اهتمام و توجه قرآن به اخلاق و تأکید پیامبران عظام و ائمه اطهار(ع) بر متخلق شدن به آن در تمامی شئون زندگی، از نقش بی بدیل اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی انسان حکایت دارد. بر این اساس، توجه و به کارگیری آن در همه عرصه های زندگی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. کار نیز به واسطه ارتباط تنگاتنگ با اخلاق، به نتایج مطلوب و شایسته منتهی نخواهد شد مگر اینکه اصول و معیارهای اخلاقی مرتبط با آن مدنظر قرار گیرد. در این میان، عواملی هم در تقویت اتخاذ چنین رویکردی مؤثرند. در این مقاله سعی شده است با استناد به آیات و روایات و به ویژه با تکیه بر کلمات گهربار امام علی(ع)، این عوامل شناسایی و تجزیه و تحلیل شود.
این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش استنتاجی (الگوی بازسازی فرانکنا) انجام شده، و هدف آن بررسی میان رشته ای تربیت عاطفی و ساختار آن در قرآن است؛ لذا پس از بیان مبانی این فرایند بر اساس اسناد در قالب گزاره های واقع نگر دینی و علمی و هم چنین استخراج ضرورتها و توصیه های عملی قرآن، ساختار تربیت عاطفی در قالب اهداف و اصول و روش شکل گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عواطف در قرآن با پشتوانه معرفتی از احساس جدا می شود. تربیت عاطفی با مبانی انسانشناسی و معرفت شناسی وارد فرایند تربیتی می شود و همسو با هدف نهایی نظام تربیتی، پرورش عواطف و مدیریت آن را براساس ارزشها بر عهده دارد. علاوه برآن با رشد هوش فکورانه و انگیزش درونی به یادگیری کمک می کند. این تربیت با اصولی مانند اصل ارتقای عاطفی، اصل مخاطب شناسی و اصل تفکر راهبردی و با الهام از توصیه های عملی قرآن مانند انذار و بشارت، مراقبه و محاسبه، حاوی روشهای کاربردی در مهارتهای ارتباطی و روشهای تدریس و آموزش است.