ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۲۴۱ تا ۳۰٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۳۰۲۴۶.

بررسی اسطوره ایزد گیاهی/خدای شهیدشونده در قصه پسر پادشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۷ تعداد دانلود : ۵۹۳
ایزدان گیاهی و اساطیر مربوط به آن ها بخشی از اساطیر ملت های یونان، مصر، بین النهرین، هند و ایران را تشکیل می دهند. دُموزی/تموز، آتیس، آدونیس، دیونیزوس، اوزیریس، بَعَل، پرسفون و بالدر، معروف ترین ایزدان گیاهی در اساطیر ملل هستند. در اساطیر ایرانی نیز سیاوش ایزدی گیاهی به شمار می رود که ماجراهای مربوط به او بخشی از شاهنامه بزرگ فردوسی را به خود اختصاص داده است. نگارنده در بررسی های میدانی خود به روایتی عامیانه برخورده است که خمیرمایه اصلی آن، داستان ایزدی گیاهی است که در قالب پسر پادشاه نمود می یابد. هر چند نامی از او به میان نمی آید. این روایت عامیانه که از سوی «علی حسین عالی نژاد» یکی از کهن سال ترین راویان منطقه کوه مره سرخی فارس روایت می شود، پیش از این در هیچ منبع مکتوبی نیامده است. بررسی های نگارنده نشان می دهد این روایت، آمیزه ای از روایت های دینی، حماسی و اسطوره ای است؛ بخش هایی از این روایت، به ویژه آغاز داستان، تکرار روایت حماسی سیاوش و سودابه در شاهنامه فردوسی است. محورهایی از داستان نیز یادآور داستان یوسف پیامبر و زلیخا است. برخی از خطوط داستان هم زندگی دیگر ایزدان گیاهی در اساطیر جهان را به ذهن متبادر می کند. به نظر می رسد این روایت از دیرباز در میان مردم این منطقه رواج داشته و به مرور زمان و با تغییر و دگرگونی در ادیان و باورهای مردم منطقه، دست خوش تغییر و دگرگونی شده است؛ هم چنین بررسی تطبیقی این روایت با دیگر روایت های ایزدان گیاهی نشان می دهد که این روایت دست کم 14 وجه اشتراک با دیگر داستان های مربوط به ایزدان گیاهی دارد. بررسی آیین سوگ واری ایزد گیاهی در این منطقه نشان می دهد که مراسم بزرگ داشت این ایزد هرساله و با قربانی کردن پیش از کشت برنج انجام می شده است.
۳۰۲۵۴.

مقایسه دو ترجمه فارسی نصرالله منشی و محمد بخاری از کلیله ودمنه عربی ابن مُقَفَّع با تکیه بر نظریه ترجمه یوجین نایدا (موردکاوی: باب زاهد و راسو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۳ تعداد دانلود : ۷۰۷
کتاب کلیله ودمنه را برزویه طبیب به پهلوی و دو سده بعد ابن مُقَفَّع به عربی برگرداند. بعدها در سده ششم هجری به دلیل از بین رفتن اصل پهلوی، همین ترجمه عربی اساس کار ترجمه مترجمانی چون نصرالله منشی و محمد بن عبدالله بخاری قرار گرفت. این مقاله درصدد است که با تکیه بر شیوه وصفی- تحلیلی و براساس نظریه یوجین نایدا در زمینه ترجمه، شباهت ها و تفاوت های دو ترجمه مذکور را با تکیه بر باب «زاهد و راسو» بررسی و میزان انطباق این ترجمه ها را با نظریه مذکور واکاوی کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد هر دو مترجم با فاصله گرفتن از ترجمه لفظ به لفظ که در آن زمان بسیار معمول بوده با تکیه بر مهارت سخنوری و ایجاد برخی تعدیلات، خواننده را غرق گفتمان داستان کرده اند؛ اما نصرالله منشی دغدغه بیشتری در زمینه ایجاد تأثیر و انتقال پیام اصلی متن به مخاطب داشته است. بنابراین، تعدیلات بیشتری در ترجمه ایجاد کرده و در این راه آیات قرآنی، احادیث، اشعار و امثال عربی را به متن ترجمه خود افزوده و به خصوصیات ترجمه پویا در نظریه نایدا نزدیک تر شده است. این در حالی است که بخاری که بنا بر دستور شاه -مخاطب ترجمه وی- مأمور پایبند ماندن به متن اصلی بوده با باقی ماندن در حصار جزئیات و چارچوب داستان ها به ویژگی های ترجمه صوری نایدا متمایل است؛ او نیز گاه به خاطر تفاوت های بینازبانی و بینافرهنگی، تغییرات اندکی در متن ترجمه ایجاد می کند که بسامد و میزان این تغییرات در مقایسه با ترجمه منشی بسیار اندک است.
۳۰۲۵۶.

نقد آرای شاهنامه پژوهان در ارزیابی نگاه بیهقی به شاهنامه و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۴ تعداد دانلود : ۸۱۶
بیهقی، دبیر نامدار دربار غزنوی، با فردوسی هم عصر بود. او در تاریخی که پس از 37 سال دبیری نوشت و در آن بسیاری از جزئیات رفتارها و اندیشه های درباریان غزنوی را آشکار کرد، هیچ نشانی از فردوسی و تعاملش با دربار محمود را به دست نمی دهد. از سوی دیگر او برای اثرگذاری بیشتر کلام بر خواننده، در تاریخش به شعرهای شاعران استناد می کند؛ اما در شواهد شعری او، یادی از شاهنامه نیست و باوجود سازگاری تام ابیاتی از شاهنامه با پایان بندی رویدادهای تاریخ بیهقی ، از استناد به آن می پرهیزد. این موضوع در تحلیل های پژوهشگران با طرد فردوسی از دربار محمود مرتبط دانسته شده و گمانه زنی هایی را موجب شده که تکیه بیشتر آن تحلیل ها به شیوه برون متنی بر بازخوانی زندگی فردوسی (هرکسی از زاویه ای) متمرکز بوده و نگاه درون متنی بر شاهنامه را فروگذاشته اند. نقد و ارزیابی آن تحلیل ها نشان می دهد پژوهشگران خواست های درونی خود را بر تحلیل ها تحمیل کرده اند و همین هم ضعف بزرگ آن پژوهش ها را آشکار می کند. بررسی نگاه افسانه ستیزانه ای که ادیبان و نویسندگان زمانه بیهقی داشتند، نگاه تازه ای را پیش می کشد که نویسنده این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی آن را موضوع پژوهش خود قرار داده و به این نتیجه دست یافته که بیهقی در منظومه فکری خود، ژانر افسانه را خِردآشوب و غیرجدی می پنداشته و شاهنامه را هم از این قاعده جدا نمی دانست؛ به همین دلیل یاد آن را در تاریخ خود فروگذاشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان