ای از میان دانشجویان مستقر در شهر تهران، از دانشگاه های علامه طباطبایی، شهید رجایی، تهران، صنعتی شریف، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران و دانشگاه جامع علمی- کابردی انتخاب و با مقیاس ucla مورد اندازه گیری قرار
در این پژوهش، پایایی و روایی مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی (GSE-10) در دانشجویان رشته های روان شناسی دانشگاه های شهید چمران اهواز و آزاد مرودشت بررسی شده است. 293 دانشجوی روان شناسی از دانشگاه شهید چمران اهواز و 294 دانشجوی روان شناسی از دانشگاه آزاد مرودشت به مقیاس 10 گزینه ای باورهای خودکارآمدی ویرایش ایرانی پاسخ گفتند. با روش تحلیل عاملی (تحلیل سازه های بنیادی)، سازه ای با نام باورهای خودکارآمدی عمومی به دست آمد که تبیین کننده 38.69 درصد واریانس گزینه های مقیاس بود. ضرایب آلفای کرون باخ برای کل مقیاس 0.82، برای دانشجویان روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز 0.84، و برای دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد مرودشت 0.80 به دست آمده. همچنین ضریب روایی هم زمان برای مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی و مقیاس عزت نفس روزن برگ بر روی 318 نفر از پاسخ گویان 0.30، در دانش جویان روان شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز 0.20، و در دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد مرودشت 0.23 برآورد شد که همه معنادار بود. بنابراین، یافته های پژوهش نشان می دهد که مقیاس GSE-10 را می توان در پژوهش های روان شناختی و موقعیت های بالینی برای جامعه بهنجار و نابهنجار به کار گرفت
هدف از تحقیق حاضر انطباق و هنجاریابی آزمون هوش غیرکلامی TONI-3 برای دانش آموزان 14-6 ساله شهر تهران است. بدین منظور به روش نمونه گیری چند مرحله ای از 10 منطقه آموزش و پرورش، تعداد 320 دانش آموز دختر و پسر 14-6 ساله برای اجرای فرم «الف» انتخاب و آزمون بر روی آنها اجرا شد. همین مرحله برای فرم «ب» آزمون تکرار گردید. پس از تجزیه و تحلیل سوالات به روش IRT تعداد 5 سوال از فرم الف و 5 سوال از فرم بد حذف و تعداد سوالات هر فرم به 40 مورد تقلیل یافت. در مرحله دوم تعداد 1600 دانش آموز برای هنجاریابی هر یک از فرمهای آزمون به روش نمونه گیری چند مرحله ای از 10 منطقه آموزش و پروش انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج مربوط به برآورد اعتبار آزمون نشان داد که ضریب آلفا برای فرم الف آزمون، برای سنین 14-6 سال به ترتیب 0.82، 0.83، 0.83، 0.87، 0.86، 0.81، 0.81، 0.80 و ضریب کل 0.85 بود و ضریب آلفا برای فرم ب، برای سنین ذکر شده به ترتیب 0.82، 0.79، 0.85، 0.85، 0.88، 0.80، 0.80 و برای کل آزمون 0.84 حاصل شد. همچنین ضریب همبستگی مربوط به بازآزمایی فرم الف و ب به ترتیب 0.89 و 0.90 است. در کل ضرایب مختلف نشان دهنده اعتبار نسبتا بالای این آزمون می باشد. همبستگی نمرات فرم الف و ب با آزمون ریون به میزان 0.78 و 0.74، و شواهد مربوط به روایی افتراقی حاصل از مطالعه تفاوت بین میانگین نمره های گروههای مختلف سنی، حاکی از افزایش میانگین نمرات آزمودنیها همراه با افزایش رشد آنها در دو فرم الف و ب آزمون بود، که نشانگر روایی مناسب آزمون است. در نهایت با تبدیل نمرات خام به نمرات استاندارد، جداول هنجار برای سنین 14-6 سال ارایه گردید.
مدیریت در هر سازمان به عنوان هسته مرکزی و مغز متفکر آن عمل می کند. این عنصر در واحدهای آموزشی از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و بهبود عملکرد در این زمینه تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که از آن جمله می توان به خودپنداری مدیران اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در مقطع متوسطه شهرستان لنجان بود که بررسی عملکرد در ابعاد پنجگانه نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری، انگیزشی صورت گرفت.
این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و دبیران دبیرستان های شهرستان لنجان تشکیل می دادند. اطلاعات موردنظر در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راجرز برای سنجش میزان خودپنداری مدیران و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عملکرد مدیران بدست آمد و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. ضریب همبستگی،آزمونهای t با دو گروه مستقل، از جمله آزمونهای آماری مورد استفاده بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در تمامی ابعاد پنجگانه موردنظر(نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری و انگیزشی) رابطه وجود دارد. در ضمن این همبستگی در مدیران مرد بیشتر از مدیران زن بود.
در ایران به علت عدم وجود آزمونهای رسمی خواندن، برخی مواقع تشخیص قطعی نارساخوانی و در نتیجه طرح ریزی مناسب درمان با اشکال مواجه می شود. بررسی دقیق تعدادی از آزمونهای معتبرخواندن در دیگر کشورها نه تنها می تواند الگویی جهت طراحی و معیاریابی آزمون خواندن فارسی فراهم آورد، بلکه ایده های مناسبی نیز برای اجرای غیر رسمی برخی آزمونها به متخصصین خواهد داد. در این مقاله سه آزمون معتبر خواندن در کشورهای انگلیسی زبان بررسی و با یکدیگر مقایسه می شوند. «آزمون تحلیل توانایی خواندن نیل» مرکب از متن های خواندن و خرده آزمونهای تکمیلی است که برای کودکان 6 تا 13 ساله فراهم شده است. در این آزمون با استفاده از امتیازات آزمودنی در متن های خواندن، سن خواندن آزمودنی از لحاظ دقت خواندن، سرعت خواندن، و درک مطلب به سال و ماه تعیین می شود. با این آزمون علاوه بر سطح خواندن، وضعیت املا، تمییز شنیداری، تناظر نویسه واج و تا حدودی آگاهی واجی بررسی می شود. «آزمون تحلیل مشکلات خواندن دورل» برای کودکان پیش دبستانی تا کلاس ششم طراحی شده است. در این آزمون، برخلاف آزمون نیل به جای سن خواندن سطح کلامی آزمودنی مشخص خواهد شد. این آزمون مرکب از خرده آزمونهای متنوعی است که با استفاده از آنها می توان به خوبی ویژگیهای خواندن و برخی مولفه های مربوط به آن را در آزمودنی بررسی و تحلیل کرد. «آزمون خواندن معیار» شامل متن های هنجار و مجموعه ای از خرده آزمونهای مختلف است. با این آزمون خواندن، املا، تمییز شنیداری، رونویسی، تمییز بینایی و جهت یابی آزمودنی بررسی می شود و با استفاده از خرده آزمونی تحت عنوان بازشناسی کلمه، توانایی کودک در خواندن انواع کلمات به صورت دقیق تحلیل می شود. در هر یک از آزمونهای فوق به برخی از زمینه های مرتبط با خواندن بیشتر توجه شده و ارزیابی موارد دیگر نادیده گرفته شده است. اما از آنجا که هنوز در مبحث سبب شناسی علت دقیق نارساخوانی رشدی مشخص نشده است چنین سوگیری می تواند منجر به یک ارزیابی ناکامل گردد. بنابراین به متخصصین و درمانگران توصیه می شود که به ارزیابی کامل و همه جانبه مراجع خود بپردازند و در صورت نیاز با الهام از خرده آزمونهای تست های فوق، تکلیف خاص و مورد نظر برای مراجع خود را طراحی نمایند.
"پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی، اعتبار، روایی و هنجاریابی پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ در جامعه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار انجام شده است. سوال های این پژوهش عبارت بودند از: آیا پرسشنامه سبکهای تفکر در جامعه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار از اعتبار کافی برخوردار است? آیا پرسشنامه سبکهای تفکر در جامعه دانشجویان دانشگاه ...
این پژوهش با هدف انطباق و استاندارد سازی آزمون هوشی ویلیامز برای افراد دچار آسیب بینایی بر روی نمونه ای با حجم 439 دانش آموز (221 پسر و 218 دختر) شهرهای تهران و مشهد از 7 5;(پنج سال و هفت ماه) تا 6 15; (پانزده سال و شش ماه) اجرا گردید. این آزمون مشتمل بر آزمون واژگان(رهنمون) و آزمون اصلی است. همسانی درونی آزمون اصلی و رهنمون با استفاده از فرمول 20 کودر- ریچاردسون، به تفکیک گروههای سنی، برآورد گردید. دامنه ضرایب همسانی درونی آزمون اصلی 94% تا 87% (میانگین 91%) بود. ثبات زمانی آزمونها با استفاده از روش آزمون- بازآزمون مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور از بین کل نمونه هنجاری تعداد 70نفر به طور تصادفی انتخاب و مجددا توسط همان آزمونگران، آزمون شدند. فاصله بین دو اجرای آزمون 3 تا 4 ماه بود. ضریب همبستگی بین دو بار اجرای آزمون اصلی 0.88 و آزمون رهنمون 0.87 بود. اندازه ضرایب نشان دهنده این است که آزمونها از ثبات زمانی قابل قبولی برخوردارند و خطای نمونه برداری زمانی آنها اندک است.روایی محتوایی، ملاکی و سازه آزمون اصلی با استفاده از روشهای مناسب مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحلیلها حاکی است که این آزمون یک ابزار روا در سنجش هوش کلی افراد نابینا و نیمه بینا است. جداول هنجاری برای نمرات خام آزمون اصلی و رهنمون در 20 گروه سنی به فاصله 6 ماه از یکدیگر (از 7;5 تا 6;15 ) تهیه گردید. علاوه بر این معادلهای سنی متناظر با نمرات خام آزمون اصلی محاسبه گردید. به طور خلاصه نتایج حاصل از بررسی ویژگیهای روان سنجی آزمون حاکی از معتبر و روا بودن استنباطهای حاصل از نمرات آن است و کاربران می توانند با اطمینان خاطر از آن استفاده کنند