بی گمان حافظ شیرازی از بلندآوازه ترین شاعران زبان فارسی است؛ اما هنوز همه راز و رمزها و علل و عوامل این شهرت و مقبولیّت، با وجود پژوهش های شایسته و فراوان، کشف و بیان نشده است و همچنان پژوهشگرانِ حوزه های مختلف ادبیات و عرفان، به ویژه با روش ها و رویکردهای جدید نقد ادبی و سبک شناسی در این راه می کوشند. در این مقاله، با شیوه ای توصیفی تحلیلی یکی از خلاقیت ها و ظرایف زبانی و معنایی شعر حافظ بررسی می شود و ابعاد و نکته های ناگفته ای از آن کشف و بازنمایی خواهد شد. نگارنده در این پژوهش می کوشد تعبیر و اصطلاح «آن» را در شعر حافظ کاربردشناسی و منظورشناسی کند و با دو رویکرد صورتگرایی و تأویلی، رفتارها، خلاقیت ها و مقاصد شاعر را از کاربرد «آن» بررسی کند. نگارنده ضمن اشاره به کاربردهای «آن» در دستور زبان (ضمیر و صفت اشاره)، بیشتر به مفاهیم اصطلاحی و عرفانی «آن» در زبان عارفان و به ویژه غزلیات حافظ توجه دارد و به طور خلاصه و در حد توان تبیین می کند که چگونه واژه نشان دار «آن» در شعر حافظ می تواند معانی و کارکردهای مختلف هنری و زیباشناختی ای داشته باشد که پیشتر بیان نشده است. از نتایج عمده این پژوهش آن است که واژه «آن» در شعر حافظ به اغراض مختلفی به کار رفته و با هنر ایهام و ابهام، توسع معنایی یافته است؛ درواقع از این راه، ایجاز و انسجام شعر افزایش یافته و به تفخیم و تعظیم معانی کمک شده است.
در ادب فارسی و در تفاسیری از قبیل اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه تفسیر طبری و کشف الاسرار از هشت بهشت سخن به میان آمده است؛ در حالی که در دو روایت جداگانه ای که از ابن عباس نقل شده از هفت بهشت بحث شده است و امام باقر(ع) در کافی، تعداد بهشت ها را چهار بهشت می داند. علاوه بر این آراء گوناگون در زمینه تعداد بهشت ها، اسامی آنها نیز به طور یکسان روایت نشده است؛ لذا در این پژوهش به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزار فیش برداری و بهره گیری از فنّ تحلیل محتوا، به بررسی انواع و اقسام بهشت در قرآن پرداخته شد و مفاهیم و تصاویر ارائه شده درباره آنها با شعر فارسی تا قرن هشتم هجری مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید که بر خلاف تصوّر عمومی که در ادبیّات فارسی نیز منعکس شده است در منبع وحی، از چهار بهشت جنّه العدن، جنّه النعیم، جنّه المأوی و جنّه الفردوس سخن به میان آمده است و دارالسّلام، دارالقرار، علّییین و خلد، القاب این چهار بهشت هستند که به نادرست در اعتقاد عمومی و ادبیّات فارسی جزو اقسام هشت بهشت مطرح گردیده اند.
محمدبن علی بن ابی طالب، مشهور به محمدبن الحنفیه، به طور ناخواسته تبدیل به شخصیت محوری شماری از فرقه های غالیانه و افراطی از تشیع اعتدالی شده است. نخستین این فرقه ها، فرقه ی کیسانیه است. فرقه های بعدی از این فرقه در مسایل عقیدتی الگو گرفته اند. آثار منظوم و منثور متعددی درباره ی سرگذشت داستانی محمد بن حنفیه در دست است که با عنوان کلی جنگ نامه های محمد حنفیه شناخته می شوند. نسخه های خطی این آثار بسیار متأخرند و حتی قراین موجود در متن آن ها نیز از روزگار صفوی فراتر نمی رود. با توجه به این نکته و نیز تحول های فرهنگی عصر صفوی، به گمان پژوهشگران، شکل گیری و رواج این گونه آثار معمولاً در عصر صفوی بوده است. با این حال، در متون تاریخیِ فرقه نگاری و ادبی کهن، شواهد و منقولاتی دیده می شود که پیشینه ی داستان های محمد حنفیه را به چند سده پیش از صفویان می رساند. جستار حاضر در پی بررسی این شواهد و دیرینگی آن ها خواهد بود. به نظر نویسندگان دستاورد فعالیت فرقه های غلات، در پیوند آن ها با فرهنگ و ادبیات عامیانه مشخص می شود.
عنصر زمان عامل سازنده روایت و یکی از اجزای جدایی ناپذیر آن است. احسان عبدالقدوس (1919 – 1990م)، داستان پرداز رمانتیسم در ادبیات نوین عربی، در رمان «ثُقُوبٌ فِی السُّوقِ الأَسوَدِ» تصویری از جامعه آفریقایی را در سال 1960م. ارائه داده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با در نظر گرفتن نظریه زمان روایی ژرار ژنت، در سه مرحله نظم، تداوم و بسامد، به بررسی رمان «ثُقُوبٌ فِی السُّوقِ الأَسوَدِ» پرداخته است. از نتایج پژوهش به دست آمد که 98/19 درصد از رمان با زمان پرشی نقل شده است. روایت در سیر طبیعی خود، در 41 نقطه با گذشته نگری که 85/15 از رمان را دربر دارد و در 44 نقطه با ارجاع به زمان آینده که شامل 13/4 درصد از متن است، نقل شده است. تداوم در این رمان که 259 صفحه و شامل زمان تقویمی 665 روز است، 567/2 روز برای هر صفحه ارزیابی شده است. میانگین شتاب این رمان 02/10 روز برای هر صفحه است که نشانگر ضرباهنگ منفی کل متن است. کارکرد انواع بسامد در این رمان رایج بوده و بسامد مکرر با نقل مکرر 22 رخداد، باعث کند شدن زمان رمان شده است.
بازنمایی جامعه در ادبیات ایران، پس از انقلاب 57، اشکال جدیدتری به خود گرفت. مسئله «تعهد» که از مفاهیم کلیدی انقلاب اسلامی بود، به زودی به شاخصی برای داوری آثار ادبی تبدیل شد، بااین وجود حتی تا به امروز اغلب پاسخ ها به پرسش هایی از قبیل ادبیات در قبال چه چیزی باید تعهد داشته باشد؟ شاعر متعهد کیست؟ و ... چندان شفاف نبوده اند. در این پژوهش، برای واکاوی چیستی «تعهد در ادبیات»، اشعار قیصر امین پور مورد مطالعه قرار گرفته اند. این پژوهش تعهد در ادبیات را در دو وجه عمده ی «تعهد اجتماعی» و «تعهد ادبی» پی گرفته است. رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن میمه سیس است. مطالعه هم زمان اشعار قیصر امین پور و بستر اجتماعی شکل گیری آن ها، این بینش را فراهم آورد تا اشعار این شاعر در سه دوره ی «بودن برای دیگری»، «بودن بدون دیگری» و «بودن کنارِ دیگری» دسته بندی شوند. پس از تحلیل تعهد ادبی و تعهد اجتماعی در هرکدام از این دوره ها، نتیجه گرفته شد که تعهد قیصر امین پور امری پویا و در هر دوره متغیر بوده است، و از همین رو قیصر که از ابتدا شاعری متعهد بوده، توانسته تا انتها شاعری متعهد باقی بماند.
پس از رواج چاپ فیلمنامه داستانی، پاره گفتار (گفت وگو) به عامل مهمی برای انتقال درون مایه و پیشبرد داستان تبدیل شد. اولین نظریة منسجم که با توجه به نظم نشانه های متفاوت درام مقابل گونه های ادبی به بررسی عنصر پاره گفتار (گفت وگو) در آن می پردازد، نظریة معنی شناسی کاربردی یا همان رویکرد گردآوری شدة سطح اول نقش گرای گفتمانی «کر الام» است. کنش گفتاری، واحدی از معنی شناسی کاربردی است و بخشی از بررسی های پاره گفتار فیلمنامة داستانی را تشکیل می دهد. مقالة حاضر قصد دارد با مطالعة کنش های گفتاری در سه فیلمنامة داستانی «روز واقعه»، «عیارنامه» و «طومار شیخ شرزین»، پاسخی برای سؤال اصلی خود مبنی بر چگونگی عملکرد آن در نشانه شناسی گفت-وگونویسی حماسی بیابد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع یکسانی از بیان پنج کنش زبانی «سرل» به صورت کلیتی تکرارشونده در گفت وگوهای این سه اثر وجود دارد. در هر سه اثر، عامل پیش برندة داستانی، دو کنش اعلامی و تعهدی است. نشانة کنش اعلامی در این سه اثر، تمهید زبانی ویژه برای آفرینش معنا و سبک حماسی در فیلمنامه های داستانی است. سه شخصیت اصلی با کنش اعلامی و زمینه سازی همراهی شنوندگان و مخاطبان با خودشان درصدد تغییر جهان خارج و حماسه آفرینی هستند. شخصیت عبدالله (شبلی) در فیلمنامة «روز واقعه»، اعلامی را درباره امام حسین(ع) بیان می کند. شخصیت سها و عیدی (شاگرد شیخ شرزین) در دو فیلمنامة دیگر همراه با شخصیت پهلوان و شیخ شرزین سوگند یاد می کنند. در این سه فیلمنامه کنش های اظهاری، حکمی و بیانی به تمامی، واکنش به کنش اعلامی هستند.
امید و ناامیدی از ویژگی های مهم انسان است که با تنگناها و گشایش های زندگی او نمود می یابد. درباره این دوگانه، نظریه های گوناگونی در عرصه های مختلفی چون فلسفه، اخلاق، روان شناسی، علوم اجتماعی و... وجود دارد. امید و ناامیدی با یکدیگر دیالکتیک دارند و رنج به عنوان نمودی از ناامیدی، بستری برای زایش امید است. این دوگانه دارای دو بعد فردی و اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با یکدیگرند. فرد به مثابه اجتماع است؛ بنابراین امید یا ناامیدی فردی و حتی یأس فلسفی غالباً تحت تأثیر وضعیت اجتماعی است. با توجه به اینکه انسان سوژه اصلی رمان است، می توان بازنمایی امید یا ناامیدی را در رمان بررسید. «یکلیا و تنهایی او» نوشته تقی مدرسی از جمله اولین رمان های تمثیلی پس از کودتای 28 مرداد است که به صورت غیر مستقیم سعی در بازنمایی وضعیت جامعه ایران دارد. جستار حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به تحلیل دوگانه امید و ناامیدی و ساخت های اندیشگانی آن در این اثر می پردازد؛ با این پیش فرض که هرچند ناامیدی گفتمان این رمان است، نوعی امید در بطن آن نهفته است. بنابراین می توان به «یکلیا و تنهایی او» از دریچه امید نیز نگریست و آن را منعکس کننده صرف یأس و شکست ندانست.