هدف از پژوهش حاضرتعیین نقش باور به دنیای عادلانه در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان دختر بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 368 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه سیستان و بلوچستان زاهدان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های باور به دنیای عادلانه(BJWS) و رضایت از زندگی SWLS)) جمع آوری و در تحلیل آماری از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین بعد باور به دنیای ناعادلانه با رضایت از زندگی رابطه معکوس و معنی داری و بین باور به دنیای عادلانه عمومی، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و باور به دنیای عادلانه برای خود، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت از زندگی نشان داد که در گام اول متغیر باورهای دنیای عادلانه برای خودبه تنهایی 19/0 و در گام دوم باورهای دنیای عادلانه برای خود و باورهای دنیای ناعادلانه روی هم 21/0، متغیر رضایت از زندگی را پیش بینی می کنند. بنابراین باور به دنیای عادلانه موجب کاهش حالات هیجانی منفی و تجربه های هیجانی مثبت بیشتر می شود و در کل چنین باوری رضایت بالا از زندگی را در پی خواهد داشت.\nهدف از پژوهش حاضرتعیین نقش باور به دنیای عادلانه در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان دختر بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 368 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه سیستان و بلوچستان زاهدان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های باور به دنیای عادلانه(BJWS) و رضایت از زندگی SWLS)) جمع آوری و در تحلیل آماری از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین بعد باور به دنیای ناعادلانه با رضایت از زندگی رابطه معکوس و معنی داری و بین باور به دنیای عادلانه عمومی، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و باور به دنیای عادلانه برای خود، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت از زندگی نشان داد که در گام اول متغیر باورهای دنیای عادلانه برای خودبه تنهایی 19/0 و در گام دوم باورهای دنیای عادلانه برای خود و باورهای دنیای ناعادلانه روی هم 21/0، متغیر رضایت از زندگی را پیش بینی می کنند. بنابراین باور به دنیای عادلانه موجب کاهش حالات هیجانی منفی و تجربه های هیجانی مثبت بیشتر می شود و در کل چنین باوری رضایت بالا از زندگی را در پی خواهد داشت.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تاب آوری و نشاط ذهنی با استعداد اعتیاد بود. روش: روش تحقیق همبستگی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد لردگان بود که تعداد 172 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به پرسش نامه های تاب آوری، نشاط ذهنی موقعیتی و سنجش استعداد اعتیاد پاسخ دادند. یافته ها: براساس نتایج، تاب آوری و نشاط ذهنی با استعداد اعتیاد دانشجویان رابطه منفی نشان دادند. همچنین نشاط ذهنی و تاب آوری قدرت پیش بینی استعداد اعتیاد را داشتند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که تاب آوری و نشاط ذهنی یکی از عوامل موثر در ایجاد آمادگی در افراد برای مصرف مواد مخدر می باشند.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و مقایسه هم نوسانی امواج مغز و تقارن نیمکره های مغز در افراد مبتلا به ناگویی هیجانی و افراد غیرمبتلا بود. بیست و چهار داوطلب (14 بیمار مبتلا به ناگویی هیجانی و 10 داوطلب سالم) در این پژوهش شرکت کردند. میزان ناگویی هیجانی شرکت کنندگان در این پژوهش بر اساس نمره آنها در مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20) اندازه گیری شد. هم نوسانی و عدم تقارن بین نیمکره ها در دو گروه شرکت کنندگان با استفاده از الکتروآنسفالوگرافی کمی (qEEG) سنجیده شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان هم نوسانی و عدم تقارن بین نیمکره ها در دو گروه به صورت معنادار متفاوت است. کمترین میزان هم نوسانی برای گروه بیماران مبتلا به ناگویی هیجانی در باند فرکانسی تتا (7-5/3 هرتز) و در ناحیه پس سری به دست آمد. بیشترین میزان عدم تقارن بین نیمکره ها برای گروه مبتلا به ناگویی هیجانی در باند فرکانسی تتا و آلفا، در نواحی پس سری (7-5/3 هرتز) و در باند فرکانسی تتا در ناحیه مرکزی (12-8 هرتز) مشاهده شد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که نقص در کلامی سازی هیجان ها و رویکرد غیراحساسی در برابر محرک ها در بیماران مبتلا به ناگویی هیجانی با توجه به هم نوسانی امواج مغز و تقارن نیمکره های مغز قابل تبیین است.
زمینه : هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان رضایت از زندگی دانش آموزان با اختلالات بینایی و بدون اختلالات بینایی بود.
روش : نمونه پژوهش 120 (56 پسر و 64 دختر) دانش آموز مدارس تلفیقی مقطع راهنمایی و دبیرستان در سال تحصیلی 90-91 در شهر شیراز بود، که 60 دانش آموز با اختلال بینایی و 60 دانش آموز بدون اختلال بینایی را شامل می شد. به منظور گردآوری اطلاعات از مقیاس چندگانه رضایت از زندگی (هیوبنر، 2001) استفاده گردید. پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ، و روایی آن از طریق همبستگی مؤلفه های پرسشنامه با یکدیگر و نمره کل به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با محاسبه t-test مستقل صورت گرفت.
یافته ها : نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که دو گروه دانش آموزان با اختلالات بینایی و بدون اختلالات بینایی در هیچ یک از مؤلفه های رضایت از زندگی (خانواده، دوستان، مدرسه، محل زندگی و خود) و کل رضایت از زندگی تفاوت معناداری ندارند. یافته ها همچنین نشان داد که میزان رضایت از زندگی در دو جنس یکسان است.
هدف: تحقیق حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی، شادکامی و عزت نفس دختران ناشنوای ورزشکار و غیرورزشکار شهر تهران انجام گرفت. روش: نوع تحقیق، علی- مقایسه ای و به روش میدانی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانش آموزان ناشنوای دختر مقطع متوسطه شهر تهران تشکیل می دادند. نمونه تحقیق شامل 51 دانش آموز ناشنوای ورزشکار و 52 دانش آموز ناشنوای غیرورزشکار بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از مدارس شهر تهران انتخاب شدند. برای ابزار تحقیق از پرسش نامه ویژگی های فردی، پرسش نامه کیفیت زندگی، پرسش نامه شادکامی آکسفورد و پرسش نامه عزت نفس کوپراسمیت استفاده شد. یافته ها: نتایج با استفاده از آزمون های کلموگروف اسمیرنوف، t تک نمونه ای و t مستقل نشان داد که بین کیفیت زندگی، شادکامی و عزت نفس دختران ناشنوای ورزشکار مقطع متوسطه شهر تهران با دختران ناشنوای غیرورزشکار مقطع متوسطه شهر تهران تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری:این مطالعه نشان داد که میانگین نمره های کیفیت زندگی، شادکامی و عزت نفس دختران ناشنوایی که ورزشکار هستند، در مقایسه با دختران ناشنوای غیر ورزشکار بیشتر است و این امر بیانگر تأثیر ورزش و فعالیت های بدنی منظم در کیفیت زندگی، شادکامی و عزت نفس دختران ناشنوا است. بنابراین انجام ورزش مستمر برای این دانش آموزان توصیه می شود.
پژوهش حاضر به شناسایی فرآیندها و راهبردها و تدوین الگوی تنظیم هیجان مبتنی بر الگوی رشدنگر خود تنظیمی در کودکان 4 تا 12 ساله پرداخته است. نمونه شامل 108 کودک در شهر تهران بوده است. شرکت کنندگان در پژوهش یا پس از تجربه موقعیت واقعی ایجاد کننده هیجان یا پس از در معرض قرار گرفتن سناریوهایی با مضمون چهار هیجان غم، عصبانیت، ترس و درد، مورد مصاحبه تنظیم هیجان ( ERI) و مشاهده قرار می گرفتند. داده ها مطابق روش های کیفی و تحت نظر متخصصان کدگذاری و تحلیل شد و سپس الگویابی سنی انجام شد. یافته ها نشان داد که تنظیم هیجان طبق الگوی خود تنظیمی رشدنگر از مسیر تنظیم برون ارگانیسمی شامل تغییر موقعیت، تغییر توجه، تعدیل ادراک، تغییر پاسخ (برون داد و پاسخ) به سمت درون ارگانیسمی شامل درخواست حمایت و تغییر شناختی (پردازش تجربه) می گذرد و استقرار می یابد. چنین یافته هایی راهگشای انسجام بخشی در حوزه نظریه پردازی های خود تنظیمی و کارکردهای اجرایی است.
مقدمه: اضطراب و افسردگی غالبا بصورت اختلالات همبود در سالمندان خود را نشان می دهند و با پیامدهای منفی در سلامت جسمی و روانی سالمندان و همچنین پاسخ ضعیف تر به درمان های دارویی و روانشناختی مرتبط هستند. پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل ساختاری عواطف مثبت و منفی با اضطراب و افسردگی سالمندان با نقش میانجی دشواری در نظم جویی هیجانی طرح ریزی و اجرا شد.
روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 173 سالمند از بین جمعیت سالمندان شهرستان مینودشت انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش پرسشنامه های دشواری در نظم جویی هیجان، عاطفه مثبت و منفی و اضطراب و افسردگی را تکمیل کردند. به منظور آزمون الگوی اثرات مستقیم و غیرمستقیم از تحلیل مسیر استفاده گردید.
یافته ها: یافته ها نشان داد داده ها برازش مناسبی با مدل دارد. اثر مستقیم عاطفه مثبت بر افسردگی و اثر مستقیم عاطفه منفی بر اضطراب معنادار بود. تاثیر غیرمستقیم عاطفه مثبت بر اضطراب و افسردگی از طریق دشواری در نظم جویی هیجان معنادار بود. اثر غیرمستقیم عاطفه منفی بر اضطراب و افسردگی از طریق دشواری در نظم جویی هیجان نیز معنادار بود. همچنین تاثیر مستقیم عاطفه منفی بر افسردگی معنادار نبود. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهد که اثر مستقیم عاطفه مثبت بر افسردگی در مقایسه با سایر متغیرها شدت بیشتری دارد. درنهایت 57 درصد واریانس افسردگی و 53 درصد واریانس اضطراب در این مدل توسط متغیرهای دشواری در نظم جویی هیجان، عاطفه مثبت و عاطفه منفی تبیین می شود. عاطفه مثبت، عاطفه منفی و دشواری در نظم جویی هیجان بطور معناداری می توانند اضطراب و افسردگی در سالمندان را پیش بینی نمایند.
نتیجه گیری: در مداخلات درمانی یا پیشگیری از اضطراب و افسردگی در سالمندان سبک عاطفی و همچنین دشواری در نظم جویی هیجان باید مورد توجه قرار گیرد. تلویحات نظری یافته ها مورد بحث قرار گرفته است.
هدف از انجام این مطالعه تبیین نقش واسطه گری بهزیستی روان شناختی در رابطه ی بین هوش معنوی و شادکامی بود. در این مطالعه 258 (170 دانشجوی مذکر و 88 دانشجوی مؤنث) دانشجوی کارشناسی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد مرودشت در سال 93-92 انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه هوش معنوی، مقیاس شادکامی آکسفورد و سیاهه بهزیستی روانشناختی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر از اثر واسطه ای کامل بهزیستی روان شناختی در رابطه ی بین هوش معنوی و شادکامی حمایت کرد. در این مقاله، دلالت های این یافته مورد بحث قرار گرفته است