ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱٬۲۶۶ مورد.
۳۲۴.

زیبایی درونی سمپوزیوم: آرتور دانتو, سوء استفاده از زیبایی

۳۲۶.

پازولینی ، کروچه و سینمای شعر

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای نمایشی سینما جهان
تعداد بازدید : ۳۷۵۲
هدف این مقاله تبیین نظریه «سینمای شعر» پازولینی است. این نظریه مبتنی بر نظریه زیبایی شناختی کروچه (نظریه بیان) است. از این رو، در ابتدا، نظریه کروچه به اجمال بررسی و پنج مقوله آن تشریح می شود: یکی بودن شهود و بیان، تلازم شهود و تعین، پیشاعقلی بودن شهود، صورت یا فرم ناب بودنِ شعر، تلازم نداشتن شهود و اظهار. سپس تأثیر این مقولات در سینمای شعر پازولینی نشان داده می شود. برای فهم مقصود پازولینی از «سینمای شعر» باید نظر او را در باب شعر دریافت. از نظر پازولینی، شعر باید غیرعقلی و متعین و کاملاً صوری (فرمال) و مبین دیدگاهی خاص باشد. پازولینی می گوید که سینما نیز باید واجد این شروط باشد تا سینمای شعر شود. از نظر او، فن نمای دید غیرمستقیم آزاد این شروط را تأمین می کند. به گفته پازولینی، سینما بر چهار زبان تصویری استوار است: زبان ایما (ژست)، زبان محیط، زبان رؤیا، زبان خاطره. بدین ترتیب، او وارد بحثهای نشانه شناختی در باب تصویر نیز می شود که در این خصوص آراء بارت نیز طرح شده است.
۳۳۵.

هر چیزی در جای خویش نیکوست: فوکو و ایدئولوژی زیبایی شناسی

۳۳۷.

فرم و محتوا در دنیای افلاطون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۶۲
فرم یا ایده در نظر افلاطون اصلی است ثابت، تکرارناپذیر، قابل اعتماد، تعریف پذیر، قابل تعمیم به مختصات انسانی، که به جهان معقول تعلق دارد. یافتن ایده یا فرم اصیل و راستین قواعد و آدابی دارد: دیالکتیک، اروس یا عشق به دانایی و خوبی، همیشه در راه بودن، شوریدگی برای یافتن حقیقت. با توجه به دوگانگی عالم و مراتب آن، افلاطون به دو نوع فرم قایل است: 1) فرم درونی یا غیرظاهری یا اصیل، که جهان محسوس مثنای آن است؛ 2) فرم بیرونی یا ظاهری یا غیراصیل، که الگوی آن جهان معقول است. افلاطون هرگز فرم و محتوا را تفکیک نکرده و این تفکیک از ویژگیهای دنیای جدید است. به طور خلاصه، در نظر افلاطون، چون ایده یا فرم اصیل و درونی در نوع خود کامل ترین است، پس ایده یا فرم هر چیز ممکن نیست که از محتوای آن جدا باشد. به عبارت دیگر، این دو یکی است. چون جهان محسوس میمسیس یا تقلید جهان معقول (عالم ایده ها یا فرمها) است، تخنه یا مصنوع انسانی و «هنر» امروزی میمسیسی از میمسیس (تقلیدی از تقلید) است؛ و بر این اساس، اثر هنری ای که مصنوع انسانی الگوی آن باشد میمسیسی از میمسیسِ میمسیسِ (تقلیدی از تقلیدِ تقلید) است. این بحث، مبتنی بر مقدمه ای است که در ابتدای مقاله آمده و شامل این موضوعات است: 1) مفهوم هنر و زیبایی در یونان باستان و معنای «تخنه» در آن زمان؛ 2) چهار مفهوم اساسی در فلسفه افلاطون/ سقراط: آرته، دیالکتیک، اروس/ عشق، ایده؛ 3) نظریه ایده افلاطون و تمثیلهای مربوط بودن (تمثیل خط و غار و خورشید)؛ 4) دوگانگی هستی (عالم محسوس و عالم معقول) و مراتب آنها و راههای شناخت هر یک؛ 5) نظر افلاطون درباره زیبایی و خود زیبایی؛ 6) نظر افلاطون در باب هنر آفرینندگی، شاعری، میمسیس یا تقلید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان