ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
۱۹۰۲.

هویت اشراقی حکیم شهید سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۲۷۶
" پیشوای مکتب اشراق، با گرایش به نور که پناهگاهی آرامش‌بخش برای روح انسان محسوب می‌شود، به تبیین، ‌اصلاح و احیای حکمتی پرداخت که طریقتی را ارایه می‌کند که انسان جویای حق و عدالت و عاشق طریقت با احاطه بر برهان و مراقبه و تامل درونی، به معرفت حقیقی و اشراق یعنی به هویت راستین خویش نایل می‌آید. این حکمت، که در آن ذوق و شهود با برهان و نظر همراه می‌گردد و از آن نیز برتری می‌یابد، تجلی معرفت در جان انسان می‌شود و او را از خود بریده و به خدا پیوند می‌دهد. در این دیدگاه، حکیم راستین و متاله است که شایسته‌ رهبری جامعه‌ انسانی است و می‌تواند با ایجاد مدینه‌ فاضله، بشریت را به سوی سعادت واقعی سوق دهد. خمیره‌ و بنیان این حکمت را حکیمان پارس پایه‌گذاری کردند، و افلاطون و دیگران آن را پی گرفتند لذا، این حکمت که حکیم ما احیاگر آن است بیش از هر چیز پارسی (ایرانی) است، اما با وحی قرآنی و اندیشه‌ محمدی(ص) همسان است؛ چه در پی تحقق عدالت و سعادت و فضیلت است. این احیاگری، نه جبنه‌ شعوبی‌گری دارد و نه ملی‌گرایانه است، بلکه در پی تحقق حق و عدل است و نمونه‌ آن را در انبیا و ملوک ایرانی و حکیمان پارس ـ که برخی از آن‌ها پیامبر نیز هستند ـ و متاله می‌یابد. پس تقسیم‌بندی او به شرق (عالم مینوی و نورانی) و غرب (عالم ظلمانی و این جهانی) تقسیم جغرافیایی نیست، بلکه معیار آن حق و باطل، نور و ظلمت و عدل و ظلم است که بیش از هر جا در شرق (پارس) تجلی یافته است، ولی در اصل هویتی انسانی، آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه و سعادت‌جویانه است. "
۱۹۰۴.

مدرنیته، بازاندیشی و تغییر نظام ارزشی در طایفه دهدار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سنت مدرنیته جهان وطنی بازاندیشی نظام ارزشی اشاعه طایفه مدرنیته پیوندی جهان-محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۳۹
هدف این تحقیق بررسی تغییر نظام ارزشی طایفه دهدار در فارس بوده است. ابتدا به بررسی مبانی نظری پرداخته ایم و در این زمینه مسئله اشاعه و رابطبین سنت و مدرنیته از دیدگاه هایی همچون مدرنیته پیوندی و بازاندیشانه و جهان-محلی شدن مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش از روش تحقیق میدانی استفاده شده است. افراد مورد مصاحبه عمیق قرار گرفته اند. این مصاحبه ها مبنای اصلی داده ها بوده است. تحلیل داده ها نیز از طریق یکی از شیوه های تحقیق کیفی، یعنی تحلیل چارچوب، صورت گرفته است. یافته ها حاکی از این است که ارزش های متعلق به فرهنگ بومی نه تنها از میان نرفته اند بلکه همچنان به حیات خود ادامه داده و با ارزش های مدرن درآمیخته و ترکیبی جدید پدید آورده اند که برخی آن را فرافرهنگ نامیده اند.
۱۹۰۵.

زندگی روزمره و مراکز خرید در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۲۱ تعداد دانلود : ۳۳۵۰
هدف نویسندگان بررسی زندگی روزمره در جامعه ایرانی از خلال مطالعه مراکز خرید است. نکته مهم این است که دریابیم مراکز خرید چگونه به موقعیتی برای نمایش فرودستان شهری و اقلیت های فرهنگی در جامعه ایرانی بدل می شوند. داده های این مقاله به کمک روش های کیفی (مصاحبه، گفت و گو و مشاهده) جمع آوری شدند و سپس بر اساس نظریه های مطالعات فرهنگی مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتیجه آن که در مراکز خرید مورد مطالعه گروه های فرودستی چون زنان خانه دار، مردان بازنشسته، جنوب شهری ها، و نوجوانان مورد وارسی قرار گرفته اند. همه این گروه ها به نحوی متفاوت از رویه های جاری مراکز خرید را مورد بهره برداری قرار داده اند، بنابراین حضور آن ها در این مراکز حاوی معانی پنهانی است که منتقد فرهنگی دست به اکتشاف آن ها می زند.
۱۹۱۲.

ملیت و هویت : تاملی در نسبت ملیت و هویت ایرانی در افکار کاظم زاده ایرانشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۲۹
حسین کاظم زاده ایرانشهر در زمره‌ روشنفکران ناسیونالیست عصر رضا ‌شاه است که در آثار خود به تامل در باب ملیت، ترقی، تجدد و دین و نسبت این مفاهیم با یکدیگر پرداخته است. مفهوم اصلی اندیشه ایرانشهر ملیت است. او ملیت را مبنای هویت ایرانی و یگانه وسیله‌ ترقی و پیشرفت ایران می داند. ایرانشهر، سیاست، دین، زبان و اخلاق را ارکان ملیت می داند و با تاکید بر همسانی های ظاهری تشیع و آیین زرتشت می کوشد دین را لباس ملیت بپوشاند و تشیع را اسلام ایرانی معرفی نماید. تلاش ایرانشهر برای پی ریزی یک هویت ایرانی ناب بر مبنای ملیت، موجب شده است که او از تاثیر عمیق اسلام و غرب بر هویت ایرانی غفلت نماید. این مقاله با تشریح افکار ایرانشهر در مورد هویت ایرانی به نقد و ارزیابی مفاهیم بنیادین اندیشه‌ او می پردازد.
۱۹۱۳.

درباره منشا فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۶۵
توانایی مغز انسان های اولیه چقدر بوده است؟ چه زمانی به وجود آمد؟ چه خصایلی انسان اندیشمند را از انسان های دیگر متمایز می کنند؟ با تکیه بر تعداد قابل توجه پژوهش های جدید، از این پس این امکان وجود دارد که بتوان موضوع پیدایش فرهنگ را در بین انسان ها تشریح کرد...
۱۹۱۴.

انسان و ماده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۲ تعداد دانلود : ۷۳۵
می دانیم که هدف مردم شناسی مطالعه ضمیر ناخودآگاه جمعی، رسیدن به خصوصیات عام تمامیت زندگی اجتماعی و فرهنگی و توصیف و تشریح و تحلیل آن با استفاده از روش تعمیم متکی به یک نظام پیوسته و فهم این مسئله که چگونه ده ها رشته متکامل بشری در وجود انسان به هم مرتبط می شوند، از انسان سرچشمه می گیرند در وی متمرکز می شود و حاصل او است. بنابراین علم مردم شناسی که موضوع آن انسان و فرهنگ اوست، شیوه زیست انسان را بر روی زمین مورد مطالعه قرار می دهد و در این راستا به بررسی سه نوع رابطه می پردازد...
۱۹۱۵.

تخت جمشید، از معبد تا تختگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵۵ تعداد دانلود : ۱۷۶۶
نام اصلی تخت جمشید در دوره هخامنشی «پارسه» بوده است. در این بررسی، نخست علل انتساب عنوان «تخت جمشید» و چگونگی نسبت دادن این تختگاه بزرگ هخامنشی به جمشید، پادشاه اساطیری ایران باستان، بازگو می شود. آن گاه نظریه های دو دسته از ایران شناسان درباره کارکرد اصلی تخت جمشید مطرح می گردد. دسته نخست برآنند که تخت جمشید صرفا تختگاه اداری و سیاسی پادشاهان هخامنشی بوده، اما گروه دوم معتقدند که تخت جمشید تختگاهی آیینی و حتی صرفا یک معبد بوده است. از روی شواهد و مدارک بازمانده، به ویژه سنگ نبشته های فارسی باستان و الواح عیلامی می توان اثبات کرد که علاوه بر اجرای امور اداری و سیاسی، تشریفات آیینی گسترده ای – به خصوص آیین های مربوط به نوروز و مهرگان – در این جا به اجرا در می آمده است. از این رو، می توان بر فرضیه تختگاه آیینی بودن تخت جمشید تاکید ورزید و جنبه پایگاه اداری سیاسی آن را کم رنگ دانست و در نتیجه، تخت جمشید را نمی توان صرفا یک معبد قلمداد کرد.
۱۹۱۶.

هویت مدرن دینی و طرح ناتمام روشنفکری ؛ تاملی در نظریات هویت شناختی دکتر عبدالکریم سروش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۷۶
مقاله‌ی حاضر در پی تبیین مفهوم و منزلت هویت، در آرای معرفت‌شناختی دکتر عبدالکریم سروش، به‌عنوان یکی از روشنفکران دینی در ایران معاصر است، و فرض این است که هویت‌ها اغلب مولود معانی و تعابیر روشنفکران و اندیشمندان است و در قالب‌هایی که آن‌ها تعبیه می‌کنند ساخته و پرداخته می‌شود. نگارنده، به جست‌وجو‌ی معنای هویت و مبانی نظری شناخت هویت در آرای ایشان پرداخته و به اتکای یافته‌های خود، عناصر و دقایق گفتمان وی را تبیین و مولفه‌های هویت ایرانی را در نگاه او مشخص می‌کند. بر این اساس، پاسخ سروش به چرایی بحران هویت در میان ایرانیان، و راهبرد وی برای برون‌ رفت از آن نیز تبیین شده و نگارنده را در نقد طرح فکری و چارچوب‌های معرفتی او یاری می‌کند. نقدی که بیش‌تر بر تناقضات درونی طرح او تاکید دارد و شناخت او را از مولفه‌های هویت ایرانی و رویکرد نظری‌اش، ارج می‌نهد.
۱۹۱۷.

انسجام منزلتی و خودکشی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صنعتی‌شدن انسجام منزلتی تضاد نقش تقدم‌های هنجاری خودکشی زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۶ تعداد دانلود : ۹۵۶
" این تصور دورکیم که درجه انسجام اجتماعی با میزان خودکشی رابطه معکوس دارد، نقطه شروعی برای نظریه خودکشی گیبس و مارتین است؛ بنابراین، نظریه انسجام منزلتی گیبس و مارتین مبتنی بر نظریه خودکشی دورکیم است. از دیدگاه این نظریه، که بر حسب پنج اصل موضوعه بیان گردیده است، میزان خودکشی تابعی است از درجه انسجام منزلتی یک جمعیت. نظریه گیبس و مارتین به‌طور گسترده‌ای مورد آزمون تجربی واقع شده است و اغلب این تحقیقات که عمدتًا از داده‌های در سطح کلان و داده‌های طولی استفاده نموده‌اند، اصول موضوعه این نظریه را تایید نموده‌اند. از این‌رو، با توجه به اینکه این نظریه به زبان فارسی معرفی نشده است، در این مقاله سعی گردیده ضمن معرفی استخوانبندی اصلی این نظریه، بر روی یکی از جنبه‌های آن، یعنی میزان مشارکت زنان در نیروی کار، به عنوان شاخصی از تضاد نقش برای تبیین خودکشی زنان تاکید شود. گیبس معتقد است که این نظریه به لحاظ قابلیت آزمون، دامنه و دقت پیش‌بینی بر نظریه‌های جایگزینی چون نظریه دورکیم و هنری و شورت تفوق دارد.
۱۹۱۸.

ایرانشناسی: اشتراکات و روابط فرهنگی ایرانیان و ارمنیان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۳۹
" روابط فرهنگی ایرانیان و ارمنیان از بیست و هشت سده پیش آغاز می‌گردد و ریشه‌های عمیق فرهنگی، ایرانیان و ارمنیان را به هم پیوند می‌دهد. سرزمین ارمنستان، ادامه‌ فلات ایران زمین است. هر دو قوم از نخستین خاستگاه اقوام آریایی به حرکت در آمدند و در سرزمین‌های کنونی ساکن شدند. زبان ارمنی پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی دارد. نام‌های کهن ارمنی، نام‌های اصیل هخامنشی و اشکانی است. ایرانیان و ارمنیان در روزگار هخامنشیان و اشکانیان دین واحدی داشتند. هر دو قوم جشن‌های مشترکی دارند که سابقه‌ای دو هزار و هفتصد ساله دارد، و هم اکنون ارمنیان، این جشن‌ها را در قالب مسیحیت برگزار می‌کنند، هیچ قوم و ملتی به اندازه‌ ارمنیان به ایرانیان نزدیک نمی‌باشند و در حقیقت تشکیل یک خانواده را می‌دهند. در این مقاله گوشه‌هایی از روابط و اشتراکات فرهنگی ایرانیان و ارمنیان بازگو می‌شود. "
۱۹۲۰.

عید نوروز در گفتگو با دکتر میرجلال الدین کزازی

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان