از عبدالقادر حافظ غیبی مراغی (موسیقی دان دورة تیموری)، رساله ای چند در موسیقی بر جای مانده است: شرح ادوار و زواید الفواید، جامع الالحان، مقاصد الالحان. یکی از مباحث مطرح در این رسالات ایقاع و ادوار ایقاعی است. در این مقاله، تعریف عبدالقادر مراغی از ایقاع ذکر شده و سپس ادوار ایقاعی در آثار او بررسی شده است. این دورها خود به چند دستة کلی تقسیم شده است: الف) ادوار ایقاعی قدیم (ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، فاختیها)؛ ب) ادوار ایقاعی متداول در زمان مراغی (چهارضرب، ترکی اصل، مخمس)؛ ج) دورهای ابداعی مراغی (ضرب الفتح، شاهی یا شاه ضرب، قُمریه، ضرب الجدید، مأتین، ربیع، عدل).
در این نوشته ، از منظری معرفتشناسانه ، گسترش ِجلوة بیگانهسازی یا ، به تعبیری ، مهمترین آموزة نمایش مدرن ، آن هم در زمینهای از مطالعات فرهنگی ، بررسی شده است . در اینجا ، در وجهی از استعارهای فلسفی ، بیگانهسازی به مثابة انگارة دانایی نمایش مدرن مد نظر قرار گرفته و اثر آن در جنبههای نظری تئاتر معاصر بررسی شده است . آراء برتولت برشت ( تئاتر حماسی ) و پیتر وایس ( جنبش تئاتر مستند ) و آنتونن آرتو ( تئاتر خشونت ) به واسطة چنین نظرگاهی با تأویل اندیشمندانة فوکو از تابلوی ندیمههای ولاسکوئز گره خورده است .