هدف این مطالعه بررسی تأثیر رشته مختلف ورزشی و سطوح مختلف تمرین و اثر تعاملی آنها بر شاخص های نمو و بالیدگی جنسی دختران ورزشکار نوجوان بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دختران ورزشکار نوجوان 17-9 ساله سه رشته ژیمناستیک، والیبال و تنیس روی میز شهر اراک بودند و نمونه شامل 49 ژیمناست، 82 والیبالیست و 38 بازیکن تنیس روی میز بود که به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه ارزیابی فعالیت بدنی نوجوانان، جدول تانر و روش مقاومت بیوالکتریکی بود. برای بررسی و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس (در سطح معنا داری 5 0/0≥P) استفاده شد. نتایج نشان داد رشته های مختلف ورزشی تأثیر معنا داری بر شاخص های قد، طول پا و چربی داشت (05/0>P). سطوح مختلف تمرین بر شاخص های چربی تأثیر معنا داری داشت (5 0/0≥P). اثر تعاملی رشته مختلف ورزشی و سطوح مختلف تمرین بر شاخص های نمو و بالیدگی جنسی تأثیر معنا داری نداشت (5 0/0≤P). نتیجه اینکه ورزشکاران در حالی در این سه رشته وارد می شوند که ویژگی های نموی شان متناسب با نیاز آن رشته ورزشی باشد. همچنین حداکثر 10 ساعت تمرین ورزشی در هفته بر شاخص های نمو و بالیدگی جنسی ورزشکاران اثر معکوسی به جای نمی گذارد.
The aim of this study was determine the effects of internal versus external attentional focus strategies on the performance and learning in novice children and adolescences. At the practice phase، participants (76 men; 8-9; 10-11; 13-14 years، & right-foot dominant) without prior experience were required to dribble a colorful soccer ball quickly and accurately through a slalom course on the grass field. Participants were randomly assigned to two groups. They asked to recall which part of the foot (internal) was touching the ball or which color of the ball (external) is facing up at 3 random points during the trial. Retention and transfer (external evaluation) performed without instructions or reminder on day 2. Movement time (MT) and errors data were analyzed in analysis of variance with repeated measures on the trials. The internal focus condition had lower errors during practice، but the external focus showed faster MT during transfer.
کمردرد به عنوان یک مشکل فراگیر تمامی افراد اعم از ورزشکار و غیرورزشکار را مبتلا ساخته و علاوه بر رنج هزینه اقتصادی بالایی را نیز بهمراه دارد. 80% از افراد حداقل یک بار در زندگی خود به کمردرد مبتلا می شوند. از این میان 15% به طور دایم ناتوان می شوند و 60% نیز ظرف یک سال متوالی مجددا به دردهای طولانی مدت مبتلا می شوند. لذا شناخت و درمان ناهنجاری عملکردی و رفع عواملی که ممکن است به ابتلا مجدد منجر شوند ضروری است. در این تحقیق وضعیت نیروی عضلات تنه قبل و بعد از درمان بمنظور شناسایی یک عامل هشدار دهنده در بروز کمردرد مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 17نفر از مبتلایان به کمردرد مزمن و 20 نفر از افراد سالم در گروه سنی مشابه مورد مطالعه قرار گرفته سپس بیماران 12 جلسه تحت ورزش درمانی قرار گرفتند. قبل و بعد از درمان متغیرهای دردکمر، نیروی ایزومتریک فلکسورها و اکستنسورهای تنه در حالت های ایستاده، نیمه خمیده و کاملا خمیده در هر دو گروه اندازه گیری و با استفاده از MANOVAمقایسه شدند. نتایج: در بیماران نیروی ایزومتریک فلکسورها تا 50% و نیروی ایزومتریک اکستنسورها تا 80% آسیب دیده بودند (P<0.01). در افراد طبیعی نیروی ایزومتریک اکستنسورها در وضعیت های الگوی خاصی داشت و حداکثر نیرو مربوط به حالت نیمه خمیده بود. پس از درمان، کمردرد بیماران بهبود یافته و نیروی ایزومتریک فلکسورها در هر سه حالت تنه به وضع طبیعی بازگشت. اما، هنوز نیروی ایزومتریک اکستنسورها در دو وضعیت ایستاده و کاملا خمیده 65% و نیز در وضعیت نیمه خمیده 45% با الگوی افراد سالم فاصله داشت (P<0.05). علیرغم بهبودی درد بیماران عملکرد عضلات تنه ایشان اصلاح نشده بود و کماکان شباهت و به وضعیت قبل از درمان داشت. این الگوی غیرطبیعی در بیماران می تواند بعنوان یک عامل هشدار دهنده برای احتمال بروز مجدد کمردرد محسوب شود.
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین انگیزهها با رضایتمندی گردشگران پیستهای اسکی استان تهران انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود که به شکل میدانی اجرا شد. جامعة آماری پژوهش تمامی گردشگران پیستهای اسکی استان تهران (دیزین، شمشک، توچال و آبعلی) بود. براساس برآوردهای صورتگرفته از مدیران پیستهای اسکی یادشده، جامعة آماری پژوهش بهصورت تقریبی 10 هزار نفر در نظر گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 370 نفر تعیین شد. 400 پرسشنامه توزیع شد که 362 پرسشنامة قابل قبول بازگردانده شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامة رسالة دکتری وی (2008) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل ویژگیهای جمعیتشناختی از آمار توصیفی و از آزمون تحلیل عاملی تأییدی، آزمون کلوموگروف – اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره در بخش آمار استنباطی استفاده شد. بررسی
یافتههای پژوهش نشان داد که بین انگیزهها با رضایتمندی گردشگران پیستهای اسکی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. از بین ابعاد انگیزة گردشگران، بعد مهارتهای حرفهای پیشبین قویتری برای رضایتمندی گردشگران بود.
دراین پژوهش رابطه بین سابقه ورزشی و تحلیل رفتگی دوندگان سرعت و استقامت بانوان تهران مورد بررسی قرار گرفت 60=N تحلیل رفتگی توسط پرسشنامه تحلیل رفتگی مسلخ MBI اندازه گیری شد میزان ابتلا به تحلیل رفتگی در این دوندگان با استفاده از شاخص های توصیفی در سه سطح متوسط کم وزیاد تعیین و مقایسه شد و سپس ارتباط بین سابقه ورزشی این دوندگان با تحلیل رفتگی شان از طریق آزمون همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت نتایج نشان داد که تحلیل رفتگی استقامت بانوان تهران در دو عامل خستگی عاطفی و بی هویتی با سابقه فعالیت آنها در این رشته ارتباط معکوس داشت هر دو این عوامل (خستگی عاطفی و بی هویتی ) نیز با یکدیگر ارتباط معنی دار و مستقیمی نشان دادند در عین حال دستاوردهای شخصی با هیچ یک از این دو عامل ارتباطی را به دست نداد نمرات تحلیل رفتگی دو گروه به طور کلی جدا از سه متغیر خستگی عاطفی بی هویتی و دستاوردهای شخصی به منظور مقایسه به صورت نمرات استاندارد در آمده و مقایسه گردید نتایج بر تفاوت این دو گروه از دوندگان دلالت داشت و در مقام مقایسه دوندگان استقامت تحلیل رفته تر از دوندگان سرعت نشان دادند
هدف از این تحقیق، مقایسه میزان علاقه مندی به شرکت در ورزش هندبال و عوامل انگیزشی مؤثر میان بازیکنان تیم های ملی هندبال ایران و کره برای شرکت در چنین ورزشی بوده است. این تحقیق به روش علّی- مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل: کلیه بازیکنان (28 نفر) تیم های ملی هندبال ایران و کره شرکتکننده در سیزدهمین دوره مسابقات هندبال مردان قهرمانی آسیا بوده است. دو پرسشنامه استاندارد انگیزش شرکتکنندگان(PMQ)، شامل: پرسشنامه علاقه مندی شرکتکنندگان به فعالیت ورزشی(ASPFQ) و پرسشنامه جمعیت شناختی، ابزارهای تحقیق را تشکیل دادند. در این تحقیق، برای توصیف داده ها (توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آزمون فرضیه ها ازتحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چندعاملی(MANOVA) استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس تفاوت معنیداری را بین عوامل انگیزشی بازیکنان ایران و کره (**558/8= F ،001/0= P) جهت شرکت در ورزش هندبال نشان داد. ضریب همبستگی پیرسون عوامل هشت گانه انگیزش بازیکنان دو کشور را برای شرکت در ورزش هندبال، مثبت و مرتبط (05/0≥ P & 01/0≥ P ) نشان داد. در نهایت نتایج تحلیل واریانس چندعاملی تفاوت معنیداری (**569/15= F ، 001/0= P) را بین ملیت و شرکت در فعالیت های ورزشی نشان داد. به منظور توسعه و رشد میزان مشارکت و علاقه مندی به ورزش هندبال در کشور، نیازمند برنامه ریزی گسترده بر اساس اولویت بندی عوامل انگیزشی توسط بازیکنان تیم ملی ایران و مقایسه آن با تیم ملی کره هستیم.
هدف پژوهش، مطالعة ارتباط بین هوش هیجانی، آمادگی جسمانی و کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بود. جامعة آماری شامل تمامی دانشجویان سال تحصیلی 91-1390 دانشگاه و حدود 3859 نفر بود. به استناد جدول تعیین حجم نمونة مورگان، 380 نفر نمونة آماری انتخاب شدند. نمونه گیری به روش خوشه ای و تصادفی انجام شد. هر یک از دانشکده ها یک خوشه فرض شد و نمونة مورد نیاز به صورت تصادفی از این خوشه ها و متناسب با حجم دانشکده جمع آوری شد. از پرسشنامة کیفیت زندگی SF-36، هوش هیجانی سایبریا شرینگ و پروتکل اجرایی فعالیت بدنی در جمع آوری داده ها استفاده شد. در تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (میانگین و درصد، فراوانی، انحراف معیار، انواع نمودار و جدول) و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد وضعیت کلی نمرة میانگین کیفیت زندگی دانشجویان با توجه به نمرة شاخص (100) متوسط (71-68) است و در این رابطه کیفیت زندگی دختران، پایین تر از پسران است. همچنین، نمرة میانگین هوش هیجانی پسران، بالاتر از دختران است و دختران از آمادگی جسمانی پایین تری نسبت به پسران برخوردارند. نهایتاً نتایج نشان داد آمادگی جسمانی (268/0=β) و هوش هیجانی (278/0=β)، قابلیت پیش بینی کیفیت زندگی دانشجویان را دارد (001/0≥P). به نظر می رسد اجرای فوق برنامه های متنوع، همچون فعالیت های منظم ورزشی و تفریحی در ادارة تربیت بدنی همچنین برپایی کارگاه های مشاوره ای از طرف مرکز مشاوره، در بهبود کیفیت زندگی دانشجویان، به ویژه دختران، مناسب است.
ویسفاتین، آدیپوکین تازه کشف شده ای است که با چاقی افزایش می یابد. به روشنی مشخص نیست که تمرینات موزون هوازی می توانند با تغییرات توده چربی و سطح چربی های خون در کاهش غلظت ویسفاتین پلاسما مؤثر باشند. هدف از این پژوهش تأثیر یک دوره تمرین هوازی موزون بر سطوح استراحتی ویسفاتین و برخی عوامل خطرزای متابولیک زنان دچار اضافه وزن بود. 23 نفر از دانشجویان دختر چاق با دامنة سنی 29- 18سال و BMI برابر یا بیشتر از 30 کیلوگرم بر متر مربع و محیط دور کمر برابر یا بیشتر از 88 سانتی متر، که در هیچ گونه برنامة تمرینی منظم و سازمان یافته شرکت نداشتند انتخاب شدند و
به طور تصادفی در 2 گروه کنترل (10 نفر) و تجربی(13 نفر) قرار گرفتند. برنامة تمرین ورزشی هوازی شامل 8 هفته تمرین هوازی موزون، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 60 دقیقه بود که با 55 درصد ضربان قلب بیشینه در هفتة اول شروع شد و
به تدریج با پیشرفت برنامة تمرینی به 70 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. غلظت ویسفاتین و انسولین ناشتا به روش الایزا، کلسترول، تری گلیسرید، لیپوپروتئین با دانسیتة بالا و لیپوپروتئین با دانسیتة پایین و گلوکز به روش آنزیماتیک و مقاومت به انسولین با معادلة HOMA اندازه گیری شد. از آزمون t همبسته و مستقل به ترتیب برای بررسی تغییرات درون گروهی و
بین گروهی با سطح معناداری α ≤ 0. 05 استفاده شد. نتایج نشان داد اجرای 8 هفته تمرین هوازی موزون به کاهش معنی دار سطح سرمی ویسفاتین پلاسما منجر شده است(002 /0=p) ، همچنین تمرین هوازی موزون موجب کاهش معنی داری در غلظت تری گلیسرید پلاسما (04 /0=p) ، کلسترول پلاسما (02 /0=p) ، غلظت LDL پلاسما (01 /0=p) و همچنین افزایش معنی داری در غلظت HDL پلاسما (005 /0=p) شد. علاوه بر این تغییر معنی داری در غلظت انسولین، گلوکز و مقاومت به انسولین مشاهده نشد. به نظر می رسد 8 هفته تمرین هوازی موزون می تواند از طریق کاهش تودة چربی بدن، محیط دور کمر، باسن، کاهش وزن و بهبود نیمرخ های لیپیدی از جمله کاهش LDL، تری گلیسرید، کلسترول و افزایش HDL در کاهش ویسفاتین پلاسما در زنان چاق مؤثر باشد
رادیکال های آزاد اکسیژن گونه های فعالی اند که متعاقب فعالیت های شدید باعث آسیب های بیولوژیکی در بافت های هدف مانند غشای فسفولیپیدی می شوند. هدف از این مطالعه عبارت است از بررسی تاثیر مصرف حاد ویتامین C بر پراکسیداسیون چربی ناشی از فعالیت. 16 مرد سالم و ناآشنا با پروتکل تمرینی به طور تصادفی به دو گروه پلاسبو (1000 میلی گرم لاکتوز) (P) و آنتی اکسیدانت (1000 میلی گرم ویتامینC) (AO) تقسیم شدند. دو ساعت پس از مصرف ویتامین C یا پلاسبو، آزمودنی ها به مدت 30 دقیقه با 75% حداکثر اکسیژن مصرفی روی نوارگردان (با شیب صفر درصد) دویدند. غلظت ویتامین C پلاسما و مالون دی آلدئید (MDA) با استفاده از کروماتوگرافی با عملکرد بالا (HPLC) و کراتین کیناز (CK) با اتوآنالایزر اندازه گیری شد. برای مقایسه غلظت ویتامین C پلاسما، CK و MDA در هر گروه از روش اندازه گیری مکرر با تصحیح بونفرونی و برای مقایسه این شاخص ها در بین دو گروه از روش t مستقل استفاده شد. سطوح ویتامین C در گروه AO دو ساعت پس از مصرف، همچنین پس از فعالیت، به طور معناداری افزایش یافت (05/0>(P. سطوح CK در هر دو گروه بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت و 24 ساعت بعد از فعالیت فقط در گروه P افزایش یافت (05/0>P). سطوح MDA پس از انجام فعالیت در گروه P به طور معناداری افزایش یافت (05/0>P)، درحالی که در گروه AO افزایش معناداری مشاهده نشد (05/0
هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثردر گرایش مردم به ورزش همگانی و قهرمانی با تاکید بر نقش رسانه های جمعی از دیدگاه کارشناسان تربیت بدنی استان کردستان است. پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی و به شیوه میدانی انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل تمامی کارشناسان تربیت بدنی اداره ورزش و جوانان استان (61 نفر) که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند کل شمار، برابر با جامعه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسش نامه محقق ساخته شده شامل دو بخش رسانه های جمعی و ورزش همگانی و قهرمانی با 61 گویه استفاده شد. برای سنجش میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ، در بخش رسانه های جمعی 84/0=a و برای ورزش های قهرمانی و همگانی 90/0 =a به دست آمد. داده های تحقیق پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده آزمون فریدمن و t تک متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین رتبه میانگین زوج های زیر مقیاس های پژوهش وجود دارد. بررسی نرمال بودن توزیع نمرات مؤلفه های پرسش نامه های پژوهش نشان داد که جهانی سازی و ارتباطات، تقاضای اجتماعی، ساختار سازمان های ورزشی، شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی، سازمان های غیر ورزشی به ترتیب در اولویت اول تا ششم قرار دارند. نتایج آزمون t تک متغیری نشان داد که تمامی زیر مؤلفه های تحقیق در سطح 001/0 مثبت و معنی دار می باشند که نشانگر مؤثر بودن رسانه های جمعی در گرایش مردم به ورزش همگانی و قهرمانی می باشد.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عامل زیرساخت و مدیریت بر توسعة مشارکت ورزشی دانشجویان دانشگاه های دولتی کشور بود. روش تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است و جامعه آماری شامل تمام متخصصان حوزة ورزش دانشگاه ها (مدیران، مربیان، استادان تربیت بدنی و...) بودند. نمونة آماری بر اساس کفایت آماری لازم برای مدل سازی (150<n) به صورت هدفمند انتخاب و در مورد آنها نظرخواهی شد (328=n). ابزار پژوهش، پرسش نامة محقق ساخته ای مشتمل بر 63 گویه بود که بر اساس مطالعة کتابخانه ای و مصاحبة اکتشافیِ نیمه هدایت شده تنظیم گردید و سه عامل زیرساخت توسعه (چهار بُعد)، مدیریت (چهار بُعد) و مشارکت (سه بُعد) را در بر می گرفت. پس از تأیید روایی محتوایی ابزار توسط متخصصان، ضریب پایایی (96/0=ɑ) نیز از طریق تحلیل عاملی (روایی سازه) تأیید شد و داده ها با آزمون فریدمن و معادلات ساختاری در سطح 05/0P≤ تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برای توسعة مشارکت ورزشی دانشجویان، اهمیت عامل مدیریت توسعه (49/0±01/4) بیشتر از عامل زیرساخت توسعه (51/0±90/3) است. تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که سازة پژوهش، برازش مطلوبی دارد. ضمناً بر اساس مدل معادلات ساختاری، عامل مدیریت توسعه با ضریب 23/3 بر مشارکت ورزشی و با ضریب 99/0 بر توسعة زیرساخت ها و زیرساخت توسعه نیز با ضریب 69/2 بر مشارکت ورزشی تأثیر مستقیم و معنی داری داشتند. به نظر می رسد مدیریت ورزش دانشگاهی، مقدم بر بسترسازی سخت افزاری و نرم افزاری، با مداخلة مدیریتی مناسب می تواند سبب مشارکت ورزشی دانشجویان شود.
در تحقیق حاضر تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max)، گلوکز خون، انسولین پلاسما و نیمرخ لیپدهای سرم در دو گروه از بیماران دیابتی نوع 2 پس از 8 هفته تمرین هوازی مقایسه شده است. 24 آزمودنی مرد مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سن 7.8±46.9 سال، قد 5.5±165 سانتی متر، توده بدن 12.2±73.5 کیلوگرم، و حداکثر اکسیژن مصرفی 6.5±40.3 میلی لیتر، کیلوگرم در دقیقه (انحراف معیار±میانگین) در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنیها به دو گروه قند خون بالاتر از 180 میلی گرم بر دسی لیتر (HG) و قند خون پایین تر از 180 میلی گرم بر دسی لیتر (LG) تقسیم شدند. بعد از اندازه گیریهای اولیه، برنامه تمرینات به شرح زیر اجرا شد: 10 دقیقه گرم کردن، 30 دقیقه رکاب زدن روی دوچرخه با شدت 70-60 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره، و 10 دقیقه سرد کردن، 3 نوبت در هفته و به مدت 8 هفته. حداکثر اکسیژن مصرفی در 19 آزمودنی موفق در اتمام دوره تمرینات، به طور معنی داری (در هر دو گروه) افزایش یافت (0.05>p). غلظت گلوکز خون به طور معنی داری در گروه HG کاهش یافت (0.05>p)، اما این کاهش در گروه LG از لحاظ آماری معنی دار نبود. پس از دوره تمرینات، در سطوح کلسترول تام (TC)، لیپوپروتیین کم چگال (LDL)، و تری گلیسرید (TG) تغییرات معنی داری در هر دو گروه ایجاد نشد. مقدار لیپوپروتیین پرچگال (HDL) در گروه HG افزایش یافت (0.05>p)، اما در گروه LG این افزایش معنی دار نبود. وزن بدن، شاخص توده بدن (BMI) و درصد چربی بدن به طور معنی داری در هر دو گروه کاهش یافت (0.05>p). با مقایسه تغییرات به دست آمده در پارامترهای فیزیولوژیکی، مشخص شد که بین دو گروه اختلاف معنی داری وجود ندارد. از نتایج این تحقیق چنین نتیجه گیری می شود که 8 هفته تمرینات بدنی به بهبود کنترل گلوکز خون، ترکیب لیپیدهای سرم، آمادگی قلبی - تنفسی و ترکیب بدنی مردان دیابتی نوع 2 می انجامد و غالبا این تغییرات در گروه با قند خون بالا مطلوب تر است.
هدف این تحقیق، تعیین ارتباط خودکارآمدی شغلی با عملکرد پژوهشی اساتید تربیت بدنی در دانشگاه های شهر تهران است. به این منظور، 116 استاد و مدرّس تربیت بدنی با میانگین سن 7/3±36 سال و سابقة تدریس 75/2±6/5 سال از دانشگاه های شهر تهران (11 دانشکده) در نیم سال دوم تحصیلی 1388- 89 انتخاب شدند و پرسشنامه های اطلاعات فردی و خودکارآمدی شغلی اساتید تربیت بدنی را تکمیل کردند. برای امتیازدهی فعالیت های پژوهشی از آیین نامة وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای ارتقای مرتبة اعضای هیئت علمی دانشگاه ها استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره در سطح 05/0≥p تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد عملکرد پژوهشی اساتید با باورهای خودکارآمدی آنان در تدریس تئوری (001/0≥p ,48/0=r)، پژوهش (001/0≥p ,73/0=r)، تدریس عملی (01/0≥p ,41/0=r) و خودکارآمدی شغلی (001/0≥p ,54/0=r) ارتباط معنیداری دارد. علاوه بر این، تحلیل رگرسیون نشان داد خودکارآمدی در تدریس تئوری (002/0=p ,386/0= β)، پژوهش (001/0>p ,401/0= β) و در تدریس عملی (037/0=p ,331/0= β) پیش بینیکننده های معنیدار عملکرد پژوهشی میباشند که 6/31 درصد از واریانس عملکرد پژوهشی را تبیین میکنند. یافته های این تحقیق پیشنهاد میکند که باورهای خودکارآمدی در قبال پژوهش، تدریس تئوری و تدریس عملی، به ترتیب، تعیین کننده های مهم عملکرد پژوهشی میباشند. این نتایج در راستای بهبود بهره وری پژوهشی اساتید تربیت بدنی قابل استفاده است.
نظریه اسناد یکی از نظریه های پویای روانشناختی است که به تبیین و تشریح ادراک افراد از وقایع می پردازد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اسنادهای موفقیت و شکست ورزشکاران و مربیان بود. جامعه مورد مطالعه را، ورزشکاران و مربیان تیم های ملّی(نخبه) و ورزشکاران و مربیان تیم های باشگاهی(زیر نخبه) در رشته های شنا، بدمینتون، کاراته، تکواندو، تنیس روی میز و کشتی تشکیل دادند؛ از این میان تعداد120نفر ورزشکار مرد و 12نفر مربی به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت مرحله ای انتخاب شدند؛ که با استفاده از پرسشنامه ی سبک های اسنادی(ASQ) اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بوسیله آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و در سطح معنی داری (P<0/05) صورت پذیرفت. یافته های تحقیق نشان داد که ورزشکاران نخبه، دارای اسنادهای ناپایدارتر واختصاصی تر در مواجه با شرایط شکست از خود بیان کردند و درمقابل ورزشکاران زیرنخبه، اسنادهای پایدارتر و کلی تر، در موقعیت های شکست را بیان نمودند(P0/0001). همچنین مربیانِ ورزشکاران نخبه در بُعد موفقیت، اسنادی پایدارتر و اختصاصی تر از مربیان ورزشکاران زیرنخبه بیان کردند(P0/0001). نتیجه اینکه اسنادهای علّی ورزشکاران(نخبه و زیر نخبه) و مربیانِ ورزشکاران(نخبه و زیر نخبه)برتری را به نفع ورزشکاران و مربیان نخبه بیان نمود چرا که ورزشکاران نخبه بیشتر علل موفقیت را درونی، پایدار و کلی بیان نموده اند؛ همچنین ورزشکاران و مربیان اسنادهای متفاوتی در شرایط یکسان از خود بیان کردند. پیشنهاد می شود که مربیان، ورزشکاران خود را بر تلاش بیشتر و بروز تمام توانایی ها در مسابقات تشویق و ترغیب نمایند.