هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر دستورالعمل های کانون توجه بیرونی و درونی در افراد با سبک های شناختی مستقل از زمینه و وابسته به زمینه بر عملکرد و یادگیری مهارت حرکتی پرتاب دارت می باشد. در این راستا، آزمون گروهی تصاویر پنهان شده در بین 112 دانشجوی دختر سالم راست دست دانشگاه ارومیه در دامنه سنی 26 24 سال که تجربه ای در مهارت پرتاب دارت نداشتند توزیع شد. براساس نمرات به دست آمده از آزمون، 48 نفر به صورت تصادفی در چهار گروه 12 نفری مستقل از زمینه با دستورالعمل کانون توجه درونی، وابسته به زمینه با دستورالعمل کانون توجه درونی، مستقل از زمینه با دستورالعمل کانون توجه بیرونی و وابسته به زمینه با دستورالعمل کانون توجه بیرونی قرار گرفتند. شرکت کنندگان تکلیف پرتاب دارت را به مدت سه جلسه و هر جلسه، پنج دسته کوشش شش تایی را با دستورالعمل کانون توجهی مربوط به گروه خود تمرین کردند. بلافاصله پس از مرحله اکتساب (همانند پیش آزمون (یک دسته کوشش 10 تایی)) پس آزمون اجرا گردید و سپس، با فاصله 48 ساعت بی تمرینی و بدون ارائه هرگونه دستورالعمل، آزمون یادداری (یک دسته کوشش 10 تایی) انجام شد. تحلیل یافته ها با استفاده از آنووای دوطرفه نشان می دهد که اثرهای اصلی و نیز اثر متقابل در پس آزمون معنادار نمی باشد (P>0.05)؛ اما مقایسه میانگین آزمون یادداری گروه ها با استفاده از آنووای دوطرفه، تفاوتی معنادار را نشان می دهد (P<0.05). علاوه براین، به منظور بررسی اثر متقابل از آزمون تی مستقل با تصحیح بونفرونی استفاده گردید. یافته ها اختلاف معنا داری را بین دو گروه مستقل/ وابسته به زمینه با دستورالعمل های کانون توجه درونی و نیز بین دو گروه وابسته به زمینه که با دستورالعمل های متفاوت کانون توجه درونی و بیرونی آموزش دیده بودند نشان می دهد (P<0.012). به طورکلی، این پژوهش نشان می دهد که کانون توجه بیرونی، مزیتی برای یادگیرندگان وابسته به زمینه می باشد و کانون توجه درونی نیز ویژگی برجسته ای برای یادگیرندگان مستقل از زمینه محسوب می شود.
هدفاز اجرای پژوهش حاضر، تعیین تأثیر وجوه حسی تصویرسازی ذهنی بر یادگیری شوت سه گام بسکتبال بود. بدین منظور،40 دانشجوی دختر (میانگین سنی: 5/2±23 سال) به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند وپرسش نامه تصویرسازی حرکتی تجدیدنظر شده هال و مارتین را به منظور مشخص نمودن توانایی تصویرسازی تکمیل کردند. پس از آموزشاولیه ، شرکت کنندگان 10 کوشش مربوط به پیش آزمون را انجام دادند و سپس،بر اساس نمرات پیش آزمون و به روش آرایش جور کردن نمرات در چهار گروه تصویرسازی بینایی، جنبشی، شنیداری و کنترل قرار گرفتند. مرحله اکتساب شامل شش جلسه تمرین بود و 48 ساعت پس از آزمون اکتساب، آزمون یادداری و آزمون انتقال انجام شد. یافته های حاصل از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازه های تکراری درمورد عامل آزمون نشان می دهد که اثرات اصلی گروه و آزمون و نیز تعامل بین این دو متغیر معنادار می باشد. یافته های آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس در اندازه های تکراری به عنوان آزمون های تعقیبی اثر تعامل نیز بیانگر این هستند که عملکرد سه گروه تصویرسازی در آزمون های اکتساب، یادداری و انتقال به طور معناداری بهتر از گروه کنترل می باشد؛ در حالی که تفاوت معناداری بین سه گروه تجربی مشاهده نمی شود. علاوه براین، گروه های تجربی در آزمون های اکتساب و یادداری، پیشرفت معناداری را نسبت به پیش آزمون داشته اند. یافته های پژوهش بیان می کنند که مربیان و معلمان ورزشی با استفاده از هر یک از وجوه حسی بینایی، شنیداری و جنبشی در تصویرسازی می توانند یادگیری مهارت شوت سه گام بسکتبال را تسهیل نمایند.
هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر تجویز صفاقی انسولین بر عملکرد حرکتی موش های صحرایی در ماز آبی می باشد. برای این منظور، تعداد 40 سر رت نر از نژاد آلبینو ویستار به صورت تصادفی در چهار گروه آزمایشی قرار گرفتند (هر گروه 10 سر رت). تزریق انسولین در چهار دوز (صفر، یک، شش و 12 واحد برکیلوگرم) و درطول یک هفته (روزانه یک بار) انجام شد. آموزش و آزمون حیوانات با استفاده از ماز آبی موریس صورت گرفت. جهت تحلیل آماری، آزمون تحلیل واریانس مختلط بین گروهی و درون گروهی (SPANOVA) به کار رفت. یافته ها نشان داد که در مرحله اکتساب، اثر اصلی زمانبرای مسافت طی شده و زمان تأخیر معنادار است .(P<0.001) همچنین، تزریق صفاقی انسولین بدون تأثیر معنادار بر سطوح گلوکز سرم در تمامی دوزها موجب کاهش مسافت طی شده (P<0.001) و به صورت وابسته به دوز، باعث کاهش زمان تأخیر (P=0.004) در مرحله اکتساب شد. در آزمون یادداری نیز انسولین به صورت وابسته به دوز (یک و 12 واحد بر کیلوگرم) موجب کاهش زمان تأخیر در رسیدن به سکوی پنهان گردید. در نتیجه، تجویز محیطی انسولین دارای اثرات مرکزی بوده و می تواند موجب ارتقای عملکرد حرکتی از طریق بهبود حافظه و یادگیری فضایی شود.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر یادگیری قیاسی، آشکار و ترکیبی بر اکتساب، یادداری و انتقال مهارت پرتاب آزاد بسکتبال بود. بدین منظور، 48 دانش آموز دختر 17 15 سال به صورت تصادفی انتخاب شدند و بر اساس نمرات آزمون بارفیکس اصلاح شده به چهار گروه همگن 12 نفره تقسیم گردیدند و به شکل تصادفی، تحت شرایط تمرینی مختلف (قیاسی، آشکار، آشکار قیاسی و قیاسی آشکار) قرار گرفتند. شرکت کنندگان پس از دو جلسه آشنایی با مهارت های پایه رشته بسکتبال و پیش آزمون، چهار روز به تمرین پرتاب آزاد بسکتبال پرداختند. علاوه براین، به آزمودنی های گروه آشکار برگه ای حاوی هشت دستورالعمل ارائه گشت و به گروه قیاسی، دستورالعمل قیاسی چوب عصا داده شد. دو گروه دیگر (گروه قیاسی آشکار و آشکار قیاسی) نیز به صورت ترکیبی به تمرین مهارت مورد نظر پرداختند. پس از مرحله اکتساب، آزمون اکتساب انجام شد و یک هفته بعد، آزمون یادداری، انتقال و پروتکل کلامی به عمل آمد. همچنین، به منظور تحلیل دقت پرتاب در مراحل اکتساب از تحلیل واریانس مختلط (4*4) (گروه*روز) استفاده شد ، در مراحل آزمون، تحلیل واریانس مختلط (4*4) (گروه* آزمون) به کار رفت و برای تعیین محل معناداری بین گروه ها، آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 0.05≥P مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که در مراحل مختلف یادگیری، بین گروه قیاسی با گروه آشکار و گروه های ترکیبی و نیز بین گروه قیاسی آشکار و آشکار قیاسی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05≥P)؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که استفاده از قیاس چوب عصا و روش تمرینی قیاسی آشکار به یادگیری بهتر پرتاب آزاد بسکتبال منجر می شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش بازخورد افزوده به کوشش های موفق و ناموفق در تعامل با کانون توجه بر اجرا و یادگیری سرویس بلند بدمینتون بود. 44 دانش آموز دختر مبتدی با میانگین سنی 76/0±1/16 سال برای اجرای پژوهش داوطلب شدند. آزمودنی ها پس از اجرای پیش آزمون به صورت تصادفی به چهار گروه آزمایشی تقسیم شدند. گروه ها در طی 6 جلسه اکتساب، مطابق دستورالعمل برنامه ریزی شده به تمرین تکلیف سرویس بلند بدمینتون پرداختند. قبل از اجرای سرویس، گروه کانون توجه درونی از طریق خودگفتاری عبارت ""کشش دست به عقب"" و گروه کانون توجه بیرونی واژه ""هدف"" را با خود تکرار کردند. آزمودنی ها پس از هر 3 کوشش متناسب با گروه خود، پس از کوشش های موفق یا ناموفق، بازخورد آگاهی از اجرا دریافت کردند. آزمون های یادداری و انتقال، 48 ساعت بعد از مرحله اکتساب اجرا شد. برای تحلیل داده ها در مرحله اکتساب از تحلیل واریانس عاملی با اندازه گیری مکرر و در آزمون های یادداری و انتقال از تحلیل واریانس دوطرفه (0.05≥P) استفاده شد. نتایج نشان داد که پیشرفت در مرحله اکتساب، معنادار و اثر تعامل کانون توجه با نوع بازخورد هم در مرحله اکتساب و هم در آزمون یادداری و انتقال معنادار بوده است؛ به طوری که در شرایط کانون توجه درونی، گروه بازخورد در کوشش های ناموفق و در شرایط کانون توجه بیرونی، گروه بازخورد در کوشش های موفق اجرا و یادگیری بهتری داشتند. پیشنهاد می شود که در زمان آموزش مهارت های حرکتی و استفاده از بازخورد به کوشش های موفق و ناموفق، نوع کانون توجه نیز در نظر گرفته شود.
هدف از این پژوهش، بررسی اجرای طرح ملی طناورز بر تعادل ایستا و پویای دانش آموزان بود. پژوهش حاضر با دو گروه تجربی و کنترل همراه با طرح پیش آزمون- پس آزمون روی دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی در سال 91–1390در شهر بهارستان (منطقه ای در رباط کریم تهران) انجام گرفت. به این منظور، 60 آزمودنی به صورت نمونه گیری مرحله ای از جامعه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی مدارس شهر بهارستان تهران انتخاب و به تعداد برابر به دو گروه تقسیم شدند. دانش آموزان گروه تجربی به مدت 10 هفته و هفته ای 3 جلسه به مدت 50 دقیقه برنامه منتخب طناب زنی را اجرا کردند. داده های حاصل پس از سنجش نرمال بودن از طریق آزمون K-S با استفاده از آزمون آماری t مستقل و وابسته در سطح معناداری 05/0P< تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان دهنده پیشرفت معنادار در گروه تجربی برای هر دو آزمون تعادل ایستا (019/0= P) و پویا (05/0= P) بود. همچنین میانگین نمره پس آزمون تعادل پویا در گروه تجربی به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل (041/0= P) بود، ولی چنین تفاوتی در نتایج آزمون تعادل ایستا بین دو گروه کنترل دیده نشد (225/0=P). براساس نتایج به دست آمده، برنامه تمرینی طرح طناورز موجب پیشرفت تعادل دانش آموزان شد، ازاین رو این تحقیق اجرای طرح طناورز در مدارس کشور را مفید ارزیابی می کند.
هدف از این پژوهش هنجاریابی آمادگی های مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال مدارس فوتبال بود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعه آماری را کلیه نوجوانان 10 تا 12 ساله مدارس فوتبال دارای مجوز از هیات فوتبال استان اصفهان تشکیل می دادند که در شهر اصفهان فعالیت داشتند. نمونه شامل 171 نوجوان 10، 11 و 12 ساله بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی 4 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. و در آزمون های مهارتی فدراسیون فوتبال انگلستان که رواِِیی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن شرکت کردند. در این پژوهش از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و رتبه درصدی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش سن نوجوانان توانایی آنان در آزمون های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن بهبود یافت و در نهایت هنجار هر مهارت برای نوجوانان سه گروه سنی تهیه شد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت هوازی با و بدون بار شناختی بر شبکه هشدار توجه بود. جهت انجام این پژوهش نیمه تجربی که شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود، 30 دانشجوی کم تحرک (با میانگین سنی 92/1 ± 63/22 سال) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت مساوی در سه گروه 10 نفره جای گرفتند. دو گروه تجربی به مدت 16 جلسه تحت مداخله تمرینی مخصوص گروه خود قرار داشت؛ اما گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکرد. شایان ذکر است که آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله به وسیله آزمون شبکه های توجه ارزیابی شدند و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که تفاوت معناداری بین نمرات گروه های تجربی و کنترل در شبکه هشدار وجود ندارد . با توجه به نتایج به نظر می رسد که اثرگذاری ورزش بر شناخت، به ماهیت عملکردهای شناختی و بسترهای مغزی مرتبط با آن ها بستگی داشته باشد.
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر بازخورد عمومی و غیر عمومی بر اجرا و یادگیری حرکتی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر بر اساس دو دیدگاه متفاوت به توانایی ها می باشد. گروه نمونه پژوهش شامل 30 کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر بود که به دو گروه بازخورد عمومی و غیر عمومی تقسیم شدند و دو آزمایش را اجرا نمودند. در آزمایش اول از افراد خواسته شد تا توسط یک توپ فوتبال، به هدفی مشخص با پا شوت بزنند. در این تکلیف، تفاوتی بین دو گروه در دوره تمرینی مشاهده نگردید (P=0.918). زمانی که هر دو گروه بازخورد منفی دریافت نمودند، ارائه بازخورد عمومی منجر به نامطلوب بودن اجرا نسبت به بازخورد غیر عمومی گشت (P=0.003). در آزمون یادداری نیز گروه تمرین عمومی عملکرد پایین تر و معناداری را نسبت به گروه بازخورد غیر عمومی داشتند (P=0.001). علاوه براین، آزمایش دوم تأثیرات پایدار بیشتری را مورد بررسی قرار داد. نتایج آزمون های یادداری که یک روز پس از تمرین تکلیف پرتابی انجام گردید نشان داد زمانی که بازخورد منفی ارائه گشت، آزمودنی هایی که بازخورد غیر عمومی را در زمان اجرای تکلیف دریافت کرده بودند، عملکرد بهتری نسبت به گروه بازخورد عمومی داشتند (P<0.05). این یافته ها اهمیت جمله بندی (نوع کلمات و شیوه بیان) بازخورد را اثبات نموده و نشان می دهد بازخورد غیر عمومی در اجرا و در یادگیری حرکتی مؤثر تر از بازخورد عمومی می باشد و مربیان هنگام ارائه بازخورد باید بر جنبه هایی از توانایی ها که قابل یادگیری است تأکید داشته باشند.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر کانون توجه بر یادگیری پرتاب دارت در کودکان کم توان ذهنی بود. در این مطالعه شبه تجربی، 22 پسر 10 تا 12 ساله کم توان ذهنی براساس هوشبهر 70 - 50 به صورت تصادفی انتخاب و پس از یک جلسه تمرین و پیش آزمون، براساس امتیاز به دست آمده، سن و هوشبهر در دو گروه توجه (درونی، بیرونی) همسان قرار گرفتند. افراد، 5 بلوک و هر بلوک 8 پرتاب را تمرین کردند. از آزمون های تحلیل واریانس دوطرفه مکرر و تحلیل واریانس استفاده شد. در مرحله یادداری، هر دو گروه در پرتاب ها دقت خود را افزایش دادند و در اثر تمرین، تغییرپذیری (044/0= P) و دقت پرتاب ها (047/0= P) کاهش یافت. در مرحله انتقال، گروه توجه درونی قادر به انتقال مهارت به شرایط جدید نبودند، ولی گروه تمرین متغیر در انتقال مهارت خود به شرایط جدید موفق بودند. همچنین گروه توجه بیرونی نسبت به گروه توجه درونی تغییرپذیری (049/0= P) کمتر و دقت (048/0= P) بیشتری داشتند. براساس یافته های تحقیق، گروه توجه بیرونی قادر به یادداری و انتقال مهارت به شرایط جدید بودند که فرضیه عمل محدودشده ولف و همکاران (2001) در افراد کم توان ذهنی نیز تأیید می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه تمرینی منتخب بر حافظه کاری کودکان مبتلا به ADHD انجام گرفت. 40 دانش آموز پسر 7 تا 11 سال از مدارس ابتدایی ناحیه شش شهر مشهد انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه (تجربی و کنترل) قرار گرفتند. تشخیص ADHD با استفاده از برگه های SNAP- IV و CBCL و مصاحبه بالینی صورت گرفت. گروه تجربی برنامه تمرینی منتخب (شامل تمرینات ادراکی حرکتی و تمرینات هوازی) را به مدت 24 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه اجرا؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. آزمودنی ها قبل و پس از تمرین به وسیله آزمون های فراخنای ارقام وکسلر و بلوک های تپنده کورسی ارزیابی شدند و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره صورت گرفت. نتایج نشان می دهد عملکرد کودکان گروه تجربی در حافظه کلامی (که از طریق آزمون فراخنای ارقام وکسلر ارزیابی گردید) تفاوت معناداری با گروه کنترل دارد (P<0.05). همچنین، بر مبنای یافته ها تفاوت معنا داری در آزمون بلوک های تپنده کورسی بین گروه تجربی و کنترل مشاهده می شود (P<0.05)؛ بنابراین، برنامه تمرینی منتخب به بهبود حافظه کاری در کودکان مبتلا به ADHD کمک می کند.
هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر تصویرسازی ذهنی پتلپ (ثابت و متغیر) بر یادداری و انتقال مهارت پرتاب آزاد بسکتبال بود. برای دستیابی به هدف، به صورت هدفمند 75 نفر با امتیاز تصویرسازی ذهنی 55- 45 و بدون سابقه پرتاب آزاد بسکتبال انتخاب و به صورت تصادفی در پنج گروه 15 نفری قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات، از پرسش نامه ی توانایی تصویرسازی ذهنی، آزمون پرتاب آزاد بسکتبال . بعد از آموزش اولیه مهارت پرتاب آزاد بسکتبال از تمامی گروه ها پیش آزمون گرفته شد. پروتکل تمرینی، 8 جلسه به مدت 8 روز صورت گرفت. سپس پس آزمون به عمل آمد. آزمون انتقال بلافاصله بعد از آخرین جلسه تمرینی و آزمون یادداری 48 ساعت و یک هفته پس از آخرین جلسه ی تمرینی گرفته شد. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس مرکب، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون اثرهای ساده و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. نتایج آزمون ها تفاوت معنی داری را بین تمامی گروه ها در آزمون یادداری و انتقال نشان می دهد. با توجه به یافته های این پژوهش نقش تصویرسازی ذهنی پتلپ متغیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و تأکید بر استفاده از آن در کنار تمرین بدنی متغیر توصیه می شود.
تعادل فیزیکی یکی از عوامل مهم در فعالیت های روزانه و ورزشی است. تعادل پویا به توانایی حفظ توازن در نیروهای وارد بر بدن در ورزش بسیار حائز اهمیت است و افزایش آن عملکرد حرکتی و ورزشی را بهبود می بخشد. هدف این تحقیق تعیین آثار تمرینات نوروفیدبک بر تعادل پویای مردان جوان است. بیست وچهار دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی پسر داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در یک طرح دوسوکور شامل گروه کنترل و تجربی سازماندهی شدند. شرکت کننده ها در گروه تجربی در تمرینات نوروفیدبک شامل بازداری امواج مغزی4 -7 هرتز و تقویت امواج 15-18 هرتز در نقاط (01,02) در ناحیه خلفی مغز به مدت 10 جلسه و هر جلسه سی دقیقه شرکت کردند. گروه کنترل در همان شرایط قرار گرفتند، اما فقط امواج ضبط شده تمرینات گروه تجربی را به عنوان تمرین مشاهده کردند. آزمون ثبت امواج مغزی و تعادل پویا در مرحله پیش از تمرین ، جلسات پنجم و دهم از هر دو گروه به عمل آمد. نتایج آزمون ها نشان داد د میزان تعادل گروه تجربی در جلسه پنجم و پس آزمون به صورت معناداری افزایش یافته بود. یافته های تحقیق نشان می دهد تمرینات نوروفیدبک می تواند تعادل پویای مردان جوان را بهبود بخشد. پیشنهاد می شود از این تمرینات برای افزایش تعادل پویای ورزشکاران استفاده شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مقایسه اثربخشی انواع مداخلات شناختی حرکتی بر تعادل پویای زنان سالمند بود. روش پژوهشحاضر، نیمه تجربیبودهو باطرحپیش آزمون پس آزمونانجامشده است. بدین منظور، 40 نفر از زنان سالمند ( با دامنه سنی 60 تا 75 سال) در این پژوهششرکت نمودند و به صورت تصادفی به سه گروه تجربی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. شایان ذکر است که تمام گروه هابه مدت 15 جلسه و به شکل پنج روز در هفته بر اساس پروتکل های تعیین شده تمرین کردند. تعادل پویای آزمودنی ها، قبل و بعد از دوره تمرینی با استفاده از مقیاس تعادل برگ ارزیابی گردید. داده های پژوهش نیز با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تمرینات ذهنی، خودگویی و ترکیبی (ذهنی خودگویی) بر تعادل تأثیرگذار می باشد (0.05>P)،اما بین عملکرد تعادلی گروه های تمرینی ذهنی، خودگویی و ترکیبی تفاوت معناداری وجود ندارد (P >0.05) .بر اساس یافته های پژوهش حاضر دریافت می شود که کاربرد تمرینات ذهنی، خودگویی و ترکیبی ممکن است از طریقافزایش عملکردهای عصبی شناختی، در بهبود عملکرد تعادلی تأثیرگذار باشد؛زیرا، افت عملکردهای عصبی شناختی مرتبط با سن در زمین خوردن افراد سالمند نقش دارد.
این مطالعه ادبیات پژوهش مربوط به آثار مداخله های شناختی - حرکتی بر عوامل خطرزای افتادن در سالمندان را ارزیابی می کند. سی مطالعه در مرور سیستماتیک وارد شدند که تحلیل کمی داده ها (فراتحلیل) روی همه آنها انجام شد. مداخله ها به سه دسته تقسیم شدند: مداخله های تصویر سازی (43 نمونه)، تکلیف دوگانه (168 نمونه) و مداخله های کامپیوتری (706 نمونه). اندازه اثر کوچکی برای مداخله های تصویر سازی گزارش شد اما اندازه اثر مربوط به تکلیف دوگانه و مداخله های کامپیوتری متوسط بود. در حالی که عوامل متعددی شناسایی شدند که بر خطر افتادن سالمندان تأثیر گذار هستند به نظر می رسد که اختلال در وضعیت ذهنی و جنبش پذیری از اهمیت ویژه ای برخوردار باشند. تمرینات شناختی- حرکتی به دلایلی از جمله هدف گذاری واقع بینانه، تقویت مثبت حین تمرین، بازخورد و توانایی خود نظارتی عملکرد، موجب ثبات بیشتر می شود.