فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
297 - 328
حوزههای تخصصی:
خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که در آن، فرزندان نوع و کیفیت ارتباطات میان فردی و کنش ارتباطی را با والدین خود تجربه می کنند. اعضای خانواده از طریق سازوکار ارتباطات میان فردی نیازها، خواسته ها، عواطف، نگرانی ها، دغدغه ها، تجربه ها، افکار، دیدگاه ها و احساسات خود را با یکدیگر در میان می گذارند؛ مشورت می کنند؛ تصمیم می گیرند؛ از همدیگر حمایت و پشتیبانی عاطفی و روانی می کنند و تضادها و تنش ها را رفع می کنند. هدف مطالعه پیش رو تحلیل الگوهای ارتباطات میان فردی والدین و فرزندان در خانواده است. بدین منظور، با رویکرد کیقی، مصاحبه های عمقی با هدف تحلیل تجربه زیسته 40 نفر از دانش آموزان دختر و پسر در مقطع متوسطه دوم در 10 دبیرستان دولتی در 5 نقطه شهر تهران صورت گرفت. تحلیل تجربه زیسته نوجوانان مورد مطالعه نشان می دهد که عمده ترین گفت وگوهای فرزندان و والدین در خانواده از نوع «گفت وگوی گزارش محور» یا اطلاع رسان درمورد «فعالیت های آموزشی و درسی فرزندان و اتفاقات مدرسه و یا فعالیت های روزمره اعضای خانواده» است. نتایج پژوهش حاکی ا ست که سه الگوی ارتباطات کلامی «گفت وشنودی و مشارکتی»، «الگوی مناظره ای و جدلی» و «الگوی تک گویی نصیحت محور و سرزنش آمیز» در روابط بین والدین و فرزندان قابل مشاهده است.
نقش مشاهده فیلم های رستگاری بخش و مشاوره ساخت زندگی بر سلامت روان بزرگسالان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از روایات خاص زندگی که با عنوان روایات رستگاری بخش شناخته می شوند، با بهزیستی روانی همبستگی مثبت دارند. هدف این پژوهش، مقایسه تأثیر مشاهده فیلم های ویژه (با تفسیر و بدون آن) براساس نظریه مک آدامز و مشاوره ساخت زندگی ساویکاس بر ایجاد و ارتقای تجربه خودرستگاری بخش و درنتیجه، ارتقای سلامت روان بزرگسالان است. روایت رستگاری بخش، شکل یا راهبردی خاص از روایت است که در آن، یک رویدادِ آشکارا بد، حالتی هیجانی و یا شرایطی منفی، به پایانی خوب یا نتیجه هیجانی مثبت بدل می شود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون بوده و تعداد 24 بزرگسال در دامنه سنی 24 تا 65 سال دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر، به شیوه نمونه گیری در دسترس، از طریق اعلان اینترنتی انتخاب شده و به صورت تصادفی به چهارگروه کنترل و آزمایش در سه گروه مشاهده فیلم بدون تفسیر، مشاهده فیلم با تفسیر و مشاوره ساخت زندگی تقسیم شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد اگرچه اثر مشاهده فیلم (با تفسیر و بدون تفسیر) و مشاوره ساخت زندگی بر کشف و ارتقای تجربه و کارکرد خودرستگاری بخش از لحاظ کمی معنی دار نیست (05/0< p)، لیکن مداخلات مذکور باعث به وجود آمدن تغییرات کیفی در افراد شده است. این موضوع با توجه به اهمیت خود رستگاری بخش در ارتقای بهزیستی روانی افراد، حائز اهمیت است.
تدوین اولویت کدهای مسئولیت اجتماعی در فضای مجازی؛ مورد مطالعه: شهروندان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی عرصه ای است که بخش گسترده ای از خدمات، تبادلات، گردش اطلاعات، تعاملات، ارتباطات و به تعبیری، حیات در آن یا به واسطه آن جریان می یابد؛ به همین جهت، ضرورت وجود قاعده های اخلاقی در این پهنه با توجه به قابلیت های بی بدیل و روزافزون آن انکارناشدنی است. یکی از ظرفیت های مغفول مانده در زمینه سامان بخشی و توسعه اخلاق در فضای مجازی بهره گیری از نقش مسئولیت های اجتماعی و تدوین کدهای مرتبط با آن است. در این مقاله، بر مبنای نظریه داده بنیاد و با استفاده از روش ترکیبی، ابتدا سعی شده است، با مصاحبه های نیمه ساخت یافته با متخصصان و خبرگان حوزه ارتباطات، کدهای مسئولیت اجتماعی پیشنهادی آن ها در حوزه فضای مجازی استخراج شود و پس از آن، با ترتیب دادن پیمایشی به کمک پرسش نامه، اولویت کدهای مذکور از منظر شهروندان تهرانی مورد سنجش قرار گیرد. تدوین نظام اولویت بندی از این جهت حائز اهمیت است که می تواند در سیاست گذاری ها، قانون گذاری ها و برنامه ریزی های راهبردی مورد نظر و ملاحظه تصمیم گیران و کارگزاران قرار گیرد. بر اساس نتایج این مقاله، کدهای مسئولیت اجتماعی پیشنهادی متخصصان در ده مقوله «روابط اجتماعی»؛ «حریم خصوصی، حفاظت و امنیت»؛ «خانواده و کودکان»؛ «تبلیغات و تجارت الکترونیک»؛ «اقدامات و تکنیک های غیرحرفه ای، آزاردهنده و آسیب زا»؛ «سواد رسانه ای»؛ «تولید محتوا»؛ «مالکیت فکری»؛ «حق دسترسی» و «سرویس اینترنت و پهنای باند» دسته بندی می شوند. همچنین، از منظر کاربران فضای مجازی در شهر تهران، کدهای مسئولیت اجتماعی مرتبط با مقوله های «روابط اجتماعی»؛ «تبلیغات و تجارت الکترونیک» و «حریم خصوصی، حفاظت و امنیت» دارای اولویت بیشتری نسبت به سایرین هستند.
الگوی ترویج صفحه نمایش دوم جهت افزایش تعامل مخاطب با تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳۱
108 - 77
حوزههای تخصصی:
استفاده از صفحه نمایش دوم تجربه جدید در تماشای تلویزیون است و به بیننده اجازه می دهد که به شیوه ای متفاوت با یک برنامه تلویزیونی تعامل داشته باشد. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش تحلیلتم باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر ترویج و توسعه صفحه نمایش دوم جهت افزایش تعامل مخاطبان با تلویزیون در افغانستان انجام شده است. در این راستا از ابزار مصاحبه عمیق و نیم ساختاریافته استفاده کرده و داده های خود را از مصاحبه با 20 مدیر از پنج شبکه تلویزیون خصوصی در افغانستان و 20 نفر از کاربران صفحه نمایش دوم در این کشور جمع آوری کرده است. پس از تحلیل داده ها به روش تحلیلتم، نتایج که شامل عوامل مؤثر بر توسعه و ترویج صفحه نمایش دوم در افغانستان است در شش دسته تم طبقه بندی گردید. این شش دسته تم شامل ویژگی های صفحه نمایش دوم، عوامل زمینه ساز صفحه نمایش دوم، عوامل بازدارنده صفحه نمایش دوم، پیشران های صفحه نمایش دوم، راهبردهای توسعه صفحه نمایش دوم و پیامدهای ترویج و توسعه صفحه نمایش دوم هستند. در این پژوهش پس از استخراج تم ها، همچنین عوامل توسعه دهنده (فردی، سازمانی، محیطی) و عوامل محدودکننده (فردی، سازمانی، محیطی) از هم تفکیک شدند. یافته های پژوهش به مدیران شبکه های تلویزیونی در افغانستان کمک خواهد کرد تا استراتژی های جدیدی برای راه اندازی، تولید و مدیریت محتوا در قالب صفحه نمایش دوم اتخاذ کنند تا مخاطب این تکنولوژی جدید پخش تلویزیونی افزایش یابد. درنتیجه، گسترش استفاده صفحه نمایش دوم، به مخاطبان افغانی قدرت تولید روایت های عمومی را در کنار سازمان های خبری رسمی و نخبگان سیاسی خواهد داد.
ویژگی ها و مفاهیم طنز برای مخاطب کودک در رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۱
99 - 122
حوزههای تخصصی:
طنز و شوخ طبعی، از عناصر بنیادی در تولید و پخش پیام های رسانه ای برای کودکان است. برای تولیدکنندگان برنامه های کودک در رسانه، دست یابی به ارتباطی موفق با مخاطب کودک، در گرو به کارگیری زبانی مناسب و قابل درک برای کودکان است، از این رو، بهره گیری از عنصر طنز و شوخ طبعی به مثابه ابزاری کارآمد برای ارتباط و جذب کودکان در رسانه محسوب می شود و جایگاهی ویژه دارد. به کارگیری موفق طنز در تولیدات رسانه ای ویژه کودکان، به شناخت کودک و ویژگی های رشد او، شناخت طنز و مفهوم آن و تسلط بر رسانه و ظرفیت های آن در ساخت موقعیت های طنزآمیز بستگی دارد. طنز، آموزش بسیاری مسائل و موضوع های تربیتی را در قالب غیرمستقیم و به زبانی موثر و مفرح برای کودکان ممکن می سازد و نیاز او به سرگرمی و شادی را برآورده و زمینه رشد او را فراهم می سازد. این مقاله، به روش پژوهش کتابخانه ای، تلاش می کند ضمن تبیین مفهوم طنز کودک با در نظر گرفتن اهداف تربیتی و آموزشی طنز و ویژگی های آن، ضمن تاکید بر اهمیت طنزپردازی برای مخاطب کودک، چگونگی کاربرد طنز را در برنامه های کودک بررسی نماید.
راهبردهای مواجهه با آسیب های مصرف رسانه های اجتماعی برای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر شکل گیری جامعه شبکه ای، ماهیت ارتباطات دستخوش تحول شده است و این تغییرات به ویژه با گسترش رسانه های اجتماعی، بر خانواده نیز تاثیرات مثبت و منفی گذاشته است. در حالی که باید برای استفاده حداکثری از فرصت های رسانه های اجتماعی بهره گرفت، نباید از آسیب های احتمالی آن برای خانواده نیز غافل شد. بنابراین، شناسایی راهبردهای مواجهه با آسیب های ناشی از مصرف رسانه های اجتماعی، هدف این مقاله تعریف شده است. برای نیل به این هدف دو گام برداشته شد. در گام نخست، با 25 تن از اعضای خانواده های منتخب، مصاحبه شد. نتیجه، شناسایی 116 کد منحصر به فرد بود که در 13 مقوله و 6 محور اصلیِ «شکاف افکنی»، «سلب آرامش روحی»، «قیاس نابجا»، «دسترسی به اطلاعات نامتناسب»، «اتلاف وقت اعضای خانواده» و «افزایش امکان ارتباط با جنس مخالف» جای گرفت. در گام دوم به منظور دستیابی به اجماع نخبگانی در خصوص راهبردها، با استخراج پرسش هایی از مرحله قبل، به کمک نمونه گیری هدف مند با 14 نفر از نخبگان 4 گروه «اساتید ارتباطات»، «مدیران رسانه»، «کارشناسان خانواده» و «فعالان شبکه های اجتماعی» در قالب پنل دلفی در دو مرحله مصاحبه انجام شد. دستیابی به 41 راهبرد رسانه ای، نتیجه این فرآیند بود. این راهبردها در 7 محور «استقلال یا جایگزین سازی»، «ایمن سازی»، «توانمندسازی مخاطب»، «مرجعیت بخشی به خانواده»، «اقناع مخاطب»، «روشنگری» و «نفی مصرف گرایی» قرار گرفت.
توئیپلماسی امارات متحده عربی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش فناوری های ارتباطی، استفاده از شبکه های اجتماعی از جمله توئیتر در راستای اهداف دیپلماسی دچار تحول و دگرگونی شده است. همین امر، باعث شکل گیری اقسام جدیدی از دیپلماسی گردیده است. «توئیپلماسی» یا دیپلماسی توئیتری، یکی از این اقسام جدید است. پژوهش حاضر به بررسی توئیپلماسی امارات متحده عربی در مورد عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل می پردازد. بازه زمانی مورد بررسی، 13 آگوست تا 20 سپتامبر سال 2020 میلادی، همزمان با اعلام رسمی انعقاد پیمان سازش میان امارات و رژیم اسرائیل موسوم به توافق «ابراهیم» یا «آبراهام» است. داده های مورد نیاز از پلتفرم (سکوی) توئیتر جمع آوری شده و با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده اند. نتایج حاصل از این تحلیل نشان می دهد که توئیپلماسی امارات اساساً بر 4 محور اصلی استوار بوده است که از جمله آنها می توان به تلاش امارات برای معرفی خود به عنوان اصلی ترین کشور حامی صلح و ثبات در منطقه و همچنین بازنمایی پیمان آبراهام به عنوان تلاش امارات برای حمایت از مردم فلسطین اشاره کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که دستگاه دیپلماسی امارات متحده عربی با ترفند فریب افکار عمومی در توئیتر سعی دارد تا اقدامات خود در خصوص مسئله فلسطین را مشروع جلوه دهد. موضوعی که باعث می شود عرصه برای اقدامات جاه طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه هموار گردد.
طراحی مدل تبلیغات ویروسی رسانه ای با تأکید بر پلتفرم واقعیت افزوده در عصر کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی مدل تبلیغات ویروسی رسانه ای اپلیکیشن های تلفن همراه دارای پلتفرم واقعیت افزوده در عصر کرونا به شیوه پژوهشی کیفی و کمی است. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش را 30 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه بازاریابی و تبلیغات رسانه ای تشکیل می دهند که به شیوه غیر تصادفی و روش گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل کاربران فعال تلفن همراه است که از اپلیکیشن زاپار استفاده می کنند و به روش نمونه گیری در دسترس برآورد شدند. در بخش کیفی، اطلاعات در قالب مدل مفهومی داده بنیاد تدوین و سپس در بخش کمی با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۱۶۹ شرکت به عنوان نمونه آماری برآورد شده است. طبق نتایج پژوهش، شرایط على اثر گذار شامل این موارد است: تعامل اپلیکیشن های واقعیت افزوده با مشتریان، تبلیغات ویروسی اپلیکیشن های رسانه ای تلفن همراه، جذب مشتریان از طریق تبلیغات ویروسی رسانه ای در اپلیکیشن های تلفن همراه، اثر گذاری تبلیغات ویروسی رسانه ای اپلیکیشن ها در عصر کرونا. شرایط مداخله گر نیز شامل این موارد هستند: طولانی بودن تبلیغات ویروسی رسانه ای در اپلیکیشن های واقعیت افزوده، عدم جای گذاری مناسب تبلیغ شفاهی در اپلیکیشن های واقعیت افزوده و استفاده از موضوعات نامرتبط با موضوع تبلیغ در اپلیکیشن. راهبردهای ارائه شده شامل اجرای زمان بندی دقیق تبلیغات ویروسی رسانه ای در اپلیکیشن های واقعیت افزوده، استفاده از افراد تأثیرگذار در اثرگذاری تبلیغات ویروسی رسانه ای اپلیکیشن های واقعیت افزوده، قالب بندی درست در تبلیغات ویروسی رسانه ای اپلیکیشن های واقعیت افزوده است. به عنوان پیامدهای طرح موردی، می توان به جذب مخاطب، برند شدن اپلیکیشن، ایجاد حس رضایت برای مخاطبان و تجربه خوشایند از استفاده از اپلیکیشن مشخص اشاره کرد.
طراحی الگوی ارزیابی اخلاق در سازمان های رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرچند سنجش اخلاق در یک سازمان رسانه ای ضروری به نظر می رسد، اما با چالش هایی جدی همراه است. دستیابی به الگویی که بتواند شاخص های دقیقی برای سنجش اخلاق در اختیار بگذارد، پیچیده است. این مقاله با نگاهی انتقادی به الگوهای ارزیابی سازمان ها، با بهره گیری از منطق صوری حاکم بر الگوی ارزیابی EFQM به ارائه مدلی کمّی برای سنجش اخلاق در سازمان رسانه ای می پردازد. الگوی ارائه شده در دو بُعد کلی توانمندسازها و نتایج، به سنجش میزان اخلاق مداری یک سازمان رسانه ای می پردازد. توانمندسازهای اخلاقی عمل کردنِ سازمان رسانه در دین، انقلاب اسلامی و مردم، مدیریت و ستاد رسانه، استراتژی، محتوا، فرایند و فنّاوری و فعالان رسانه ای به عنوان کلیدی ترین عناصر معرفی شده و شاخص هایی برای سنجش میزان نفوذ هریک در اخلاقی عمل کردن یک رسانه ارائه شده است. نتایج نیز در چهار عرصه مخاطبان، اهالی رسانه، جامعه و نتایج کلیدی، مورد مداقه قرار گرفته است. روش تحقیق این مقاله روش تفهمی وبر است و محقق با ارائه نوعی ایدئال از الگوی ارزیابی، در تلاش است تا بهتر امر اخلاقی را در سازمان رسانه ای بسنجد. در این مقاله علاوه بر روش کتابخانه ای، از روش گروه کانونی به منظور طراحی و توزین عناصر و شاخص ها استفاده شد.
الگوی روزنامه نگاری تلویزیونی در پیشگیری از جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۶)
5 - 41
حوزههای تخصصی:
وقوع جرم، یکی از آسیب های اجتماعی است که پیامدهای نامطلوب و مخربی را برای جامعه به دنبال دارد. از همین روی، جهت جلوگیری از این آسیب ها، نهادهای درگیر از جمله رسانه ها، می توانند تأثیرهایی در پیشگیری از وقوع آن و درنهایت کاهش جرایم داشته باشند. هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی روزنامه نگاری تلویزیونی، برای پیشگیری از جرم بود. داده های این پژوهش، با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته داده ها با دوازده نفر جمع آوری شد، که به طور مشخص سه نفر استاد روزنامه نگاری، سه نفر حقوقدان، سه نفر خبرنگار حوزه قضایی و سه نفر از کارشناسان انتظامی بودند. سپس داده ها، با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیود ا نسخه 10، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی دسته بندی شدند. بر این اساس، 11 مضمون فراگیر، 27 مضمون سازمان دهنده و 205 مضمون پایه شناسایی، درآخر نیز شبکه مضامین ترسیم شد. مضامین فراگیر با مضمون هایی چون: "پیش نیاز های رسانه ای پیشگیری از جرم"، "مخاطب شناسی"، " کارکردهای رسانه ای"، "هنجارهای رسانه ای پیشگیری از جرم"، " اعتمادزایی رسانه ای"، " برجسته سازی"، " برقراری امنیت روانی اجتماعی عمومی"، "چارچوب بندی"، "حفظ اخلاقیات رسانه ای"، "ویژگی های خبرنگار" و " تکالیف خبرنگار" به دسته بندی نهایی رسید. بنابراین، برای پیشگیری از جرم باید از الگوی خوشه ای روزنامه نگاری تلویزیونی بهره گرفت. این الگو شامل دو راهبرد رسانه ای: پرهیز از ایجاد هراس اجتماعی و به کار بستن تاکتیک قطره چکانی در اخبار چالشی، و دو وظیفه رسانه ای: حفظ حریم اخلاقی و خصوصی و پرهیز از سوگیری و قضاوت است.
تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی تقابل های گفتمانی فیلم «به وقت شام» با رویکرد وَن لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم زمستان ۱۴۰۱شماره ۶۰
99 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی تقابل های گفتمانی فیلم «به وقت شام» است. این فیلم با حمایت مالی سازمان هنری رسانه ای اوج ساخته شده است. حاکمیت سیاسی ایران بنا به دلایل سیاسی، نظامی و اجتماعی به مقابله با داعش در جنگ سوریه و عراق پرداخت. فیلم به وقت شام نیز سعی در بازنمایی حضور خلبانان ایرانی در سوریه و تقابل آن ها با داعش را داشته است. در این پژوهش، فیلم مورد مطالعه بر اساس روش تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون، تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که فیلم در حال بازنمایی بازیگران در دو قطب داعشی و غیرداعشی است؛ بدین ترتیب داعشی ها افرادی بنیادگرا، مطلق گرا، درشت اندام، تند خو و متوحش و غیرداعشی ها انسان هایی متمدن، با اندام مناسب و مطابق با هنجارهای معمول بشری بوده اند. قطب بندی گفتمانی فیلم با قطب بندی مورد نظر قدرت ایران، تطابق دارد؛ به عبارتی شاهد «سراسربینی» فوکویی دولت ایران به منظور اشاعه باورها و گفتمان موردنظر خود برای اخذ تأیید ملت، هستیم. همچنین هر دو قطب داعشی/غیرداعشی، پرتوتایپ هایی را نسبت به یکدیگر دارند؛ به عبارتی دیگر داعشی ها تمام افراد غیر از تفکر خود را دشمن دین و خداوند می خوانند و در مقابل غیرداعشی ها نیز تمام داعشی ها را افرادی غیرمنطقی و متوحش می خوانند.
پروژه های گاپ و داپ ترکیه از منظر حقوق بین الملل و رسالت رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح های گاپ و داپ ترکیه با احداث ده ها سد بر روی رودخانه های بین المللی دجله، فرات و ارس، کشورهای عراق، سوریه، ایران، ارمنستان و جمهوری آذربایجان را با انبوهی از بحران های زیست محیطی و چالش های اقتصادی، اجتماعی و انسانی مواجه می کنند. ایجاد ریزگردها، کاهش حق آبه کشورهای پایین دست، از بین رفتن گونه های بومی آبزیان، خشک شدن تالاب ها، بیابان زایی، بحران کشاورزی بهداشتی، تشدید بیکاری و مهاجرت از تبعات پروژه های گاپ و داپ است. ترکیه با ادعای اینکه منابع آبی دجله، فرات و ارس بخشی از آب های داخلی این کشور هستند، علی رغم اعتراض ها در حال تکمیل این پروژه ها است. مقاله حاضر با هدف بررسی گاپ و داپ از منظر قواعد حقوق بین الملل و با چارچوب نظری «حقوق بین الملل محیط زیست» و «حقوق بشر زیست محیطی» به ویژه مفهوم «منع استفاده زیان بار از محیط زیست» و با کاربست روش توصیفی- تحلیلی، به دنبال پاسخ به این سؤال است که ابعاد نقض حقوق بین الملل در گاپ و داپ کدامند؟ یافته ها نشان می دهند که اجرای پروژه گاپ و داپ با قواعد عرفی حقوق بین الملل محیط زیست و «کنوانسیون قانون بهره برداری های غیرکشتیرانی از جریان های آبی بین المللی»، کنوانسیون های رامسر، مقابله با بیابان زایی، اسپو، آرهوس و اعلامیه استکهلم مغایرت دارد. همچنین به دلیل نقض «حق دسترسی به آب و هوای سالم» و تخریب آثار فرهنگی، قواعد حقوق بین الملل بشر و حقوق فرهنگی اقلیت ها را به شدت نقض می کند. رسانه های برون مرزی می توانند با تبیین ابعاد نقض حقوق بشر و حقوق محیط زیست در پروژه های گاپ و داپ، سیاست رسانه ای آنکارا در سانسور و وارونه سازی تبعات این طرح ها را خنثی کنند و در عین حال با ایجاد حساسیت و مطالبه گری در افکار عمومی و گروه های مدافع محیط زیست، مانع توسعه اجرا و توقف سرمایه گذاری های خارجی در آنها شوند.
Love Literacy: A Media Literacy Approach
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۱, January ۲۰۲۲
75 - 77
حوزههای تخصصی:
Synopsis Although research has shown that nowadays we are less likely to have a lifelong love partner, the media industry has increasingly incorporated 'love' as a guarantor of success for media products of all kinds. My argument is that, in order to sell more, the media industry has constructed a false notion of love. Worse than that, we the audiences have adopted this notion; since this is a false construct, many people have come up with unrealistic expectations of their love life. The results can be seen in the ever-increasing rate of divorce. I argue that we need something that I would call "love literacy" to appropriately respond to one evolutionary intention that exists in all of us.
مطالعه عوامل ایجادکننده قصد استفاده از خدمات تجارت اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
185 - 207
حوزههای تخصصی:
پژوهش های انجام شده درباره تجارت اجتماعی، نشان دهنده رشد سریع آن در دهه گذشته و ادامه این روند در آینده، همچنین بیانگر تأثیر این نوع تجارت، بر راهبردهای شرکت ها است. ویژگی اصلی این نوع تجارت، تعامل های کاربران، محتوای تولیدشده توسط کاربران، رویکرد مشتری محور آن و عنصر اصلی آن مشتریان است. لذا در این پژوهش سعی شده، تا عوامل ایجاد کننده قصد استفاده مشتریان از خدمات تجارت اجتماعی اینستاگرام، جست وجو شود. پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد و از حیث ماهیت یک تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است که در آن، از روش های کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شده است. جامعه آماری، شامل کلیه هموطنانی است که در بهار1400 از محیط های تجارت اجتماعی، به طور خاص شبکه اجتماعی اینستاگرام، اقدام به خرید محصول یا خدمتی کرده اند. نمونه آماری، شامل 200 نفر از افرادی است که به روش در دسترس انتخاب شده اند. روایی پرسشنامه را، استادان متخصص در این زمینه تأیید کرده اند و پایایی پرسشنامه نیز، با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها، حاکی از آن است که عوامل ایجادکننده قصد استفاده مشتریان از خدمات تجارت اجتماعی اینستاگرام، شامل متغیر های فرصت جست وجو، امکان بررسی، ارزش آفرینی، انعطاف پذیری، قابلیت استفاده، قابلیت دسترسی، کیفیت خدمات، جذابیت و نوآوری هستند.
نقش صداوسیما در توسعۀ بازار بازی های دیجیتال ایرانی با رویکرد راهبرد اقیانوس آبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم زمستان ۱۴۰۱شماره ۶۰
209 - 238
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، مرزهای بازار بازی های دیجیتال در کشور ایران مساحت کوچکی را در جغرافیای بزرگ بازار جهانی بازی های دیجیتال اشغال کرده است. بزرگ کردن این مساحت نیازمند همکاری تمامی بازیگرانِ این حوزه از طریق ورود به عرصه های جدید (اقیانوس آبی) و تمرکز بر تصاویر به دست آمده از فعالیت های آینده پژوهی است. ازاین رو، این مقاله قصد دارد، با بهره گیری از راهبرد اقیانوس آبی و استفاده از دو روش دلفی و سناریونویسی، عوامل تأثیرگذار و سناریوهای محتمل در خصوص «نقش سازمان صداوسیما در توسعه بازار بازی های دیجیتال ایرانی با رویکرد راهبرد اقیانوس آبی» را شناسایی کند. در این پژوهش از نرم افزار Micmac برای شناسایی پیش ران ها و از نرم افزار Scenario Wizard برای تعیین عدم قطعیت های کلیدی موجود در دیدگاه های 27 نفر از خبرگان حوزه های آینده پژوهی، بازی های دیجیتال و رسانه استفاده شد و بر اساس آن، با ایجاد دو محور عدم قطعیت کلیدی «راه اندازی کانال تلویزیونی بازی» و «رگولاتوری و تنظیم گری» به همراه وضعیت های محتملشان، چهار فضا برای سناریوپردازی به دست آمد. سپس، با تلفیق سناریوهای چهارگانه با ابزار چهاربخشی «حذف کاهش افزایش خلق»، سیمای راهبردی حرکت سازمان صداوسیما به سوی اقیانوس آبی مشخص شد. نتایج پایانی نشان داد که سازمان صداوسیما در بُردی دوسویه می تواند با بهره گیری از ظرفیت ها و فرصت های به دست آمده از کانال تلویزیونی بازی های دیجیتال، علاوه بر خلق مطلوبیتی جدید برای جذب غیرمشتری های سازمان (فعالیت در اقیانوس آبی)، با افزایش نرخِ پذیرش بازی های رایانه ای در جامعه سهم هر کس (خانواده، سرمایه گذار، بازی ساز و...) را در بزرگ سازی سبد مصرف بازی های دیجیتال و به دنبال آن، توسعه بازار بازی های دیجیتال کشور آشکار کند.
روابط عمومی و نقش آن در مدیریت بحران
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۷
41-58
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی و واکاوی روابط عمومی و نقش آن در مدیریت بحران است. ای ن پژوهش به روش توصیفی-تبیینی انجام شد و همچنین از روش مروری-کتابخانه ای برای واکاوی نقش روابط عمومی در مدیریت بحران استفاده شده است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که اگر سازمانی بخواهد که در کار خود موفق باشد بشدت نیاز به یک واحد مستقل به نام روابط عمومی دارد. همچنین یکی از معضلات بشر عصر حاضر، رویدادهای غیرمترقبه است. این رویدادها چه انسانها در ایجاد آن نقش داشته باشند و چه طبیعت آنها را ایجاد کند، خسارات و ضایعات گسترده ای را همراه می آورند. لذا بروز هر رویدادی از این قبیل، علاوه بر ایجاد خسارات و ضایعات جانی و مالی، ناپایداری ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نیز سبب می شود. نقشی که چنین روابط عمومی به عنوان بازوی مشاوره اصلی وامین مدیریت کل عملیات ایفا می کند، نه تنها باعث تسهیل وظایف اجرایی مدیریت خواهد شد، بلکه این امکان را هم به وجود خواهد آورد تا حتی از پیامدهای ناگوار سیاسی، اجتماعی، حقوقی و اقتصادی بالقوه بعدی نیز جلوگیری شود.
تحلیل و بررسی زمان سینمایی از دیدگاه نظریه دریافت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۲
135-162
حوزههای تخصصی:
ظرفیت های خاص عنصر زمان ، چونان علمی و هنری بودن آن ، که می توان در دراماتیک سازی پدیده ها مورد نظر قرار گیرد، ویژگی منحصربفردی به آن در مقوله سینما بخشیده و خوانش های متفاوتی را دامن زده است، خوانش هایی که منجر به دریافت های متنوع می شود و قابلیت های نمایشی آن را هر چه بیشتر آشکار می سازد. یک خوانش متفاوت را از دریچه ی نظریه دریافت و خصوصیاتی که در زمینه ی پژوهش های مختلف ایجاد می کند، می توان جستجو نمود.هدف اساسی این پژوهش، پاسخ دادن به این پرسش است که سینما چگونه زمان را عرضه می کند و مخاطب چگونه زمان را دریافت می کند؟ این مقاله توصیفی – تحلیلی است. وجه توصیفی آن بحث زمان از منظر متفکرین و تمرکز روی زمان سینمایی است و جنبه تحلیلی آن به بازنمایی زمان سینمایی از دریچه نظریه دریافت، پرداخته است .برای گردآوری اطلاعات نیز از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در نتیجه ی پژوهش نشان داده شده است که مواردی چون پایان باز، نشانه ها و رمزگان سینمایی، نگاه های منتقدانه ( نقد گرایی)، تکرار و دریافت ابعاد جدید، پرکردن فضاهای خالی داستانی، دریافت متفاوت و وابسته به شرایط فردی و فکری و پیشینی و در هربار تماشا و... ازجمله ویژگی هایی است که از طریق آن، مخاطب می تواند به دریافت پدیده زمان در سینما نایل گردد.
رفع تقابل بین حق آزادی بیان و اطلاعات با حق بر داده ها ی شخصی در رسانه ها از منظر حقوق اتحادیه اروپا و نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و نهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
153 - 173
حوزههای تخصصی:
احترام به حقوق و آزادی های اساسی بشر برای تداوم حیات هر جامعه مردم سالار، امری ضروری است. به همین دلیل در صورتی که حقوق اساسی مقابل هم قرار گیرند، باید به چگونگی برقراری تعادل بین آنها اندیشید و نمی توان به طور کامل از یک حق به دلیل وجود چنین تقابلی چشم پوشی کرد. از این موارد می توان به تزاحم بین حق آزادی بیان و اطلاعات با حق حفاظت از داده های شخصیِ اشخاص حقیقی در رسانه ها و مطبوعات اشاره کرد. توضیح اینکه متصدیان رسانه ها و مطبوعات در انتشار اخبار با طیف وسیعی از داده های شخصی در ارتباط هستند؛ آنان در همان حال که باید به طور مناسب و شفاف به شهروندان اطلاع رسانی کنند؛ نباید حق بر داده افراد را مورد تعرض قرار دهند. از این رو، چگونگی تحقق این امر در مقام عمل نیاز به چاره جویی دارد. پژوهش حاضر، به دلیل جستجوی پاسخ این مسئله از منابع حقوقی اتحادیه اروپا و سپس بررسی آن در نظام حقوقی ایران، ماهیتی توصیفی تحلیلی و تطبیقی دارد. روش پژوهش نیز اسنادی و کتابخانه ای است؛ به این ترتیب در پژوهش حاضر، اسناد مختلفی ازجمله اسناد قانونی نظام های حقوقی پیش گفته مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات صورت گرفته حکایت از این دارد که رسانه ها و مطبوعات زمانی می توانند مطابق با حق آزادی بیان و اطلاعات رفتار کنند که منافع عمومی، سرشناس بودن شخص موضوع خبر و ضرورت افشای آن با هدف شفاف سازی افکار عمومی، همچنین اطمینان از صحت اطلاعات و کسب آن از منبعی معتبر، را به صورت توأمان در نظر گرفته باشند.
تأملی بر چگونگی بازنمایی تاریخ ایلخانان در کتاب تاریخ 2 مقطع دوم دبیرستان
حوزههای تخصصی:
کتاب تاریخ 2 دوره ی دوم متوسطه، قرائتی از تاریخ ایران در دوره ی مغولان و ایلخانان به دست می دهد که بیش از اینکه ناظر بر یک بازنمایی هویت محور و مبتنی بر یک بازخوانی مسئله محور باشد و پیوندی میان آن تجربه های تاریخی با برخی مسائل روزگار کنونی برقرار کند، صرفاً با رویکردی توصیفی و البته فشرده به رشته ی تحریر درآمده است. آن چه مشخص است اینکه دوره ی حکومت مغولان در ایران، از منظر تداوم انگاره ی هویت و فرهنگ ایرانی و نحوه ی گذار تدریجی ایران از این دوره، در زمره ی یکی از مهم ترین دوره های تاریخ ایران به شمار می رود. تأکید بر این اهمیت از برخی منظرهای هویتی- فرهنگی البته در حیطه ی نهاد آموزش و پرورش است؛ نهادی که مهم ترین و مقتدرترین نهاد در فرهنگ سازی و تقویت بن مایه های هویتی در جامعه محسوب می شود. در این پژوهش که با روش تحلیل محتوا انجام خواهد گرفت، تلاش می شود تا با تاکید بر مسئله ی هویت و پیوند آن با نهاد آموزش، نقدی بر محتوای کتاب درسی تاریخ 2 دوره ی دوم متوسطه از منظر بازنمایی و بازخوانی تاریخ ایران دوره ی ایلخانان مغول برود. فرضیه اصلی این پژوهش این است که محتوای توصیفی این کتاب در آن چه که به تاریخ مغولان مربوط می شود، نمی تواند بازنمایاننده ی مهم ترین مسائل هویتی- فرهنگی این دوره ی تاریخی باشد.
ارزیابی طرح تربیتی حلقه های صالحین؛ مورد مطالعه شهرستان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پارادایم کیفی و با استفاده از روش های مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته و تحلیل مضمون، به ارزیابی حلقه های صالحین شهرستان دزفول پرداخته است. پژوهش در سه محور کلی کودکان، نوجوانان و جوانان در دو زیرمحورِ برنامه های اجراشده و موانع اجرای برنامه ها انجام گرفته است. نمونه ای از این برنامه ها و موانع در محور کودکان عبارتند از: برنامه ها: داستان گویی متناسب با سن کودک، اخلاق نظری تشکیلاتی، جهت دهی به استعدادها؛ موانع: تأثیر منفی فضاهای بیرون از حلقه، وجود الگوهای نامناسب، کمبود نیروی انسانی سرگروه. همچنین نمونه ای از برنامه ها و موانع محور نوجوانان عبارتند از: برنامه ها: کتاب خوانی، ترسیم جبهه حق و باطل، تشکیلات درون حلقه ای. موانع: تأثیر مخرب مدارس، نبود سازوکاری مطلوب برای جذب و تثبیت، دعوت نکردن افراد متخصص. در نهایت نمونه ای از برنامه ها و موانع محور جوانان عبارتند از: برنامه ها: خودآگاهی بخشی به متربیان در مسیر رشد، برنامه های تشکیلاتی درون مساجد، دعوت اساتید به حلقه ها. موانع: کمبود نیروی انسانی سرگروه، بی توجهی نهادینه شده به تربیت تشکیلاتی، مشکلات شغلی معیشتی سرگروه های حلقه های جوانان؛ در نهایت می توان به این نتیجه دست یافت که به رغم اجرای بخش قابل توجهی از برنامه های مذکور در اسناد بالادستی، حلقه های صالحین شهرستان دزفول با مشکلات متعددی در این مسیر روبه رو هستند که برای ادامه حرکت در مسیر سیاست گذاری این طرح، لازم است به رفع آن ها پرداخته شود.