"در این پژوهش«فرهنگ و سواد تغذیهای زنان در شهر شیراز»بررسی شده است.برای انجام این تحقیق، 499 زن در سنین بالاتر از 15 سال با روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی انتخابی گردیدند.با توجه به اینکه زنان بعنوان مهمترین عامل در تهیه مواد غذایی و مشخص کردن سبد غذایی خانوار بمشار میآیند، بهمین جهت آگاهی آنها از کیفیت مواد غذایی و تأثیر آن بر سلامت و تأمین نیازهای بدن و نیز باورهای آنها در مورد نحوه استفاده از مواد غذایی، شیوه تهیه و نگهداری آنها، نقش عمدهای را در تغذیه خانوار ایفا میکند.
یافتهها نشان میدهد که با وجود آگاهی تعدادی از زنان از بهترین شیوههای مصرف مواد غذایی، باز هم استفاده از شیوههای مطلوب، چندان متداول نیست.بطور کلی، در انتخاب مواد غذایی، بیشتر از این که نیاز اعضای خانوار در نظر گرفته شود، در دسترس بودن مواد و ذائقه اعضای خانوار ملاک قرار میگیرد.
"
دوران گذار از جامعه سنتی به مدرن از جهات گوناگون مورد توجه جامعه شناسان و صاحبنظران علوم اجتماعی بوده است و بسیاری از نظریه پردازان به نوعی مبنای نظریه اجتماعی خود را به شرایط اجتماعی ویژه دوران گذار ارتباط داده اند. از وارد شدن به جزییات این مباحث خودداری کرده، سعی کرده ایم از منظر اینگلهارتی به آن توجه کنیم.
"سؤال اصلی مطرح شده در این مقاله این است که : ""تغییرات فرهنگی در ایران معاصر بر اساس کدام یک از دو فرآیند، تعارضی یا توافقی صورت می گیرد؟ آیا این روند پیوستاری مشتمل بر روندهای توافقی- تعارضی است؟"" سؤال فوق با این فرض که جامعه ایران دچار تغییر شده و نیروهای اجتماعی مؤثر در جراین تغییر در مقایسه با گذشته متفاوت می باشند، بررسی شده است. از طرف دیگر، در جامعه شناسی نظری به تبیین نحوه تغییرات ایجاد شده بر نقش عوامل متعددی، که بعضی مواقع همگرایی دارند و در بعضی موارد معارض با هم اند،اشاره میشود.
برای شناسایی روند تغییرات، ضمن بررسی موضوعات نظری و انتخاب رویکرد نظری جدید، به طراحی مطالعه تجربی در کل کشور پرداخته ایم. در این بررسی که با حجم نمونه 2532 میباشد از تکنیک پرسشنامه بهره گرفته ایم. بسیاری از سوالها به سنجش روند تغییرات فرهنگی کمک می کنند.
پس از بررسی اطلاعات به دست آمده، نتایج زیر حاصل شد: تغییرات فرهنگی بر اساس پیوستاری که در بردارنده دو فرآیند مکملی تعارضی و توافقی است، صورت گرفته است با وجود اینکه بسیاری از مردم به طور توافقی میل به ارزشهای مشترک جدید و نزدیک به هم، از قبیل اهمیت قایل شدن باری خانواده، دین، سیاست، دوستان، و جهان مدرن دارند، ولی در اینکه چه تفسیری از ارزشهای جدید (بر اساس سن، جنس، و تجربة زندگی) دارند، متفاوت و بعضاً معارض می باشند. برای نمونه بعضی از تفاوت ها عبارتند از میزان مشارکت زنان در مقایسه با مردان در تصمیم گیری درون خانواده، نحوه انجام دادن عبادات جوانان در خانه در مقایسه با پیران در مقایسه با دولت دموکرات برای جوانان و … در حالی که اکثریت مردم ایران دارای ارزشهای مشترک و شبیه به هم - چون اهمیت قایل شدن برای خانواده، دین، دوستان، کمک به دیگران و کار و سیاست- هستند"