یکی از مهمترین مباحث زبان شناسی «سبک های زبانی» (language styles) است. در یک جامعه زبانی، افراد بر اساس میزان رسمی بودن موقعیت مکالمه، میزان صمیمیت خود با مخاطب و میزان فاصله جایگاه اجتماعی خود از مخاطب، اشکالی کاربردی از زبان را به کار می برند که به «سبک زبانی» معروفند. هدف از نگارش مقاله این بوده است که سبک های متفاوت زبانی در فارسی امروزی مشخص شوند. یکی از دستاوردهای این پژوهش این است که چارچوبی روشن برای در نظر گرفتن تفاوت های سبکی در گرد آوری و توصیف داده های زبانی در پژوهش ها مشخص می شود. همچنین به این طریق مبنایی برای ویرایش متون مختلف و نقد آثار ادبی در جنبه های مرتبط با سبک های زبانی گذارده می شود. پس از بررسی سبک های زبانی در فارسی و توصیف پیوستار سبکی برای آن، پنج سبک محترمانه (deferential)، رسمی (formal)، نیمه رسمی (semiformal)، محاوره ای (colloquial) و عامیانه (slangy) در زبان فارسی مشخص شده و مثال هایی از آثار ادبی برای این سبک ها ذکر شده است
"در حال حاضر مسئله ارتباط انسانی یکی از مطرح ترین موضوعاتی است که ذهن زبان شناسان، مردم شناسان، روان شناسان و فلاسفه را به خود مشغول داشته است. از آنجایی که زبان نه تنها اصلی ترین ابزار برقراری ارتباط میان انسان ها بلکه همچنین بخش مهمی از فرهنگ مردم محسوب می شود، بنابراین ارتباط زبان با فرهنگ و تاثیر متقابل آن دو از اهمیت بالایی برخوردار بوده و توجه زیادی را به خود معطوف داشته است. در این مقاله برقراری ارتباطات انسانی در رابطه با آموزش زبان های خارجی بررسی می شود. حل مسائل مربوط به زبان و فرهنگ، به بهینه سازی فرایند آموزش زبان های خارجی و تحقق بخشیدن هدف عملی آموزش یعنی تسلط بر زبان خارجی توسط زبان آموزان به عنوان وسیله برقراری ارتباط کمک می کند. در این راستا مؤلف مقاله از میان واحدهای زبانی، اصطلاحات را که حاوی غنی ترین اطلاعات فرهنگی اند مورد بررسی و نتیجه گیری قرار داده است. به نظر مؤلف مقاله در تدوین مطالب درسی مربوط به اصطلاحات و تعبیرات نه تنها ایدیوم ها، بلکه ترکیب کلمات یا گروه واژه های ثابت نیز از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
"
خودکارآمدی معلمان به اعتقاد معلمان به تواناییشان در بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اشاره دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی روابط بین تجربه، مدرک تحصیلی و خودکارآمدی معلمان زبان انگلیسی بود. چهارصد و چهل و هفت معلمی که در این مطالعه شرکت کردند پرسش نامه ای را پر کردند که حاوی اطلاعات شخصی و مقیاس خودکارآمدی معلمان بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که معلمان با تجربه (با بیش از سه سال سابقه تدریس) در مقایسه با معلمان کم تجربه به طور معناداری از خودکارآمدی بالاتری در زمینه های کلی، مشارکت دانش آموزان، اداره کلاس، و استراتژی های آموزشی برخوردار بودند. در مقابل معلمانی که مدرک مرتبط با زبان انگلیسی داشتند به جز در مورد مشارکت دانش آموزان در سایر موارد از خودکارآمدی بالاتری نسبت به معلمانی که مدرک مرتبط نداشتند برخوردار نبودند. این یافته ها با توجه به سرچشمه های خودکارآمدی معلمان کم تجربه و با تجربه و نیز ماهیت برنامه های مرتبط با زبان انگلیسی در دانشگاه ها مورد بحث قرار می گیرد.
در گستره آموزش زبان، استفاده از «شناخت» و «فرهنگ»، به عنوان دو عنصر جدا ناشدنی از زبان، غیرقابل انکار است. به بیان دیگر هر شخص برای برقراری ارتباطی مؤثر با زبان بیگانه،نیازمند بهرهمندی کافی از بار شناختی و فرهنگی از آن زبان است. در محدوده این مقاله، سعی داریم به بررسی مقوله «شناخت» و «فرهنگ»، ارتباط میان این دو مفهوم و چگونگی تحول آنها در طول تاریخ آموزش زبان، به ویژه زبان فرانسه، بپردازیم. هدف ما در این مقاله این است تا با بررسی تحلیلی متون به کار رفته در روشهای آموزش زبان فرانسه، از رویکرد سنتی تا رویکرد کنشی، به سیر تحول این دو مفهوم برسیم. با بررسی این متون به این نکته هم پی میبریم که همزمان با تحول مفهوم شناخت از مفهومی ساختارگرایانه به مفهومی کنشی، مفهوم فرهنگ نیز از فرهنگ خاص و نخبه به فرهنگ عام و روزمره تحول یافته و راه را برای گذر از دیدگاه بینافرهنگی به دیدگاه همفرهنگی باز کرده است. در واقع، همکنشی فرهنگ و شناخت در روشهای آموزشی زبان، همواره با تحول دیدگاههای اجتماعی، فلسفی و همچنین تحول فناوری پیوند دارد.
مطالعه ی حاضر به بررسی تاثیر جنسیت براستفاده از مغلطه های بی قاعده بحث و استدلال در نوشته های (مقالات) استدلالی انگلیسی زبان آموزان ایرانی در سطح پیشرفته توانایی زبان انگلیسی می پردازد. مجموعه متون مورد بررسی این مطالعه شامل 120 نوشته ی زبان آموزان دختروپسر بود. سن و رشته ی دانشگاهی زبان آموزان دیگرمتغیرهای مستقل تحقیق بودند. نه نوع مهم مغلطه های بی قاعده در متون بررسی شدند و فراوانی های به دست آمده ازطریق تست آماری مانوا تحلیل شدند. به طورکلی برای مغلطه های بی قاعده ، نتایج تست های آماری مالتی وریت برای همه ی متغیرهای مستقل و تعامل آنها تفاوت معناداری را نشان نداد ولی سه مورد تفاوت مجزا مشاهده شد. در پایان تحقیق ، نتایج مطالعه در مقایسه با پژوهش های قبلی بررسی شده است و دستاوردهایی پیشنهاد شده است.
باهم آیی ها، یعنی ترکیبات بازرخدادی واژه ها که احتمال هم رخدادی آنها بیش از آن چیزی است که تصادفا رخ می دهد در زبان های طبیعی به کرات مشاهده می شوند. از آنجایی که واژه نامه های دوزبانه قادر به ارایه معادل های واژگانی مناسبی برای اغلب این باهم آیی ها نیستند، اکثر قریب به اتفاق سیستم های ترجمه ماشینی در مواجهه با این گونه ترکیبات، اجرای دقیقی نداشته و در نتیجه کیفیت برونداد آنها تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. در سال های اخیر پیکره های یک زبانه در حل مسایل مختلف زبان شناسی، شامل پردازش زبان طبیعی، ترجمه ماشینی آماری، آموزش زبان و سایر حوزه های مرتبط نقش مهمی ایفا نموده اند. مطالعه حاضر فرایند ساخت و استفاده از یک پیکره بزرگ یک زبانه فارسی را مورد بررسی قرار می دهد. این پیکره این امکان را به ما می دهد تا مشکل ابهام باهم آیی های انگلیسی را در حین ترجمه آنها به زبان فارسی توسط یک سیستم ترجمه ماشینی رفع نماییم. با استفاده از چنین پیکره ای به عنوان پیکره زبان مقصد و نیز یک واژه نامه دوزبانه انگلیسی-فارسی، کارآیی این پیکره در یافتن مناسب ترین معادل فارسی برای باهم آیی های انگلیسی، به منظور ارتقای کیفیت سیستم ترجمه ماشینی، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج آزمایشی که در این راستا بر روی یک پیکره آزمون صورت گرفت بسیار امیدبخش بوده و صحت آن به 90.83% رسیده است.
آزمون سنجش توانش زبان دانشگاه تهران (UTEPT) آزمونی فراگیر و سرنوشت ساز برای تصمیم گیری در مورد پذیرش دانشجو در دوره های دکتری دانشگاه تهران می باشد که هر ساله بیش از 10000 داوطلب ورود به این دوره ها در آن شرکت می کنند. پژوهش حاضر مطالعه ای است جهت اعتباریابی این آزمون که در آن با استفاده از روش تحلیل آماری رگرسیون لجیستیک (LR)، که بر روی 6555 شرکت کننده در آزمون سال 1385 انجام گرفت، به شکلی نظام مند وجود کارکرد افتراقی (DIF) سؤال های آزمون بر اساس جنسیت شرکت کنندگان مورد بررسی قرار می گیرد. این عمل با استفاده فرمول تعیین معنادار بودن کارکرد افتراقی پرسش های آزمون انجام پذیرفت. پیرو آنچه که اخیراً در پیشینه این نوع تحلیل آماری مشاهده می شود، در مطالعه حاضر علاوه بر آزمون تعیین معناداری کارکرد افتراقی، آزمون دیگری نیز برای تعیین اندازه شاخص های آن بر اساس جنسیت امتحان دهندگان مورد استفاده قرار گرفت که عبارت است از مجذور R که برای تعیین اندازه رگرسیون لجیستیک کارکرد افتراقی به کار می رود. به منظور تفسیر نتایج حاصله از آن، در رویکردی مقایسه ای، هر دو الگو مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که 39 سؤال از 100 سؤال آزمون فوق الاشاره تفاوت معناداری را در مورد کارکرد سؤال برای شرکت کنندگان مرد یا زن نشان می دهد. با این حال، با در نظر گرفت بررسی های انجام شده در چهارچوب دو الگوی تفسیر اندازه گیری کارکرد افتراقی، این 39 سؤال در دسته بندی «قابل اغماض» قرار می گیرد. به این ترتیب، می توان گفت که آزمون UTEPT آزمونی عاری از کارکرد افتراقی جنسیتی است، اگر چه بخش درک مطلب این آزمون نیاز به بررسی های بیشتری دارد چرا که به نظر می رسد به طور کلی تمایل نسبی سؤال های این بخش بیشتر به سمت شرکت کنندگان مرد می باشد تا شرکت کنندگان زن.
تاثیر دراز مدت بازخورد دستوری نوشتاری مورد مطالعه تجربی دقیق قرار نگرفته است و قسمتی از این مسئله به جاذبه شهودی این نوع بازخورد برمی گردد. تحقیقات معدودی که در زمینه بازخورد دستوری نوشتاری انجام گرفته اند، تاثیر مثبتی برای این نوع بازخورد پیدا نکرده اند (تراسکات، 2007). با این وجود، تعدادی از تحقیقات اخیر تاثیر مثبتی برای بازخورد دستوری گزارش کرده اند. تحقیق حاضر تلاشی است در جهت بررسی تاثیر دراز مدت بازخورد نوشتاری دستوری بر یک نکته نسبتاً پیچیده ای از دستور زبان انگلیسی (حروف تعریف) و نیز توضیح عوامل تاثیرگزار در نتایج متناقض تحقیقات گذشته. 22 زبان آموز در سطح متوسط از یک مؤسسه آموزش زبان در این تحقیق شرکت کردند. بازخورد دستوری نوشتاری در مورد حروف تعریف انگلیسی و تعداد محدودی از اشتباهات مختلف دستوری به این زبان آموزان ارائه شد. نتایج نشان می دهد که بازخورد دستوری گزینشی می تواند تاثیر کوتاه مدت زیادی بر این نکته پیچیده داشته باشد، ولی ممکن است این نوع بازخورد تاثیر منفی ای در دراز مدت داشته باشد. نتایج همچنین نشان می دهد که فراگیران پس از دریافت بازخورد تصحیحی از به کارگیری نکات تصحیح شده اجتناب می کنند. اهمیت عملی و نظری این نتایج نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی برتر ممکن است در بدایت امر چنین به نظر برسد که تنها یک حماسه ملی است که برای اعتلای زبان پارسی و هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان سروده شده است، اما تامل در داستان های شاهنامه و شخصیت ها و سمبل های آن نشان می دهد که افکار و ایده های انسانی و جهانی فردوسی فراتر از آن است که فقط به حوزه های یک مرز یا یک ملت محدود شود. در این مقاله سعی می شود نشان داده شود فردوسی با استفاده از جهان بینی وسیع اسلامی خود و مقوله هایی همچون: عقل، عشق، عدالت، آفرینش، زندگی، مرگ و غیره که چاشنی حماسه عظیم اوست، و با استفاده از اساطیر و افسانه های کهن ایرانی در پی آن است تا پیام جهانی خاصی را به مخاطبین خود اعلام نماید و از این رواست که این اثر بزرگ حماسی همواره منبع الهام بسیاری از هنرمندان و اندیشه مندان ایران و جهان در عرصه های مختلف بوده است.
ارتقاء آموزش زبان و پس آنگاه ارزیابی آن، نیازمند تغییر بنیادی در نگرش استادان و نیز فراگیران در زمینه شیوههای جدید آموزش و ارزیابی است و هیچ تغییری در این گسترهها بدون به وجود آمدن اعتقاد نسبت به کارآمدی شیوههای جدید و نیز وجود تمایل و انگیزه میان استادان و فراگیران برای عملی کردن آن تغییرات و شیوهها امکانپذیر نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی معلمان ایرانی زبان خارجی، در زمینه بکارگیری شیوهای جدید از سنجش به نام خود ارزیابی (Self Assessment) طراحی شده است. برای تحقق این هدف پرسشنامهای به 32 تن از استادان زبان تمام وقت و حق التدریسی دانشگاهها داده شد. این پرسشنامه که توسط نویسندگان این مقاله تنظیم شده بود، نگرش استادان را مورد پرسش قرار میداد. این استادان به تدریس زبانهای انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، و اردو اشتغال دارند و به استادان با تجربه، با سابقه تدریس 10 سال به بالا، و استادان جوان، با سابقه تدریس کمتر از 5 سال، تقسیم شدند. نتایج بهدست آمده حاکی از آن بود که استادان زبان نسبت به عملی بودن شیوههای جدید سنجش به طور عام و خودارزیابی به طور خاص نگرشی منفی دارند. همچنین مشاهده شد که این قضیه بین استادان با تجربه جدیتر بوده و نوعی وابستگی شدیدتر نسبت به شیوههای متداول در آنها وجود دارد. اگرچه استادان جوان تا حدودی با شیوههای جدید آشنایی دارند، این آشنایی ناگزیر منجر به استفاده از این شیوهها نمیشود. در توضیح این حالت میتوان گفت استادان بر این باورند که سپردن اختیار سنجش به فراگیران، از قدرت و نفوذ آنان در کلاس میکاهد.
قرآن به عنوان مهم ترین منبع دینی مسلمانان، همواره کانون توجه دانشوران مسلمان و غیرمسلمان بوده است و تاکنون مترجمان بسیاری، با اهداف و اغراض متفاوت، دست به ترجمه آن زده اند. در مقاله حاضر، ضمن بیان عقاید و اهداف فرقه قادیانیه، یکی از ترجمه های آلمانی قرآن این جنبش را که تحت نظارت میرزا بشیرالدین محمود احمد، خلیفه دوم فرقه قادیانیه، صورت گرفته است، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. نتایج این بررسی نشان می دهد که مترجم با وجود تسلط به زبان عربی و حفظ امانت داری در برگردان واژه ها، از طریق مقدمه ای طویل و نیز عنوان سوره، افکار و عقاید خویش را به خواننده تحمیل کرده است. در بررسی ترجمه آیات قرآن که با استناد به سوره حمد انجام شده، راهکارهایی برای ترجمه بهتر قرآن ارائه گردیده است.
این مقاله به بررسی رابطه بین ترجمه و متن اصلی در ترجمه ژان ژیونو با مشارکت لوسین ژاک و جان اسمیت از اثر معروف انگلیسی زبان موبی دیک می پردازد. در این مقاله می بینیم که به هنگام برگردان یک نوشته به زبان دیگر چگونه میل به نوشتار در مترجم ظهور می کند. آیا یک مترجم خود را در افق دید نویسنده اصلی قرار می دهد یا افق دید خود را بر متن ترجمه شده تحمیل می کند؟ ژیونو خود معتقد است که به هنگام ترجمه این کتاب به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. در حالیکه افق دید این کتاب کاملاً متفاوت از افق دید ژیونوست و به عکس تاثیر خود را در آثار لوسین ژاک به جا گذاشته و در آثاری چون نبرد کوهستان، درود بر ملویل، پاره هایی از بهشت، رنگ و فضای کتاب موبی دیک را می بینیم.