در روندهای کسب وکاری جدید، به دست آوردن رضایت مشتریان جایگاهی مهم و حیاتی در اهداف سازمان ها به خود اختصاص داده است. از این رو هدف از تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی چالش های پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری در اماکن ورزشی می باشد. برای نیل به این هدف کارکنان، کارشناسان و مدیران اماکن ورزشی سالن های سرپوشیده دولتی شهر تهران به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند، با توجه به گستردگی جامعه از این میان مطابق جدول مورگان 384 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت 339 پرسشنامه تکمیل شده مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش پرسشنامه طالبی (1391) با 22 گویه و در نظر گرفتن پنج عامل بود. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق با استفاده از آزمون t تک نمونه ای، نشان داد که هر پنج چالش ذکرشده در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری دخیل هستند و نتایج حاصل تحلیل عاملی نشان داد که " عدم تعهد کافی مدیران ارشد نسبت به پیاده سازی و "جابه جایی مدیران و تصمیم گیرندگان" از مهم ترین چالش های پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری در اماکن ورزشی شهر تهران است. با توجه به یافته های تحقیق مشاهده می شود که فاکتورها و یا چالش های مدیریتی، ساختاری، فرهنگی، فنی و اقتصادی پنج گروه اصلی از فاکتورهایی هستند که به عنوان فاکتورهای اساسی تأثیرگذار بر عدم موفقیت پروژه های مدیریت ارتباط با ارباب رجوع در اداره سالن های ورزشی مد نظر و نحوه ارتباط آن ها با مشتریان این سالن ها تعیین شدند.
هدف از پژوهش حاضر تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه بازبینی شده اضطراب حالتی رقابتی-2 بود. بدین منظور 170 ورزشکار مرد و زن در سطوح مختلف مهارتی و در رشته های مختلف، به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و نسخه فارسی پرسش نامه بازبینی شده اضطراب حالتی رقابتی-2 را تکمیل کردند. از تحلیل عاملی تأییدی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری به منظور تعیین روایی سازه، از ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین همسانی درونی پرسش نامه و برای تعیین پایایی زمانی این ابزار از ضریب همبستگی درون طبقه ای در روش آزمون مجدد استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، ضرایب آلفای کرونباخ و همبستگی درون طبقه ای نشان داد که نسخه فارسی پرسش نامه بازبینی شده اضطراب حالتی -رقابتی- 2 از روایی و پایایی قابل قبولی در بین ورزشکاران ایرانی برخوردار است و قابلیت این را دارد که ورزشکاران، مربیان و پژوهشگران از این پرسش نامه به عنوان ابزاری روا و پایا برای سنجش اضطراب حالتی رقابتی ورزشکاران استفاده کنند.
سواد بدنی موضوعی مهم در مسیر حفظ سلامت فردی و اجتماعی است. فردی دارای سواد بدنی است که روحیه و انگیزه لازم برای فعالیت های بدنی را داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط اعتماد به نفس با انگیزه آموزش فعالیت بدنی: نقش واسطه ای سواد بدنی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی (معلمان عمومی و تخصصی تربیت بدنی) استان خوزستان بود. نمونه آماری به دلیل گسترده بودن در ابتدا به روش تصادفی خوشه ای چهار شهر اهواز، بهبهان، مسجدسلیمان و دزفول (790=N) انتخاب شدند. سپس با استناد به جدول کرجسی و مورگان (258=n) نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه اعتماد به نفس آموزش تربت بدنی اسپیتل (2015)، پرسش نامه سواد بدنی چوی و همکاران (2020) و پرسش نامه انگیزه آموزش فعالیت بدنی اسپیتل (2015) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد اعتماد به نفس معلمان با انگیزه آنان برای آموزش تربیت بدنی رابطه معنا داری داشت (434/0) و اعتماد به نفس معلمان با سواد بدنی آنان رابطه معنا داری داشت (591/0). همچنین سواد بدنی معلمان با انگیزه آنان برای آموزش تربیت بدنی رابطه معناداری داشت (383/0)، و درنهایت اعتماد به نفس با انگیزه معلمان ورزش مقطع ابتدایی برای آموزش تربیت بدنی با نقش واسطه ای سواد بدنی رابطه معناداری داشت که 69 درصد اثر کل اعتمادبه نفس معلمان بر انگیزه آموزش تربیت بدنی از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی سواد بدنی تبیین می شود. با توجه به اهمیت ارائه آموزش تربیت بدنی باکیفیت در سطح دبستان و اینکه سواد بدنی پایه و اساس آشنایی با مهارت های رفتاری و حرکتی، آمادگی جسمانی، آگاهی، دانش و درک سالم زیستن و تقویت فرصت تفریحات بدنی به شمار می رود، پیشنهاد می شود از معلمان متخصص و با سطح سواد بدنی بالا برای تدریس درس تربیت بدنی در مقطع ابتدایی استفاده شود
هدف از این تحقیق ارائه مدلی موفق در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشکده های تربیت بدنی دانشگاه های آزاداسلامی از منظر زیر ساخت های فنآوری اطلاعات است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. نمونه تحقیق برابر با جامعه آماری شامل 160 نفر از اعضاء هیأت علمی دانشکده های تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. پرسشنامه تحقیق پس اخذ روایی از سوی 14 نفر از خبرگان و تعیین پایایی آزمون، با استفاده از روش آماری آلفای کرونباخ 76/ در بین جامعه آماری مشتمل بر توزیع و جمع آوری گردید. برای تحلیل داده ها و آزمون فرض از روش های آماری آزمون tتک نمونه ای استفاده شد. از تحلیل عاملی تأییدی برای شناخت متغیر های مکنون استفاده گردید. برای آزمون فرضیات، از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری18 SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها نشان داد زیرساخت فنآوری اطلاعات در موفقیت پیاده سازی مدیریت دانش بسیار اثرگذار است و وضعیت این عامل در دانشکده های تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی در حد مناسبی قرار ندارد. با توجه به سطح معنی داری(0.05 P_Value >) دسترسی به زیر ساخت شبکه با بیشترین واریانس(0.345) و بعد از آن نیز دسترسی به نرم افزارها(0.278) موفقیت مدیریت دانش را تبیین می کنند. واضح است بدون داشتن یک زیر ساخت مناسب، محیطهای دانشگاهی به نحو احسن نمی توانند در ایفای دو نقش کلی و سنتی خود که همانا خلق و انتشار دانش است ظاهر شوند. به همین دلیل افزایش سرمایه گذاری بمنظور گسترش زیرساخت فنآوری اطلاعات پیشنهاد می شود.
هدف این پژوهش بررسی اثر برنامه جامع گرم کردن فیفا +11 داوران بر تعادل پویای داوران و کمک داوران مرد فوتبال ایران بود. 52 داور و کمک داور فوتبال بدون سابقه آسیب دیدگی داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به گروه های تجربی و کنترل (26 نفر گروه تجربی، 26 نفر گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هفده هفته برنامه +11 داوران را انجام دادند، درحالی که گروه کنترل در طول نیم فصل روش گرم کردن معمول و سنتی خود را اجرا کرد، برای برآورد تعادل پویای داوران در پیش آزمون و پس آزمون از آزمون تعادل Y استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون تحلیل واریانس صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تعادل پویا در جهت های قدامی و خلفی داخلی و نمره کلی تعادل داوران گروه تجربی در پس آزمون در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری داشت، درحالی که درجهت خلفی خارجی تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد. با توجه به یافته های تحقیق، برنامه جامع گرم کردن فیفا +11 داوران می تواند تعادل پویای داوران و کمک داوران فوتبال را بهبود بخشد.
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر دوازده هفته تمرین ترکیبی بر سطح RBP4 و مقاومت به انسولین در مردان میانسال چاق بود.به همین منظور 20 مرد میانسال چاق از بین داوطلبان انتخاب شدند و در دو گروه تمرین ترکیبی (10 نفر با میانگین سن 25/2 ± 2/51 سال و شاخص توده بدن 81/0 ± 44/31 کیلوگرم بر متر مربع) و کنترل (10 نفر با میانگین سن 11/2 ± 3/50 سال و شاخص توده بدن 34/1 ± 32/30 کیلوگرم بر متر مربع) قرار گرفتند.گروه ترکیبی، برنامه تمرینی دوازده هفته ای شامل تمرین مقاومتی (3 جلسه در هفته با شدت 75-50 درصد یک تکرار بیشینه به مدت 22 دقیقه) و تمرین استقامتی ( راه رفتن یا دویدن، 3 جلسه در هفته با شدت 80-50 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 22 دقیقه) را اجرا کردند. یافته ها نشان داد که پس از دوازده هفته تمرین ترکیبی، میزان RBP4 (003/0P=) و شاخص مقاومت به انسولین (019/0P=) در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری یافت. بنابراین می توان گفت که دوازده هفته تمرین ترکیبی سبب کاهش مقدار RBP4و شاخص مقاومت به انسولین می شود که این تغییرات ممکن است با کاهش وزن آزمودنی ها همسو باشد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ارتباطات غیرکلامی مدرسین تربیت بدنی دانشگاه بر پاسخ های هیجانی و رضایت مندی دانشجویان می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی- همبستگی بود که داده های آن به صورت میدانی جمع آوری گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شرکت کننده در کلاس های واحد تربیت بدنی عمومی دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) بود که بر اساس جدول مورگان 105 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. بمنظور گردآوری داده ها از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ اﺳ ﺘﺎﻧﺪارد (جانگ و یوون، 2011) استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین ارتباطات غیرکلامی و تمامی مؤلفه های آن با رضایت مندی دانشجویان ارتباط معناداری وجود دارد (822/0=r). همچنین مؤلفه های ارتباطات غیرکلامی توانایی پیش بینی 46 درصد از پاسخ های هیجانی مثبت و 16 درصد از پاسخ های هیجانی منفی را دارا بودند و از طرف دیگر نیز 67 درصد از تغییرات رضایت مندی مربوط به پاسخ های هیجانی مثبت و 32 درصد از تغییرات رضایت مندی مربوط به پاسخ های هیجانی منفی می باشد. در این راستا توجه به این متغیرها و تلاش در جهت بهبود آن می تواند گامی مؤثر در راستای ارزیابی بهتر نیروی انسانی در سازمان و هدایت آنان در مسیر مناسب ارائه خدمات مناسب آموزشی و بهبود کیفیت عملکرد این افراد باشد.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر تمرینات عملکردی بر تعداد واحدهای حرکتی مرحله افزایش و کاهش شتاب دسترسی به اشیا (با اشکال استوانه، مکعب و منشور) و اندازه های متفاوت (کوچک، متوسط و بزرگ) در کودک مبتلا به سندرم داون شش ساله بود. این پژوهش، آزمایشی با طرح تک آزمودنی است و جهت انجام آن، یک شرکت کننده مبتلا به سندرم داون که اختلال جسمانی و حرکتی شدیدی نداشت از کانون سندرم داون معرفی گردید ( مؤنث و شش ساله). جهت انجام پژوهش، پیش آزمون و پس آزمون دسترسی به اشیا با اشکال و انداز های متفاوت با استفاده از دستگاه تحلیل حرکتی انجام گرفت و آزمودنی به مدت 24 جلسه 60 دقیقه ای (پنج جلسه در هفته)، تحت تمرینات عملکردی قرار گرفت. هر جلسه تمرین شامل سه بخش 15 دقیقه ای بود که بین آن ها پنج دقیقه استراحت در نظر گرفته شده بود. یافته ها نشان می دهد که میانگین تعداد واحدهای حرکتی مرحله افزایش شتاب دسترسی به شی استوانه با اندازه متوسط، کمتر از اشکال دیگر (N=7.50) و اندازه اثر، بیشتر از اشکال با اندازه های دیگر بود (E=0.91). میانگین تعداد واحدهای حرکتی مرحله کاهش شتاب دسترسی به شی استوانه با اندازه متوسط نیز کمتر از اشکال دیگر (N=5.83) و اندازه اثر، بیشتر از اشکال با اندازه های دیگر بود (E=0.93). میانگین تعداد واحدهای حرکتی در پس آزمون نشان می دهد که آزمودنی اجرای بهتری نسبت به پیش آزمون داشته است. همچنین، یافته ها بیانگر آن است که 24 جلسه تمرینات عملکردی باعث کاهش تعداد واحدهای حرکتی مرحله افزایش و کاهش شتاب در الگوی دسترسی می شود. بدین ترتیب، پژوهش حاضر از یافته های گذشته که مبتنی بر تمرینات تکلیف محور با رعایت اصل اختصاصی بودن تمرین بوده اند، حمایت می کند.
دیابت قندی عملکرد تولید مثلی مردان را در سطوح مختلف از جمله کنترل پارامترهای اسپرماتوژنز تحت تأثیر قرار می دهد. دراین راستا ﻫﺪف از پژوهش ﺣﺎﺿﺮ، ارزیابی اثر تمرین هوازی بر پارامترهای باروری در موش های نر دیابتی بود. بدین منظور، 30 ﺳﺮ موش نر نژاد ویستار (با میانگین سنی دو تا سه ماه؛ وزن 250 200گرم) ﺑﻪ ﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓﯽ در سه ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل سالم، کنترل دیابتی و دیابتی ﺗﻤﺮﯾﻦ تقسیم شدند (هر گروه 10 سر). جهت دیابتی کردن موش ها از یک مرحله تزریق درون صفاقی 55 میلی گرم/کیلوگرم استرپتوزوتوسین اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪ و یک ﻫﻔﺘﻪ پس از ﺗﺰرﯾﻖ استرپتوزوتوسین، برنامهﺗﻤﺮﯾﻦاﺳﺘﻘﺎﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺪت هشت ﻫﻔﺘﻪ اجرا ﮔشت(پنج نوبت در هفته دویدن روی تردمیل؛ هر جلسه 20 تا شش دقیقه با سرعت 27 متر در دقیقه). 48 ﺳﺎﻋﺖ ﭘﺲ از آﺧﺮﯾﻦ ﺟﻠﺴﮥ ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ، ﺣﯿﻮاﻧﺎت ﺗﺸﺮﯾﺢ شدند و اپیدیم چپ جهت بررسی پارامترهای اسپرم و سرم خون موش ها جهت بررسی هورمون های جنسی جمع آوری گردید. داده ﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزﻣﻮنﺗﺤﻠﯿﻞ وارﯾﺎﻧﺲ ﯾﮏ ﻃﺮﻓﻪ و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری (05/0) بررسی شد. نتایج بیانگر آن است که تمام پارامترهای اسپرمی (تعداد، تحرک پذیری، مورفولوژی و قابلیت حیات) به شکل معنا داری در موش های دیابتی در مقایسه با گروه کنترل سالم، کمتر می باشد ( P<0.05 ). البته، یافته ها حاکی از آن است که تمام پارامترهای اسپرمی در گروه تمرین دیابتی درمقایسه با گروه کنترل دیابتی به شکل معنا داری بالاتر می باشد( P<0.05 ). همچنین، نتایج نشان می دهد که هورمون های جنسی (تستوسترون ، هورمون لوتئینه کننده و هورمون محرک فولیکولی) در گروه تمرین دیابتی در مقایسه با گروه کنترل دیابتی به طور معنا داری بیشتر است( P<0.05 ). به طورکلی در یک مدل تجربی، تمرین ورزشی می تواند اثرات مخرب دیابت قندی بر پارامترهای اسپرمی و هورمون های جنسی را تقلیل دهد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دوره تمرین (دوره های آماده سازی و مسابقه فوتبال) بر شاخص های پلاکتی، فیبرینوژن و CRP در بازیکنان حرفه ای می باشد. بدین منظور، 10 نفر از بازیکنان تیم فوتبال صنعت نفت آبادان (با میانگین سنی 7/2±5/22 سال، وزن 4±71 کیلوگرم، قد 5/4±5/178 سانتی متر و شاخص توده بدن 4/0±2/22 کیلوگرم بر مترمربع) در این پژوهش شرکت نمودند و یک فصل دوره های آماده سازی و مسابقه فوتبال (که حدوداً 10 ماه بود) را اجرا کردند. شایان ذکر است که نمونه های خونی به منظور اندازه گیری شاخص های پلاکتی، فیبرینوژن و CRP در چهار مرحله قبل و بعد از دوره آماده سازی، نیم فصل و پایان فصل مسابقات گرفته شد. جهت مقایسه میانگین پارامترها نیز از تحلیل واریانس مکرر استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که دوره تمرین باعث ایجاد تغییر معنادار در سطوح استراحتی تعداد پلاکت ها، متوسط حجم پلاکتی و درصد پلاکتی شده است، اما در سطوح استراحتی پهنای توزیع پلاکتی، فیبرینوژن و CRP تغییری ایجاد نکرده است. به طورکلی، می توان گفت که دوره تمرین باعث کاهش تشکیل ترومبوز و نیز کاهش احتمال وقوع حمله قلبی در فوتبالیست های حرفه ای می شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و دوپامین جسم مخطط در موش های پارکینسونی، پس از پیوند سلول های بنیادی مغز استخوان بود. بدین منظور، 35 موش صحرایی نر هفت هفته ای با وزن 300 250 گرم به صورت تصادفی به گروه های کنترل سالم، پارکینسونی کنترل، سلول درمانی، تمرین و سلول درمانی + تمرین تقسیم شدند. برای ایجاد مدل پارکینسونی، تخریب جسم مخطط با تزریق پنج میکروگرم محلول شش- هیدروکسی دوپامین به صورت استریوتاکسی صورت گرفت و برای تأیید آن از آزمون چرخشی آپومورفین استفاده شد. علاوه براین، به منظور جداسازی سلول های بنیادی، از مغز استخوان ران و درشت نی موش های صحرایی نر شش تا هشت هفته ای استفاده شد که پس از کشت، حدود 105 سلول در دو میکرولیتر محیط از طریق کانال به داخل جسم مخطط گروه های دریافت کننده سلول تزریق شد. همچنین، تمرین شامل هشت هفته دویدن روی نوارگردان با سرعت 15 متر بر دقیقه در دو وهله 15 دقیقه ای و پنج روز در هفته بود. قابل ذکر است که فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و دوپامین به روش الایزا اندازه گیری شد. یافته ها نشان می دهند که مقادیر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و دوپامین جسم مخطط در گروه تمرین، سلول و به ویژه تمرین + سلول، افزایش معناداری نسبت به گروه کنترل پارکینسون داشته است (0.05P≤). به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر، اثر مثبت هشت هفته تمرین روی نوارگردان در موش های پارکینسونی پیوند شده با سلول های بنیادی مغز استخوان را مورد تأیید قرار داد که می تواند به عنوان یک روش کمک کننده به درمان غیردارویی مورد توجه قرار گیرد.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر یک دوره برنامه تمرین تعادلی منتخب در شرایط تکلیف دوگانه و منفرد بر حافظه کاری کودکان با اختلال هماهنگی رشدی بود. روش پژوهش، نیمه تجربی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگری با گروه کنترل بود. بدین منظور 39 دانش آموز پسر مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به 3 گروه 13 نفره تمرین در شرایط دوگانه، تمرین در شرایط منفرد و کنترل تقسیم شدند. دو گروه تجربی به مدت 8 هفته تحت مداخله تمرینات منتخب تعادلی در دو شرایط مختلف دوگانه و منفرد قرار گرفتند. شرکت کنندگان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگری (دو ماه بعد از پس آزمون) با استفاده از آزمون بلوک های تپنده کورسی ارزیابی شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و همچنین تحلیل کوواریانس یکراهه نشان داد که در پس آزمون، حافظه کاری در گروه تکلیف دوگانه برتر از هر دو گروه تکلیف منفرد و کنترل بود (05/0P<). همچنین تفاوت معناداری از پیش آزمون تا پس آزمون در همه گروه های آزمایشی جز گروه تکلیف منفرد در شاخص گسترده بلوک و گروه کنترل مشاهده شد. در آزمون پیگری، این برتری تنها در شاخص نمره کلی و کل کوشش های صحیح مشاهده شد. همچنین، گروه تکلیف منفرد در پس آزمون از گروه کنترل برتر بود (05/0P<). به دلیل اهمیت کارکردهای اجرایی، استفاده از این برنامه تمرینی منتخب به منظور بهبود حافظه کاری می تواند ابزار مفیدی برای این گروه از کودکان باشد.
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین ادراک از منابع قدرت مربیان با رضایتمندی جودوکاران نخبه ایران بود که با روش تحقیق همبستگی و به صورت میدانی به اجرا درآمد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه جودوکاران لیگ برتر تشکیل می دادند. در این تحقیق نمونه آماری 115 جودوکار در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های اطلاعات فردی، پرسشنامه قدرت در ورزش(96/0=α) و پرسشنامه رضایتمندی ورزشکار (94/0=α) استفاده شد . به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی، و در راستای تعیین ارتباط از رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین منابع قدرت مربیان و رضایتمندی بازیکنان رابطه معنی داری وجود دارد (01/0> p). همچنین یافته های تحقیق رابطه مثبت و معنی داری بین قدرت مبتنی بر پاداش و قدرت مرجعیت با رضایتمندی بازیکنان را نشان داد(01/0> p)، ولی بین منابع قدرت مبتنی بر تنبیه، قدرت قانونی و قدرت تخصص با رضایتمندی بازیکنان ارتباط معنی داری مشاهده نشد(05/0> p). به طور کلی منابع قدرت مربیان عاملی مهم و پیش بینی کننده در رضایتمندی ورزشکاران است.
استفاده از تلاش ذهنی در تمرین متغیر و تمرین کم خطا از یکدیگر متفاوت است؛ به صورتی که دلیل افزایش یادگیری مهارت را افزایش خطا در تمرین متغیر می دانند؛ درحالی که نتیجه بهینه عملکرد در تمرین کم خطا به خاطر کاهش تلاش ذهنی در آن است؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تناقض اثر تلاش شناختی در تغییرپذیری تمرین و یادگیری پنهان با به کارگیری هر دو روش یادگیری بر یک تکلیف پیچیده یکسان و در شرایط یکسان تکلیف ثانویه شناختی بود. بدین منظور، 72 دانشجو به شش گروه 12 نفری کم خطا-متغیر، پرخطا-متغیر، کم خطا-ثابت، پرخطا-ثابت، کنترل-ثابت و کنترل-متغیر تقسیم شدند. تمامی گروه ها در پیش آزمون، سه روز تمرینی، آزمون های اکتساب، یادداری و انتقال ثانویه شرکت کردند. شرکت کنندگان گروه پرخطا-متغیر به ترتیب از فواصل 5/3، 25/3 ،3، 75/2 و 5/2 متری و گروه کم خطا-متغیر به طور برعکس در همین فواصل تمرین کردند؛ درحالی که گروه کم خطا-ثابت فقط از فاصله 5/2متری، گروه پرخطا-ثابت فقط از فاصله 5/3 متری، گروه کنترل ثابت از فاصله سه متری و گروه کنترل-متغیر تمامی فواصل را به طور تصادفی تمرین کردند. برای تحلیل دقت پرتاب در مراحل اکتساب از تحلیل واریانس مختلط (3 * 3) (گروه * روز)، در مراحل آزمون از تحلیل واریانس مختلط (3 * 4) (گروه * آزمون) با سطح معناداری 05/0درنظر گرفته شد. در آزمون یادداری بین گروه کم خطا-متغیر با گروه های پرخطا-متغیر (0.001 = P)، پرخطا-ثابت (0.002 = P) و کنترل-ثابت (0.006 = P) تفاوت معنادار وجود داشت. در آزمون انتقال، بین گروه کم خطا-متغیر با گروه های پرخطا-متغیر (0.001 =P )، پرخطا-ثابت (0.001= P) و کنترل-ثابت (0.002 = P) تفاوت معنادار مشاهده شد. براساس نتایح، پیشنهاد می شود که مربیان، کاردرمانان و درمانگران می توانند در آموزش مهارت های حرکتی روش های تمرینی کم خطا و کنترل-متغیر را به کار گیرند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین فعالیت های جسمانی و برخی عوامل خطر ساز قلبی عروقی مدیران مرد دانشگاه شهید چمران اهواز بود آزمودنی های تحقیق عبارت بود از 89 مدیر و 68 غیر مدیر داوطلب با دامنه سنی 25 - 66 سال آزمودنی ها به دو گروه مدیران و غیر مدیران و مدیران به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شدند برخی از عوامل خطر ساز قلبی عروقی مانند کلسترول تام (C-T) و لیپو پروتئین های خون (VLDL- CLDL - CHDL-C) تری گلیسرید (TG) عامل خطر ساز (RF( ضربان قلب (HR) فشار خون سیستوکلی و دیاستولی قند خون غیر ناشتا (G) در صد چربی (FAT) و شاخص توده بدن (BMI) اندازیه گیری شد برای مقایسه دو گروه مدیران و غیر مدیران و مدیران فعال و غیر فعال از آمار توصیفی و آزمون T مستقل در سطح 0/05 استفاده شد یافته های تقحیق نشان داد میزان مدیران به طو رمعنی داری بیشتر از گروه غیر مدیران بود و در بقیه موارد بین این دو گروه تفاوتی دیده نشد همچنین بین مقادیر گروه مدیران فعال و غیر فعال تفاوتع معنی داری مشاهده شد و در بقیه موارد تفاوتی ملاحظه نشد نتایج کلی این پژوهش پیشنهاد می کند که مدیران برای کاهش و جلوگیری از آثار عوامل خطر ساز بیماری های قلبی عروقی باید از فعالیت های جسمانی منظم استفاده کنند.
هوش فرهنگی یکی از کاراترین ابزارها برای انجام اثربخش وظایف در محیط های متنوع و ناهمگونی است که به فرد امکان انجام وظیفه در موقعیت های چندفرهنگی را به طور اثربخش می دهد. هدف این پژوهش، بررسی میزان تأثیر این متغیر بر عملکرد کارکنان بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از بُعد جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، 109 نفر و تعداد نمونه 90 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی بودند. ابزار تحقیق پرسشنامه های عملکرد فردی و هوش فرهنگی بود. روایی صوری و محتوایی هر دو پرسشنامه را 10 نفر از استادان متخصص تأیید شد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برای عملکرد فردی 74/0 و برای هوش فرهنگی 66/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل آماری از آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون، فریدمن استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش فرهنگی و عملکرد فردی و همچنین بین سه بُعد از چهار بُعد هوش فرهنگی (استراتژی، انگیزش و رفتار) و عملکرد فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و اولویت ابعاد هوش فرهنگی کارکنان، دانش، انگیزش، رفتار و استراتژی است. همچنین، میزان هوش فرهنگی و هر چهار بُعد آن و عملکرد کارکنان در حد مطلوبی قرار داشت.