صحنه آسمان و مناظر افلاک و طلوع آفتاب و شکل هلال و جلوههای شب و صبح و شفق و نوروز و مهرگان، با شکوهتر و خیالانگیزتر و زیباتر از آنچه استاد شروان مصور و مجسم ساخته، در هیچ اثر دیگری منعکس نشده و شاید دیوان خاقانی، از این لحاظ، نه تنها در میان آثار ادبی ایران، بلکه در ادبیات جهان، بینظیر باشد. تصویری که خاقانی از جلوهگری خورشید، در عرصههای گوناگون شعر خود به دست داده، در میان تصویرهای دیگر فلکی، منحصر به خود و نشانه بعد دیگری از خلاقیت هنرمندانه و قدرت تخیل کم نظیر او در وصف است.این مقاله به بررسی ابعاد گوناگون ساختارهای ادبی خاقانی، از خورشید، که بر پایه خیالپروری و وهمانگیزی شاعر شکل گرفته، پرداخته است.
هدف از نگارش این مقاله، تاثیر واکه هسته هجا در انتخاب همخوان های خوشه پایانه است. بدین منظور کلماتی که دارای هجای cvcc هستند از فرهنگ لغات زبان فارسی استخراج و مورد مطالعه قرار گرفتند. این تحقیق از جنبه واج آرایی زبان مورد توجه قرار گرفته است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از:
1.هرگاه همخوان های گرفته در هجای cvcc بعد از واکه های /u،i،a/ قرار گیرند، هر دو همخوان در مشخصه ] ـ واک[ مشترک هستند. مانند: بیست، ریخت، ساخت، یافت، گوشت، پوست. اما این اشتراک در مشخصه ] ـ واک[ بعد از واکه های /o،e،a/ رعایت نمی شود.
2.چنانچه واکه هسته یکی از واکه های /u،i،a/ باشد، همخوان های چاکنایی در خوشه پایانه انتخاب نمی شوند، اما اگر در هسته واکه های ] h، ʔ [ حضور داشته باشد، همخوان های چاکنایی در خوشه پایانه به کار می روند.
3.حضور واکه های /u،i،a/ در هسته مانع حضور غلت های /w،j/ در خوشه پایانه می شود.
4.با وجود واکه های /u،i،a/ در هسته، اصل سلسله مراتب رسایی در هجای cvcc رعایت می شود. اما با حضور واکه های /o،e،a/ این اصل نقض می گردد.
وجود موارد فوق در واج آرایی زبان فارسی موجب می شود که واکه های زبان فارسی دو طبقه طبیعی به شمار روند.