تمام فرهنگها واژه "رومی" را صفت نسبی تلقی و معنا کرده اند. نوشتار حاضر می کوشد تا با توجه به بیتی از طاهربن فضل چغانی و مطلبی کوتاه از تحفه حکیم مومن ، همچنین بهره گیری از گویشهای محلی خراسان و سایر منابع آن را به عنوان آلیاژی از آلیاژهای مس و روی ، مس و قلع یا مس و سرب (که در فرهنگها نیامده است) مورد بررسی قرار دهد. برای اثبات این موضوع ، واژه "برنج" در منابع گوناگون جستجو و انواع آن ذکر شده است تا بتوان اثبات کرد که "رومی" همان آلیاژ زرد رنگ و طلایی برنج است.
فردوسی براساس منابع مکتوب و شفاهی موجود، شاهنامه را سرود تا عقاید و فرهنگ ایرانیان باستان را برای آیندگان گزارش کند. گرچه منابع مذکور کمابیش بازگوکننده فرهنگ ایران باستان و باورهای مزداپرستی بوده اند، اما اثبات گزارش بی طرفانه مواضع دینی ایرانیان باستان توسط فردوسی نیاز به بررسی دارد. در این مقاله گزارش فردوسی از نظرگاه مزداپرستان دربارة هفت دین (بت پرستی، دین مانی، دین مزدک، دین زرتشتی، یهودیت، مسیحیت و اسلام) با مواضع خود متون پهلوی و اوستا سنجیده می شود و ویژگی های هرکدام به تفکیک بیان می گردد. براساس یافته این جستار، آنچه سراینده نامه باستان به نگاه مزداپرستان دربارة بت پرستی و دین مزدک نسبت داده، با متون مزدایی مطابقت کامل دارد، ولی آنچه که حکیم توس درباره مواضع مزداپرستان درباره اسلام گزارش کرده، از این متون سرچشمه نگرفته است. بقیه ادیان نیز در طیفی میان این دو قرار می گیرند
رابطه جامعه و ادبیات، یکی از موضوعاتی است که در تحقیقات ادبی به آن پرداخته می شود. رابطه سنّت و مدرنیته به عنوان یک مسئله اجتماعی، در آثار ادبی نیز بازتاب یافته است. نمایش عناصر این دو (با تکیه بر نظریات «آنتونی گیدنز») در رمان «همسایه ها»، تبیین رابطه عناصر سنّت و مدرنیته و انعکاس نظر نویسندگان درباره این دو، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنّت ها در مدرن ترین جوامع نیز به حضور خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش، بیانگر این نکته است که شاخص های سنّتی فرهنگی و اجتماعی بیشتر از عناصر مدرن در این زمینه ها در داستان دیده می شود؛ به همین دلیل هر چند عناصر اقتصادی و سیاسی بیشتر مدرن هستند، در مجموع مغلوب سنّت ها می شوند و موفّق نمی شوند خود را تثبیت کنند. محمود به بیشتر سنّت ها به ویژه سنن فرهنگی نگاهی منفی دارد؛ امّا از نقد عناصر مدرن نیز غافل نمی شود.