فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۲٬۵۴۵ مورد.
مشابهت بلاغت قرآنی با بلاغت غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، مشابهت سبک بلاغی قرآن را با بلاغت غربی با تکیه بر آهنگ کلام در قرآن، بررسی می کند. ابتدا از سبک بلاغی قرآن سخن به میان آمده و به وجوه متناظر آن با مؤلفه بلاغت در مغرب زمین اشاره می شود. سپس در پیشینه بحث به آثار مرتبط اشاره می شود. آنگاه در پیکره جستار، مبانی سبک بلاغی قرآن و مشابهت آن با بلاغت غربی بررسی و بر آهنگ کلام در قرآن تکیه می شود. این مقاله، ضمن ارائه نمونه هایی از آیات قرآنی، آهنگ کلام و یا جنبه های آوایی قرآن را شامل موسیقی حروف، واژگان، جملات و وزن و قافیه بررسی می کند.
قاعده افزایی تکرار فعل «قال» در راستای تبدیل آن به الگوی گفت وگو در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرآن هرچند که یک کتاب دینی و ایدئولوژیک است، اما تنها کارکرد ارجاعی ندارد. در رساندن محتوا به مخاطبانش از قدرت زبان نهایت بهره را برده و موجب نزدیک شدن آن به زبان شعری و ادبی شده است. حال این سؤال پیش می آید که این زبان ادبی به چه شکل در قرآن آمده است؟ قرآن برای رسیدن به هدفش که تأثیر و جلب نظر مخاطب می باشد، سبک ادبی منحصر به فردی دارد که تابع نظم شعر نیست، ولی از قواعد زبان شعری و نظام آن برخوردار است. با توجه به آرای صورتگرایان که برای بررسی زبان ادبی به تمایز دو فرایند خودکاری و برجسته سازی زبان معتقدند، زبان قرآن نیز صرفاً به بیان موضوع نمی پردازد، بلکه برای رساندن محتوای معین سعی دارد که در شیوه بیان خود، با بهره گیری از زبان ادبی، دریافت مدلول را به تأخیر بیندازد که این امر، ذهن خواننده را درگیر نموده و موجب گسترش معنا می شود. این فرایند به وسیله تکرار، موجب قاعده افزایی و برجسته سازی در کلام می گردد. در این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی، سعی بر آن است که برجسته سازی فعل «قال» و مشتقات آن از طریق تکرار بررسی شود. این فرایند همگام با متن پویای جامعه ای که طالب تفکر و تأمل است، راه را برای دیالوگ، چندصدایی و تفاهم هموار می کند. در واقع بسامد بالای فعل «قال» و مشتقاتش (1717 بار) در ساختار قرآن و برجسته شدن این کلمه در برونه زبان، چنان قدرتی به درونه زبان بخشیده است که قادر به تحلیل ساختار است.
ابتلا در قرآن و حدیث
کتابخانه کوثر قرآن
منبع:
کوثر ۱۳۸۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
نسیم توفیق
منبع:
بشارت ۱۳۸۱ شماره ۳۲
بررسی روایی علل فقدان نام ائمه اطهار (ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلافت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) و در اختیار گرفتن آن توسط خلفای پیش از امام علی(ع)، موضوعی چالش برانگیز بین شیعه و اهل سنت است که از دیر باز در بسیاری از محافل به صورت مجادلات کلامی و استمداد نابخردانه از ابزاری چون روایات برای غلبه بر حریف بازتاب یافته است. در این بین، ذهن بسیاری از افراد خواسته یا ناخواسته به این سمت می رود که چرا نام حضرت علی (ع) و تصریح به ولایت ایشان با توجه به نقش تکمیل کننده آن برای اسلام و مسلمانی که پیام آیه تبلیغ نیز هست، در قرآن یاد نشده است. بر این اساس شاید برخی از افراط گرایان درصدد برآیند تا با استفاده از روایاتی نایاب، تصور وجود نام ائمه (ع) در قرآن را به شکل حقیقتی قابل باور جلوه دهند.
در این پژوهش با بررسیِ چند روایت در این زمینه، به وجود غالیان و افراد مجهول در سند روایات پی می بریم و با توجه به معنای اصلی هم خانواده واژه هایی چون اقراء، تنزیل و نگاهی به ساختار روایات به معنایی جز معنای اصطلاحی آن دست می یابیم. پس از آن، قرائن و نشانه ها و حکمت های چندی در نبود نام ائمه (ع) در قرآن را بازگو و در نتیجه تلاش بیهوده قائلان به وجود نام ائمه (ع) در قرآن را روشن خواهیم ساخت.
یک آیه و چند نکته
قواعد تفسیر در سخنان معصومین
حوزههای تخصصی:
هر علمی، قواعد واصولی دارد. رعایت آن قوانین واصول، ازمهمترین امور به شمار می رود. در علم تفسیر قرآن برای درک صحیح و نزدیک به واقع از کلام الهی، اصول و قواعدی لازم است.
قواعد تفسیر، مجموعه ضوابط کلی ای را در بر می گیرد که مفسر با رعایت آنها، به تفسیر قرآن می-پردازد. توجه به انواع قرائن کلام، درنظر گرفتن قواعد ادبی، مبنی بودن علم وعلمی و ... از جمله قواعد تفسیر است.
در این مقاله، اصول و قوانین تفسیر، از دیدگاه روایات منسوب به معصومین ارائه می شود. از این رو ابتدا به ذکر هر قاعده، مبادرت شده و در پایان، روایات و احادیثی، مرتبط به آن قاعده یا به صراحت و یا به نحو تلویحی عرضه خواهد شد.
دستگاه منطقی قرآن کریم در افق منطق صوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر چیزی که ساختار منسجم و معقولی دارد، دارای ساختار و دستگاهی منطقی است. قرآن کریم نیز در مقام کتاب آسمانی ای که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، دارای ساختار و دستگاهی منطقی است. از آنجا که قرآن کریم بر انسان ها نازل شده و قصد خروج انسان ها از ظلمت ها به نور را دارد باید دارای ساختاری بر وفق ادراک انسان ها باشد. ساختار فکری و ادراکی انسان ها بر ساختار منطق ارسطویی ـ که چیزی جز ساختار ادراکی و فکری نوع بشر نیست ـ مبتنی است. از این روی، ساختار قرآن کریم نیز ـ به این دلیل که خطاب به انسان هاست ـ باید براساس ساختار منطق ارسطویی باشد. ساختار منطق ارسطویی مبتنی بر برهان و خطابه و جدل و شعر و سفسطه است. ساختار قرآن کریم نیز مبتنی بر منطق ارسطویی ـ یعنی منطق نوع بشر ـ است، منتهی از آنجا که قصد قرآن کریم خروج آدمی از ظلمت ها به نور است، با دوری جستن از تعابیر شعری (خیالی) و سفسطی (کاذب)، به برهان و خطابه و جدل اکتفا نموده است.
تفسیر قرآن کریم (8) سورة بقره، آیة 48 (شفاعت در قرآن)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آیات قرآن در باب شفاعت متفاوت است. برخی منکر شفاعت و برخی مثبت آن اند. در این مقاله دیدگاه قرآن دربارة شفاعت استخراج، حقیقت شفاعت بررسی و دیدگاه منکران دلالت قرآن بر شفاعت نقد شده است.
قرآن شفاعتی را که به اذن الهی و غیر استقلالی است اثبات می کند و آیات نافی شفاعت، ناظر به شفاعت غیر استقلالی است. شفاعت تجسمِ ایمان و هدایت یافتگی مؤمنان در قیامت است و جریان رحمت الهی است که شفاعت شوندگان از مسیر کسانی که مورد رضایت خداوند هستند از آن برخوردار می شوند.
برخی از فرشتگان الهی، پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) از جملة شفیعان در روز قیامت اند. کسانی که قرآن را به نحو مطلق نافی شفاعت می دانند، یا برداشتشان از آیات نادرست است یا تصورشان از شفاعت. شفاعت در طلب مغفرت از زمرة مصادیق شفاعت در دنیاست.