مصاحفه از آداب مردمان پیش از ظهور اسلام است که دین اسلام نیز آن را پذیرفت و بدان سفارش نمود. اگرچه اسلام این ادب اجتماعى را پذیرفته, براى حفظ آثار و فواید و تقویت جنبه هاى مثبت آن, نیز جلوگیرى از مفاسد احتمالى, تنها مصافحه همجنسان را مجاز شمرده است; از منظر اسلام دست دادن مرد با زن غیر محرم, خواه با ریبه و قصد تلذذ و خواه بدون قصد, ممنوع است. همچنین در حکم ممنوعیت مصافحه با نامحرم, میان زنان مسلمان و زنان اهل کتاب تفاوتى به چشم نمى خورد.
«ذکر» در لغت، حفظ شیء و خلاف نسیان است. کلمة «ذکر» در قرآن برای هفت معنای مختلف به کار رفته است. از این جهت، مشترک لفظی است و با قرینه می¬توان معانی مورد نظر را به دست آورد. اضافة «اهل» به «الذکر»، معنای منحصری را افاده میکند.روایات شیعه، «اهل ذکر» را در اهل بیت (ع) منحصر میکنند و در این زمینه به متواتر یا حداقل متظافرند.در منابع اهل سنت، دربارة اهل ذکر پانزده نظریه مطرح شده است که آن¬ها را میتوان در سه نظریة عمده خلاصه کرد: «اهل کتاب به طور اعم یا اخص»، «اهل قرآن» و «اهل بیت». روایات اهل سنت به دو گروه تقسیم شده است: سند گروه اول ازصحابه و تابعین است و سند گروه دوم به شخص پیامبر (ص) و اهل بیتش همچون امام علی، امام باقر و امام صادق (ع) میرسد. لذا گروه دوم از حیث سند و متن قویتر و صحیحتر به نظر میرسد و با دیدگاه شیعه کاملاً انطباق دارد.
در منابع روایی و تفسیری شیعه و سنّی گزارش هایی مبنی بر آفرینش حواء از دندة چپ آدم یا خلقت زن از دندة چپ مرد نقل شده است. در این روایات برخی از احکام فقهی مثل شهادت زن، ارث، شناخت انوثیت یا رجولیت خنثی، طلاق، حجاب و جز آنها نیز بر اساس نحوة خاص خلقت زن توجیه شده است. همچنین برخی از فقهاء در توجیه بعضی از احکام فقهی مربوط به زن به مضمون این روایات استناد کرده اند. گرچه خلقت حواء از آدم به نحوة آفرینش از سلول حیاتی از نظر عقلی و علمی امتناعی ندارد؛ امّا اثبات آن و انتساب آن به شارع مقدّس دلیلی ندارد. به نظر می رسد این گزارش ها منشأ اسرائیلی دارد و با توجه به ناسازگار درونی و بیرونی آنها نمی توان به استناد آنها احکام ویژه ای را برای زن اثبات کرد. در این مقاله روایات و اقوال مختلف در این مورد بررسی شده است.