هدف این پژوهش، بیان اهداف مشترک عاشورای حسینی و قیام مهدوی در رهیافت روایی است. مقصود از رابطه ی عاشورا و مهدویت، پیوندی است که میان این دو عنصر اساسی در هدف وجود دارد، که با عنصر «غدیر» هویت مکتب امامت را می سازند. روش این تحقیق، توصیفی تحلیلی است، که با بهره گیری از روایات و ادعیه(دعای ندبه، زیارت عاشورا و زیارت ناحیه ی مقدسه) در صدد پاسخ به سؤال اصلی تحقیق است. قیام جهانی مهدی موعود(عج)، مکمل حرکت اصلاحی امام حسین(ع) است که دارای اهداف مشترکی از جمله: اصلاح جامعه، تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با طاغوت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، محو جاهلیت اموی و بدعت های مکتب خلافت، برپایی حکومت اسلامی، عدم بیعت با طاغوت، امر به معروف و نهی از منکر و انتقام از خون مطهر مظلوم کربلا(ع) و همه مستضعفان جهان
در آموزه های دینی امامیه غلو و تقصیر هردو مورد نهی قرارگرفته است. این دو ناشی از عدم شناخت صحیح شئون امامت و جایگاه وجودی امام در آفرینش است. در این مقاله بخشی از کتاب مکتب در فرآیند تکاملکه در معرفی امام دچار تقصیر شده است، به لحاظ روش شناختی موردنقد قرارگرفته است. نویسنده کتاب بر این باور است که برخی مبانی فکری امامیه (مانند علم غیب و عصمت امام) در طی قرن اول مطرح نبوده است و ائمه صرفاً علمای ابرار معرفی شده اند؛ و این مفاهیم در قرون بعد توسط صحابه مطرح و سپس تحول و تکامل و در میان امامیه رواج یافته است؛ درحالی که این نوع مبنای فکری در زمان خود ائمه غلو به شمار می آمد؛ اما نوشتار حاضر نشان خواهد داد که نویسنده محترم کتاب به علت لغزش های معنایی و عدم جامع نگری به روایات و برداشت های نادرست از آن ها چگونه دچار مغالطه شده و از فهم صحیح و مستقیم مستندات دور مانده است.
یکی از کتبی که پیرامون حادثه کربلا نگاشته شده است، کتاب نفس المهموم اثر گرانقدرِ شیخ عباس قمی است. اتقان و اعتبار این کتاب باعث شد تا بزرگانِ ناموری به ترجمة آن همت گمارند. یکی از این افراد، مرحوم آیت الله محمد باقر کمره ای است. ایشان در این ترجمه سعی کرده است تا ترجمة دقیقی از وقایع را فرا روی خواننده قرار دهد. به همین مناسبت، بعضی از اصطلاحات را واکاوی کرده است. یکی از آن واژگان، واژه «احزاب» است. ایشان احزاب را محافلی علمی می داند که در زمان صدر اسلام در مساجد تشکیل می شده است. او مدعی می شود جدایی از این احزاب، باعث شده است تا مردم کوفه در مقابل امام حسین علیه السلام قرار بگیرند. در این مقاله با استخراج پیشینة خطبه به بیان گونه های دیگر این ترکیب در کتب دیگر پرداخته شده و با بررسی واژگانی در کتب لغت، استعمالات این کلمه در سخن دیگران و بررسی محتوایی و نقل دیگر ترجمه ها، نتیجه ای غیر از آن چه ایشان ادعا کرده، ارائه گردیده است.
منابع نگارش یافته در باره مقتل امام حسین(ع) به جهت اعتبار و دقت در نقل و تحلیل یکسان نیستند و مى توان آن ها را به دو دسته کلى قابل استناد و ضعیف تقسیم کرد. دسته دیگرى به نام منابع مفقود نیز وجود دارد که تنها در کتب فهرست به آن ها اشاره شده است و هر چند برخى اخبارشان به کتاب هاى دیگر راه یافته است، اکنون به آن ها دسترسى مستقیم وجود ندارد. این نوشتار کوشیده است تا ضمن گونه شناسی منابع یاد شده، به معرفی و سنجش مهمترین آثار متقدم و متأخر در حوزه مقتل نگاریِ امام حسین (ع) بپردازد و با نقد آثار غیر معتبر و ضعیف، تلاش های صورت گرفته در تدوین مقتل نگاری های جامع را تبیین نماید.