فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۹۶۱ تا ۳۹٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
شاعری ممتاز از متقدمین
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب
با بچه های کار
حوزههای تخصصی:
دو [یا چند]لایگی در رمان های تمثیلی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال دهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۹
151-178
حوزههای تخصصی:
چکیده در ادبیات داستانی معاصر رمان هایی هست که زمینه واقعگرایانه دارند؛ اما برخی از عناصر آن ها غیرواقعی است. این رمان ها ضمن شباهت هایی به حکایات تمثیلی، با قصه های تمثیلی در ادبیات کهن فارسی تفاوت های زیادی دارند. ویژگی های ساختاری و موقعیتی متمایزکننده رمان های مذکور آن ها را از دیگر گونه های رمان جدا می کند؛ ازجمله دو[یا چند]لایگی معنایی، شناوری میان واقعیت و غیرواقعیت، تناسب با موقعیت های سیاسی و تاریخی و مانند آن. این ویژگی ها آن قدر هست که بتوان آن ها را در شمار یک زیرگونه ادبی رمان فارسی جای داد. مسأله این پژوهش بررسی عنصر مشترک «دولایگی» است. براین اساس از کاربرد شناسی بهره گرفته شده که به دلیل ویژگی های متناسب با فهم این رمان ها کارآمده بوده است. بنابراین ضمن تحلیل رمان های مذکور با توجه به چهار مولفه زمان، مکان، فرستنده و گیرنده، تأثیر رخدادهای تاریخی-سیاسی در آفرینش این آثار بازگو شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد عنصر مشترک «دولایگی» در رمان های تمثیلی معاصر فارسی که در عین حال ویژگی متمایزکننده آن ها از دیگر گونه های رمان است، ما را بر آن می دارد تا این رمان ها را ذیل یک زیرگونه ادبی قرار دهیم. نیز این گونه از رمان پدیده ای است نوظهور و همسو با نیازها و ضرورت های زندگی معاصر که با رخدادهای سیاسی ارتباط مستقیم دارند.
بهترین عکاس کودکان در قرن نوزدهم: نگاهی بر تأثیر و تأثر نقد ادبیات کودک از کتابهای آلیس
حوزههای تخصصی:
بوتزاتی در خدمت مسیحیت
آیین نگارش
منبع:
اخگر مهر ۱۳۲۷ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
رمانتیسیسم و فردیت در آثار اندرسن
حوزههای تخصصی:
چند بوق کوچولو
حوزههای تخصصی:
ارائه الگوی بازنویسی داستان های مثنوی مولوی برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنویسی متون کهن موضوعی بسیار مهم و پیوند دهنده نسل های مختلف از لحاظ فرهنگی است. بازنویسی فعالیتی علمی_خلاقه است؛ بدان جهت که برای انجام یک بازنویسی موفق ضروری ست نسبت به متن کهن (مبدأ بازنویسی) اشراف علمی داشت و در فرآیند بازنویسی نیز باید به اصول علمی توجه کرد. افزون بر آن بازنویس نیز به مانند هر فعالیت علمی دیگر به الگویی کارا و موثر نیاز دارد تا بتواند بر اساس آن الگو، متنی منقح و اثرگذار در اختیار مخاطبان قرار دهد. اهمیت و حساسیت وجود این الگو، وقتی دوچندان می شود که گروه مخاطبان بازنویسی، کودکان باشند. این مقاله با بهره گیری از مباحث و نظریات علوم تربیتی و علوم ادبی کوشیده است الگویی گام به گام برای بازنویسی مثنوی برای کودکان7-12سال طراحی کند. مبنای علوم تربیتی این الگو برپایه آرای مونته سوری استوار شده است. استخراج مقاصد اصلی مولوی از سرایش مثنوی از منابع معتبر و علمی، فهم بافت و موقعیت داستان در کلام مولوی، به کارگیری وزن مثنوی، حذف داستان های فرعی، استفاده از راوی دوم شخص در زاویه دید، تکمیل شدن پایان داستان توسط خود کودک و.. از جمله مباحثی ست که با نظر به آرای تربیتی و ویژگی های منحصربه فرد مثنوی به طور ویژه در باب بازنویسی مثنوی مولوی مطرح شده و از یافته های این پژوهش به شمار می رود. در پایان، مبتنی بر الگوی ارائه شده، یکی از داستان های مثنوی بازنویسی شده است. این تحقیق در قالب الگویی روشمند و با استفاده از دیدگاه های تربیتی مونته سوری، پیاده سازی اصول بازنویسی برای کودکان را تسهیل و تبیین کرده است.
گوش دل باز کن ای خواجه بر این قول و غزل که من از حافظ شیراز سخن ها دارم
حوزههای تخصصی:
دو راهی یا بن بست؟
حوزههای تخصصی:
کوچک از بزرگ، کوچک تر است
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی غزلیات ابتهاج براساس زبان شناسی نقش گرا (رویکرد فعل محور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۵(پیاپی ۹۰)
۳۰۱-۲۷۱
حوزههای تخصصی:
در رهیافت معنامحور نقش گرایی، سازه های زبان با توجه به سه دیدگاه ویژه اندیشگانی، بینافردی، و متنی بررسی می شوند. این سه دیدگاه، که در اصطلاح فرانقش نامیده می شوند، اساس زبان شناسی نقش گرا را شکل می دهند. هلیدی، بنیان گذار زبان شناسی نقش گرا، معتقد است الگوهای تجربه و مفاهیم ذهنی خالقان آثار در قالب فرآیندهای فعلی نقش اندیشگانی نمود پیدا می کند؛ بنابراین، می توان با بررسی انواع فرآیندها، و عوامل و موقعیت های سازنده آنها، از اندیشه ها و تجربیات پدیدآورندگان آثار ادبی آگاهی یافت و عوامل مؤثر در شکل گیری آنها را تجزیه و تحلیل کرد. با این هدف و در قالب پژوهشی توصیفی تحلیلی، غزلیات ابتهاج، برمبنای گفتمان های سازنده آن، به سه مقطع تاریخی تقسیم شده و پس از تعیین بسامد و توصیف کارکرد فرآیندهای فعلی به منزله شاخصی سبکی، زمینه های شکل دهنده آنها تحلیل شده است. یافته ها کاربست فراوان فرآیند مادی و پس از آن فرآیند رابطه ای را نسبت به دیگر متغیرهای زبان شناسی نقش گرا نشان می دهد. علت بسامد فراوان و نوع کاربرد فرآیندهای نام برده، و نیز نمود اندک دیگر فرآیندهای اصلی و فرعی نقش اندیشگانی در غزل ابتهاج را باید در عواملی چون تأثیر محتوا بر شکل گیری زبان اثر، دگرگونی های سیاسی و اجتماعی روزگار شاعر، روحیات خاص سایه، سبک ویژه او، اهمیت نقش مخاطب در بوطیقای اندیشگانی او، و نیز اثرپذیری او از سبک شاعران پیشین و معاصر با او جست وجو کرد.