، میکرو RNA پروآنژیوژنزی سلول های اندوتلیال است که این میکرو RNA، از طریق سرکوب EphrinA3 و افزایش مهاجرت برخی هدف های ژنی و پروتئینی (VEGF) موجب بهبود فرایند رگ زایی می شود. در این پژوهش 12 سر رت نر در سن هشت هفتگی با میانگین وزنی20±180 گرم انتخاب و تصادفی به دو گروه کنترل (6=n) و تمرین (6=n) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید به مدت چهار هفته و هر هفته پنج روز شامل سه تناوب شدید (چهار دقیقه با شدت 90 تا 100 درصد (VO2max و سه تناوب سبک (دو دقیقه با شدت 50 تا 60 درصد VO2max) انجام گرفت. میزان بیان ژن ها با تکنیک Real time-PCR و از روش ∆∆CT -2 محاسبه شدند. برای تعیین معنادار بودن متغیرها بین گروه های تحقیق از آزمون آماری t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد تمرین تناوبی شدید موجب تغییر معنادار افزایش بیان ژن Mir-210 و VEGF شد (005/0P=)- (003/0P=). همچنین کاهش بیان ژن گیرنده EphrinA3 در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل معنادار شد (000/0P=). به طور کلی شاید در اثر هیپوکسی، که همراه با تمرین تناوبی شدید اتفاق افتاده است، افزایش بیان ژن های Mir-210 و VEGF موجب بهبود عملکرد پروآنژیوژنزی سلول های اندوتلیال می شود که این سازگاری به افزایش رگ زایی در رت ها منجر شده است.
هدف از تحقیق حاضر بررسی دستکاری حواس و سرعت بر اجرای هماهنگی پویای دودستی بود. بدین منظور پانزده دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی با دامنه سنی 18 تا 25 سال، به عنوان آزمودنی الگوهای هماهنگی درون مرحله و خارج مرحله را از سرعت آهسته به تند در پنج وضعیت حسی مختلف اجرا کردند. برای بررسی دو الگوی حرکتی، از دو آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری (5 شرایط حسی×3 سرعت اجرا) روی هر کدام از الگوهای درون مرحله و خارج مرحله استفاده شد و تأثیرات اصلی پس از آن با استفاده از آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شد. متغیر وابسته خطای فاز نسبی بود. نتایج نشان داد که افزایش سرعت اجرای حرکات بر اجرای الگوی حرکتی خارج مرحله0180اثر داشت (001/0P=)، اما بر الگوی درون مرحله00اثری نداشت (9/0P=). نتایج دستکاری حواس نشان داد که در دقت و تغییرپذیری اجرای دو فاز نسبی الگوهای حرکتی، دستکاری بینایی و حس عمقی اثر دارد (001/0P=)، اما دستکاری شنوایی اثری بر اجرای این الگوها نداشت (315/0P=). علاوه بر این، در این تحقیق بیشترین مقدار میانگین خطای فاز نسبی و انحراف معیار خطای فاز نسبی در وضعیت دستکاری حس عمقی بود (001/0P=). در توضیح یافته های حاضر می توان گفت که تکلیف خطی هماهنگی دودستی در تحقیق حاضر یک تکلیف به حس عمقی وابسته است.
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر تصویر بدنی، اختلال خوردن و عملکرد جنسی زنان لاغر غیر ورزشکار بود. بدین منظور، 26 زن لاغر غیر ورزشکار با عملکرد جنسی پایین به صورت در دسترس انتخاب شدند و با آرایش تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت هشت هفته در تمرینات مقاومتی شرکت نمود و گروه کنترل در طول این مدت به فعالیت های روزانة خود پرداخت . لازم به ذکر است که هر دو گروه پرسش نامه های نگرش فرد در مورد تصویر بدنی، نگرش نسبت به تغذیه و عملکرد جنسی زنان را به صورت پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند و داده ها با استفاده از کوواریانس چندمتغیره تحلیل گردید. نتایج حاکی از اثر مثبت تمرینات مقاومتی بر شاخص تودة بدنی، تصویر بدنی و عملکرد جنسی می باشد؛ اما این تمرینات بر اختلال خوردن تأثیری نداشته است. بر اساس نتایج ، تمرینات مقاومتی برای بهبود تصویر بدنی و افزایش عملکرد جنسی زنان لاغر غیر ورزشکار پیشنهاد می شود.
هدف از تحقیق حاضر بررسی مدل انتقال زمینه ای نقش تربیت بدنی در مدراس بر انگیزش و رفتار فعالیت بدنی نوجوانان بود. روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود که به روش مقطعی انجام شد. آزمودنی های تحقیق شامل 513 نوجوان پسر و دختر تشکیل بودند که به-صورت نمونه گیری دردرسترس انتخاب شدند. متغیرهای اصلی تحقیق شامل متغیرهای مربوط به نظریه خودتعیین گری (شامل حمایت خودمختاری ادراک شده، انگیزش درونی در کلاس تربیت بدنی، و انگیزش درونی در اوقات فراغت)، و متغیرهای مربوط به نظریه رفتار برنامه ریزی شده (شامل نگرش، هنجارهای ذهنی، و کنترل رفتاری ادراک شده)، تمایل به فعالیت بدنی، و رفتار فعالیت بدنی بودند. داده-های تحقیق با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری شدند. برای تحلیل آماری داده ها از آزمون همبستگی و روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که حمایت خودمختاری ادراک شده با انگیزش درونی در کلاس تربیت بدنی ارتباط معناداری داشته و متعاقباً انگیزش درونی ایجاد شده در محیط ورزش تربیت بدنی در مدرسه به انگیزش درونی برای انجام فعالیت بدنی در اوقات فراغت منتقل شده است. همچنین، نتایج نشان داد که انگیزش درونی در اوقات فراغت با مولفه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده ارتباط معناداری دارند. به علاوه، مولفه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده (به جز نگرش) با تمایل به فعالیت بدنی ارتباط معناداری دارند. درنهایت، تمایل به فعالیت بدنی با بروز رفتار فعالیت بدنی ارتباط معناداری داشت. این نتایج از مدل انتقال زمینه ای حمایت می کند و نشان دهنده اهمیت محیط تربیت بدنی در مدرسه برای ایجاد انگیزه برای انجام فعالیت بدنی در زمان اوقات فراغت می باشد. این نتایج می تواند برای معلمین تربیت بدنی و مربیان ورزش از اهمیت زیادی برخوردار باشد.
موضوع اشتغال به ویژه اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی مهم ترین چالش کشور در دهه پیش رو است؛ ازاین رو، شناسایی و پرورش ویژگی های مربوط به کارآفرینی به خصوص در دانش آموختگان رشته تربیت بدنی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر کارآفرینی دانش آموختگان تربیت بدنی بود. این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و ازنوع اکتشافی بود که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموختگان تربیت بدنی 11 دانشکده تربیت بدنی کشور طی سال های 87-1382 بود که در زمان مطالعه تعداد دانش آموختگان 4235 نفر بود. با توجه به دستور برآوردحجم نمونه، شمار آماری 200 نفر به دست آمد. در این پژوهش، برای برآورد اعتبار پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ که برابر با 887/0 بود، استفاده شد. این پرسش نامه برپایه عوامل شناسایی شده مؤثر در کارآفرینی دانش آموختگان تربیت بدنی در پیشینه پژوهش و دیدگاه صاحب نظران وکارشناسان فراهم شده است؛ بنابراین، روایی آن خودبه خود تأیید می شود. در این پژوهش، با بررسی مطالعات مشابه و استفاده از دیدگاه های صاحب نظران با روش دلفی، عوامل مؤثر در کارآفرینی دانش آموختگان تربیت بدنی در شش بعد روان شناختی، جمعیت شناختی، تحصیلی، مدیریتی، محیطی و صلاحیت های حرفه ای شناسایی شد و با استفاده از روش های آماری تأثیرگذاری این عوامل تأیید شد و در پایان نیز پیشنهادهایی براساس تحلیل های انجام شده ارائه گردید.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی بر میزان آدیپونکتین و hs-CRP زنان دارای اضافه وزن بود. در این پژوهش 22 زن دارای اضافه وزن (میانگین ± انحراف معیار، سن 43/4±04/26 سال، وزن 56/6±10/73 کیلوگرم و نمایه توده بدنی 53/2±35/29)، به صورت داوطلبانه شرکت داشتند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (11=n) و تمرین ترکیبی ایستگا هی (11=n) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین ترکیبی ایستگاهی به مدت هشت هفته و هر هفته چهار جلسه با شدت 90-70 درصد حداکثر ضربان قلب، تمرین کردند. نمونه خون قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین در حالت ناشتا گرفته شد. برای اندازه گیری متغیرهای هورمونی از روش الایزا استفاده شد. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. پس از هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی، سطوح آدیپونکتین در گروه تجربی به طور معناداری (001/0 P =) افزایش یافت، درحالی که سطوح hs-CRP دراین گروه کاهش یافت (001/0 P =). به نظر می رسد که تمرین ترکیبی ایستگا هی با شدت بالا، به دلیل تأثیرات ضد ا لتهابی شیوه درمانی مؤثری برای جلوگیری و بهبود عوامل خطر بیماری ها ی مزمن مرتبط با چاقی مانند بیماری قلبی- عروقی، دیابت و ... در زنان جوان کم تحرک و دارای اضافه وزن باشد.
کنترل قامت از قابلیت های مهم در زندگی عادی و فعالیت های ورزشی انسان است، که همواره، اهمیت کانون توجه در آن مورد بحث است. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دستورالعمل های کانون توجه تکلیف فرا قامتی بر عملکرد و یادگیری کنترل قامت در دختران 9 تا 12 ساله بود. در این پژوهش 45 نفر از دانش آموزان دختر یکی از دبستان های شهرستان ملایر شرکت داشته اند که از طریق قرعه کشی به صورت تصادفی، به سه گروه، توجه بیرونی، درونی و کنترل تقسیم شدند. از آزمودنی ها خواسته شد که با استفاده از دستورالعمل های ارائه شده روی تکلیف فراقامتی، کنترل قامت خود را حفظ کنند. دستورالعمل ها در ارتباط با توجه به میله ای که به صورت افقی در دست داشتند (توجه بیرونی)، توجه به دست های خود (توجه درونی)، و بدون دستورالعمل (کنترل)، بود.نتایج تحلیل واریانس با اندازه های تکراری، نشان داد که روند یادگیری در گروه توجه بیرونی نسبت به گروه توجه درونی (049/0=P)، و کنترل (005/0=P)، معنا دار بود، اما تفاوت معنا داری بین یادگیری گروه توجه درونی و کنترل یافت نشد (345/0=P). نتیجه اینکه دستورالعمل کانون توجه بیرونی در مقایسه با دستورالعمل کانون توجه درونی روی تکلیف فرا قامتی به کنترل قامتی بهتر منجر شد.
تمرین تناوبی با شدت زیاد استقامتی سنتی است. ازطرفی، تمرین استقامتی موجب افزایش اکسیداسیون اسید چرب در عضلات اسکلتی میشود. اکسیداسیون اسید چرب در محلهای مختلفی همچون انتقال اسید چرب از عرض غشای پلاسمایی تنظیم میشود و مشخص شده است که انتقال از عرض این غشاها به طور اساسی با میانجیگری پروتئینهای با حجم پایین( بر محتوای HIT( ناقل اسید چرب غشایی صورت میگیرد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت زیاد و حجم کم 19 سال، وزن / مردان جوان بود. 20 نفر مرد جوان نسبتاً فعال در دو گروه 10 نفره تمرین )سن 3 FABPpm و FAT/CD سارکولمایی ناقلهای اسید چرب 36 174 سانتیمتر( تقسیم شدند و گروه تمرین به مدت چهار هفته و سه جلسه / 65 کیلوگرم و قد 4 / 19 سال، وزن 9 / 172 سانتیمتر( و کنترل )سن 7 / 67/2 کیلوگرم و قد 7 با حجم کم پرداخت. هر جلسه تمرینی شامل 8 تا 11 تناوب رکابزدن 60 ثانیهای با شدتی برابر با اوج توان کسبشده در انتهای آزمون فزاینده HIT در هفته به بود که بین هر تناوب، 75 ثانیه رکابزدن با شدت 30 وات به منزله ریکاوری وجود داشت. در پیش و پسآزمون، از گروه تمرین نمونه عضلانی )از VO2peak زوجی برای تجزیه و تحلیل دادهها t و ANCOVA عضله پهن جانبی( به منظور مطالعه محتوای پروتئین به روش وسترن بلات گرفته شد. از روشهای آماری در گروه تمرین بودیم که این افزایش نسبت به پیشآزمون و گروه کنترل معنادار بود VO2peak ) 17 درصد / شاهد افزایش ) 8 ،HIT استفاده شد. پساز دوره نیز پس از 4 هفته تمرین تناوبی با شدت زیاد و حجم کم به ترتیب 14 و 25 درصد افزایش نشان داد FABPpm و CD محتوای سارکولمایی 36 .)p>0/05( با حجم کم استفاده شده در مطالعه حاضر که نسبت به پروتکلهای قبلی )بر پایه آزمون وینگیت( HIT بنابراین، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پروتکل .)p>0/05( شود که نشاندهنده FABPpm و CD تعدیل یافته بود، ظرف 4 هفته میتواند ظرفیت هوازی را افزایش دهد و موجب افزایش محتوای سارکولمایی ناقلهای 36 سازگاری در تسهیل انتقال اسید چرب به درون عضله اسکلتی درجهت افزایش ظرفیت اکسیداسیون چربی است.
ناپایداری مزمن مچ پا، به مثابه وقوع مجدد اسپرین مچ پا تعریف شده است، به گونه ای که حدود 40درصد مصدومان بعد از آسیب دیدگی حاد، با وجود دریافت بازتوانی های کافی، به این ناپایداری دچار می شوند. هدف این مطالعه، بررسی سهم ریزفاکتورهای نوسان های وضعیتی، در مهارت های پرش-فرود و جهش جانبی در پیش بینی وقوع اسپرین های مزمن است. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، 25 ورزشکار حرفه ای آسیب دید ه ی مچ پا و 25 ورزشکار سالم مشارکت کردند. شش متغیر (سطح نوسان های، طول مسیر و سرعت نوسان های در مهارت پرش-فرود؛ و سطح نوسان های، طول مسیر و سرعت نوسان های در مهارت جهش جانبی) به منزله متغیر های پیش بین آسیب اندازه گیری شدند و جهت پیش بینی، از رگرسیون لُجستیک استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد، شاخص طول مسیر و سرعت نوسان های در مهارت پرش-فرود، شاخص محیط نوسان های و طول مسیر نوسان های در مهارت جهش به پهلو در طبقه بندی گروه های آسیب دیده و سالم سهم آماری معناداری داشتند و به طورکلی مدل حدود 77درصد مورد ها را به طور صحیح طبقه بندی کرد. بنابراین، ورزشکاران با سابقه اسپرین مچ پا حین مهارت های جهشی-پرشی و تغییر مسیر نسبت به ورزشکاران سالم کنترل وضعیتی کمتری دارند و خطر بیشتری برای ابتلا به اسپرین مجدد تهدیدشان می کند. همچنین، افراد دارای ناپایداری مزمن مچ پا در سطح فرونتال، کنترل وضعیت کمتری دارند
هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار یک وهله فعالیت هوازی تناوبی بر اتساع رگی ناشی از جریان و فشارخون در زنان مبتلا به پیش پرفشاری خون (فشارخون سیستولی 120تا139 یا دیاستولی 80تا89 میلی متر جیوه) بود. بدین منظور، 12 زن مبتلا به پیش پرفشاری خون (با میانگین سنی 6/3±4/29 سال؛ وزن 6/4±7/65 کیلوگرم؛ شاخص توده بدن 5/1±9/24 کیلوگرم بر مترمربع)، بدون سابقه فعالیت ورزشی و ابتلا به هرگونه بیماری قلبی عروقی در دو شرایط کنترل و فعالیت هوازی تناوبی مورد مطالعه قرار گرفتند. فعالیت هوازی تناوبی شامل چهار ست چهار دقیقه ای دویدن با شدت 90 تا 95 درصد ضربان قلب بیشینه و چهار دقیقه فاصله استراحتی فعال به صورت راه رفتن بود. اتساع رگی ناشی از جریان پیش از فعالیت و یک ساعت پس از آن با استفاده از دستگاه سونوگرافی داپلر اندازه گیری شد. فشار خون نیز پیش از فعالیت و بلافاصله تا یک ساعت پس از فعالیت در فواصل 10 دقیقه ای اندازه گیری گردید. یافته های آزمون تی وابسته نشان می دهد که فعالیت هوازی تناوبی موجب افزایش معنادار اتساع رگی ناشی از جریان در یک ساعت پس از تمرین می شود (P=0.000). همچنین، فعالیت هوازی تناوبی موجب کاهش معنادار فشارخون از دقیقه 20 پس از فعالیت گردید که این کاهش تا آخرین زمان اندازه گیری فشار خون؛ یعنی 60 دقیقه پس از فعالیت ادامه داشت. به طور کلی، یافته ها حاکی از آن است که انجام یک وهله فعالیت هوازی تناوبی با پاسخ مثبت در اتساع رگی ناشی از جریان و فشارخون در زنان مبتلا به پیش پرفشاری خون همراه می باشد.
شین اسپلینت دردی شایع در بین دوندگان است که در ناحیه قدامی ساق پا بروز می کند. این تحقیق بررسی فعالیت الکتریکی عضلات ساق پا در ورزشکاران سالم و مبتلا به شین اسپلینت است. از بین دانشجویان رشته تربیت بدنی، 15 نفر سالم (قد: 97/5 20/ 176 سانتی متر و وزن: 47/10 46/75 کیلوگرم) و 15 نفر مبتلا به شین اسپلینت (قد: 18/6 2/176سانتی متر و وزن: 187/9 66/67 کیلوگرم) با دامنه سنی 18تا 25 سال در این تحقیق مشارکت کردند. فعالیت الکتریکی عضلات ساق پا در هر دو گروه و از سه عضله درشت نی قدامی،دوقلو داخلی و دوقلو خارجی ثبت شد. 27 ویژگی (18 ویژگی در حوزه زمان و 9 ویژگی در حوزه فرکانس) برای هریک از سیگنال های الکترومایوگرام استخراج شد. در این مطالعه از روش تحلیل مؤلفه های اصلی موسوم به روش پی سی ای برای پیداکردن تفاوت در فعالیت الکتریکی سه عضله مورد نظر در بین ورزشکاران سالم و مبتلا به شین اسپلینت استفاده شد. نتایج نشان دادند که می توان با استفاده از سیگنال های الکترومایوگرام و روش پی سی ای، حد آستانه ای تعریف کرد و با استفاده از این مقدار افراد سالم و بیمار را از هم تفکیک کرد؛ زیرا مشاهده شد تفاوت معناداری بین عضله های افراد سالم و بیمار وجود دارد و استفاده از روش پی سی ای، برای شناسایی این تفاوت ها مؤثر و پذیرفتنی است
تربیت بدنی تلاش دارد از طریق فعالیت های بدنی به توسعه مهارت های افراد بپردازد. سوال این است که آیا بازی های پرورشی می تواند باعث تکامل مهارت های ارتباطی کودکان پیش دبستانی شود؟ روش تحقیق نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون است، نمونه آماری شامل 50 کودک پسر 6 ساله است. آزمودنی ها از میان یک مهد کودک مناطق مرکزی شهر بروجرد انتخاب شدند. در مهد کودک پسران 26 نفر به عنوان گروه تجربی و 24 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شد. ابتدا آزمودنی ها توسط مربیان آموزشی و به وسیله فرم مشاهده از نظر وضعیت مهارت های ارتباطی نمره دهی شدند. و سپس گروه تجربی وارد پروتکل تمرینی شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تی برای گروه های مستقل و وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون مهارت های ارتباطی کودکان گروه تجربی تفاوت معنی داری مشاهده شد(0001/0=p). همچنین بین پس آزمون مهارت های ارتباطی کودکان فعال و غیر فعال تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0=p). به نظر می رسد مکانیسم بازی های پرورشی به گونه ای است که باعث پیشرفت سیستم عصبی و افزایش مهارت های اجتماعی و ارتباطی کودکان می شود.
هدف از این تحقیق بررسی تأثیر مکمل گیری منیزیم سولفات بر شاخص های الکترومیوگرافی آستانه خستگی (EMG FT)، لاکتات و زمان رسیدن به واماندگی (TTE) در پی یک جلسه فعالیت هوازی دویدن روی نوار گردان تا حد واماندگی در مردان دانشگاهی غیرفعال بود. به این منظور 16 دانشجوی پسر غیرفعال ( با میانگین سنی 18/1 ± 25/25 سال، قد 75/4 ± 18/176 سانتی متر، وزن 65/25 ± 51/79 کیلوگرم) به طور تصادفی به دو گروه مکمل (8 نفر) و دارونما (8 نفر) تقسیم شدند. خون گیری در چهار مرحله، قبل و بلافاصله بعد از آزمایش بروس در پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر، آنالیز کوواریانس، آزمون t همبسته و مستقل در سطح معناداری 05/0 =P تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بعد از دوره مکمل گیری TTE گروه مصرف کننده منیزیم سولفات با افزایش همراه بود (44/5 درصد)، ( 05/0 P<). همچنین مکمل منیزیم سولفات بروز EMG FTرا 140درصدافزایش داد ( 05/0 P<). اما تغییرات لاکتات در دو گروه معنادار نبود (05/0 P>). نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مصرف مکمل منیزیم سولفات موجب کاهش شیب فعالیت EMG FTعضله در پی یک جلسه فعالیت دویدن وامانده ساز روی نوارگردان می شود.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل روان شناختی و اجتماعی مؤثر در توسعه ورزش معلولان تاجیکستانی بود. روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. تعداد 300 معلول به صورت نمونه در دسترس انتخاب و پرسش نامه محقق ساخته را تکمیل کردند. این پرسش نامه بر اساس مبانی نظری، مصاحبه با ورزشکاران معلول و کارشناسان با تعداد 56 سئوال در حیطه های روان شناختی و اجتماعی طراحی شد. روایی صوری-محتوای آن توسط پنج صاحب نظر دانشگاهی تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی 10 عامل شامل رسانه، خانواده، حمایت اجتماعی، تعامل اجتماعی، احترام، انگیزه، لذت و نشاط، ترس، اعتمادبه نفس، خودکارآمدی را شناسایی و انجام تحلیل عاملی تأییدی در لیزرل، این عوامل را تأیید کرد. نتایج این پژوهش نشان داد در عوامل اجتماعی، به ترتیب، احترام گذاشتن، حمایت اجتماعی، رسانه، خانواده و تعامل اجتماعی مهم ترین موانع هستند. در حیطه عوامل روان شناختی، به ترتیب، انگیزه مشارکت، عزت نفس، ترس، خودکارآمدی و لذت و نشاط مهم ترین عوامل هستند.
هدف این پژوهش مطالعه ارتباط بین موفقیت در صعود به قله ای بلندتر از 6000 متر و نتایج آزمونهای
آمادگی بدنی است که معمولاً از سوی فدراسیون کوهنوردی برای انتخاب افراد اعزامی به ارتفاعات اجرا
34 سال، قد: /4±8/ میشود. در پژوهش حاضر ارتباط بین نتایج این آزمونها در 8 کوهنورد زن (سن: 7
60 کیلوگرم) و موفقیت و عملکرد آنها در صعود به قله 6654 /6±3/ 163/9±5/9 سانتیمتر، جرم بدن: 8
متری مراپیک بررسی شد. یافتهها نشان داد موفقیت در صعود به قله با نتایج آزمونهای آمادگی بدنی
شامل آزمون کوپر، پرش جفت، بارفیکس، و دراز نشست و نیز حجم تمرینات هفتگی، سن، جرم بدن،
شاخص توده بدنی، و درصد چربی بدن کوهنوردان ارتباط معنیداری نداشت. از طرفی موفقیت در صعود
به قله ارتباط معنیداری داشت با عملکرد کوهنوردان در ارتفاع بالاتر از 5000 متر در دو روز پیش از
به طور .(p=0/ و همچنین سابقه شبمانی در ارتفاعات بالاتر از 3000 متر ( 002 (p=0/ صعود به قله ( 039
کلی آمادگی بدنی کوهنوردان در ارتفاع نزدیک به سطح دریا نمیتواند تضمین کننده موفقیت و عملکرد
آنان در ارتفاعات بلند باشد. تجربه و سابقه صعود و شبمانی در ارتفاعات میتواند ملاک بهتری برای
تشخیص موفقیت کوهنوردان در صعودهای آتی باشد
هدف از این تحقیق شناسایی عوامل موثر در نهادینه کردن ورزش همگانی در ایران بود. روش انجام تحقیق کیفی و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه افراد متخصص در زمینه ورزش همگانی و نهادینه سازی تشکیل می دادند. نمونه ها از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و تعداد نمونه های که با آنها تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه شد 15 نفر بود. روایی مصاحبه ها از طریق بررسی شکل و محتوای سوالات توسط اساتید سنجیده شد و پایایی ابزار تحقیق از طریق روش باز آزمون محاسبه گردید و ضریب پایایی مصاحبه ها 83 درصد بدست آمد. نتایج تحقیق نشان داد چهار دسته عوامل فردی، گروهی، سازمانی و محیطی در نهادینه کردن ورزش همگانی در ایران موثر هستند. با توجه به حجم گسترده عوامل هر دسته، در این مقاله صرفاً عوامل فردی شامل، پذیرش، باور و نگرش، انگیزش، آزادی انتخاب، تعهد، بازخورد و ویژگی های زمینه ای مورد بررسی قرار گرفته است.