برای یافتن و معرفی معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمة مدرسان ترجمه براساس نظر دانشجویان در دانشگاه های ایران، در پژوهشی توصیفی تلاش شد تا نظرها، اظهارات، و بازخورد دانشجویان درمقابل رویکردهای ارزیابی مدرسان ترجمه بررسی شود. این پژوهش با برگزاری چهار مصاحبة گروهی و با نمونه ای کیفی شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشتة مترجمی زبان انگلیسی انجام شد. با تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه های گروهی، نظرها و بازخورد دانشجویان بررسی شد و سپس، میزان تفاوت و شباهت رویکرد مدرسان ترجمة ایران با مدل ها و رویکردهای ارزیابی که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی ترجمه ارائه کرده اند، بررسی گردید. یافته های حاصل از مصاحبة گروهی با دانشجویان رشتة مترجمی زبان انگلیسی، برطبق شیوة تحلیل داده های کیفی نظریة داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته های حاصل نشان داد براساس اظهارات دانشجویان، رویکرد مدرسان ترجمه ایرانی تا حد زیادی با معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمه که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی کیفیت ترجمه معرفی کرده اند، مطابقت می کند.
"هدف از نگارش این مقاله تبیین وجوه افتراق و اشتراک میان ترجمه مکتوب و ترجمه شفاهی است.
به هنگام مقایسه این دو گونه ترجمه، اگر چه به موارد اشتراک متعددی میان این دو می رسیم، وجوه افتراق این دو گونه ترجمه نیز از مختصات بارزی برخوردارند که در این مقاله به بحث و بررسی آنها پرداخته خواهد شد. "
در حالی که ادبیات داستانی و واقعیت به طور ظریفی در هم تنیده اند خواندن اثر رودیارد کیپلینگ قرائت تازه ای از واقعیت به خواننده القا می کند. تصویر هند و خلق شخصیت هندی براساس پیش زمینه امپراطوری بریتانیا که از طرح ها و نقشه های معین تشکیل یافته ترسیم شده است. به عبارت دیگر، مکان خلق شده توسط ذهن نویسنده یا همان هند کاملا در چارچوب این امپراطوری جای می گیرد. آیا نقش ادبیات در این میان صرف اهداف امپریالیستی یا فراتر از آن است؟ محقق می کوشد تا شگردهای رمان نویس در جهت خلق شخصیت های قالبی و دورگه و غیره را بررسی کند. اشاره ها به متن مذکور در جهت روشن نمودن مطالب نظری به کار رفته است. شواهد بسیاری در رمان وجود دارد که نقش خیال پردازی ادبی در حفظ نظام امپریالیستی را نشان می دهد. پرداخت کیپلینگ به این موضوع به هیچ وجه آزاداندیشانه نیست.
یکی از موضوعات نوین در زبان شناسی کاربردی ، بررسی و سنجش تاثیر آزمونهای زبان ورود به دانشگاه بر رفتارها و تغییرات آموزشی در دوره های قبل از آن است . این تاثیر که در ادبیات مربوطه به تاثیر بازشویی یا تاثیر آزمون بر آموزش شناخته شده ، حائز اهمیت و شایسته بررسی است . زیرا با واکاوی دقیق این تاثیر ، حوزه میزان تغییرات آموزش و یادگیری و یا نبود آنها را می توان مشخص و معین نمود . در این مقاله ، سعی نویسنده بر آن بوده است تا دامنه این تاثیرات را از طریق بررسی آزمونهای کارشناسی ارشد 5 رشته از رشته های ادبیات و علوم انسانی بر فعالیتهای آموزشی و یادیگری در دوره کارشناسی همان رشته ها بیازماید .
طبق تعریف سرفصل آموزشی مصوب مقطع کارشناسی ارشد رشتة مطالعات ترجمه، یکی از اهداف عمدة این دوره تربیت مترجمانی است که بتوانند نیاز روزافزون کشور به تبادل اطلاعات با کشورهای دیگر را برآورده سازند. شناخت عناصر فرهنگی یکی از ابزارهای مهم موفقیت مترجمان در این امر خطیر است. مترجمان باید علاوه بر ویژگی-های زبانی، با ویژگی های فرهنگی زبان مبدأ و زبان مقصد و نیز روش های ترجمة عناصر فرهنگی آشنایی کافی داشته باشند. در این مقاله به بررسی این مطلب می پردازیم که آیا در سرفصل مصوب رشتة مطالعات ترجمه در مقطع کارشناسی ارشد، به نقش فرهنگ در ترجمه توجه کافی شده است و آیا در این سرفصل دروسی تعریف شده اند که به طور مستقیم به مطالعة فرهنگ و نقش عناصر فرهنگی در ترجمه و شیوة ترجمة آن ها بپردازند. علاوه براین، نظرهای دانشجویان این رشته دربارة سرفصل و همچنین عملکرد آن ها در ترجمة عناصر و اصطلاحات فرهنگی نیز بررسی شده است. تحلیل محتوای سرفصل مصوب رشتة مطالعات ترجمه نشان داد که تنها دو درس با عنوان «شناخت عناصر فرهنگی در دو زبان» و «فرهنگ و جامعه شناسی در ترجمه»، به عنوان دو درس اختیاری برای آشنایی دانشجویان با عناصر فرهنگی درنظر گرفته شده اند؛ اما ازمیان ده دانشگاه بررسی شده در این پژوهش، تنها دو دانشگاه یکی از این دو درس را به عنوان دروس اختیاری به دانشجویان ارائه می دهند. درمجموع، 60 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه در این پژوهش شرکت نمودند که آن ها را به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم کردیم. ابتدا دانشجویان دو گروه به یک پرسش نامة کیفی محقق ساخته پاسخ دادند و نظرهای خود
چرا ما شاهد ترجمه های متعدد از یک متن ادبی هستیم؟ اگر یک زبان مبداء و یک زبان مقصد وجود دارد دلیل پیدایش ترجمه های متعدد از یک متن ادبی چه می تواند باشد؟ در این مقاله به طور مختصر ملاحظه خواهیم کرد که ترجمه ادبی انتقال ساده مطالب از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه یک تفسیر است و مستلزم انتقال یک فرهنگ به فرهنگ دیگر است. سوالی که مطرح می شود این است که آیا متنی که مترجم به وجود می آورد بایستی با فرهنگ مقصد همخوانی داشته باشد یا با فرهنگ مبداء؟
در این مقاله دو اصطلاح فنّی در متن پهلوی گزیده های زادِسپَرَم بررسی می شود. ابتدا قرائت رایج واژه ائفقثجظ (فصل 34: بند 28) به صورتnisārīk/nisārīg نقد و بررسی شده است که، نخستین بار، آن را زنر (1955: 345) با این خوانش به معنی «آغازین» ارائه کرد و سپس ژینیو و تفضّلی (1993: 120) نیز آن را پذیرفتند.nisārīg واژه ای تک بَسامَد (منفرد) در زبان پهلوی است که با اصلاحی ناچیز می توان آن را به صورت اخقثجظ (wahārīg: بهاری) تصحیح و به همراه واژه paymānīg به صورت اندازه میانگین/ اعتدالی بهاری ترجمه کرد. سپس، در جست و جوی تفسیری قانع کننده از مفهوم عبارت “se kanārag ī gēhān” (فصل 34: بند 25)، این عبارت با عبارات مشابه موجود در مدارک باستانی نجومی و کیهان شناسی به زبان های اَکَّدی (متن های موسوم به اسطرلاب ها و الواح میخی مُل آپین)، سنسکریت (براهمنه ها) و لاتین (خطابه در باب خورشید توانا از یولیانوس، امپراتور مهرپرست روم)، مقایسه و عبارت یادشده به عنوان اصطلاحی فنّی معرفی شده است که به الگوی مشهور «تقسیم بندی سه بخشی آسمان (به نواحی جنوبی، میانی و شمالی)» در کیهان شناسی مشرق زمین باستان اشاره دارد.
هدف از این پژوهش بررسی مهارتِ تعریفِ واژه در ه دارای آسیب ویژه زبانی و مقایسهه طبیعی است. در ای7 تا 8 ساله دوزبانه (آذری – فارسی) با آسیب ویژه زبانی و 12ی سنی و زبانی از لحاظ مهارتِ تعریفِ واژه بررسی شدند. داشتن تأخیر زبانییی، بینایی و هوشی از معیارهای ورود به پژوهش بودند. برای تشخیص آسیب از آزمون رشد زبانی، آزمون آسیب ویژه زبانی و نمونه گفتار پیوسته و برای مقایسه مهارتِ تعریفِ واژه، بین گروه ها، از آزمون من ویتنی و ویمبتلا در جنبه ساختاری، نسبت به همتایان سنی و زبانی تأخیر معناداری داشتند و در مقایسه بین زبان فارسی و آذریه ساختاری و گروه های شاهد در جنبه محتوایی تفاوت معنادار داشتند.
لف نیکلایویچ تالستوی، نویسنده بزرگ روس، همچون فیلسوف و جامعه شناس در آثار خود ظاهر می شود و تناقض های زندگی را، نه تنها در یک فرد خاص، بلکه در یک جامعه و کشور توصیف می کند. موضوع مهم آثار لف تالستوی مسایل مذهبی و اخلاقی است. به نظر می رسد نویسنده در رمان های جنگ و صلح، آنا کارنینا و رستاخیز تحلیل بسیار دقیقی از شروع اخلاقیات و افول آن ها بر اثر هوس های کشنده داده است. لف تالستوی در آثار خود معمولا به این نتیجه می رسد که تنها با تکیه به مذهب و اخلاق می توان به خوشبختی دست یافت. زمانی که نویسنده سیمای قهرمان خود را توصیف می کند، بازگشت تدریجی به زندگی، بلوغ و کسب تجربه در زندگی را در وی نشان می دهد. از نظر تالستوی این بازگشت، فقط از طریق مذهب امکان پذیر است. روی آوری به مذهب است که به قهرمانان آثار او آرامش قلبی و اعتماد به نفس می بخشد.