فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۰۱۱ مورد.
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۷ شماره ۲۵۰
حوزههای تخصصی:
بازشناسی ده فرمان در تورات و قرآن پس از قرون وسطا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد بررسی ماهیت ده فرمان و تبیین ارزش آن از نظر محققانی همچون ابن تیمیه، ابن خلدون، سید قطب، ابو عبدالله قرطبی و فخررازی است. به گفته دانشمندان یهود، تورات مشتمل بر 613 حکم است. در میان این احکام، ده حکم اهمیتى ویژه دارند. این فرمان ها محور شریعت یهودند و همة احکام شریعت یهود در همین فرامین ریشه دارد. در واقع، قوم اسرائیل با پذیرفتنِ این فرمان ها با خدا هم پیمان شده است. تعبیر قرآن کریم از «الواح»، اشاره به دو لوح شامل ده فرمان از کتاب مقدس است که در آیه 145 سوره اعراف به آنها اشاره شده است. نظر به اهمیتی که ده فرمان در نزد عالمان یهود یافت و اشارات دقیق و لطیفی که قرآن کریم به آن دارد، پس از قرون وسطا، حکما و متکلمان و محققانی همچون سید قطب، خطیب تبریزی، ابن تیمیه، ابن خلدون و دیگران با دیدگاه های متفاوت، به نقد و بررسی در این باره پرداختند که تفصیل این بحث در این مقاله مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
فنای از خود و مرگ خودخواسته در اندیشه عین القضات و یوحنا صلیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عین القضات همدانی (490-525 ه .ق) و یوحنا صلیبی (1542-1591م) دو عارف صاحب نام از دو سنت بزرگ معنوی تاریخ بشر یعنی اسلام و مسیحیت اند. مطالعه آثار این دو همانندی های چشمگیری را نشان می دهد، همچون عشق الهی، مرگ عارفانه، وحدت یا اتحاد، ضرورت تجرّد، لزوم ارشاد پیر و اقتدا به مسیح. از این میان آنچه در مقایسه عرفان یوحنا و عین القضات شایان توجه بسیار است، مسئله فنا و مرگ معنوی است. در تبیین رویکرد عین القضات و یوحنا به مسئله فنا و بقا عناصر و آموزه های نسبتاً مشترکی به چشم می خورد، از جمله لزوم پیروی از پیر که در ادبیات عرفانی یوحنا از آن به اقتدای به مسیح و در ادبیات صوفیانه عین القضات به خدمت پیر یا خدمت کفش تعبیر می شود. از این منظر می توان رابطه سالک مسیحی با مسیح را با رابطه مرید و مراد در عرفان عین القضات مقایسه کرد. این موضوع مقتضیاتی همچون فنا در خود، ضرورت تجرد و ترک اختیار و ترک تعلق و تولد ثانی دارد که در این مقاله به بررسی آنها می پردازیم.
پیام ادیان: نقب زدن به عالم معنا
منبع:
هفت آسمان ۱۳۷۸ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
دگرگونی های مفهومی حکمت در عهد قدیم و عهد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت در سراسر جهان و در میان همه ی اقوام و نژادها همواره مورد ستایش بوده است. در کتاب مقدس که بازتاب حدود 1500 سال (از زمان حضرت موسی تا پایان سده ی نخست میلادی) دگرگونی فرهنگی یهودیان است، حکمت در معانی و مصادیق گوناگون به کار رفته است. این نوشته به بررسی حکمت در66 کتاب و رساله مندرج در عهدین و تبیین تحولات حکمت، به خصوص تناقض معنایی آن در نامه های پولس می پردازد.
تعامل این حکمت با دین در کتاب مقدس مشخص شود. ازین رو، پس از واژه شناسی حکمت، افزون بر خود واژه، مشتقات، مترادفها و متضاد های آن (حکیم، حکیمانه، و احمق، نادان و غیره) در کتاب مقدس بررسی شده، و با تحلیل آیه ها گستره ی معنایی واژه و دگرگونی های مفهومی آن بیان می شود.
حکمت در عهدین بیشتر بینشی توحیدی است که انسان را در نظر، ایمان و عمل از خطا مصون می دارد و شریعت و اخلاق از موارد تأکید آن است.
نقش معرفت برتر در نیل به نجات از دیدگاه اوپانیشادها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پس از بیان گزارشی اجمالی در باب ویژگی و مضامین اوپانیشادها، سعی بر آن است که به پرسش های اساسی در باب معرفت و نقش بنیادین آن در مسأله ی نجات پاسخ داده شود.
مقاله ی پیش رو مشتمل بر سه بخش است. در بخش اول، از دوران بزرگ تاریخ حکمت هند سخن رفته است. در بخش دوم، از تاریخ نگارش و مضامین اوپانیشادها سخن به میان آمده و گفته شده است که مباحث مندرج در اوپانیشادها چیزی است از جنس مکاشفه و شهود نه دلیل و استدلال. در بخش سوم این نوشتار، بیان شده است که معرفت به آتمن در اوپانیشادها بنیاد نجات است. در این بخش، دو تصویر از معرفت مطرح می شود: 1. معرفت برتر1، 2. معرفت فروتر2. معرفت فروتر معرفتی است اکتسابی که به امور و لذایذ ناپایدار این جهان مربوط است. به همین دلیل، فاقد اهمیّت نجات بخشی است.
معرفت برتر همان معرفت بنیاد یا معرفت به آتمن است. این مرتبه از معرفت به حقیقت فناناپذیر مربوط می شود. برای وصول به این مرتبه از معرفت، آدمی باید دل خود را از خواهش های نفسانی پاک کند. چه رهایی از خواهش های نفس و شور خودخواهی است که آدمی را به نجات می رساند. در اوپانیشادها، وصول به مکشه یک نوع تحوّل معرفت شناختی است.
گفت و گوی ادیان اهداف و مبانی نظری
حوزههای تخصصی:
کمال پذیری انسان؛ نقطه عزیمت در گفتمان ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمالپذیری انسان به مثابه چهارراهی است که راههای اصلی مهمترین ادیان شرقی و غربی، اعم از الهی و غیر الهی، را به هم پیوند میزند و، بنابراین، میتواند نقطه عزیمت درخوری برای گفت وگوی ادیان واقع شود. در ادیان معروف تعابیر مختلفی از کمال و انسان کامل وجود دارد. در آیین بودا از انسان کامل با نام های «ارهات» و «انسان آزاده»، در اندیشه مردم چین باستان و آیین کنفوسیوس، با نامهای «تائو»، «انسان آزاده» و «انسان قدیس» و در زرتشت با نام «انسانِ آرمانی» تعبیر شده است. اما از منظر اسلام انسان نسبت به سایر اجزای عالم از اعتبار و اهمیّت خاصی برخوردار است، به گونه ای که اگر به نهایت کمال خود برسد، از سایر آفریدهها، حتّی کرّوبیان ملأ اعلی و فرشتگان عالم فراتر میرود. زیرا دیگر مخلوقات الهی دارای ظرفیت کمالپذیری محدودی هستند، اما انسان چون میتواند مظهر کلّ اسماء و صفات الهی شود کمالپذیری او نامحدود است.
عالمان شیعه و تصوف
منبع:
هفت آسمان ۱۳۸۳ شماره ۲۲
دیدگاه اسلام و یهود دربارة سحر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«سِحر»درلغتبهمعنىهرکارییاچیزىاستکهمأخذآنمخفىوپنهانباشد، ولىدر عرفعامغالباًبههمانکارهاىخارق العاده اىمى گویندکه بااستفادهازوسایلمختلفانجاممى شود.سِحر امری آموختنىاستو منشاء آن ابلیس است، لذاکسانی که از سِحر استفاده می کنند، با شیاطین در ارتباط هستند.باتوجّهبهتصریحخداونددرآیاتقرآن در باب مسألة سِحر، می توانبهایننتیجهرسیدکهبرخیازشعبه هایسِحرازامورواقعیاست، ولی اسلام،رفتن به سوی این امور و استفاده از آن را به شدّت نهی می کند. همانگونه که در دین یهود نیز سِحر مورد نهی فراوان قرار گرفته، هرچند که قوم یهود بسیار مرتکب این گناه می شوند. البتّه یادگیری سِحر به طور کُل حرام نیست و مردان خاصّ خود را می طلبد (؛ زیرا درغیر این صورت، آثار مخرّب فردی و اجتماعی یا حتّی خانوادگی به بار می آورد).در این تحقیق، پس از بررسی معنای لغوی و اصطلاحی سِحر و واژه های مرتبط با آن، سِحر از دیدگاه اسلام و یهود مورد توجّه قرار می گیرد و سعی خواهد شد ضمن بیان شعبه های مختلف آن، موارد واقعی از غیرواقعی بازشناسی شود و مصادیق و نیز حُکم آن از منظر اسلام و تورات تبیین شود.
اسلام در اروپا: وضعیت مسلمان مهاجر در کشور انگلستان
حوزههای تخصصی:
جنبش گولن؛ اسلام اجتماعی با اسلام سیاسی تقیه جو
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۸ شماره ۲۵۲
حوزههای تخصصی:
نقش ویژه ایرانیان بودایی در ترویج و گسترش بودیسم در چین وجنوب شرقی آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایرانیان مقیم آسیای میانه اقوام متعددی راشامل می شوند که به دلیل موقعیت جغرافیایی سرزمین های آن حوزه و داد وستدهای جاده ابریشم‘ روابط گسترده ای با مردم خاور دوری داشته اند ‘ واز عهد اشکانیان تا دوره فرمانروایی ساسانیان ‘ گرایش به دیانت بودیسم در میان این اقوام ایرانی در حدی بوده که تعداد زیادی از آنها به عنوان مبلغین بودایی و عهده داران دیگر وظایف و مسئولیتهای مرتبط با تبلیغ وتدریس علوم دین بودا‘ از آسیای میانه به چین و سرزمین های آسیای جنوب شرقی رفتند ‘ و آئینی که درمحور فرهنگی و قومی شبه قاره هند در جنوب آسیا ظهور کرده بود ‘ از قرن دوم میلادی به بعد‘ به دلیل گرایش و ریاضت کشی و مطالعات و ترجمه های متداوم ایرانیان آسیای میانه ‘ بودیسمی در شاخه و کالبد ماهایانا و آمیخته به اعتقادات ایرانی شکل گرفته و این تأثیرات نقطه عطفی در تاریخ تحولات و توسعه این آئین در خاور دور بوده اند.