موضوع حذف یک یا چند عضو از اعضای جمله های قرآنی، اهمیت ویژه ای دارد. چون از یک سو جنبة بلاغی دارد و از سوی دیگر موجب اختلاف در ترجمه ها گردیده است. ما در این گفتار کوشیدهایم به سؤالهای زیر پاسخ گوئیم: حذف یعنی چه؟ چگونه حذف می تواند در قرآن کاربرد بلاغی داشته باشد؟ به یاری چه معیارهایی می توان محذوف را تعیین نمود؟ آیا وظیفة مترجم هنگام مواجه شدن با مواضع حذف، ذکر است یا خیر؟ آیا در مواضع حذف، نوع حذف و تعیین محذوف اتفاق نظر وجود دارد؟ و آیا ذکر محذوف در ترجمه با مراد گوینده و شیوه های بیانی قرآن منافاتی ندارد؟
اقبال لاهوری در کتاب ضرب کلیم خود بر این باور ایستاده است که: اگر روزی تهران به عنوان ژنو عالم مشرق مرکز گفت و گوی تمدنها قرار گیرد سرنوشت جهانیان تغییر خواهد کرد.در این مقاله با بهره گیری از اشعار فارسی و اردو و دیگر آثار این دانشمند دیدگاه وی در زمینه برخورد با فرهنگ غرب و شیوه های بهره یابی از آن و روش گفت و گوی تمدنها باز نموده شده است و ضمن اشاره به تاثیرپذیری اقبال از اندیشه های سنایی، ناصرخسرو، مولوی، صائب، بیدل و غالب دهلوی به بررسی فلسفه فرهنگی اجتماعی وی در اسرار و رموز پرداخته شده و جایگاه شاعری و پایگاه تفکر وی مورد بحث قرار گرفته است و با اشاره به روش سخنوری پارسی گویان شبه قاره، به شیوه ای استدلالی، اقبال به عنوان عصاره تفکر ادبی و فلسفی و عرفانی ایران و نتیجه سیر طبیعی تحلیل در جهان ادب فارسی معرفی شده است.
در سده هفدهم و هجدهم جنبشی فلسفی - اجتماعی تمامی اروپا را فرا گرفت ، این جنبش که همچون موجی عظیم به نظر می رسید ، آگاهی افراد جامعه و همچنین ساختارهای سیاسی را تغییر داد . مهمترین دوره در تکامل عصر جدید دوره روشنگری است ، این دوره ادبی که آلمانی ها به ادامه تکامل آن یاری فراوان رساندند ، در کشور آلمان با تقلید از فرهنگ فرانسه آغاز گردید . گرچه انگلیسی ها نیز در این دوره تأثیری به سزا داشته اند ، اما آلمانیها به خصوص فیلسوفانی همجون امانوئل کانت اثبات کردند که بهتر از دیگران این دوره را دریافته اند . در مقاله حاضر این تأثیرات بر ادبیات آلمان شرح داده خواهد شد.