گستردگی و پیچیدگی دیوان ها و تشکیلات درباری درزمان حکومت های نیمه مستقل سامانی، غزنوی و سلجوقی در ایران پس از اسلام، تاثیر فراوانی در تحول و تطورسبک نثر منشیانه گذاشته است؛ با گسترش دربارها و دیوان ها علی -الخصوص دیوان رسالت بر اهمیت و جایگاه دبیران افزوده شد؛ به نسبت افزایش قدر و منزلت دبیران و منشیان، نثر منشیانه و مترسلانه نیز جایگاه ویژه ای یافت. به نظر می-رسد نثر ساده و مرسل در ادوار قبل با گسترش دربارها و دیوان ها به نثر مصنوع و متکلف تبدیل شده است و این رابطه از علل مهمی چون عوامل سیاسی، اجتماعی - فرهنگی و روان شناختی متأثر شده است که هر یک از این عوامل به نحوی از انحا در تصنع و تکلف نثر کاتبان و منشیان موثر بوده اند.دراین مقاله، علاوه بر آشنایی با دبیران، به تحول و تطور سبک نثر منشیانه و هم چنین، ارتباط آن با توسعه و گسترش تشکیلات درباری و دیوانی پرداخته شده است.
حامدبن فضل اللّه جمالى دهلوی از شاعران، ادیبان و تذکره نویسان در اواخر قرن نهم و اوایل دهم ه.ق. است. وی با وجود اعتقاد به اهل تصوف، در زمرة مقربان امرا و سلاطین وقت نیز قرار داشت. به پیر خود سماءالدین اعتقادی راسخ داشت و سعی کرد در آثار به جا مانده آنچه را از طریق سیر آفاق و انفس از پیر خود و سایر اهل سلوک دریافت و تجربه کرده است، بنمایاند. بدین جهت صبغة عرفانی در آثار او بسیار غالب است. در مطالعة آثار این ادیب هندی آنچه بیش از همه جلوه دارد، احوال و مقامات و اعتقادات مشایخ کبار است؛ به گونه ای که از خلال دریافت-های نویسنده می توان به اعتقاد او بر انسان کامل و ویژگی های پیر روشن ضمیر دست یافت. لذا این پژوهش کوشیده است به بررسی سیمای انسان کامل در آثار جمالی بپردازد و خصوصیات انسان آرمانی را از نظر او برشمارد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که جمالی اگرچه در آثار خود به طورمستقیم به ویژگی های انسان کامل نپرداخته، اما از فحوای کلام این سخنور ادیب می توان به آنها پی برد. این ویژگی ها در آثار او گاه با زبان پند و اندرز، گاه با تجربة حکایتی و یا بیان اندیشة کلی مطرح شده است.
در ادبیات عرفانی، مسائل، آراء و راه و روش های گوناگونی برای سالکان راه حق در وصول به درجات والای عرفان به چشم می خورد که قسمتی از آن برگرفته از آموزه های اسلامی، قرآن و سنت می باشد و قسمتی از آن نیز به مرور زمان و با شکل گرفتن فرقه ها و گروه های مختلف عرفان و تصوف اسلامی توسط بزرگان آن ها بیان گردیده است. از جمله ی این موضوعات، موضوع مهم «صحبت» در بین عرفا می باشد که آداب مختلفی برای صحبت و هم نشینی، برخورد با دوستان، نشست و برخاست و چگونگی معاشرت با دیگران در کتب مختلف عرفانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر، بعد از ذکر آداب تصوف به صورت اجمالی، جایگاه صحبت در دو اثر مهم نثر صوفیه انسان کامل عزیز نسفی و مصباح الهدایه عزالدین محمود کاشانی، به شیوه توصیفی مقایسه-ای بررسی گردیده است. نویسندگان این دو اثر، صحبت را یکی از آداب تصوف دانسته اند؛ آنها در آثار خود به آیات قرآن، سنت، روایات و اقوال بزرگان استناد کرده اند. هردو نویسنده، صحبت با حق را بر صحبت با خلق ترجیح داده اند. در مواردی نیز تفاوت هایی دیده می شود.