فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳٬۲۴۸ مورد.
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
51 - 68
حوزههای تخصصی:
ناصر القفاری اندیشمند وهابی معاصر، ضمن متهم انگاشتنِ جابربن یزیدجعفی، او را جاعل و ناشر روایات رجعت خوانده، و با ادعای نقشِ موضوعیتی وی در گسترش این آموزه، در صدد انکار اصالت آن برآمده است. این امر در حالی است که افزون بر مخدوش بودن مقدماتِ دعاوی قفاری، و ناتوانی وی در تمییز جابر بن یزید با جابر بن عبد الله صحابی، احادیثِ باب رجعت، با طرق متعدد و مستقل از جابر ین یزید، به نحو متواتر گزارش شده و صرف نظر از آیاتِ مثبت رجعت، گزارش های متعلق به سده نخست نیز از وجود آموزه ی رجعت در میان اصحاب امیرالمؤمنین حکایت دارد. هم چنین مطالعه میراث مکتوب امامیه نشان می دهد که اولا گزارش های جابر در باب رجعت فراوان نیست و از راویان هم طبقه با وی چون ابوبصیر اسدی، روایات بیشتری در باب رجعت گزارش شده، و ثانیاً گزارش گریِ جابرجعفی به عنوان یک راویِ ممدوح و بهره مند از توثیقات خاص و عام، مورد قبول امامیان است. در نتیجه نه تنها جابر بن یزید، نقشِ موضوعیتی در نشر آموزه ی رجعت ندارد، بلکه نقش طریقیتی او نیز آنچنان که قفاری ادعا کرده، پر رنگ و انحصاری نیست.
بررسی و تحلیل نمادگرایی در طلوع خورشید از مغرب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۶
93 - 116
حوزههای تخصصی:
از جمله موضوعات مرتبط با آخرالزمان و نشانه های ظهور بحث طلوع خورشید از مغرب است که به جهت ناهمخوانی با روند طبیعی و عادی زندگی بشر، با سختی و پیچیدگی در مقصود مواجه است. با توجه به ارتباط بحث حاضر با نشانه های ظهور حضرت مهدی 7 در برخی از روایات، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد. دیدگاهی که طلوع خورشید از مغرب را به صورت حقیقی تفسیر می کند و در مقابل دیدگاهی است که پذیرش معنای حقیقی طلوع خورشید از مغرب را دربردارنده لوازمی محال و غیرطبیعی مانند برهم خوردن نظم جهان می داند؛ لذا بر معنای نمادین آن اصرار دارد. پژوهش حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی و به روش کتابخانه ای به تبیین نمادگرایی در طلوع خورشید از مغرب پرداخته است. ادله ارائه شده برای این دیدگاه عبارت است از: «استعمال طلوع خورشید در غیر معنای حقیقی»، «تبادر فهم مخاطبان احادیث و علما»، «به هم خوردن نظم طبیعی جهان» و «آیه شریفه الی یوم الوقت المعلوم». دلیل نخست گر چه بعضی از شواهد مطرح شده در آن خالی از اشکال نیست؛ ولی باتوجه به دیگر شواهد مانند حدیث «علی بن رئاب» و به ویژه باتوجه به امکان جمع بین علامت قیامت بودن طلوع و کنایه بودن آن از ظهور حضرت، از قوت مناسبی برخوردار است و سایر ادله ناتمام است.
رصد محیطی تحولات آخرالزمانی مبتنی بر موعودگرایی در غرب و آمریکا در دوره معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۶
141 - 147
حوزههای تخصصی:
سرعت و شتاب تحولات در دوره حاضر به گونه ای است که بسیاری از تحلیلگران، این دوره را آخرالزمان و تحولات آن را مبتنی بر موعودگرایی و در راستای نزدیک شدن به دوره ظهور ارزیابی می کنند؛ و البته گستره این تحولات در جهان اسلام و به ویژه غرب آسیا و نیز جهان مسیحیت و یهود به ویژه در امریکا و غرب چشمگیرتر است؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانه ای و بعضًا رسانه ای مهم ترین تحولات آخرالزمانی در جبهه غرب معاصر به ویژه امریکا را بررسی نموده و از این طریق زمینه پژوهش در مسئله «نقش نزاع ایدئولوژیک در عرصه موعودگرایی در تقابل انقلاب اسلامی و غرب» را فراهم آورد؛ نتایج این پژوهش نشان می دهد بازتعریف مفهوم انتظار مسیحا به تلاش و فعالیت و اقدام جمعی برای زمینه سازی ظهور مسیحا و ترویج گسترده آن و در پی آن پدیده صهیونیسم، اشغال فلسطین و حمایت های همه جانبه آمریکا و دولت های غربی از اسرائیل، شکل گیری جریان مسیحیت صهیونیست یا همان صهیونیسم مسیحی، حضور ملموس مسیحاباوری در ادبیات سیاسی سیاست مداران و اندیشمندان غرب معاصر به ویژه امریکا، پدیدآمدن مراکز و سازمان های متعدد فکری، فرهنگی و سیاسی براساس موعودباوری، تولید انبوه آثار هنری و رسانه ای در راستای موعودباوری، تدوین قوانین براساس مسیحاباوری، اسلام ستیزی با تکیه بر آموزه مسیحا و معرفی حضرت مهدی (عج) به عنوان آنتی کریست یا همان ضدمسیح، مشروعیت بخشی به ایران ستیزی براساس مقوله نجات و منجی و مانع ظهور معرفی نمودن ایران و ارتقاء کلان مطالعات معطوف به منجی در غرب معاصر با محوریت امریکا از جمله مهم ترین تحولات آخرالزمانی مبتنی بر موعودگرایی در آمریکا و غرب معاصر است.
واکاوی تاریخی مفهوم «الجفاه الطغام»؛ توصیفی از حضرت علی (ع) درباره شامیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعبیر «الجفاه الطغام» در سه خطبه نهج البلاغه، خطاب به اهل شام بکار رفته است. امام علی(ع) این گروه را تندخو و در شمار اراذل و اوباش جای داده که تنها اتحاد، موجب پیروزی شان شده است. نکته قابل توجه، استعمال جفاه طغام به دو صورت معرفه و نکره و اظهار تعجب علی(ع) از جفاه طغام است که بدون دریافت «مَعُونه»، به اطاعت از معاویه درآمده اند. درباره این نسبت، شارحان، تعجب امام(ع) را تنها به تبعیت بدون عطا منحصر کرده اند. برخی از شارحان معنای لغوی را پاداش و مستمری دانسته اند اما تعجب خود را این چنین ابراز داشته که محال است معاویه به سپاهیان، عطایی نداده باشد؛ تحلیل برخی آن است که مَعونه به معنای پرداخت های مازاد بر حقوق ماهیانه است که به تیمارداری ستوران و تعمیر اسلحه اختصاص می یافته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی مفهوم جفاهطغام را بازشناسی کرده است. در پایان این نتیجه به دست آمد که هرگروه عالی رتبه یا دون پایه ای که اقتدار، وفاداری و اطاعت از حاکمیت حضرت علی(ع) را نادیده گرفته، ب ه فکر تصاحب قدرت یا معترض سیاست های حضرت بوده و امنیت ش هرها را ب ره م زند، همگی در شمار موصوفان به «الجفاه الطغام» قرار می گیرند. در این میان، گروه هایی هویت یابی شدند که از معاویه، معونه و عطایی دریافت نمی کردند که دقیقا با توصیف امام، سازگار است. با شناخت هویت طغام این نکته حاصل شد که اظهار تعجب علی (ع) تنها از جفاهطغام نیست که بدون معونه از معاویه اطاعت می کنند؛ بلکه حضرت متعجب از صحابیانی هستند که حقوقی برابر را نپذیرفته و روش های ایشان را خوش ندارند.
نفاق سیاسی خواص در دین گریزی عوام و تأثیر آن در ناکارآمدی حکومت دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نفاق پدیده ای است که در آموزه های دین به این صفت و نیز پیامدهای آن در سطوح مختلف اشاره شده است. نفاق آن هم درسطح خواص، خسارت های زیان بار به بار می آورد. از جمله پیامدهای جبران ناپذیر این صفت مذموم، بدبینی و فاصله گرفتن مردم از دین و شریعت است. خواص در صورت ضعف و تزلزل در ساحت شناخت و بینش، جهت دست یافتن به قدرت یا حفظ جایگاه خود، تدریجاً صفت نفاق را پیدا می کنند. تاریخ نیز بیانگر این حقیقت است که عملکرد منافقانه برخی خواص، آسیب های جبران ناپذیری وارد نموده است. رویکرد اساسی در این جستار، بررسی نفاق خواص جامعه در حکومت دینی و تأثیر آن در دین گریزی عوام است. این جستار در مقام بررسی این مسئله است که ابتلای خواص جامعه مبتلا به این پدیده مذموم و عملکرد منافقانه آنان الزاماً در عوام تأثیر منفی گذاشته و باعث بدبینی و حتی فاصله گرفتن آنها از دین شود. خواص منافق در طول تاریخ لطمات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد نموده اند. در عصر حاضر بعد از تحقق حکومت اسلامی در منطقه و اتمام دوران دفاع مقدس، مدعیان دین و خدمت به مردم تدریجاً در بدنه نظام نفوذ نمودند. آنان با استفاده ابزاری از دین و نمادهای آن، در راستای عوام فریبی، اعتماد توده مردم را نسبت به خود جلب نمودند. عملکرد نابه هنجار آنان عامه مردم را دچار تضاد نمود، موجب گردید مردم نسنجیده به پای دین بگذارند. هدف اساسی در این جستار، بررسی پیوند ناگسستنی میان نفاق خواص جامعه و تأثیرگذاری عملکرد منافقانه آنان در عرصه های مختلف از جمله در عرصه سیاست و مدیریت جامعه، بر اعتقادات دینی توده مردم و در نتیجه دین گریزی آنان است. پرسش اصلی نیز این است: چگونه نفاق سیاسی خواص جامعه موجب ناکارآمدی دین می شود؟ روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات عمدتاً کتابخانه ای است.
مفهوم مهدویت در تحقق تمدن اسلامی از منظر رهبران انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
37 - 52
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی بر پایه شریعت استوار گردیده است و کلیه مؤلفه های آن بسان؛ دین، اخلاق، علم و عدالت مطابق با قرآن کریم و سنت رسول الله و امامان شیعه بوده و در کل توحیدی است. از طرفی هم، مهدویت از جمله مفاهیمی است که در طول تاریخ اسلام و قرون متمادی همواره راه نجات از استبداد و ستم و تحقق عدالت اجتماعی بوده است. پس اتخاذ چنین رویکردی به مفهوم مهدویت در انسجام انقلاب اسلامی و شکل گیری تمدن بزرگ اسلامی مؤثر است. لذا هدف از انجام این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که مهدویت از چه طریقی می تواند در تحقق تمدن اسلامی نقش داشته باشد؟ بنابراین در این مقاله تلاش می-شود تا ابعاد و زوایای مختلف این موضوع با بهره گیری از روش تحقیق کتابخانه ای مورد توصیف و تحلیل قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که، مهدویت آرمان غایی و هدف اصلی انقلاب اسلامی ایران است، اما برای دست یابی به آن و پیدایش و حفظ تمدن اسلامی باید به الزاماتی همچون، توجه مستمر به آموزه ها و اندیشه-های مهدویت، جهاد تبیین برای راهنمایی مردم و زمینه سازی ظهور، انتظار محوری در سبک زندگی اسلامی در همه سطوح و نیز تربیت افراد متدین و عالم توجه نمود تا بدین طریق، موانع برداشته شود و جامعه به سوی ترقی و تعالی حرکت نماید.
تحلیلی از روش های امام علی(ع) در مدیریت بحران های سیاسی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت امام علی(علیه السّلام) همانند سایر حکومت ها در بازده زمانی خود از بیشترین بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و.....مواجه بوده است. این پژوهش در صدد است با روش توصیفی و تحلیلی در این مورد به این سؤال اساسی پاسخ دهد که روش های امام علی(علیه السّلام) درمدیریت بحران های سیاسی و اجتماعی چگونه بوده است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که حضرت توانست با سه روش؛ معرفتی، عاطفی و رفتاری بحران های سیاسی و اجتماعی دوران حکومتش را مدیریت نماید. تبیین باورها و اعتقادات،آگاهی بخشی سیاسی و اجتماعی، افشاگری سیاسی مخالفان و پاسخ به شبهات از مهم ترین روش های معرفتی ، محبت و مهرورزی، رفق و مدارا، موعظه از مهم ترین روش های عاطفی و کاربست اصول اخلاقی ، مشورت، پایبندی به تعهدات، مواجهه با بدعت گذارای و خشونت بجا از روش های رفتاری حضرت در مدیریت بحران های سیاسی و اجتماعی می باشند.
اقتباس ها و امتصاص های قرآنی در ادعیه رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
148 - 176
حوزههای تخصصی:
کلام گهربار ائمه اطهار(ع) پس از قرآن کریم، گران قدرترین میراث دین مبین اسلام بوده که مبتنی بر آیات قرآن کریم صادر شده و تفسیری حقیقی و روشن از این کتاب آسمانی ارائه می دهد. به همین منظور، تحلیل و بررسی این مطلب که در کلام نورانی اهل بیت(ع) چه میزان آیات قرآنی کاربست داشته و چه نوع رابطه بینامتنی میان آن ها و آیات قرآنی برقرار است، یکی از مسائل پژوهشی مورد علاقه اندیشمندان حوزه علوم قرآن و حدیث است. در این مقاله به مطالعه مجموعه کامل ادعیه امام رضا(ع) پرداخته و تلاش شده در مرحله اول با استفاده از روش تحلیل محتوا، موضوعات اصلی این ادعیه و میزان و کیفیت بهره مندی از آیات قرآنی در آن ها نشان داده شود. در مرحله دوم با استفاده از روش بینامتنیّت به تحلیل انواع روابط بینامتنی موجود در متن ادعیه پرداخته و ضمن ارائه گزارشی دقیق از انواع این روابط، نمونه هایی از پیچیده ترین نوع روابط بینامتنی صورت گرفته میان این ادعیه و آیات قرآن در قالب نفی متوازی یا امتصاص را توضیح داده ایم. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموعه 104 دعای صادر شده از امام رضا(ع)، 540 آیه قرآنی به صورت مستقیم و غیرمستقیم اقتباس شده که بخش عمده آن ها به صورت غیرمستقیم و با رابطه بینامتنی نفی متوازی یا امتصاص بوده که در واقع تلاشی برای تکمیل معنای متن حاضر به واسطه بهره مندی هوشمندانه از متن غایب و همچنین افزایش معنای متن غایب در پرتو توجه مضاعف به متن حاضر است. این مطلب نشان می دهد آن امام همام ضمن بیان نکات آموزشی و معرفتی در ادعیه، در پرتو تأکید مضاعف بر عناصری خاص، به تفسیر آیات قرآن و تبیین کاربرد صحیح آنها نیز اشاره کرده اند.
رابطه حکمرانی متعالی مهدوی و حکمرانی مطلوب ولی فقیه
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مهدوی، در قالب حکمرانی اسلامی معنا و مفهوم پیدا می کند و حکمرانی اسلامی به اقسامی نظیر: حکمرانی نبوی، حکمرانی علوی و حکمرانی مهدوی تقسیم می شود. حکمرانی مهدوی، به دو قسم حکمرانی متعالی مهدوی و حکمرانی مطلوب ولی فقیه تقسیم می شود؛ زیرا تنوع حکمرانی مهدوی براساس اعصار (عصر غیبت و ظهور ) منجر به تنوع در حکمرانی مهدوی به حکمرانی متعالی مهدوی با حاکمیت امام مهدوی# و حکمرانی ولی فقیه با حاکمیت جانشینان امام مهدی# می شود. هر دو حکمرانی یعنی حکمرانی متعالی مهدوی و حکمرانی مطلوب ولی فقیه دارای خاستگاه واحدی به نام اندیشه مهدویت هستند که براین اساس به هر دو لقب حکمرانی مهدوی داده می شود. این دو حکمرانی علاوه بر اشتراک در خاستگاه (اندیشه مهدویت) دارای رابطه و نسبت دوسویه هستند و در تکامل و تعالی یکدیگر نقش مهمی دارند که لازم و ضروری است با بیان این رابطه و نسبت دو سویه، زمینه تعالی و معرفت افزایی نسبت به آنها در میان مردم و جامعه فراهم شود. در این نوشتار جمع آوری داده ها با روش کیفی و به صورت کتابخانه ای و اسنادی، و پردازش داده ها به صورت توصیفی و تحلیلی انجام شده است. نتایج این پژوهش دستاوردهایی نظیر: نقش آفرینی حکمرانی متعالی مهدوی در قالب سه مؤلفه مشروعیت سازی، مقبولیت سازی و هدف نمائی نسبت به حکمرانی ولی فقیه، و نقش آفرینی حکمرانی ولی فقیه در قالب مؤلفه های سه گانه تمهیدگری، ترویج گری و الگوسازی نسبت به حکمرانی متعالی مهدوی می باشد .
شبکه سازی جهانی در پرتو موعودباوری در فرآیند هندسه نظم نوین جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
113 - 130
حوزههای تخصصی:
موعودباوری، از ارزش ها و ویژگی های مشترک در میان پیروان ادیان حکایت دارد و دارای ظرفیت هایی است که می توان با تکیه بر آنها شبکه گسترده ای را در سطح جهان و در میان ملل مختلف، ایجاد نمود. ارزش های مشترکی که موعود گرایی و باور به منجی موعود، آنها را در پی دارد؛ در شبکه سازی جهانی و به تبع آن در هندسه نظم جدید جهانی نقش دارند. در این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی _ تحلیلی به نقش موعود گرایی و منجی باوری در پیوند دادن مردم دنیا با همدیگر و در شبکه سازی جهانی، با تأکید بر جایگاه آن در هندسه نظم جدید جهانی، مورد بررسی قرار داده شده؛ و به این سوال اصلی که: چگونه می توان با تکیه بر موعود باوری به شبکه سازی جهانی در هندسه نظم جدید جهانی کمک نمود؟ پاسخ داده است. مفروض این است که تکیه بر ویژگی ها و ارزش های مشترک می تواند زبان مشترکی را در میان همه باورمندان به منجی موعود ایجاد نماید و از این طریق روابط اجتماعی تقویت می شود و همبستگی اجتماعی به وجود می آید؛ و به تبع آن شبکه ای از روابط بین جوامع مختلف که در هندسه نظم جدید جهانی دارای تأثیر است ایجاد خواهد شد. تبیین ویژگی هایی چون: تصویر روشن از آینده جهان، نجات خواهی، عدالت طلبی و ظلم ستیزی، که از موعود گرایی برگرفته می شوند و در ایجاد هم افزایی و در نهایت شبکه سازی جهانی با تأکید بر نظم نوین جهانی نقش دارند؛ از یافته ها و نوآوری های این مقاله است.
تبیین جامعه شناختی الگو رفتارها و هم رایزنی در سیره علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنمود سیره حضرت امیر (ع) در منابع تاریخی دارای وجوه ممتاز و ابعاد بی نظیری است که نمایانگر وسعت شخصیت با ثبات و پایدار وی، به عنوان الگو و اسوه جوامع مسلمان است. در کنار شخصیت بی بدیل نظامی به هنگام غزوه و جهاد با کفار و منافقین، شجاع و دلیر, و در صحنه اجتماع و خانواده نرم خو، صلح جو و مهربان متکی بر عقل و درایت بود. گرچه منابع از منش نظامی امام علی (ع) بسیار گفته اند، اما آنچه امام را از هم عصرانش به عنوان یک حاکم و خلیفه ی سرآمد، ممتاز می کند، برخورداری از کمال عقل در کارویژه های سیاسی و دیپلماسی است. چنانکه در سیره سیاسی و فرهنگی حضرت مجموعه ای از مذاکرات و همرایزنی های سیاسی و فرهنگی وجود دارد که می توان از خلال آنها به شخصیت والا و عقلانی ایشان در اتخاذ راهبردهای حکومتی دست یافت.در طول تاریخ این الگو رفتارها به مثابه راهبردهای اجتماعی سرمشق شیعیان بوده است. بر این اساس خواست مقاله حاضر مطالعه ابعاد همرایزنی های امام علی (ع) در خلال خلافت هر چند کوتاه مدیت اما عمیق و پر دامنه ایشان است. این مقاله می خواهد به این پرسش ها پاسخ دهدکه: ابعاد مذاکرات امام علی (ع)به عنوان الگو رفتارهای سیاسی در خلال خلافت ایشان چه بوده است؟ گروه های هدف همرایزنی های سیاسی از منظر امام علی کدامند؟ و نتایج راهبردهای فرهنگی در مناسبات سیاسی ایشان چیست؟ این پژوهش برپایه مطالعات تاریخی، توصیفی و تحلیلی متکی بر منابع تاریخی و با استناد به مکتوبات امام علی(ع) در نهج البلاغه تدوین و تنظیم شده است.
قلمرو دخالت حکومت دینی در تربیت اسلامی مردم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اجرا و نهادینه کردن حکومت دینی در جامعه اسلامی نیازمند تربیت اسلامی مردم و اداره آنها در حیطه قوانین و شریعت الهی است. در این رابطه دلایل قرآنی و روایی در ابعاد مختلف تربیت دینی وارد شده است که براساس آن خداوند حاکمیت دینی را به آل محمد؟ص؟ واگذار کرده و این امر با حکومت جهانی امام زمان؟عج؟ تا روز قیامت تداوم می یابد. حاکم جامعه اسلامی برای اجرای قوانین الهی، می بایست عادل بوده و ضمن مبارزه با انحرافات به اصلاح امور مردم بپردازد. اصل حاکمیت دینی در منابع اسلامی مشروع دانسته شده، اما حدود و قلمرو این دخالت مورد بحث است که دلایل موافق در این زمینه از آیات و روایات آمده است و در عین حال ادله مخالف در زمینه تکالیف فردیِ افراد درجامعه مطرح شده که بیانگر حفظ حقوق و مصالح عمومی در مقابل حریم خصوصی است. هدف این تحقیق دست یابی به دلایل قرآنی و رواییِ محدوده دخالت حاکمیت اسلامی در تربیت اسلامی افراد و جامعه بوده که براساس روش جمع آوری کتابخانه ای، با شیوه توصیفی _ تحلیلی به تحلیل داده ها پرداخته است.
طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر نهج البلاغه: با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقدان کارایی نظام اداری و پاسخگو نبودن آن، معلول علت هایی است که یکی از مهم ترین آنها، بی توجهی به معیارهای شایستگی عمومی، اخلاقی و تخصصی توامان در نظام اداری است. هدف ما در پژوهش حاضر، شناسایی و طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر سیره علوی در نهج البلاغه می باشد و تبیین این معیارها در یک نظام یکپارچه ست. این پژوهش بر اساس هدف بنیادی و از حیث روش کیفی بوده و دارای رویکرد استقرایی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مطالعه متون و برای طراحی الگوی نهایی از تکنیک تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. این پژوهش منجر به طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر نهج البلاغه گردید. این الگو دارای 3 مقوله اصلی و 33 مقوله فرعی می باشد که 3 مقوله اصلی تشکیل دهنده آن عبارتند از: معیارهای درون فردی، معیارهای عمومی و معیارهای تخصصی. شمای این الگو با محوریت کلیت مدیریت امور اداره و پرتوهای آن، معیارهای مدیریتی می باشد که از چارچوب ولایت امیرالمونین (ع) احصاء و منعکس شده است. نتایج این پژوهش بر این موضوع تاکید دارد که تجهیز مدیران و مسئولان کشور به مفاهیم شناسایی شده و توسعه توانمندی آنها در این عرصه ها بصورت تلفیقی می تواند دستاوردهای مهمی را در عرصه مدیریت اسلامی به ارمغان آورد.
نقش صلاحیت های خانوادگی در انتخاب کارگزاران حکومت علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده و نظام سیاسی، همواره تأثیر و تأثراتی بر یکدیگر داشته اند. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل چگونگی تأثیر صلاحیت های خانوادگی بر فرایند انتخاب و انتصاب کارگزاران در حکومت علوی است. مسأله اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه: «صلاحیت های خانوادگی، چه سهمی در انتخاب کارگزاران، در حکومت علوی داشته است»؟ برای پاسخ به این سؤال تلاش شده است تا با رویکرد استقرایی به مطالعه آیات، روایات و سیره علوی بپردازیم و داده های حاصله را با روش کیفیِ اجتهادی مورد ارزیابی قرار دهیم. یافته ها نشان می دهد که در حکومت علوی، تربیت خانوادگی به عنوان یکی از عوامل مهم در کنار سایر صلاحیت های فردی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین این پژوهش نقدی بر فردگرایی در سیاست های معاصر ارائه می دهد و بر لزوم استفاده از ظرفیت مثبت صلاحیت های خانوادگی در انتصابات تأکید می کند. بنابراین برای شایسته سالاری و تنظیم درست مناسبات سیاسی، حتماً باید تربیت خانوادگی افراد را در کنار سایر صلاحیت های سیاسی لحاظ کنیم و از ظرفیت مثبت مناسبات خویشاوندی در انتصابات استفاده نماییم.
تحلیل دیدگاه اخلاقی نهج البلاغه در مقایسه با پیامدگرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر کسی بخواهد رفتار و خلقیاتش را به خوبی یا بدی متصف کند یا رفتار دیگران را مورد ارزیابی اخلاقی قرار دهد، نیازمند شناختِ خوب و بد است. مکاتب اخلاقی بر اساس مبانی و رویکردهای متفاوت، به این نیاز پاسخ داده اند و حاصل آن، نظریات عمده اخلاقی؛ «پیامد گرایی»،«وظیفه گرایی»و«فضیلت گرایی» است. مکتب اخلاقی اسلام نیز در زمینه ارزش اخلاقی، صاحب نظر است اما دیدگاه اخلاقی آن، در قالب نظریه، درنیامده است. یکی از طرق استنباط نظریه اخلاقی اسلام، تبیین نقاط اشتراک و افتراق مکاتب اخلاقی با گزاره های اخلاقی مطرح در آیات و روایات است. پژوهش های متعددی به این روش انجام گرفته است اما با وجود اعتبار قابل توجه نهج البلاغه به عنوان کتاب حدیثی – اخلاقی جامع، پژوهش های اندکی، دیدگاه اخلاقی اسلام را به روایت نهج البلاغه، در مقایسه با سایر مکاتب اخلاقی، بررسی کرده اند. از این رو در این نوشتار با انتخاب پیامدگرایی، این سوال مطرح شده است که چه نسبتی میان دیدگاه مستنبط از گزاره های اخلاقی نهج البلاغه با دیدگاه پیامدگرایی وجود دارد؟ با روش توصیفی – تحلیلی، این مقایسه انجام گرفت. حاصل آن که هرچند، فرازهای اخلاقی نهج البلاغه که میان فعل و نتیجه آن پیوند برقرار می کند، فراوان است اما دیدگاه نهج البلاغه، دیدگاهی پیامدگرایانه نیست؛ زیرا ویژگی هایی در گزاره های اخلاقی نهج البلاغه هست که با پیامدگرایی با رویکردهای مختلف آن همسو نیست، مانند پیوند نداشتن خوبی برخی اعمال با نتایج آن ها، مطلوبیت فعل بدون لحاظ نفع شخصی، یکسان نبودن مسئولیت اخلاقی نسبت به همگان. بنابرین احتمال دارد گستردگی ذکر نتایج افعال اخلاقی در نهج البلاغه، کارکرد دیگری داشته باشد که باید در پژوهش های دیگری به آن پرداخته شود.
رویکردها در طراحی نظامات دینی با تأکید بر عرصه اخلاق و تربیت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۳
39 - 58
حوزههای تخصصی:
دین مدعی جامعیت نسبت به همه عرصه های زندگی و پاسخگویی به نیازهای بشر تا روز قیامت است. اگر در عصر تشریع، نیازهای فکری مردمان با ارائه استدلالاتی ساده و روان پاسخ می گرفت اما دین برای اعصار بعد نیز ذخایر پنهانی داشت که شکافندگان علم دین یعنی صادقین؟عهم؟ متناسب با نیازهای فکری جدید به آشکار کردن این گنجینه های نهان پرداختند. باور به غنای دین، ما را نیز به این باور رسانده است که دین برای عصر ما نیز جوابگو است؛ عصری که در آن، ما نیاز به ارائه نظامات دینی برای عرصه های مختلف زندگی هستیم. این دغدغه سال ها است که اندیشمندان دینی را به تلاش های پردامنه ای کشانده و این نوشته کوتاه می کوشد تا گزارشی اجمالی از این جنبش علمی ارائه دهد. کوتاهی فرصت و فرودستی نویسنده، این گزارش را محدود به مشهورترین رویکردها و با تأکیدی خاص بر حوزه تخصصی راقم این سطور یعنی اخلاق و تربیت همراه کرده است. گزارش با ارائه رویکردی تازه و متفاوت در عرصه نظام سازی دینی به پایان می رسد که شاید با نقد ناقدان بتواند به گامی پیشتر در این عرصه خطیر بیانجامد.
اصول کلی مدیریت اسلامی نیروها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۵
83 - 98
حوزههای تخصصی:
بحث مدیریت از نقطه ای شروع می شود که جمعی شکل گرفته و این جمع در رسیدن به تأمین نیازهای پیچیده خود برای این که هم هدف اقدام کند، بین نیروها ارتباط باشد، ساعی و تلاشگر باشند، دغدغه مند و پرانگیزه حرکت کنند و هماهنگی لازم در برنامه ها را داشته باشند نیاز به مدیریت دارند که این مسائل را سامان ببخشند که اینها مسائل مدیریت هستند. حال سؤال این است در مدیریت اسلامی چگونه می توان پاسخ به مسائل مدیریت دست یافت. در ادله وحیانی ما دلیلی که تصریح کند این مسائل را چگونه مدیر می تواند حل کند وجود ندارد اما با توجه به نیازمندی انسان به بحث مدیریت و آن طرف هم دین به عنوان روش صحیح زندگی کردن نمی توان توقع داشت که دین به این مسئله مهم نپرداخته باشد. به نظر می آید روش دین در ارائه پاسخ به مسائل مدیریت، تصریحی نبوده است چون عنصر شرائط و امکانات در بحث مدیریت تأثیرگذار می باشد. بنابراین نمی توان یک نسخه واحد حکمی پیچید لذا دین آمده اصول حاکم بر مدیریت را تبیین کرده است که این اصول در تمامی شرائط و امکانات قابلیت اجراء را دارد؛حال سؤال می شود این اصول حاکم بر مدیریت را از چه راهی می توان در ادله دینی کشف کرد؟ به نظر می آید از سه طریق می توان این اصول را کشف کرد: 1. مبانی و اهداف دین؛ 2. روش های دین در هر مسئله؛ 3. خطوط و اصول کلی دین در بحث مدیریت. با توجه به خطوط و اصول کلی دین در بحث مدیریت که در این نوشتار به اصول مدیریت تعبیر شده به اصل رفعت و ارتقاء وجودی نیروها در قسمت آرمان مدیریت و اصل بینات و روشنگری در قسمت زمینه های مدیریت اسلامی و فهمیدن و کار کردن نیروها در پیوند مدیریت با نیروها و مسئولیت همگانی در قسمت مسئولیت ها دست یافته ایم؛ البته با مقایسه جزیی این چهار اصل با مدیریت بشری، تفاوت مدیریت اسلامی با سائر مدیریت ها روشن تر می شود.
زوال نظام سلطه در فرهنگ انتظار و مکتب شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۱ ویژه همایش شهید سلیمانی و مکتب انتظار و مقاومت
49 - 68
حوزههای تخصصی:
مبارزه با ظلم و ستم یکی از آموزه های بنیادین فرهنگ انتظار است که تلاش برای زوال نظام سلطه در عصر حاضر از مصادیق بارز آن می باشد. در پژوهه پیش رو تلاش شده تا ضمن تبیین معنایی مکتب شهید سلیمانی و همسویی آن با فرهنگ انتظار، زوال نظام سلطه ترسیم شود. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی تهیه شده و به لحاظ داده های جمع آوری شده، تحقیقی کیفی است. این مقاله که به بررسی زوال نظام سلطه در فرهنگ انتظار و مکتب شهید سلیمانی پرداخته، در سه محور چیستی، چرایی و چگونگی زوال نظام سلطه براساس فرهنگ انتظار و مکتب شهید سلیمانی سامان یافته است. محور سوم این پژوهش در دربردارنده راه کارهایی است که با نگاه به فرهنگ مهدویت و مکتب شهید سلیمانی، برای زوال نظام سلطه ارائه شده است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که برای زوال نظام سلطه باید اقداماتی از قبیل تقویت مؤلفه های فرهنگی، سرمایه گذاری رسانه ای، ترویج وحدت، تشدید روابط دیپلماتیک علیه نظام سلطه، اقتدار در عرصه های نظامی، علمی و اقتصادی به خوبی پی گیری شود.
بسط ولایت مهدوی و جهانی شدن دین در اندیشه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی(ره)
منبع:
جامعه مهدوی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۶)
40 - 69
حوزههای تخصصی:
وجود رهبری الهی، حضور دین و مکتب، ایجاد تشکل مؤمنان (حزب الله) و تشکیل دولت اسلامی از ارکان چهارگانه ای هستند که برای بسط ولایت مهدوی در زمین و جهانی شدن دین لازم و ضروری است. در زمان غیبت رهبری الهی در قالب ولایت فقیه جامع الشرایط متجلی است و دین الهی نیز در قالب قرآن کریم و سنت معصومین علیهم السلام موجود است. اما دو رکن دیگر یعنی تشکل مؤمنان و حزب الله (امت سازی) و دولت اسلامی را باید محقق کرد و به هر میزان این دو رکن تحقق پیدا کنند و دایره شمول بیشتری را در بر بگیرند، یک گام به سمت بسط ولایت الهی به پیش خواهیم رفت و به جهانی شدن دین کمک خواهیم کرد که نقطه اوج آن در زمان ظهور اتفاق خواهد افتاد. بدین جهت بررسی چگونگی بسط ولایت مهدوی در زمین و به تبع آن جهانی شدن دین، از امور مهم و ضروری برای پژوهش و تحقیق است. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (ره) از معدود فقهایی است که با نگاه راهبردی به امامت و مهدویت در صدد بود با نشان دادن چگونگی بسط ولایت مهدوی برای تمام بشریت و در همه پهنه جهان هستی، به جهانی شدن دین کمک کند. ایشان برای تحقق این امر مهم هم به آیات قرآن کریم و هم به روایات استشهاد کرده است؛ بنابراین فرضیه این پژوهش آن است که در اندیشه آیت الله صافی گلپایگانی (ره) با بسط ولایت مهدوی می توان به جهانی شدن دین کمک کرد. در این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی بسط و گسترش ولایت مهدوی و جهانی شدن دین در اندیشه حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (ره) مورد بررسی قرار گرفته و به این سؤال اصلی که در اندیشه حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (ره) چگونه می توان ولایت مهدوی را به هدف جهانی شدن دین بسط و گسترش داد؟ پاسخ داده شده است. تبیین ارکانی چون ضرورت وجود امامت و رهبری الهی در زمین و ضرورت وجود دین الهی و تشکل مؤمنانه و امت سازی اسلامی با تأکید بر نقش دولت اسلامی در این حوزه از یافته ها و نوآوری های این مقاله است.
بررسی و نقد دیدگاه نسل دوم جریان روشنفکری دینی ایران در انکار میلاد امام دوازدهم(عج) با تکیه بر گزاره های تحلیلی فلسفه علم تاریخ(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۳
255 - 272
حوزههای تخصصی:
مهدویت باور اصیل اسلامی است. البته برخی از علمای شهیر اهل سنت بر ولادت امام دوازدهم هم صحه گذاشته اند. پیشران روشنفکری دینی زمانه با تشکیک در منابع تاریخ اسلام از جمله حدیث، دستاوردهای مدرنیته را تقدیر تاریخی می داند و با ستایش اندیشه پسامدرن و تاسی به اندیشه نومعتزلی و عرفان، میلاد امام دوازدهم را به دلیل کمبود شواهد از نظر تاریخی رد می کند. این پژوهش براساس منابع کتابخانه ای، از روش های استدلالی در بررسی و نقد این ادعا استفاده کرده است. هدف این تحقیق نگاهی نو به موضوع مهدویت با به کار بستن روش تحلیلی بحث های فلسفه علم تاریخ است. بر این اساس، نادیده گرفتن وقایع تاریخی به بهانه کمبود شواهد، تحریف تاریخ است و این شواهد به درد فرد شکاک نمی خورد. راه فهم گزاره های تاریخی نیز همدلی و بصیرت است و معنای عینیت، گزینشی منطقی در میان این گزاره هاست. همچنین شواهد میلاد براساس زاویه دید و مسئله ارزش ها، گزینشی منطقی است. ثمره نگاه پست مدرن، شکاکیت مطلق و ویرانی پایه های علوم از جمله تاریخ است، اما به دلیل برخورداری این رویکرد از عناصر پلورالیسم و نسبی گرایی، نمی توان میلاد امام دوازدهم را با این دید انکار کرد.