پژوهش حاضر با هدف اسلامى سازى عناصر برنامه درسى (هدف، محتوا، روش و نحوه ارزشیابى) بر اساس آموزه هاى تربیتى امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج البلاغه انجام شده است. روش پژوهش، توصیفى تحلیلى مى باشد. یافته هاى پژوهش به شیوه تحلیل اسنادى و تحلیل محتوا استخراج و با استفاده از روش کیفى تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که در نظام تربیتى نهج البلاغه، چهار عنصر شاخص برنامه درسى مورد توجه واقع شده است، به گونه اى که در عنصر اهداف مى توان دو نوع غایى (وصول به مقام قرب الهى) و واسطه اى (الهى، فردى، اجتماعى و زیست محیطى)، در عنصر محتوا حوزه هاى معرفتى متعددى از جمله آموزش تاریخ، قرآن، احکام دینى، اخلاق، زمین شناسى، ستاره شناسى، بهداشت و روان شناسى، در عنصر یاددهى یادگیرى، مجموعه اى از روش هاى متنوعى همچون حکمت، اکتشافى، مشارکتى، پرسش و پاسخ، تمثیل، الگویى، موعظه و امر و نهى و همچنین در عنصر ارزشیابى روش هایى مانند آغازین، تکوینى، شفاهى و خودارزیابى را معرفى نمود.
زهد و ساده زیستی یکی از ارزشمندترین فضایل اخلاقی است که اهمیت آن در آیات و روایات به روشنی مشهود است. این مقاله، پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که ضمن بررسی مفاهیم زهد، ساده زیستی و مفهوم قرآنی رشد، به بررسی آثار زهد و ساده زیستی و چگونگی نقش هر یک از این آثار، در رشد فردی و اجتماعی می پردازد. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که نهادینه شدن زهد و ساده زیستی در زندگی فردی اجتماعی، منجر به ظهور آثار تأثیرگذار و بنیادینی خواهد شد که زمینه ساز رشد فردی و اجتماعی می شود. این آثار عبارتند از: حق پذیری و حق پرستی، رشد دنیوی و اخروی، آسودگی خاطر، رشد فکری و رفتاری، شناخت عیوب دنیا، رشد عملی، عزت نفس، رشد اقتدار و صلابت، دوست داشتن مؤمنان، رشد هدایتی، علم و هدایت، رشد فراگیر در تمامی عرصه ها، رویش حکمت و بصیرت، رشد اعتقادی، گفتاری و رفتاری، و درک وضعیت محرومان، رشد روانی محرومان و رشد اخلاقی زاهدان را به همراه دارد.
نظامهای مردمی بر رابطهی دو سویهی حاکمان و مردم استوار هستند. آن چه در این نظامها مهم است، حق مردم و رابطهی با حاکمان است. در چنین رابطهای، نظامهای سیاسی تنها بر رابطهی حق حاکمان بنا نمیگردند، بلکه رابطهی تکلیف نیز مطرح است. نظامی که در نهج البلاغه ترسیم شده است، ناظر به رابطهی دوسویهی حاکمان و مردم است که همان تکیه بر مؤلفهی حق و تکلیف میباشد. به نظر حضرت علی علیهالسلام مهمترین مؤلفهی نظام اسلامی رابطهی دوسویهی حق و
تکلیف است. مقالهی حاضر به بررسی رابطهی حق و تکلیف در نظام اسلامی با رویکرد به نهج البلاغه میپردازد. در چنین رابطهای است که حاکمان خود را در برابر مردم مسؤول میدانند؛ چون مسؤول آن کس را گویند که خود را همیشه در برابر پرسشهای جدی، پاسخ گو بداند.