در بیشتر تعاریفی که تاکنون از شعر شنیده ایم، تخیّل محوری ترین عنصر شعری است. و بسیاری معتقدند بدون حضور آن شعری وجود نخواهد داشت.در نگاه اول، عامل اصلی زیبایی، دل انگیزی و اثرگذاری بسیاری از اشعار و حتی ابیات مستقل نیز همین عنصر است؛ اما اگر با دقت به ادوار مختلف شعر فارسی بنگریم، درمی یابیمکه بسیاری از ابیات اثرگذار هر دوره، ابیاتی هستند که بدون تمسّک به عناصر خیال انگیز، مخاطبان خاص و عام را تحت تأثیر قرار می دهند. دلایل و عوامل اثرگذاری این ابیات را می توان در دو بخش برونه زبان(شکل) و درونه زبان(محتوا) بررسی کرد. بدین صورت:
در برونه زبان عواملی چون موسیقی (وزن عروضی، قافیه و ردیف)، بسامد بالای فعل و جملات کوتاه به اقتضای معنا، شگردهای دستوری ناظر بر تأویل پذیری متن، گزینش واژگان خاص و ارتباط نهفته آن ها و... و در درونه زبان، حس و عاطفه، فضاسازی و صحنه پردازی، سادگی و منطق پذیر بودن معنا، رعایت اقتضای حال، توصیف های اثرگذار، گفت و گو، اندیشه والا و فراگیر، استفاده از زبان عامیانه و قرابت تجربه شاعر با تجربه مخاطبان، درونمایه های خاص و پرمخاطب و جز آن را می توان برشمرد. می توان گفت از بین عناصر شکلی و محتوایی، حس و عاطفه مهم ترین و تعیین کننده ترین نقش را به عهده دارد. عاطفه گاه به تنهایی و گاه با شوربخشیدن به دیگر عناصر صوری و محتوایی، عامل اصلی زیبایی و اثرگذاری این دسته از اشعار و ابیات است که بدون حضور آن، دیگر عناصر تأثیر چندانی نخواهند داشت.
رمان خواب زمستانی نوشته گلی ترقّی از داستان های معاصر فارسی محسوب می شود که در آن نویسنده از نماد، اسطوره و کهن الگو بهره برده است. در خوانش هر داستانی ازجمله این داستان چرایی انتخاب نام برای شخصیت ها یا علّت استفاده از صفت، ضمیر و... به جای نام ها و یا دلیل بدون نام بودن شخصیت ها ذهن هر خواننده ای را درگیر می کند. هدف از این پژوهش نیز بررسی و تحلیل نام شخصیت ها در داستان خواب زمستانی است. در پژوهش حاضر نخست نام ها بر اساس نوع آن ها ازجمله اسم خاص، اسم عام و صفت تقسیم بندی شده، سپس هر کدام از نام ها از منظر معنایی، شخصیت پردازی، زاویه دید و ... بررسی شده اند و در پایان بسامد نام ها نشان داده شده تا آشکار شود که در این داستان چه نام هایی کاربرد بیشتری داشته اند. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد که در رمان خواب زمستانی شیوه گزینش نام زنان و مردان متفاوت است. همچنین نام شناسی این داستان بیانگر آن است که انتخاب نام ها تصادفی و اتّفاقی نیست و در ورای گزینش هر نام دلایل متعدّدی می تواند وجود داشته باشد.
وجود ارتباط بین تمامی واژگان قرآن کریم امری انکار ناپذیر است. از عصر نزول قرآن تا به حال مسلمانان در صدد تفسیر این کلام الهی و فهم معجزه جاودانه پیامبر اکرم بوده اند تا مسیر سعادت را به سلامت طی نمایند و در این راستا از مباحثی چون تناسب، سیاق و قرائن موجود در کلام استفاده کرده اند. حکمت آمیز بودن وجود کلمات و عبارات یکی از موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه قرآن پژوهان بوده است. از طرفی نیاز روزافزون جامعه اسلامی به درک و فهم عمیق و نیز موشکافی کلمات و عبارات قرآنی ضرورت بررسی دقیق واژه های قرآنی را دو چندان می کند. صفات مذکور در پایان آیات نیز از این اصل پیروی می کنند. بررسی ارتباط صفات پایان آیات با محتوای آنها در داستان حضرت موسی (ع) در سوره شعراء موضوع اصلی این تحقیق است که به روش توصیفی – تحلیلی تدوین شده است. از یافته های این پژوهش استنباط می شود که ارتباط و تناسب صفات پایانی با آیات ممکن است به چند صورت بروز یافته باشد که عبارتند از: ارتباط با واژه پیشین، هماهنگی با محتوای همان آیه، تناسب و ارتباط با آیه قبل و بعد، پیوند با محتوای چند آیه با محتوای کلی سوره. در ارتباط صفات با محتوای خود آیه ممکن است پیوند با صدر، میانه و یا ذیل آیه باشد.</span>
منصب قضاوت یکی از مناصب اجتماعی مهم، حساس و ارزنده است که بر عهده قاضی گذاشته شده و بزرگان دین و بلندپایگان عرصه ادبیات فارسی، شرایطی دقیق را برای آن قائل شده اند. در این مقاله کوشش شده است با بهره گیری از برخی متون ادبی همچون بوستان و گلستان سعدی، مثنوی معنوی مولوی، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه سنایی، دیوان پروین اعتصامی، سیاست نامه ( سیرالملوک )، چهارمقاله ، روضه خلد ، لطایف الطوایف و نصیحه الملوک ، جایگاه قضاوت و موقعیت قاضیان و تأثیر آنان بر جامعه پیرامونشان مشخص و روشن گردد و تعریفی صحیح از یک قاضی ذی صلاح که متّصف به اوصافی چون امانتداری، پرهیز از هوای نفس و آراسته به زیورهای اخلاقی، دوری از رشوه ستانی و... است به مخاطبان ارائه دهد. روش کار در این پژوهش، تحلیل محتوا بر اساس منابع کتابخانه ای بوده است؛ به گونه ای که در ابتدا متون مذکور خوانده شده، سپس حکایت های قضاوت استخراج گردیده و با توجه به قرابت موضوعی دسته بندی شده اند. بر اساس پژوهش به عمل آمده مشخص شده است به طور میانگین میزان 873/3درصد از حکایت های متون مورد بررسی، به آداب و اخلاق قاضیان پرداخته است. در این میان کتاب های سیاست نامه ، لطایف الطوایف و گلستان سعدی بخش بیشتری از حکایت های خود را به این موضوع اختصاص داده اند. همچنین 25/81درصد آموزه ها به اخلاق اجتماعی قاضیان و تنها 75/18درصد آن به اخلاق فردی آن ها پرداخته است؛ از این میان بوستان سعدی، دیوان پروین اعتصامی، چهارمقاله و نصیحه الملوک غزالی بیشترین سهم استفاده از اخلاق اجتماعی، و مثنوی معنوی و لطایف الطوایف بیشترین سهم استفاده از اخلاق فردی را دارند.