فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
"
این پژوهش به منظور مقایسه بازخورد ورزشکاران دانشآموز و دانشجو و مربیان نسبت به روانشناسی ورزش اجرا شد. 100 مربی، 100 ورزشکار دانشجو و 100 ورزشکار دانشآموز با روش نمونهگیری تصادفی و به نسبت مساوی از هر دو جنس انتخاب شدند. همه آزمودنیها پرسشنامه بازخورد نسبت به روانشناسی ورزش مارتین و دیگران (1997) را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با آزمون t و تحلیل واریانس یکراهه نشان داد که بازخورد مربیان و دانشجویان هر دو جنس در مقایسه با دانشآموزان نسبت به روانشناسی ورزش مثبتتر بود و زنان و مردان با سابقه ورزشی کمتر بازخورد منفیتری نسبت به روانشناس ورزشی داشتند. بر مبنای نتایج حاصل پیشنهادهای کاربردی ارائه شدند.
"
ضرورت آموزش عمومی
اثر بخشی روان درمانی مثبت گرای گروهی بر کاهش افسردگی، استرس و اضطراب مرگ افرادمبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت گرای گروهی برکاهش افسردگی، استرس و اضطراب مرگ افراد مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی انجام شد. روش کار: این پژوهش مقطعی در سال 1395بر روی32 نفر بیمار مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی در دو گروه آزمون و شاهد انجام شد. بیماران گروه مداخله درجلسات گروه آزمون تحت درمان مثبت گرای گروهی، یک بار در هفته به مدت یک ماه و نیم قرار گرفتند. در ابتدای درمان فرم های سنجش DASS-21 و اضطراب مرگ تمپلر به عنوان پیش آزمون و درپایان جلسه ششم به عنوان پس آزمون تکمیل شد. نتایج توسط نرم افزار SPSS نسخه ی 21 و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس، خی دو و تی مستقل و تی زوجی تحلیل شد. یافته ها: مقایسه میانگین متغیرهای افسردگی، استرس و اضطراب مرگ در دو گروه نشان داد که تفاوت آماری معنی دار بین دوگروه روان درمانی مثبت گرا و شاهد وجوددارد (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش روان درمانی مثبت گرای گروهی را برکاهش افسردگی، استرس و اضطراب مرگ افراد مبتلابه سرطان تحت شیمی درمان موثر نشان می دهد. فراهم نمودن تمهیدات لازم از سوی مدیران ارشد و پزشکان آنکولوژیست در به کارگیری روان درمانی مثبت گرای گروهی به منظورکاهش افسردگی، استرس و اضطراب مرگ افراد مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی توصیه می گردد.
بررسی رابطه ابعاد خودپنداره با سلامت عمومی و معرفه های آن در دانشجویان دانشگاه شیراز
حوزههای تخصصی:
انسان نیز مانند حیوانات آزمایشگاهی به بسیاری از داروها مانند الکل، کوکائین و اپیات ها وابسته می شود. با وجود این، علت وابستگی به این داروها کاملا شناخته نشده است. برخی از داروها و یا تحریک برخی از نواحی مغز موجب بروز پاداش می شوند که پاسخ به محرکی است که سبب احساس لذت می شود. به نظر می رسد که سروتونین در هیپوتالاموس، انکفالین ها و گابا (GABA) در ناحیه تگمنتوم شکمی و هسته اکومبنس و نورآدرنالین (رهایی نورآدرنالین در هیپوکامپ از فیبرهای عصبی است که از لوکوس سرلئوس منشا می گیرند) در بیولوژی پاداش دخالت دارند، ولی مسیر نهایی در این فرآیند، سیستم دوپامینرژیک است. عمل داروها بر مکانیسم پاداش، لذت را القا می کند که تقویت (reinforcement) نامیده می شود. اثر تقویتی داروها، تقویت کردن حسی است که موجب تکرار مصرف دارو می شود. تقویت، سبب تحمل و وابستگی به دارو می شود. الکل، کوکائین، مرفین و آمفتامین دارای خواص تقویت کنندگی می باشند. مدل های حیوانی که به منظور مطالعه وابستگی به داروها مورد استفاده قرار گرفته اند، عبارت اند از: خود - تجویزی (self-administration)، خود – تحریکی (Self-stimulation) و ترجیح مکان شرطی شده (conditioned place preference). به علاوه، رفتار پرشی، مدلی برای مطالعه وابستگی به داروهای اپیوئیدی می باشد.
نقش فراشناخت و حل مسأله در پیش بینی بهزیستی روان شناختیدر دانش آموزان دختر و پسر شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تعلیم و تربیت فراشناخت به معنی آگاهی فرد از فرایندهای شناختی اش و ارزیابی و نظارت بر تفکر خویش به هنگام حل مسأله است. فراشناخت به عنوان راهبردهای برنامه ریزی و تغییر شناخت رابطه ی نزدیکی با حل مسأله دارد (نپتریچ و دیگروت، 1990) . تعریف گوناگونی از حل مسأله ارائه شده است که یکی از آنها از هپنر ( 1987) است. او حل مسأله را مجموعه واکنش های رفتاری، شناختی و هیجانی فرد می داند که در هنگام برخورد با مسائل روزانه و به منظور سازگاری با کنش های درونی و بیرونی بروز می کنند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین مؤلفه های فراشناخت و ابعاد حل مسأله با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان بود . به این منظور، از بین جامعه آماری دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان شهر اصفهان، تعداد 97 دانش آموز (50 دختر و 47 پسر ) با دامنه سنی 14 تا 18 سال به روش تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه فراشناخت حالت دانش آموزان (اونیل و عابدی، 1996)، پرسش نامه حل مسأله هپنر و پترسون (1982) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) را تکمیل نمودند. تحلیل یافته ها نشان داد که مؤلفه های فراشناختی رابطه مثبت و معنادار (در دخترها: 47 / 0 = r ، 001 / 0 > P و در پسرها: 49/0 = r ، 001 / 0 > P ) و ابعاد حل مسأله رابطه منفی و معناداری (در دخترها: 72/0- = r ، 001/0 > P و در پسرها 64/0- = r ، 001/0 > P ) با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دارد. تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان می دهد که از بین مؤلفه های فراشناختی، آگاهی در دختران وخودبازبینی در پسران و از بین مؤلفه های حل مسأله به ترتیب در دخترها اعتماد به حل مسأله و کنترل شخصی و در پسرها سبک گرایش اجتناب، بیشترین توان پیش بینی بهزیستی روانی را داشته است. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد دانش آموزان دختری که در هنگام برخورد با مشکلات و تکالیف یادگیری از فرایند تفکر خویش آگاه بوده و همچنین به توان خود در حل مشکلات اعتماد بیشتری دارند و دانش آموزان پسری که به هنگام برخورد با موضوع یادگیری عملکرد خویش را بازبینی و اصلاح کرده و از سبک اجتنابی کمتر استفاده می کنند، احساس سلامت روان بیشتری داشته و سطح سازگاری بالاتری در برخورد با تکالیف از خود نشان داده اند.
باور به «جهان آخرت اسلامی» تعدیل کننده رابطه «باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه» با «سلامت روان شناختی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش «باور به جهان آخرت عادلانه اسلامی» در رابطه «باور به دنیای ناعادلانه و عادلانه برای خود و دیگران» با «سلامت روان شناختی» اجرا شد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان رشته روان شناسی بودند که از بین آنها 267 نفر انتخاب و به پرسشنامه های باور به جهان آخرت، باور به جهان آخرت عادلانه، باور به دنیای ناعادلانه و عادلانه برای خود و دیگران و بهزیستی روان شناختی پاسخ دادند. نتایج نشان داد بین باور به جهان آخرت و باور به دنیای عادلانه برای دیگران با سلامت روان شناختی ادراک شده رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که باور به جهان آخرت، رابطه باور به دنیای عادلانه برای دیگران را با سلامت روان شناختی ادراک شده تعدیل می نماید.
زمینهیابی شیوه های تقویت کارکرد انجمن اولیاء و مربیان 1(مورد مطالعه: انجمن اولیاء و مربیان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با الهام از مباحث نظری و تجربی استدلال شد که مشارکت والدین در جلسات انجمن تحت تأثیر عواملی چند، در سطح ساختار و عامل است. این پژوهش با روش پیمایش و با انجام دادن مصاحبه های نیمه ساختیافته با والدین و کارشناسان برای شناخت دقیق تر موانع مشارکت اجرا شد و تا حد زیادی ماهیت اکتشافی داشت و همچنین به منظور زمینهیابی راهکارهای پیشنهادی نظرسنجی شد. در بخش مصاحبه های نیمه ساختیافته که شامل نمونه 47 نفری از اولیاء و 21 نفری از مسئولان و مدیران بود، نتایج نشان دهنده تأثیر عملکرد انجمن به لحاظ( شیوه نظرخواهی، نحوه اداره جلسات، اطلاع از زمان برگزاری جلسات، جوّ حاکم بر جلسات و حفظ جانب احترام از سوی اولیای مدرسه، شخص دعوت کننده به جلسات، تعداد جلسات)، نگرش والدین و اعتماد به فعالیت انجمن بر میزان مشارکت والدین است. همچنین افزایش احساس مسئولیت و تمایل کمک به دیگران، لزوم مشارکت در امور جامعه و کاهش یاس اجتماعی در بین اولیاء بر میزان مشارکت تأثیر دارد. در نهایت در بخش نظرسنجی، زمینهیابی راهکارهای متناسب با هر یک از متغیرهای سطح عامل و ساختار، در میان جامعه آماری انجام شد که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای در سه دوره تحصیلی با حجم نمونه 240 نفر در شهرهای مشهد، درگز، نیشابور، تبادکان و کوهسرخ انتخاب شدند که فعالان انجمن، اولیاء غیر فعال و کمی فعال، مدیران و مربیان را شامل بود.
"بدآموزی های فیلم های سینمایی "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۵ شماره ۸۴
حوزههای تخصصی:
بررسی نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت: بحثی در فلسفه آموزش و پرورش اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه اخلاق با عقلانیت برای دست اندرکاران آموزش و پرورش و بخصوص آموزش و پرورش اخلاقی حائز اهمیت ویژه است. بر همین اساس لازم است نظریه های اخلاقی با رجوع به معیار عقلانیت مورد ارزیابی قرار گیرند، زیر فقط آن دسته از نظریه های اخلاقی می توانند مبنایی برای آموزش و پرورش اخلاقی دانسته شوند که اخلاق را امری عقلانی دانسته و گزاره های اخلاقی را واجد بار شناختی بدانند. در این نوشتار نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت بررسی شده و با توضیح و تبیین تردیدها و ایرادهایی که در مورد عقلانی دانستن نظریه های خودگرا مطرح هستند، با بیان توجیهاتی منطقی درخصوص دفاع از عقلانیت این نظریه پیشنهادهایی برای رفع مشکلات و تردیدهای مطرح شده ارائه می گردد و نهایتابا طرح قرائتی از خودگرایی اخلاقی که نه در مقابل نوع گرایی بلکه مصداقی از آن است از عقلانیت نظریه خودگرایی اخلاقی حمایت می شود. بر این اساس، این نظریه اخلاقی می تواند مبنایی برای ساخت نظریه ها در باب آموزش و پرورش اخلاقی به حساب آید.
مقایسه مولفه های خلاقیت بین دانش آموزان راست دست، چپ دست و دوسوتوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جانبی شدن مغز با کارکردهای شناختی در ارتباط است. لذا انتظار می رود که دست برتری به عنوان یکی از نتایج جانبی شدن با عملکرد شناخت خلاق در ارتباط باشد. هدف: این پژوهش به منظور مقایسه مؤلفه های خلاقیت بین دانش آموزان راست دست، چپ دست و دوسو توان انجام شد. روش: در این مطالعه علی- مقایسه ای، جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهرستان لامرد و مهر در نیم سال دوم سال تحصیلی 1393-1392 می باشند. برای انتخاب گروه های هدف از دو شیوه نمونه گیری استفاده شد. گروه راست دست ها 40 دانش آموز به شیوه تصادفی چندمرحله ای و گروه چپ دست ها و دوسو توان ها هرکدام جداگانه 40 دانش آموز به شیوه در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها در این پژوهش به دو پرسشنامه ادینبورگ و خلاقیت پاسخ دادند. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل مانوا بر روی میانگین نمره های خلاقیت و مؤلفه های آن در دانش آموزان نشان داد که میانگین خلاقیت و مؤلفه های سیالی و ابتکار دانش آموزان راست دست به طور معناداری پایین تر از دانش آموزان چپ دست است و همچنین میانگین خلاقیت و مؤلفه های سیالی، ابتکار و انعطاف پذیری دانش آموزان راست دست به طور معناداری پایین تر از دانش آموزان دوسو توان است. نتیجه گیری: خلاقیت و مؤلفه های آن در افراد دوسو توان و چپ دست نسبت به راست دست ها بالاتر است، لذا می توان گفت که تحریک نیمکره راست و تعامل بیشتر دو نیمکره در خلاقیت افراد تأثیرگذارند.
بازنگری استرسورهای روانی - اجتماعی و محیطی محور چهار DSM - IV - TR در دانشجویان دانشگاه های اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نقش استرس در شروع و تشدید اختلالات روانی، سال هاست که هدف بسیاری از تحقیقات بوده است. از این رو محور چهار DSM-IV-TR به این نوع حوادث، اختصاص داده شده است. با این وجود، مسائل ذکر شده در این محور، اولاً بسیار کلی است، ثانیاً ممکن است قابل تعمیم به تمام فرهن گها نباشد. در این تحقیق به روش نمونه گیری تصادفی ساده، پرسش نامه ادراک حوادث استرس آور در میان گروهی از دانشجویان دانشگاه های شهرستان اهواز، توزیع شد. بعد از جمع آوری داده ها، با استفاده از آزمون تحلیل عوامل به روش چرخش واریماکس، عواملی که در جامعه دانشجویان ایرانی( دانشجویان دانشگاه های شهرستان اهواز) وجود دارند، پیدا شدند. نتیجه تحلیل عاملی نشان داد که در جامعه دانشجویان ایرانی، علاوه بر عوامل ذکر شده در محور چهار DSM-IV-TR عوامل استرس آور دیگری از جمله مسائل مربوط به شکل ظاهری، مسائل مربوط به رسیدن به اهداف مطلوب، مسائل مربوط به سربازی، مسائل مربوط به حاملگی، مسائل مربوط به تصادفات رانندگی نیز وجود دارد.
"
پیش بینی بلوغ شغلی بر اساس سبک های هویت و دین داری در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک های هویت و دین داری با بلوغ شغلی در میان دانشجویان بود. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علّامه طباطبائی در سال تحصیلی 93-92 انتخاب شدند و به سه پرسش نامه سبک های هویت (ISI-6G) برزونسکی (1998)، عمل به باورهای دینی (معبد) گلزاری (1379) و بلوغ شغلی ساویکاس و پرفلی (2011) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که بین سبک های هویت و دین داری، با بلوغ شغلی در سطح 01/0p< رابطه مثبت معنادار وجود دارد. تعهد هویت پیش بینی کننده اصلی (به صورت مثبت) و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی پیش بینی کننده (به صورت منفی) برای بلوغ شغلی است. دین داری در بعد انجام واجبات، بلوغ شغلی را پیش بینی می کند. علاوه بر این، سبک هویت هنجاری و تعهد هویت، سهم بالایی در پیش بینی دین داری و ابعاد آن به صورت مثبت دارند. از یافته های این تحقیق می توان راهبردهایی جهت غنابخشی به وضعیت هویتی جوانان از طریق تعمیق باورهای دینی و نیز آموزش و کمک به ارتقای سطح بلوغ شغلی آنان استخراج نمود.
کارکرد خانواده و جهت گیری مذهبی؛ ارائه الگوهای نگرش به ارتباط پیش از ازدواج و پیامدهای آن در دانشجویان دارای ارتباط و بدون ارتباط با جنس مخالف(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگوی ارتباط پیش از ازدواج و پیامدهای آن، در رابطه با نقش کارکرد خانواده و جهت گیری مذهبی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال 90 می باشد. بدین منظور، 500 دانشجو انتخاب و مقیاس های جهت گیری مذهبی آلپورت، کارکرد خانواده اولسون، نگرش به ارتباط پیش از ازدواج کردلو و پیامد های ارتباط قبل از ازدواج را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر در راستای پیش بینی نگرش به ارتباط پیش از ازدواج، با ارتباط و بدون ارتباط با جنس مخالف نشان داد که پیوستگی اعضای خانواده به طور غیرمستقیم، از طریق کاهش جهت گیری بیرونی مذهبی و به طور مستقیم، از طریق افزایش جهت گیری درونی مذهبی، پیش بینی کننده نگرش منفی به ارتباط پیش از ازدواج است و به طور غیرمستقیم تنها از طریق افزایش جهت گیری مذهبی درونی، پیش بینی کننده نگرش مثبت به ارتباط پیش از ازدواج است. همچنین نتایج تحلیل مسیر در راستای پیش بینی پیامد های ارتباط پیش از ازدواج در دانشجویان دارای ارتباط با جنس مخالف، نشان داد پیوستگی اعضای خانواده به طور غیرمستقیم از طریق کاهش جهت گیری بیرونی مذهبی، پیش بینی کننده نمره بالا در ارتباط اضطرابی و نمره پایین در ارتباط با خداست. همچنین پیوستگی اعضای خانواده تنها به طور غیرمستقیم از طریق افزایش جهت گیری مذهبی درونی، پیش بینی کننده اضطراب ناشی از ارتباط پیش از ازدواج است. نتایج پژوهش نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی موجب افزایش اضطراب ناشی از ارتباط با جنس مخالف می گردد. ماهیت این دو نوع اضطراب در اینجا مورد بحث قرار می گیرد.
مقایسة اثر دو روش خودالگودهی و نمایش ویدئویی مدل ماهر بر اکتساب و یادگیری مهارت سرویس والیبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف مقایسة تاثیر دو روش خودالگودهی و نمایش ویدئویی فرد ماهر بر یادگیری مهارت سرویس والیبال انجام شد. آزمودنی ها 30 نفر از دانش آموزان مبتدی پسر 14-12 سال بودند که سابقة بازی والیبال نداشتند و پس از انجام پیش آزمون به دو گروه همسان تقسیم شدند. گروه خودالگودهی (15 نفر) شیوة اجرای خود در تکلیف ملاک را و گروه نمایش ویدئویی فرد ماهر (15 نفر) اجرای مهارت را توسط یک فرد ماهر از طریق فیلم ویدئویی تماشا می کردند. هر دو گروه آموزش کلامی نیز دریافت می کردند. مدت دوره 4 هفته، هر هفته 3 جلسه بود. در پایان جلسة دوازدهم آزمون اکتساب و ده روز بعد آزمون یادداری به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از آزمون ها t همبسته و t مستقل استفاده شد. سطح معنی داری آلفای 05/0 نیز در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه در اکتساب و یادداری مهارت ملاک پیشرفت معنی داری داشتند. دو گروه تفاوت معنی داری در آزمون اکتساب با هم نشان ندادند، اما در یادداری تکلیف ، گروه نمایش ویدئویی فرد ماهر برتری معنی داری بر گروه خودالگودهی داشت. به نظر می رسد نمایش ویدئویی فرد ماهر به یادگیری بهتر در سرویس والیبال منجر می شود .
بررسی مقایسه ای نحوه ی مراجعه به مطب روان پزشکی در تهران و یک شهرستان با تجربه ی جدید یک روان پزشک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی و تحلیلی است که به منظور بررسی و شناخت مسیر مراجعه به روان پزشک در شهرستانی با تجربه جدید یک روان پزشک در مقایسه با تهران صورت گرفته است. متغیرهای مورد مطالعه شامل مشخصات جمعیت شناختی مراجعان، منبع ارجاع، محل مراجعه قبلی، استفاده از درمان های سنتی، محلی و نیز زمان بین بروز مشکل با نشانه بیماری تا نخستین مراجعه به روان پزشکی بوده است.
موارد و روش تحقیق: ابتدا از طریق نمونه گیری تصادفی تعداد هزار نفر مراجعه کننده بار اول به اولین و تنها مطب روان پزشکی در یکی از شهرستان های استان کرمان به نام سیرجان با جمعیتی بالغ بر یک صد و بیست هزار نفر در سال اول افتتاح مطب و سپس هزار نفر دیگر در طی یک سال بعد انتخاب شدند. در تهران نیز با همین روش تعداد پانصد مراجعه کننده جدید برای سال اول تاسیس مطب و تعداد پانصد نفر دیگر نیز برای سال دوم انتخاب شدند. بعد از ارزیابی پرونده های تمامی مراجعان، متغیرهای پژوهش با استفاده از نرم افزار مربوطه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: بیش ترین منبع ارجاع به روان پزشک در هر چهار سال مورد ارزیابی، بستگان و آشنایان مراجعه کنندگان بودند. پزشکان عمومی نقش کمی در ارجاع بیماران به روان پزشک داشتند. در شهرستان سیرجان در طی سال دوم به تدریج میزان ارجاع از طرف متخصصان، پرسنل بهداشتی درمانی و مراکز غیرپزشکی با تفاوت معنادار آماری افزایش یافت. با این حال در تهران تفاوت بین منابع ارجاع در سال اول و دوم معنادار نبود.
به ترتیب 33.4% و 8.6% آنها به مطب سیرجان و تهران حداقل یک بار در طول عمر خود به درمان گر محلی مراجعه کرده بودند که از نظر آماری تفاوت معناداری داشت.
بحث و نتیجه گیری: تغییرات یاد شده در متغیرهای مورد ارزیابی و مقایسه آماری آن در دو شهرستان مورد مطالعه علاوه بر نشان دادن مشخصات جمعیت شناختی و سطح آگاهی مردم در خصوص چگونگی استفاده از خدمات بهداشت روانی می تواند نشان دهنده نقش مداخله های گوناگون آموزشی در سطح کلی جامعه نیز در سطوح مختلف درمانی برای پزشکان و پرسنل بهداشتی و درمانی دیگر جهت تشخیص صحیح مشکل و ارجاع به موقع بیماران به روان پزشک باشد و بر آن تاکید ورزد.