این مقاله با مقایسه ساختارهای صرفی در زبان فارسی و انگلیسی تحقیق مینماید که دستور جهانی (UG) در پاسخگویی به مراحل اولیه فراگیری فرافکن گروه صرفی و زمانی (IP)، و فرافکن گروه متمم ساز (CP) چه نقشی ایفا میکند؟ این مطالعه یک بررسی مقطعی است که بر اساس آن مراحل مختلف فراگیری صرف بر پایه دو آزمایش: باز گویی و مصاحبه بر روی 99 نفر از فراگیران ایرانی به عنوان زبان خارجی مورد بررسی قرار گرفت. علیرغم اینکه این پژوهش بر روی فراگیران سطح مبتدی تاکید داشت؛ اما افراد سطوح متوسط و پیشرفته را نیز بررسی نمود تا مراحل مختلف فراگیری صرف را در سطوح مختلف زبانی را مطالعه نماید. نتایج داده ها نشان داد که دستور جهانی میتواند پاسخگوی مراحل فراگیری ساختارهای صرفی باشد.
نظریة نایدا که بر اساس زبان شناسی گشتاری استوار است ، یکی از پر طرفدارترین نظریه های ترجمه در قرن بیستم است . مقالة حاضر به بررسی و نقد مواردی چون تعریف ترجمه، مفهوم معادل ، تحلیل دستوری و گشتار زدایی در این نظریه می پردازد و برآن است که این نظریه ، به رغم کاستی هایش ، اهمیت فراوانی در ترجمه شناسی دارد ، زیرا هم ابزاری برای تحلیل و طبقه بندی مسائل ترجمه ای فراهم آورد و هم راهکارهای مؤثری در اختیار مترجمان قرار داد .
با عنایت به چهارچوب نظری تحلیل و ارزیابی متون ترجمه شده که از سوی حتیم و میسن (1990، 1991، 1997) و نیز میسن (1994) ارایه شده و به مقوله های ژانر، گفتمان و متن، به مثابه منظومه ای نشانه شناسی می نگرد که در قلمرو آن پدیدآورندگان متون به بیان ایدئولوژی و جهان بینی خویش می پردازند، چهارچوب انتقادی کالزادا پرز (2002) برای نقد و تحلیل متون ترجمه، و نیز بر مبنای تقسیم بندی دو گانه ای که از سوی شلایر ماخر (1813) پیشنهاد شده و به طور کلی دو روش ترجمه – یعنی «بیگانه گرایی» / «بومی گرایی» - را بر آثار ترجمه ای حاکم می داند، این پژوهش به مطالعه تبعات ایدئولوژیک ترجمه انگلیسی رمان بوف کور، اثر صادق هدایت، نویسنده معاصر، می پردازد، که در سال 1957 میلادی به دست دزموند پاتریک کاستلو گردانیده شده است. مقاله در چهارچوب ویژگیهای مربوط به ژانر، گفتمان و متن، آن دسته از تغییرات ترجمه را که می توان نمایانگر «بومی گرایی» دانست مورد بررسی قرار داده و به تفسیر و تحلیل پیامدهای ایدئولوژیک آنها پرداخته است. دلیل انتخاب یک اثر ادبی فارسی و ترجمه آن به انگلیسی، بررسی فرضیه ای است که از سوی ونوتی (1995) پیشنهاد شده و مدعی است به دلیل تداول فراگیر زبان انگلیسی به منزله «زبان مسلط» در جهان امروز و در نتیجه سلطه فرهنگ آنگلوساکسون – آمریکایی، در دو، سه سده اخیر، عموم مترجمانی که از سایر زبانها آثاری را به انگلیسی گردانیده اند به راهکار «بومی گرایی» گرایش داشته اند. نگارنده در تحلیل نهایی خود نتیجه گیری می کند که ترجمه کاستلو از اثر هدایت را نیز می توان مصداقی از فرضیه «بومی گرایی» ونوتی دانست.
"بررسی ترجمه آثار اسلامی یکی از دروسی است که در رشته زبان و ادبیات انگلیسی و همچنین تربیت مترجم زبان انگلیسی ارائه می گردد. هدف اصلی این درس در واقع چهار واحدی آن است که به دانشجویان آموزش داده شود چگونه متون اسلامی ترجمه شده به انگلیسی (و احتمالا به زبانهای دیگر) را ارزیابی کرده، محاسن و معایب آنها را یافته و اظهار نظر کنند که آیا ترجمه مورد بررسی ترجمه ای رضایتبخش و قابل قبولی است یا خیر.
تا آنجایی که بنده مطلع هستم چارچوبی منسجم و سازمان یافته برای نیل به این هدف هنوز شکل نگرفته است. به همین دلیل بعضی از استادان محترم زبان انگلیسی که بررسی آثار ترجمه شده اسلامی را تدریس می نمایند احتمالا دانشجویان را به ترجمه متون اسلامی به انگلیسی ترغیب می کنند تا به ارزیابی آنها.
نگارنده در این مقاله چارچوبی را پیشنهاد می دهد که بتوان از آن در ارزیابی ترجمه انگلیسی متون اسلامی استفاده کرد و تصمیم گرفت که آیا ترجمه مورد بررسی ویژگیهای یک ترجمه خوب را دارد یا خیر. این چارچوب در واقع مجموعه ای است از معیارهای ارزیابی که متن ترجمه شده را از حیث انتقال صحیح و درست مفاهیم، وفاداری به جنبه های صوری و روانی مورد ارزیابی قرار می دهد."
این مقاله به بررسی نظرات ادوارد سعید درباره جوزف کنراد می پردازد می کوشد دلایل مرکزیت این رمان نویس را در آراء سعید روشن کند. به نظر نگارنده‘ بررسی سیرتطور نگاه ناقدانه سعید به آثار و اندیشه کنراد می تواند نمایه ای به نسبه دقیق از سیر اندیشه خود سعید باشد. گذشته از وجوه اشتراک زندگی شخصی این دو متفکر‘ مضامینی چون تبعید‘ هویت و استعمار نیز درآثار آنان محوریت دارند. سعید در نخستین آثارش نگاهی ادبی و زیبایی شناختی به آثار کنراد دارد. اما به تدریج وجه سیاسی نقد او بارزتر و زمینه تاریخی – سیاسی پررنگ تر می شود. «دنیوی بودن» ناگزیر متون ‘ به مساله کلیدی تحلیل های او بدل می شود و آثار کنراد مثل اعلای این خصلت متون انگاشته می شوند. از دید سعید‘ کنراد بهتر از هر نویسنده اروپایی دیگر در هم تنیدگی جهان‘ متن و نویسنده و پیوند ماهوی میان استعمار و فرهنگ (نمود یافته در گونه فرهنگی بسیار مهم رمان) را ممثل می کند.
"خلاقیت ادبی و آثار آنتون پاولویچ جایگاه ویژه ای را در ادبیات جهان به خود اختصاص داده است که این امر مرهون سبک نوشتاری و ادبی‘ شیوایی کلام‘ اختصار‘ موضوع آثار‘ ویژگی های زبانی ‘ پویایی‘ ساختار منحصر به خود و خلاقیت نویسنده می باشد. چخوف را می توان جزء نویسندگانی محسوب نمود که برای اولین بار در ادبیات جهان توانست تراژدی روزمررگی و مستاصل بودن انسان را در موقعیت های مختلف در معرض دید و قضاوت خواننده قرار داد او علاقه زیادی به موسیقی داشت و به تایید اکثریت منتقدین روسی یکی از وجوه تمایز آثار او آهنگین بودن می باشد که البته این امر در نتیجه تسلط کامل نویسنده بر زبان روسی واستفاده صحیح و به جا از ظرافت های آن حاصل شده است. در مقاله سعی شده است به اختصار برخی از ویژگی های مهم خلاقیت و آثار جخوف که موجبات تثبیت جایگاه نویسنده را در ادبیات جهان فراهم آورده اند‘ مورد بررسی قرار گیرد.
"
در ادبیات نوین، که همزمان با آغاز دورهء واقع گرایى است، ناهنجارى و بلاهت به عنوان نمونه هایى از وضع بشر نشان داده مى شود. ادبیات واقع گرا یا رنالیسم، ادبیات نوین عصر حاضر است، که سعى در نمایاندن واقعیت دارد. واقع گرایى تنها یک سبک میان سبکهاى ادبى دیگر نیست، بلکه زیربنایى است براى سایر سبک هاى ادبى که به گرایش هاى گوناگون قابل تفکیک اند، براى نمونه: واقع گرایى به سبک کافکا، با مجازى کردن واقعیت، ایجاد ترس و دلهره و سعى در بیان و القاى مفهوم پوچى. یا واقع گرایى به سیاق توماس مان، که در عین توجه به مردم و حفظ جایگاه بورژوازى و شخصى نویسنده، به اوضاع نابسامان بشرى با دیدى انتقادى مى نگرد. یا سبک گوتفرید بن یعنى به هیچ گرفتن مردم و یا سبک برتولدبرشت، که در همنوایى با جبههء سوسیالیسم و پیوستن به آن خود را مى نمایاند
در قرن هجدهم، ادبیات آلمانى در پرتو اندیشهء روشنگرى رشد و توسعه یافت و ثمرات دلنشین و آموزنده اى به بار آورد. در آغاز دورهء ادبیات روشنگرى، گوتشد تحت تاثیر افکار عقل گرایانهء لایب نیس و ولف قرار داشت. او به تاسى از آن دو فیلسوف، رشد خرد را براى اخلاقى و سعادتمند شدن انسان ضرورى مى دانست و لسینگ ادیب و فیلسوف ادبیات را در خدمت اشاعهء بردبارى دینى و انتقاد اجتماعى قرار داد. برخى از ادباى دورهء روشنگرى به تالیف حکایات حیوانات پرداختند، زیرا آن ها این حکایات را شیوه اى مناسب براى تربیت انسان و انتقادات اجتماعى تشخیص دادند. دورهء روشنگرى مساعدترین د وره براى خلق حکایات حیوانات است. در پایان این دوره ویلاند افکار اپیکور را سرلوحهء فعالیت ادبى خویش ساخت. در پایان باید یادآورى کرد که هدف مشترک تمام ادباى دورهء روشنگرى، تربیت اخلاقى و اجتماعى انسان است.
تا چند دههء پیش، پرداختن به شبه ادبیات کارى دشوار و خارج از عرف بود، چون که از منظر ادبیات کلان و شناخته شده، جایى در دانشگاه نداشت و در نتیجه جزو دروس دانشگاهى محسوب نمى شد. اما از سال 1969، که در خصوص عنوان، انواع ادبى و وضعیت آن نشست هایى در فرانسه برگزار شد، بسیارى از مشکلات مرتفع شد و در دانشگاه ها تدریس و تحقیق دربارهء آن ها با جدیت آغاز شد و محققان آثار چندى را ارائه کردند که از خلال آن اهمیت واقعى این پدیدهء اجتماعى جذاب شناسانده شد. ظاهرا بیشترین سهم را متخصصان ادبیات قرن نوزدهم داشته اند، چون که شبه ادبیات به عناوین گوناگون و با روش هاى انتشاراتى متفاوت، دستاوردهاى متنوعى را در این قرن ارائه کرده بود. بحث بر سر شبه ادبیات و عواملى که به تکوین آن کمک کردند و انواع ادبى آن، که اکنون بیش از بیش با جامعهء ما ملموس است، دو زمینهء مستقل و در عین حال مرتبطى اند که در مقاله حاضر بحث و بررسى مى شوند، تا جایگاه و اهمیت واقعى آن ها در تاریخ ادبیات سنجیده شوند.
مقاله حاضر به تحقیق درباره تصحیح خطاهای کلامی زبان آموزان توسط معلمان در کلاسهای انگلیسی به عنوان زبان دوم میپردازد.هدف از این تحقیق این است که مجادله موجود در نوشتجات مربوط به بازخورد را در خصوص ابهام در تصحیحات غیرمستقیم مورد بررسی قرار دهد و به کنکاش درباره این موضوع بپردازد که چرا زبان آموزان، تصحیحات غیرمستقیم را به جای اینکه به عنوان ساختارهای بازآفرینی شده صحیح در نظر گیرند، ممکن است آنها را صرفا به عنوان تایید معنایی و تکرار غیرتصحیحی تلقی نمایند. آوانویسی 25 درس ضبط شده از پنج معلم (پنج درس از هر معلم) و 31 ساعت تعامل کلاسی، داده های این تحقیق را تشکیل میدهد. تحلیل این دادهها نشان میدهد نادیده گرفتن تفاوتهای ساختاری بین انواع مختلف تصحیحات غیرمستقیم و در نظر گرفتن تمامی این گونه تصحیحات به عنوان نوع واحدی از بازخورد تصحیحی، ممکن است به ایجاد دو دیدگاه متفاوت در توجه زبان آموزان به این نوع تصحیحات منجر شده باشد. از این رو، تصحیحات غیرمستقیم به دو نوع مجزای برجسته و غیر برجسته تقسیم شدند. تکرار کلامی به عنوان معیار سنجش کارایی تصحیحات غیرمستقیم و میزان توجه زبان آموزان به اینگونه تصحیحات در نظر گرفته شد. یافتهها نشان می دهد میزان تکرار کلامی زبان آموزان بعد از تصحیحات غیرمستقیم برجسته به طور قابل توجهی بیشتر از میزان این معیار بعد از شکل غیر برجسته این نوع تصحیحات میباشد. نتایج حاصله حاکی از آن است که احتمالا زبان آموزان، تصحیحات غیرمستقیم برجسته را به عنوان بازخورد ساختاری ـ و نه به عنوان تایید معنایی ـ در نظر می گیرند، در حالیکه این احتمال در مورد تصحیحات غیرمستقیم غیر برجسته به خاطر فقدان تاکید افزوده بر روی نقش تصحیحی آنها کمتر است.